مرضيه باباحاني زني چهل ساله كه دو برادرش به دست رژيم اعدام شده اند ديروز در اعتراض به بندو بست ننگين دولت فرانسه با رژيم ايران دست به حودسوزي زدو در بيمارستان در اثر شدت سوحتگي درگذشت.
ندا حسني در و حشمت زندي درلندن...نادر ثاني..محمد و كيلي فر و صديقه مجاوري نيز اقدام به خودسوزي كرده اند. به نوشته ديدگاه و جنگ خبر مريم رجوي از زندان پيام فرستاده و از هوادارانشان تقاضا كرده كه از اقدام به خودسوزي خودداري كنند.
در اين ميان جمعي از هنرمندان و شاعران و نويسندگان هم بدون اما واگر و منت گذاشتن زد و بند دولت فرانسه و معاميه بر سر پناهندگان و مبارزان ايراني را محكوم كرده اند. در ميان امضاها نام هاي مينا اسدي..رضا دقتي..اسماعيل اوجي..اسماعيل خويي...ياور استوار..ايرج جنتي عطايي...سيروس ملكوتي....گيسو شاكري و اسفنديار منفرد زاده به چشم ميخورد.
امروز 1300 نفر پليس فرانسوي در پاريس به مقر مجاهدين حمله كرده و 165 نفر را دستگير كردند. مريم رجوي. .صالح رجوي ..منوچهر هزارخاني و ابوالقاسم رضايي در ميان دستگير شدگان هستند.
اين عمل طبق حكم يك قاضي فرانسوي به جرم ؛ طراحي عمليات تروريستي؛ صورت گرفته است!!!.
طبق گزارش ايرنا آصفي گفته كه ايران از مدتها قبل انتظار چنين عملي را داشته است.
مسلما حالا مقامات ايراني با دمشان گردو مي شكنند كه سالها نتوانستند مبارزان را دستگير كنند و حالا دولت فرانسه برايشان به عنوان جلاد عمل ميكند و مخالفانش را دستگير ميكند.
دولت هاي استعماري از خيزش هاي اخير مردم ايران به اندازه دولت ايران نگرانند. آنها هم نمي خواهند سهم سفره حضرت عباسشان را از دست بدهند.به نوشته كميته بين المللي دفاع از حقوق پناهندگان اين عمل پيش شرط يك قرارداد 2 ميليارد دلاري نفتي با شركت فرانسوي توتال است. مشخص است كه هر رژيم مردمي در ايران سر كار بيايد ديگر نفت و خاك ايران را مجاني به اين آقايان نخواهد داد. اين است كه قاتلين بختيار را آزاد ميكنند و بدون محاكمه به ايران ميفرستند اما مبارزين را بدون هيچ بهانه اي دستگير ميكنند.
دولت سوريه هم ديروز دو نفر از اعضاي كميسيون حارجي شوراي ملي مقاومت به نامهاي جميل بسام و ابراهيم خدابنده را كه در انگليس به مدت 25 سال پناهنده سياسي بودند و براي ديدار خانواده شان از انگليس به سوريه آمده بودند پس از 45 روز دستگيري و شكنجه تحويل ايران داد. آنها هم اكنون در بند 209 اوين زير شكنجه هستند.
اين ها زير پا گذاشتن حقوق پناهندگان براي منافع حقير اقتصادي است.مجاهدين قوي ترين گروه اپوزيسيون ايران هستند. امروز مجاهدين فردا نوبت كي خواهد بود؟
از سايت ديدگاه:علي ناظر: چند سوال کوتاه
امروز مجاهدين، فردا نوبت کدام نهاد مخالف رژيم خواهد بود؟
امروز خدابنده و بصامي، فردا نوبت کدام عضو سازمان اپوزيسيون خواهد بود؟
امروز معامله بر سر مجاهدين، فردا معامله بر سر چه خواهد بود؟
امروز مادران پير مجاهد، فردا نوبت مادر چه کسي خواهد بود؟
***********
پي نوشت:
به گزارش رويتر امروز (چهارشنبه) يك زن به نام مرضيه بابك خاني نيز در پاريس به عنوان اعترا ض حود را به آتش كشيد. او نيز به بيمارستان منتقل شده است. رويتر در باره وضع جسمي او گزارشي نداده است.
.
Saturday, June 14, 2003
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان ميكنند
حمله وحشيانه انصار حزب الله به خوابگاههاي دانشجويان
همراه با اركستر نظاره از طرف نيروي انتظامي و زهرخند سكوت از سوي سردار شرمندگي.
تصاوير ديگر سايت روشنگري حمله به كوي نصر دانشگاه علامه
اگر اين عكس ها را ديديد از انصار حزب الله به دليل اين وحشيگري ها ناراحت نشويد. آنها فريب خورده هستند. مقصر :
اصلي دانشجو ها هستند . جناب معين وزير علوم در سحناني گهر بار مي فرمايند: دانشجويان در زمينهي حفظ امنيت خوابگاهها اصليترين نقش را دارند زيرا نبايد ناخواسته فضا را براي تجاوز فريبخوردگان و گروههاي فشار به حريم مقدس دانشگاه و يا خوابگاهها مساعد كنند
يعني نيروهاي لباس شخصي كه با چماق و ميله آهني و قمه و باتوم و پنجه بكس و حتي تير بار و تفنگ وارد خوابگاه مي شوند و از دختر و پسر دانشجويان را به قصد كشت مي زنند يا از پنجره به پايين پرت ميكنند يك مشت فريب خورده هستند!!! تصديق مي فرماييد كه اگر اين دانشجويان شروع به اعتراض نمي كردنددليلي نبود كه برادران انصار جاي گرم و نرم شان را و ل كنند و بيايند و براي يك لقمه نان ميله هاي سنگين آهني را بلند كنندبزنند به فرق دانشجويان.
چطور است به انصار حزب اله حق بدي آب و هوا هم پرداخت كنيد. كار اينها شاق است!!. بايد قمه و چاقوي تيز به دست بگيرند و احتمال بريده شدن دستشان ميرود. اگر زنجيرها به عوض اينكه صورت دانشجويان را پاره كند به سر حودانصار فرود بيايد چي؟
اصلا معلوم نيست به اينها براي پاك كردن خونهاي دانشجويان از روي لباسهايشان هزينه شست وشو پرداخت ميشود يا نه؟
*********
برخي دوستان مي نويسند كه ملت ما بلوغ فكري يا لياقت تغيير را ندارد . ملتي كه فرزنداني چنين دلير در دامن پرورده لياقت بهترين ها را دارد. اين ها كودكان انقلاب هستند. با داده هاي همين حكومت ضد مردمي بزرگ شده اند. هر گز طعم آزادي را نچشيده اند اما آزادگي در خونشان است.
تكليف نيروهاي ؛فريب خورده؛ روشن است اما نيروهاي انتظامي جا دارد كه به صف مردم بپيوندند. بين روشنايي و تاريكي انتخاب طبيعي روشنايي است مگر براي خفاشان شب.
مي گويند اينها بروند كي بيايد؟از كجا معلوم كه يكي ديگر بهتر از اين باشد؟!!!
. آيا لياقت ماهمين است؟پس آيا بايد به اين حكومت ضرب و شتم و خفقان و كشتار رضايت داد؟
بايد كلاهمان را قاضي كنيم و ببينيم آيا اينها بهانه هايي بيش نيست براي همراهي نكردن با مردم؟ بهترين راه توجيه بي عملي و انفعال كوبيدن آنهايي است كه مبارزه ميكنند. آنها يا بي عقل و ساده هستند!!يا نمي فهمند چه ميكنند يااحساساتي هستند. آدم هاي عاقل ماهستيم كه با حساب دو دو تا چهار تا به زندگي عادي ادامه ميدهيم. منتظريم يكي ديگر بريزد در خيابان و يكي ديگر مبارزه كند..يكي ديگر دستگير شودتا حكومتي كه ؛ ما ؛ ميخواهيم بيايد....
*********
آقاي خاتمي كه براي عراق نسخه دمكراسي مي پيچد ترجيح داده در باره مسائل ؛نامبرم؛ مملكت خودش سكوت كند.رفراندم را براي عراق پيشنهاد ميكند اما به ايران كهميرسد سكوت مي كند وشرمنده تر ميشود.
خواست مردم يك رفراندم تحت نظارت سازمان ملل است. ببينيد چند نفر شما را ميخواهند. . جند نفر خواستار تغيير حكومت هستند؟.
شما كه امت هميشه در صحنه و چهارصد ميليوني پشت سرتان است از چه ميترسيد؟
حاشا و كذا....
Thursday, June 12, 2003
آزادي انصار منوط به آزادي دانشجويان تيتر از ديدگاه
به نوشته ايسنا تجمع كنندگان مقابل كوي دانشگاه سه تن از انصار حزب الله را دستگير كردند و دراطلاعيه شان و همچنين ديدار با نمايندگان مجلس آزادي آنها را منوط به آزادي تمامي دانشچويان دستگير شده كردند.. در خبر بعدي ايسنا آمده كه دو تن از دانشجويان دستگير شده توسط نيروي انتظامي آزاد شدند. (همانقدر كه سعيد عسگر مجازات شد حتما اينها هم محازات خواهند شد!!).
ايسنا در خبر بعدي نوشته است كه اين سه تن به مقامات انتظامي و وزارت اطلاعات تحويل داده شدند. امادانشجويان دوباره در مقابل مديريت دانشگاه تجمع كردندو به اينكه هنوز همه دانشجويان دستگير شده آزاد نشده اند اعتراض كردند.
. دستگير شدگان با حود بي سيم و گاز اشك آور به همراه داشتند. يكي شان گفته است كه هر كارمند شهرداري حالا بي سيم به همراه دارد البته من كارمند شهرداري نيستم. هز پزشكي هم گاز اشك آور به همرا ه دارد و اين راپشت شهرداري هم ميفروشند! البته بنده پزشك هم نيستم....
. بقيه اش را اينجا بخوانيد
×××××××××××
آيا ميشود كه 25 سال غارت و چپاول و كشتار بدون عكس العمل بماند؟ نتيجه اش همين ميشود كه به هر بهانه اي اصناف مختلف به خيابان ها ميريزند و حقوق ابتدايي شان را ميخواهند. .وقتي كارد به استخوان برسد .....
شنيده ام اين روزها قيمت خانه در كانادا رفته بالا....
به گزارش خبرگزاري زاگرس در شهرهاي اراك ..اهواز و اصفهان نيز تظاهرات بر پا بوده است.
در حالي كه ايسنا ميگويد كه پليس ميخواسته بين مردم و لباس شخصي ها حائل شود ...خبرنگار راديو فردا در گزارش زنده ميگفت كه پليس در گيشا مردم را محاصره كرده و حتي اقدام به شليك گلوله هاي پلاستيكي نيز كرده است. در اين تظاهرات نكته مهم شركت چشمگير مردم بوده است. مردم با حضور خود چه در ميدان تظاهرات چه با بستن راه به روي خود روهاي انتظامي از دانشجويان پشتيباني كردند.
در تظاهرات به بانكها و معازه هاي دولتي هم خسارت وارد شده است.
×××××××××××
جاي آن دارد كه در باره اعتصاب غذاي كارگران چيت سازي بهشهر جداگانه و مفصل تر بنويسم. آنها بين سه ماه تا 27 ماه است كه حقوق نگرفته اند. پنج نفرشان در حال مرگ هستند. .
در حالي كه گردن مقامات هر روز كلفت تر ميشود و براي ثروت هاي باد آورده شان محل خرج پيدا نميكنند شريف ترين انسانهاي ما با مرگ دست و پنجه نرم مي كنند.
دوستان عزيز
همين حالا يك سكته قلبي از بيخ گوشم گذشت!
اولش خودم ناز كرده بودم و نمي نوشتم. گفتم وانمود كنم مثلا سرم شلوغ است!مردم ميذارن ميرن لب درياچه.من هم دنبال حوضي چيزي مي گشتم ببينم ميتونم كارهاي عقب افتاده راتمام كنم يا نه ... امروز كه ديگر طاقت نياوردم و ميخواستم هم جواب بعضي كارشناسان! را بنويسم و هم در باره مسائل مبرم مملكت نظر بدهم ديدم كه بلاگر صفحه مرا مورد لطف قرار داده و شامل قانون جديد بلاگر (فرمات جديد )كرده.
هر چي نوشتم تبديل شد به خرچنگ و قورباغه. به گمان خودم زرنگي كردم و با يونيكد يه چيزي نوشتم اما وقتي پابليش كردم تمام نوشته هاي قبلي به همان بلا دچار شد!
خلاصه آرشيو و همه نوشته هاي يك سال و اندي پيوست به لقا الله
!.
دو تا ايي ميل جانانه به بلاگر و دو تا كامنت هشدار دهنده! يكي در وبلاگ خسن آقا و يكي دروبلاگ شبح و گشتن دنبال يك هوست ديگر!حاصل اين ساعات بود!
تا اينكه توسط امواج حاصله از فرستنده اي پارازيت فكر كردم سري به
setting
بزنم.
در قسمت
formatting
با عوض كردن
encoding
!به يونيكد مشكل حل شد!
××××××××××
بلاگر در جواب ايي ميل هايم نوشته كه فحش گرفته شده پس داده نميشود!.....
Tuesday, June 03, 2003
پناهجويان بي پناه...
اعتصاب غذاي عباس اميني توجه افكار عمومي را به مسائل پناهندگان و بدرفتاري هايي كه با آنان ميشود جلب كرد. هنگامي كه يك دادگاه راي دادگاه ديگري را كه طبق آن بايد وضعيت پناهندگي عباس اميني دوباره مورد رسيدگي قرار ميگرفت رد كرد و به او اجازه اقامت دائم در انگليس را داد عباس اميني گفت من خوشحال نيستم. چرا دوستان من بايدبرگردند و من بمانم؟
اعتراض عباس اميني تبديل به يك اعتراض عمومي عليه سياست هاي دولت انگليس در برابر پناهندگان شد. باعث شد تا بسياري چشم هايشان را به روي واقعيت هاي زندگي پناهنجويان باز كنند. عباس اميني گقت به اين دليل زنده ميماند كه بتواند به مبارزه اش ادامه بدهد..
×××××××××××××××××××××××××
پناهنده كسي است كه به دلايل واضح و قابل اثبات از ترس اذيت و آزار به دلايلي چون :نژاد..مذهب..مليت...عضويت در يك گروه اجتماعي...يا به دليل عقايد سياسي در خارج از كشور خود به سر ميبرد و قادر نيست يا به دليل ترس حاضر نيست به آن كشور بازگردد (خود را تحت قوانين آن كشور قرار دهد)
.
پناهجو كسي است كه در خارج از كشور خود به سر ميبرد و منتظر است كه به او پناهندگي اعطا شود.
جنگ هاي فراواني كه دراثر سياست هاي سودجويانه كشورهاي اروپايي و امريكا در دنيا به راه افتاده است همراه با سياست هاي پشتيباني و مماشات با ديكتاتورها...باعث و باني آوارگي بسياري از مردم در دنياست.
ميليونها افغاني در جريان جنگ هاي افعانستان به ايران پناهنده شدند. ميليونها فلسطيني در سراسر دنيا آواره هستند. صدها هزار كرد از دست صدام و دولت تركيه به اروپا پناه برده اند. ميليونها عراقي آواره اند. .
ميليونها ايراني نيز به دليل سياست هاي دولت و از ترس جانشان آواره دنيا هستند. ما شايد ترس ديگر پناهندگان را متوجه نشويم. اما با توجه به تعريف پناهنده از طرف سازمان ملل آيا هر زني در ايران كه نخواهد روسري سرش كند مشمول حق پناهندگي نيست؟ هر زني كه بخواهد كودكش را پيش خودنگاه دارد...هر زني كه به دليل قوانين ضد انساني نميتواند طلاق بگيرد يا از خانه خارج شود يا مطابق ميلش لباس بپوشد يا در رشته دلخواهش درس بخواند يا دست پسري را كه دوست دارد بگيرد يا به جرم بوسيدن شاگرد شوهرش به شلاق محكوم شود آيا مشمول حق پناهندگي نيست؟هر انساني كه با دخالت دولت در امور روزانه زندگيش مخالف باشد آيا مشمول حق پناهندگي نيست؟هر كسي كه عقيده ا ي مخالف دولت داشته باشد آيا مشمول حق پناهندگي نيست؟
(( به شرطي كه از كشور بتواند خارج شود!)
چند نفر در ايران به دليل خواندن روزنامه يا داشتن يك اعلاميه شكنجه و اعدام شده اند؟ چند نفر به دليل رقصيدن در جشن تولد به شلاق محكوم شده اند؟چند نفر در چشن عروسي شان شلاق خورده اند؟ اينها ترس هاي واهي نيست. ترس جزيي از زندگي روزانه هر ايراني است..
اينها ترسهايي است كه ما با آنها آشنا هستيم. مجسم كنيد كسي كه شش سال در زندان بوده و تحت شكنجه قرار گرفته و بالاخره توانسته از ان جهنم در برود بايد براي برنگشتن به اين محيط و از ترس جانش لب و چشم و گوشش را بدوزد تا بهش اجازه ماندن بدهند.
به نظر من هر انساني كه به هر دليلي حاضر ميشود شرايط شاق پناهندگي را تحمل كند مسلما نميخواهد به كشورش برگردد و بايد به آنها حق پناهندگي داده شود..
پناهندگان اكثرا با تحمل خطرات بسيار از كشورشان خارج ميشوند. همه زندگي خود را در كشورشان از دست ميدهند. آرزويشان زندگي در يك محيط آرام است. پس از رسيدن به كشور مقصد اكثرا در كمپ هايي كه بيشتر به زندان ميماند جا داده ميشوند. فرق اين كمپ ها با زندان در اين است كه در اين كمپ ها زن و مرد و كودك باهم زندگي ميكنند. همه در . اضطراب هستند.به خواسته هايشان رسيدگي نميشود. موارد زيادي بوده كه پناهندگان پس از چند سال انتظار جواب منفي دريافت كرده اندو دست به خودكشي زده اند.
حيلي ها به شرايط ناگوار زندگي در اين كمپ ها اعتراض كرده اند. كمپ وومرا در استراليا يكي از مشهورترين اين كمپ هاست كه توسط يك شركت خصوصي امريكايي اداره ميشودو مقامات آن به سركوب پناهندگان و بدرفتاري با آنها معروفند..
در آخر به يك موضوع ديگر هم بايد اشاره كنم. بعضي پناهندگان دلايل سياسي براي پناهندگي ندارند اما با طرقي موفق به اخذ پناهندگي ميشوند. بعضي شان پس از گرفتن پناهندگي از دولت خارجي پاسوپرت ايران هم ميگيرند و به ايران رفت و آمد ميكنند و با اين كارشان براي پناهندگان واقعي خطر ايجاد ميكنند. خيلي از دولت هاي خارجي كه به دنبال بهانه براي اخراج پناهندگان هستند ايران را به استناد مسافرت هاي اين پناهندگان امن اعلام مي كنند. دولت هاي هلند و .سوئد از جمله كشورهايي هستند كه ايران را امن اعلام كرده و خواستار برگرداندن پناهجويان به ايران بودند.
داستان بلاهايي كه بر سر مردم ايران در اين 24 سال آمده و زجرهايي كه ايرانيان در ايران و در آوارگي كشيده اند روزي بي شك موضوع داستان ها و فيلم ها خواهد شد.
اينكه آيا خاندان مخملباف حاضر خواهند شد روزي در باره مشكلات مردم ايران فيلم بسازند حتما بستگي به ؛آب و هوا؛ دارد اما اينكه آيا آنها در آن زمان هم چپ و راست جايزه خواهند گرفت يا نه داستان ديگري است!.
Tuesday, May 27, 2003
از همين آب و خاك.... نگذاريم عباس اميني به ايران برگردانده شود.
(عكس از بي بي سي)
عباس اميني يك پناهجوي ايراني است كه پس از دو سال تقاضاي پناهندگي از اداره مهاجرت جواب منفي دريافت كرده است. دو ماه پيش به تقاضاي پناهندگيش جواب مثبت داده بودند اما حالا اداره مهاجرت ميخواهد وضع او را دوباره بررسي كند. او از 15 سالگي پيشمرگ كومله بوده است. در هفده سالگي دستگيرشد. شش سال زنداني بود وتحت شكنجه قرار گرفت و بالاخره موفق به فرار از ايران شد.
همسر و پسر سه ساله او هنوز در ايران هستند.
او براي اعتراض به تصميم اداره مهاجرت انگليس دست به اعتصاب غذا زده و دهان و چشمان و گوشهاي خود را دوخته است. او از همان آب و خاكي آمده كه سميرا مخملباف از آن تصوير گل و بلبل در جشنواره كان ترسيم ميكند.
فدراسيون سراسري پناهندگان در شهر ناتينگهام تظاهراتي برگزار خواهد كرد. اطلاعيه شان را از اينجا بخوانيد.
به نوشته بي بي سي وضع جسماني عباس اميني وخيم است. او هر گونه امداد پزشكي را رد ميكند و هم اكنون دچار عفونت پلك چشم شده است.
عباس اميني ميگويد اين كار او براي نشان دادن وضعيت همه مردم ايران است كه از حقوق اوليه انساني محروم هستند.
خبر فارسي بي بي سي را از اينجابخوانيد.
تلفن تماس با سام آزاد (فدراسيون سراسري پناهندگان): 07929917756
تكذيب يك شايعه: اينجانب گل كو بدينوسيله شايعه زدو بند باهيئت داوران جشنواره كان را به شدت تكذيب ميكنم. اخيرا شايع كرده اند
كه وبلاگ گل كو از ترس تغيير اسمش به ؛سميرا ؛ به هيئت داوران جشنواره كان مبالغ معتنابهي رشوه داده تا به فيلم پنج عصر سميرا مخملباف جايزه بدهند.
. هيئت داوران در يك ايي ميل اختصاصي به خبر نگار گل كو فاش كرد كه گرچه فيلم و كارگردان قحطي نبوده اما بين سه كانديد دريافت جايزه بهتر ديدند كه سميرا را انتخاب كنند چون او لااقل يك فيلم به فستيوال فرستاده است..
كانديداهاي ديگر جايزه ويژه هيئت داوران كان:
به دو نفر بعدي در فستيوال هاي آينده به شرطي كه هنوز مذاكرات بين اتجاديه اروپا و ايران برقرار باشد و به شرطي كه قول بدهند لااقل يك فيلم كوتاه هم كه شده همراه بياورند حتما جايزه اي تعلق خواهد گرفت...
عكس زير(از بي بي سي) سميرا مخملباف را در حال دريافت جايزه نشان ميدهد
.
ظاهرا يا خبر ندارد در ايران بدحجاب ها را دستگير ميكنند و روپوش متر ميكنند يا پارتي اش كلفت است. هيئت داوران فستيوال كان با توجه به شركت ايشان در مهماني سفير ايران احتمال دوم را قويتر ميداند..