Tuesday, June 17, 2003

شرم بر دولت فرانسه


عكس از جنگ خبر

امروز 1300 نفر پليس فرانسوي در پاريس به مقر مجاهدين حمله كرده و 165 نفر را دستگير كردند. مريم رجوي. .صالح رجوي ..منوچهر هزارخاني و ابوالقاسم رضايي در ميان دستگير شدگان هستند.

اين عمل طبق حكم يك قاضي فرانسوي به جرم ؛ طراحي عمليات تروريستي؛‌ صورت گرفته است!!!.

طبق گزارش ايرنا آصفي گفته كه ايران از مدتها قبل انتظار چنين عملي را داشته است.

مسلما حالا مقامات ايراني با دمشان گردو مي شكنند كه سالها نتوانستند مبارزان را دستگير كنند و حالا دولت فرانسه برايشان به عنوان جلاد عمل ميكند و مخالفانش را دستگير ميكند.

دولت هاي استعماري از خيزش هاي اخير مردم ايران به اندازه دولت ايران نگرانند. آنها هم نمي خواهند سهم سفره حضرت عباسشان را از دست بدهند.به نوشته كميته بين المللي دفاع از حقوق پناهندگان اين عمل پيش شرط يك قرارداد 2 ميليارد دلاري نفتي با شركت فرانسوي توتال است. مشخص است كه هر رژيم مردمي در ايران سر كار بيايد ديگر نفت و خاك ايران را مجاني به اين آقايان نخواهد داد. اين است كه قاتلين بختيار را آزاد ميكنند و بدون محاكمه به ايران ميفرستند اما مبارزين را بدون هيچ بهانه اي دستگير ميكنند.

دولت سوريه هم ديروز دو نفر از اعضاي كميسيون حارجي شوراي ملي مقاومت به نامهاي جميل بسام و ابراهيم خدابنده را كه در انگليس به مدت 25 سال پناهنده سياسي بودند و براي ديدار خانواده شان از انگليس به سوريه آمده بودند پس از 45 روز دستگيري و شكنجه تحويل ايران داد. آنها هم اكنون در بند 209 اوين زير شكنجه هستند.

اين ها زير پا گذاشتن حقوق پناهندگان براي منافع حقير اقتصادي است.مجاهدين قوي ترين گروه اپوزيسيون ايران هستند. امروز مجاهدين فردا نوبت كي خواهد بود؟

. بايد اختلافات را كنار گذاشت و متحد شدو به اين عمل ننگين به هر صورتي (‌ايي ميل-فاكس..تلفن...و شركت در تظاهرات) اعتراض كرد. و گرنه اين شتر دم خانه همه پناهندگان ومخالفان خواهد خوابيد.. . . تا به حال گروهها وشحصيت هاي زير اين عمل كثيف را محكوم كرده اند: شوراي ملي مقاومت...سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران..نهضت نجات ملي..حزب كار-توفان....توفان سرخ..سازمان فداييان-اقليت...كانون هنري ايرانيان آزاديخواه....كانون ايرانيان مسلمان در تبعيد-كانادا...كميته بين المللي دفاع از پناهندگان ايراني...نويد اخگر( شاعر ونويسنده در تبعيد-سوئد) ...مسلم منصوري...:
راديو ايرآوا-اتاوا حزب كمونيست كارگري


خوشحالي ها:
حميد رضا آصفي‌- ايرنا


حشمت زندي يك پناهنده ايراني در اعتراض به اين عمل در برابر سفارت فرانسه در لندن خود را به آتش كشيد. هموطنان ديگر هم در برابر سفارتخانه هاي فرانسه در لندن ..هامبورگ و دوسلدورف دست به اعتراض زده اند و تا به حال پليس آلمان 50 نفر را دستگير كرده است. در پاريس جلو مقر پليس تحصن ادامه دارد.

اخبار را از ديدگاه...سايت جبهه همبستگي و ايران -نبرد بخوانيد.


از سايت ديدگاه:علي ناظر: چند سوال کوتاه
امروز مجاهدين، فردا نوبت کدام نهاد مخالف رژيم خواهد بود؟
امروز خدابنده و بصامي، فردا نوبت کدام عضو سازمان اپوزيسيون خواهد بود؟
امروز معامله بر سر مجاهدين، فردا معامله بر سر چه خواهد بود؟
امروز مادران پير مجاهد، فردا نوبت مادر چه کسي خواهد بود؟
***********
پي نوشت:
به گزارش رويتر امروز (چهارشنبه) يك زن به نام مرضيه بابك خاني نيز در پاريس به عنوان اعترا ض حود را به آتش كشيد. او نيز به بيمارستان منتقل شده است. رويتر در باره وضع جسمي او گزارشي نداده است.
.




Saturday, June 14, 2003

هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان ميكنند


حمله وحشيانه انصار حزب الله به خوابگاههاي دانشجويان
همراه با اركستر نظاره از طرف نيروي انتظامي و زهرخند سكوت از سوي سردار شرمندگي.



عكس از زاگرس

تصاوير ديگر
سايت روشنگري حمله به كوي نصر دانشگاه علامه


اگر اين عكس ها را ديديد از انصار حزب الله به دليل اين وحشيگري ها ناراحت نشويد. آنها فريب خورده هستند. مقصر :

اصلي دانشجو ها هستند . جناب معين وزير علوم در سحناني گهر بار مي فرمايند:
دانشجويان در زمينه‌ي حفظ امنيت خوابگاه‌ها اصلي‌ترين نقش را دارند زيرا نبايد ناخواسته فضا را براي تجاوز فريب‌خوردگان و گروه‌هاي فشار به حريم مقدس دانشگاه و يا خوابگاه‌ها مساعد كنند

يعني نيروهاي لباس شخصي كه با چماق و ميله آهني و قمه و باتوم و پنجه بكس و حتي تير بار و تفنگ وارد خوابگاه مي شوند و از دختر و پسر دانشجويان را به قصد كشت مي زنند يا از پنجره به پايين پرت ميكنند يك مشت فريب خورده هستند!!! تصديق مي فرماييد كه اگر اين دانشجويان شروع به اعتراض نمي كردنددليلي نبود كه برادران انصار جاي گرم و نرم شان را و ل كنند و بيايند و براي يك لقمه نان ميله هاي سنگين آهني را بلند كنندبزنند به فرق دانشجويان.

چطور است به انصار حزب اله حق بدي آب و هوا هم پرداخت كنيد. كار اينها شاق است!!. بايد قمه و چاقوي تيز به دست بگيرند و احتمال بريده شدن دستشان ميرود. اگر زنجيرها به عوض اينكه صورت دانشجويان را پاره كند به سر حودانصار فرود بيايد چي؟
اصلا معلوم نيست به اينها براي پاك كردن خونهاي دانشجويان از روي لباسهايشان هزينه شست وشو پرداخت ميشود يا نه؟
*********

برخي دوستان مي نويسند كه ملت ما بلوغ فكري يا لياقت تغيير را ندارد . ملتي كه فرزنداني چنين دلير در دامن پرورده لياقت بهترين ها را دارد. اين ها كودكان انقلاب هستند. با داده هاي همين حكومت ضد مردمي بزرگ شده اند. هر گز طعم آزادي را نچشيده اند اما آزادگي در خونشان است.

تكليف نيروهاي ؛فريب خورده؛ روشن است اما نيروهاي انتظامي جا دارد كه به صف مردم بپيوندند. بين روشنايي و تاريكي انتخاب طبيعي روشنايي است مگر براي خفاشان شب.

مي گويند اينها بروند كي بيايد؟‌از كجا معلوم كه يكي ديگر بهتر از اين باشد؟!!!
. آيا لياقت ماهمين است؟پس آيا بايد به اين حكومت ضرب و شتم و خفقان و كشتار رضايت داد؟‌

بايد كلاهمان را قاضي كنيم و ببينيم آيا اينها بهانه هايي بيش نيست براي همراهي نكردن با مردم؟ بهترين راه توجيه بي عملي و انفعال كوبيدن آنهايي است كه مبارزه ميكنند. آنها يا بي عقل و ساده هستند!!يا نمي فهمند چه ميكنند يااحساساتي هستند. آدم هاي عاقل ماهستيم كه با حساب دو دو تا چهار تا به زندگي عادي ادامه ميدهيم. منتظريم يكي ديگر بريزد در خيابان و يكي ديگر مبارزه كند..يكي ديگر دستگير شودتا حكومتي كه ؛ ما ؛ ميخواهيم بيايد....

*********

آقاي خاتمي كه براي عراق نسخه دمكراسي مي پيچد ترجيح داده در باره مسائل ؛نامبرم؛ مملكت خودش سكوت كند.رفراندم را براي عراق پيشنهاد ميكند اما به ايران كهميرسد سكوت مي كند وشرمنده تر ميشود.
خواست مردم يك رفراندم تحت نظارت سازمان ملل است. ببينيد چند نفر شما را ميخواهند. . جند نفر خواستار تغيير حكومت هستند؟.
شما كه امت هميشه در صحنه و چهارصد ميليوني پشت سرتان است از چه ميترسيد؟
حاشا و كذا....



Thursday, June 12, 2003

آزادي انصار منوط به آزادي دانشجويان
تيتر از ديدگاه



به نوشته ايسنا تجمع كنندگان مقابل كوي دانشگاه سه تن از انصار حزب الله را دستگير كردند و دراطلاعيه شان و همچنين ديدار با نمايندگان مجلس آزادي آنها را منوط به آزادي تمامي دانشچويان دستگير شده كردند.. در خبر بعدي ايسنا آمده كه دو تن از دانشجويان دستگير شده توسط نيروي انتظامي آزاد شدند. (‌همانقدر كه سعيد عسگر مجازات شد حتما اينها هم محازات خواهند شد!!).

ايسنا در خبر بعدي نوشته است كه اين سه تن به مقامات انتظامي و وزارت اطلاعات تحويل داده شدند. امادانشجويان دوباره در مقابل مديريت دانشگاه تجمع كردندو به اينكه هنوز همه دانشجويان دستگير شده آزاد نشده اند اعتراض كردند.

. دستگير شدگان با حود بي سيم و گاز اشك آور به همراه داشتند. يكي شان گفته است كه هر كارمند شهرداري حالا بي سيم به همراه دارد البته من كارمند شهرداري نيستم. هز پزشكي هم گاز اشك آور به همرا ه دارد و اين راپشت شهرداري هم ميفروشند! البته بنده پزشك هم نيستم....
. بقيه اش را اينجا بخوانيد

بين هشتاد تا صد نفر در تظاهرات ديشب دستگير شده اند.

×××××××××××
آيا ميشود كه 25 سال غارت و چپاول و كشتار بدون عكس العمل بماند؟ نتيجه اش همين ميشود كه به هر بهانه اي اصناف مختلف به خيابان ها ميريزند و حقوق ابتدايي شان را ميخواهند. .وقتي كارد به استخوان برسد .....

شنيده ام اين روزها قيمت خانه در كانادا رفته بالا....



Wednesday, June 11, 2003

تظاهرات در تهران

آزادی ،عدالت اين است شعار ملت




عكس ها از سايت ديدگاه

:اخبار تظاهرات

به گزارش خبرگزاري زاگرس در شهرهاي اراك ..اهواز و اصفهان نيز تظاهرات بر پا بوده است.
در حالي كه ايسنا ميگويد كه پليس ميخواسته بين مردم و لباس شخصي ها حائل شود ...خبرنگار راديو فردا در گزارش زنده ميگفت كه پليس در گيشا مردم را محاصره كرده و حتي اقدام به شليك گلوله هاي پلاستيكي نيز كرده است. در اين تظاهرات نكته مهم شركت چشمگير مردم بوده است. مردم با حضور خود چه در ميدان تظاهرات چه با بستن راه به روي خود روهاي انتظامي از دانشجويان پشتيباني كردند.
در تظاهرات به بانكها و معازه هاي دولتي هم خسارت وارد شده است.


خبرگزاري زاگرس
جبهه همبستگي
ديدگاه
روشنگري
ايسنا
بي بي سي

صوت
(گزارش شاهد عيني ( راديو فردا

گزارش تلفني از تهران ( راديو برابري)




لينك هاي جالب

مردي كه نمي خواهد رييس جمهور شود.

زني كه نمي خواهد رييس جمهور شود

بمب اتم حرام است!

قافيه چو تنگ آيد...


×××××××××××
جاي آن دارد كه در باره اعتصاب غذاي كارگران چيت سازي بهشهر جداگانه و مفصل تر بنويسم. آنها بين سه ماه تا 27 ماه است كه حقوق نگرفته اند. پنج نفرشان در حال مرگ هستند. .
در حالي كه گردن مقامات هر روز كلفت تر ميشود و براي ثروت هاي باد آورده شان محل خرج پيدا نميكنند شريف ترين انسانهاي ما با مرگ دست و پنجه نرم مي كنند.




دوستان عزيز
همين حالا يك سكته قلبي از بيخ گوشم گذشت!
اولش خودم ناز كرده بودم و نمي نوشتم. گفتم وانمود كنم مثلا سرم شلوغ است!مردم ميذارن ميرن لب درياچه.من هم دنبال حوضي چيزي مي گشتم ببينم ميتونم كارهاي عقب افتاده راتمام كنم يا نه ... امروز كه ديگر طاقت نياوردم و ميخواستم هم جواب بعضي كارشناسان! را بنويسم و هم در باره مسائل مبرم مملكت نظر بدهم ديدم كه بلاگر صفحه مرا مورد لطف قرار داده و شامل قانون جديد بلاگر (‌فرمات جديد )‌كرده.
هر چي نوشتم تبديل شد به خرچنگ و قورباغه. به گمان خودم زرنگي كردم و با يونيكد يه چيزي نوشتم اما وقتي پابليش كردم تمام نوشته هاي قبلي به همان بلا دچار شد!
خلاصه آرشيو و همه نوشته هاي يك سال و اندي پيوست به لقا الله
!.
دو تا ايي ميل جانانه به بلاگر و دو تا كامنت هشدار دهنده! يكي در وبلاگ خسن آقا و يكي دروبلاگ شبح و گشتن دنبال يك هوست ديگر!حاصل اين ساعات بود!

تا اينكه توسط امواج حاصله از فرستنده اي پارازيت فكر كردم سري به
setting
بزنم.

در قسمت
formatting
با عوض كردن
encoding

!به يونيكد مشكل حل شد!

××××××××××

بلاگر در جواب ايي ميل هايم نوشته كه فحش گرفته شده پس داده نميشود!.....


Tuesday, June 03, 2003

پناهجويان بي پناه...

اعتصاب غذاي عباس اميني توجه افكار عمومي را به مسائل پناهندگان و بدرفتاري هايي كه با آنان ميشود جلب كرد. هنگامي كه يك دادگاه راي دادگاه ديگري را كه طبق آن بايد وضعيت پناهندگي عباس اميني دوباره مورد رسيدگي قرار ميگرفت رد كرد و به او اجازه اقامت دائم در انگليس را داد عباس اميني گفت من خوشحال نيستم. چرا دوستان من بايدبرگردند و من بمانم؟


منبع عكس

او گفت به نظر او بايد به هر كس از از كشورهايي مانند ايران و افعانستان فرار ميكند حق پناهندگي داده شود.

همين حالا دولت هاي اروپايي دارند بررسي ميكنند كه حدود 5 ميليون آواره عراقي را به عراق برگردانند.
دولت استراليا با دولت ايران قراردادي امضا كرده است كه بر طبق آن ميخواهد 227 پناهجو را به زور به ايران برگرداند. استراليا قبلا همين سياست ر ادر برابر پناهجويان افعاني اتخاذ كرده و بسياري از آنهارابه افعانستان برگردانده است/. . اگر ايران چنين قراردادي با دولت هاي اروپايي امضا كند حدود يك سوم پناهجويان ايراني عليرغم ميلشان به ايران برگردانده خواهند شد. خيلي هايشان ميدانندكه برگشت به ايران برايشان مساوي است با اعدام ..شكنجه و زندان....

اعتراض عباس اميني تبديل به يك اعتراض عمومي عليه سياست هاي دولت انگليس در برابر پناهندگان شد. باعث شد تا بسياري چشم هايشان را به روي واقعيت هاي زندگي پناهنجويان باز كنند. عباس اميني گقت به اين دليل زنده ميماند كه بتواند به مبارزه اش ادامه بدهد..
×××××××××××××××××××××××××

سازمان ملل پناهنده را چنين تعريف ميكند:

پناهنده كسي است كه به دلايل واضح و قابل اثبات از ترس اذيت و آزار به دلايلي چون :‌نژاد..مذهب..مليت...عضويت در يك گروه اجتماعي...يا به دليل عقايد سياسي در خارج از كشور خود به سر ميبرد و قادر نيست يا به دليل ترس حاضر نيست به آن كشور بازگردد (خود را تحت قوانين آن كشور قرار دهد)
.
پناهجو كسي است كه در خارج از كشور خود به سر ميبرد و منتظر است كه به او پناهندگي اعطا شود.

جنگ هاي فراواني كه دراثر سياست هاي سودجويانه كشورهاي اروپايي و امريكا در دنيا به راه افتاده است همراه با سياست هاي پشتيباني و مماشات با ديكتاتورها...باعث و باني آوارگي بسياري از مردم در دنياست.
ميليونها افغاني در جريان جنگ هاي افعانستان به ايران پناهنده شدند. ميليونها فلسطيني در سراسر دنيا آواره هستند. صدها هزار كرد از دست صدام و دولت تركيه به اروپا پناه برده اند. ميليونها عراقي آواره اند. .

ميليونها ايراني نيز به دليل سياست هاي دولت و از ترس جانشان آواره دنيا هستند. ما شايد ترس ديگر پناهندگان را متوجه نشويم. اما با توجه به تعريف پناهنده از طرف سازمان ملل آيا هر زني در ايران كه نخواهد روسري سرش كند مشمول حق پناهندگي نيست؟‌ هر زني كه بخواهد كودكش را پيش خودنگاه دارد...هر زني كه به دليل قوانين ضد انساني نميتواند طلاق بگيرد يا از خانه خارج شود يا مطابق ميلش لباس بپوشد يا در رشته دلخواهش درس بخواند يا دست پسري را كه دوست دارد بگيرد يا به جرم بوسيدن شاگرد شوهرش به شلاق محكوم شود آيا مشمول حق پناهندگي نيست؟‌هر انساني كه با دخالت دولت در امور روزانه زندگيش مخالف باشد آيا مشمول حق پناهندگي نيست؟‌هر كسي كه عقيده ا ي مخالف دولت داشته باشد آيا مشمول حق پناهندگي نيست؟
(( به شرطي كه از كشور بتواند خارج شود!)

چند نفر در ايران به دليل خواندن روزنامه يا داشتن يك اعلاميه شكنجه و اعدام شده اند؟ چند نفر به دليل رقصيدن در جشن تولد به شلاق محكوم شده اند؟‌چند نفر در چشن عروسي شان شلاق خورده اند؟ ‌اينها ترس هاي واهي نيست. ترس جزيي از زندگي روزانه هر ايراني است..
اينها ترسهايي است كه ما با آنها آشنا هستيم. مجسم كنيد كسي كه شش سال در زندان بوده و تحت شكنجه قرار گرفته و بالاخره توانسته از ان جهنم در برود بايد براي برنگشتن به اين محيط و از ترس جانش لب و چشم و گوشش را بدوزد تا بهش اجازه ماندن بدهند.

به نظر من هر انساني كه به هر دليلي حاضر ميشود شرايط شاق پناهندگي را تحمل كند مسلما نميخواهد به كشورش برگردد و بايد به آنها حق پناهندگي داده شود..
پناهندگان اكثرا با تحمل خطرات بسيار از كشورشان خارج ميشوند. همه زندگي خود را در كشورشان از دست ميدهند. آرزويشان زندگي در يك محيط آرام است. پس از رسيدن به كشور مقصد اكثرا در كمپ هايي كه بيشتر به زندان ميماند جا داده ميشوند. فرق اين كمپ ها با زندان در اين است كه در اين كمپ ها زن و مرد و كودك باهم زندگي ميكنند. همه در . اضطراب هستند.به خواسته هايشان رسيدگي نميشود. موارد زيادي بوده كه پناهندگان پس از چند سال انتظار جواب منفي دريافت كرده اندو دست به خودكشي زده اند.
حيلي ها به شرايط ناگوار زندگي در اين كمپ ها اعتراض كرده اند. كمپ وومرا در استراليا يكي از مشهورترين اين كمپ هاست كه توسط يك شركت خصوصي امريكايي اداره ميشودو مقامات آن به سركوب پناهندگان و بدرفتاري با آنها معروفند..


منبع عكس

در آخر به يك موضوع ديگر هم بايد اشاره كنم. بعضي پناهندگان دلايل سياسي براي پناهندگي ندارند اما با طرقي موفق به اخذ پناهندگي ميشوند. بعضي شان پس از گرفتن پناهندگي از دولت خارجي پاسوپرت ايران هم ميگيرند و به ايران رفت و آمد ميكنند و با اين كارشان براي پناهندگان واقعي خطر ايجاد ميكنند. خيلي از دولت هاي خارجي كه به دنبال بهانه براي اخراج پناهندگان هستند ايران را به استناد مسافرت هاي اين پناهندگان امن اعلام مي كنند. دولت هاي هلند و .سوئد از جمله كشورهايي هستند كه ايران را امن اعلام كرده و خواستار برگرداندن پناهجويان به ايران بودند.

داستان بلاهايي كه بر سر مردم ايران در اين 24 سال آمده و زجرهايي كه ايرانيان در ايران و در آوارگي كشيده اند روزي بي شك موضوع داستان ها و فيلم ها خواهد شد.
اينكه آيا خاندان مخملباف حاضر خواهند شد روزي در باره مشكلات مردم ايران فيلم بسازند حتما بستگي به ؛‌آب و هوا؛‌ دارد اما اينكه آيا آنها در آن زمان هم چپ و راست جايزه خواهند گرفت يا نه داستان ديگري است!.





Tuesday, May 27, 2003

از همين آب و خاك....
نگذاريم عباس اميني به ايران برگردانده شود.


(عكس از بي بي سي)
عباس اميني يك پناهجوي ايراني است كه پس از دو سال تقاضاي پناهندگي از اداره مهاجرت جواب منفي دريافت كرده است. دو ماه پيش به تقاضاي پناهندگيش جواب مثبت داده بودند اما حالا اداره مهاجرت ميخواهد وضع او را دوباره بررسي كند. او از 15 سالگي پيشمرگ كومله بوده است. در هفده سالگي دستگيرشد. شش سال زنداني بود وتحت شكنجه قرار گرفت و بالاخره موفق به فرار از ايران شد.
همسر و پسر سه ساله او هنوز در ايران هستند.

او براي اعتراض به تصميم اداره مهاجرت انگليس دست به اعتصاب غذا زده و دهان و چشمان و گوشهاي خود را دوخته است. او از همان آب و خاكي آمده كه سميرا مخملباف از آن تصوير گل و بلبل در جشنواره كان ترسيم ميكند.

فدراسيون سراسري پناهندگان در شهر ناتينگهام تظاهراتي برگزار خواهد كرد. اطلاعيه شان را از اينجا بخوانيد.

به نوشته بي بي سي وضع جسماني عباس اميني وخيم است. او هر گونه امداد پزشكي را رد ميكند و هم اكنون دچار عفونت پلك چشم شده است.
عباس اميني ميگويد اين كار او براي نشان دادن وضعيت همه مردم ايران است كه از حقوق اوليه انساني محروم هستند.
خبر فارسي بي بي سي را از اينجابخوانيد.

فدراسيون سراسري پناهندگان درخواست كرده كه :
نامه هاى حمايتى خود از عباس و در محکوم کردن اين تصميم وزارت کشور انگليس را به آدرس زير بفرستيد.

IFIR
C-o 118 Mansfield road
Nottingham NOG1 3HL
England

ايي ميل:
abbas_amini@yahoo.com

تلفن تماس با سام آزاد (فدراسيون سراسري پناهندگان): 07929917756




تكذيب يك شايعه:
اينجانب گل كو بدينوسيله شايعه زدو بند باهيئت داوران جشنواره كان را به شدت تكذيب ميكنم. اخيرا شايع كرده اند
كه وبلاگ گل كو از ترس تغيير اسمش به ؛سميرا
؛ به هيئت داوران جشنواره كان مبالغ معتنابهي رشوه داده تا به فيلم پنج عصر سميرا مخملباف جايزه بدهند.

. هيئت داوران در يك ايي ميل اختصاصي به خبر نگار گل كو فاش كرد كه گرچه فيلم و كارگردان قحطي نبوده اما بين سه كانديد دريافت جايزه بهتر ديدند كه سميرا را انتخاب كنند چون او لااقل يك فيلم به فستيوال فرستاده است..
كانديداهاي ديگر جايزه ويژه هيئت داوران كان:



به دو نفر بعدي در فستيوال هاي آينده به شرطي كه هنوز مذاكرات بين اتجاديه اروپا و ايران برقرار باشد و به شرطي كه قول بدهند لااقل يك فيلم كوتاه هم كه شده همراه بياورند حتما جايزه اي تعلق خواهد گرفت...

عكس زير(از بي بي سي) سميرا مخملباف را در حال دريافت جايزه نشان ميدهد

.

ظاهرا يا خبر ندارد در ايران بدحجاب ها را دستگير ميكنند و روپوش متر ميكنند يا پارتي اش كلفت است. هيئت داوران فستيوال كان با توجه به شركت ايشان در مهماني سفير ايران احتمال دوم را قويتر ميداند..



Saturday, May 24, 2003

سرداران شرمندگي......

اي مردم بدانيد و آگاه باشيد كه نمايندگان مجلس بالاخره پس از سه سال و اندي درست شش ماه مانده به انتخابات تصميم به استعفا گرفته اند و اين بار تصميمشان جدي است. به گفته بي بي سي
محمد خاتمی نيز اگرچه در سخنان روز چهارشنبه خود مستقيما تهديد به استعفا نکرد، اما گفت "اميدوارم کار به اينجا نکشد."
از ديد برخی ناظران و با توجه به موضع گيری های معتدل آقای خاتمی، گفتن همين جمله از سوی آقای خاتمی تهديدی بزرگ برای محافظه کاران به حساب می آيد
.
حبرنگار گل كو از مجلس گزارش ميدهد كه بعيد است اين تصميم قبل از دريافت آخرين حقوق (قبل از انتخابات)‌عملي شود.
البته مسلم است كه پول دخلي ندارد. چيزي كه تو خيابان ريخته پول است. نمايندگان محترم در حال مشورت هستند كه آيا استعفا كردني است يا دادني.
(بااجازه هادي خرسندي)..

××××××
دوم خرداداز آن روزهاست كه مردم دوست دارنداز تقويم حذف شودو يك هو از اول خردادبپريم به سوم خرداد. براي اينكه يادمان نيايد چه كلاه گشادي سرمان رفت. رييس جمهور محترم همانند شش سال گذشته به شرمنده شدن ادامه داده اند . ميفرمايند:

"اگر قصوری در کار داشته ام، که دارم در درجه اول از حضرت پروردگار و بعد، از ملت ايران انتظار گذشت و عفو دارم و در عين حال، همواره نقد و حتی اعتراض را همچون محبت و وفاداری زنان، مردان و جوانان عزيز اين کشور به جان می خرم".

حتي اعتراض!.....
.حتمااين حرفها هم براي ايرانيا ن خارج از كشور است . براي اينكه در داخل هر كس اعتراض كند سر از ناكجا آباددر مي آورد. ژست دمكراتيك گرفتن هم حدي دارد.

ايشان ميتوانند پس از تمام شدن دوران رياست جمهوري كرسي شرمندگي در دانشگاه لبنان به پا كنند!.


وقتي ناصريـه هاليوود ميشود!



نميدانم شما فيلم
Wag the Dogرا ديده ايد يا نه. اين فيلم در سال 1997 ساحته شده و رابرت دونيرو و داستين هافمن بازيگرانش هستند.
داستان فيلم از اين قرار است كه رابطه رييس جمهور امريكا با يك دختر 12 ساله در كاخ سفيد درست دو هفته قبل از انتخابات رو ميشود. يكي از مشاوران كاح سفيد ( رابرت دو نيرو) پيشنهاد ميكند كه بهترين را ه براي انحراف افكار عمومي ؛‌جنگ ؛‌است .حنگ با آلباني! لازم هم نيست حقيقي باشد. ميشود در يك استوديو همه چيز را فيلمبرداري كرد.
يك قهرمان جنگي (كه در واقع يك زنداني است كه به جرم تجاوز به حبس محكوم شده است)درست ميكنند كه مثلا در جنگ گم شده است. تمام صحنه هاي جنگ در استوديو و با روشهاي مخصوص فيلمبرداري ميشود..
اما مردم همه اين ادعا ها را باور ميكنند. براي اين قهرمان دعا ميكنند. يك خواننده مشهور راك برايش آهنگ ميسازد!!و چون اسم ؛شو ميكر؛‌(‌كفاش)‌است به عنوان سمبل قهرماني هاي او كفش ها را بالاي سيمهاي برق مياندازند. ! و بالاخره شو ميكر پيدا ميشود و به امريكا باز ميگردد. اما كشته ميشود !!!
داستين هافمن هم كه از خودش خيلي متشكر است و ممكن است اين سر را بروز بدهد در آخر ماجرا كشته ميشود و اوضاع به خير و خوشي براي كاخ سفيد به پايان ميرسد.
اين توضيح بسيار مختصري از يك فيلم بسيار هوشمندانه و قوي است كه اگر نديده ايد توصيه ميكنم ببينيد.

حتما شنيده ايد كه ماجراي جسيكا لينچ سرباز امريكايي كه به قول امريكايي ها در بيمارستان مورد ضرب و جرح و شكنجه قرار گرفته بود وبه دست تواناي ارتش امريكا با عملياتي محيرالعقول نجات داده شد دروغي بيشتر نبوده است. روزنامه گاردين مي نويسد كه جسيكا فقط دچار شكستگي در پا و ران و پيچيدگي مچ پا بوده است علايم مشخص حادثه رانندگي را داشت نه در گيري جنگي. در بيمارستان هم با او خيلي خوب رفتار شده است. اما در آن روزها چون جنگ به درازا كشيده بود و افكار عمومي امريكا كم كم با جنگ مخالفت ميكرد اين سناريو تهيه و فيلمبرداري شد تا روحيه مردم را عوض كند!
ترجمه مقاله گاردين را در سايت روشنگري ميتوانيد بخوانيد.. .
....
اما همه ماجرای شکنجه ، وکيل شجاع ، عمليات رنجرها در بيمارستان ، زير آتشبار قرار گرفتن رنجرها و غيره يک فيلم" واقعی" بود که توسط پنتاگون در ناصريه و بيمارستان کارگردانی وفيلمبرداری شد
.....
روزنامه گاردين که اولين بار ماجرا را افشاء کرد مينويسد پزشکان در ناصريه ميگويند برای جسيکا بهترين درمان ممکن را فراهم کردند. در بيمارستان تنها يک تخت تخصصی وجود داشت که در اختيار او گذاشتند و بيمارستان تنها دو پرستار داشت که يکی را به پرستاری او گماشتند. اين پرستار که خالده شينه نام دارد ميگويد " من برای او مثل يک مادر بودم و او هم مثل دختر من شده بود." پزشک او دکتر هريت الحسنا ميگويد در بيمارستان خون پيدا نميشد و لی ما ازذ خيره اختصاصی پزشکان به او دو شيشه خون داديم.من خودم او را معاينه کردم ، فقط در استخوان بازو وران شکستگی داشت و مچ پايش پيچ خورده بود. نه اثر زخم داشت ، نه گلوله ، بلکه علايم مشخصه حادثه رانندگی قابل مشاهده بود. من نميدانم چرا آنها اين داستان را درست کرده اند و چه نفعی از ان ميبرند."
......


Wednesday, May 21, 2003

بالاي سرش ز هوشمندي
مي تافت ستاره بلندي.....



عكس از بي بي سي

بي بي سي در باره فيلم پنج عصر ساخته سميرا مخملباف مينويسد:

فيلم پنج عصر در باره وضعيت زندگی در افغانستان بعد از طالبان بخصوص وضع زنان و دختران جوان است.
فيلم وضعيت غم انگيز هزاران هزار بی پناهی را که از ايران و پاکستان به کابل برگشته اند و از حداقل امکانات معيشتی محرومند به تصوير می کشد. آنها نه غذا دارند، نه سرپناه، نه بهداشت و نه هيچ چيز ديگر

سميرا مخملباف در کنفرانس مطبوعاتی بعد از نمايش فيلمش نمونه هايی از اين واقعيت ها را که بر پرده سينما آورده است بيان کرد.
او گفت: "وقتی برای فيلمبرداری به افغانستان رفتم حدود يک ميليون آواره را ديدم که در خرابه ها يا در خيابان زندگی می کنند و من سعی کردم خود آنها را در فيلمم بياورم و حتی ديالوگ های فيلم را از صحبت های خود آنها گرفتم و مثل فيلم سيب از هرگونه داوری خودداری کرده ام."
در فيلم می بينيم اگر چه طالبان رفته اند اما تفکر طالبانی مانده است.
دبستان ها و دبيرستان های دخترانه باز شده اند اما دختران بسياری از جمله "نقره"، شخصيت اصلی فيلم، اجازه رفتن به مدرسه را ندارند.


در باره كيفيت فيلم مينويسد:
پنج عصر را نبايد يک فيلم مهم تلقی کرد. فيلمی است که ميان واقعيت های روزمره، و زندگی وهم آلود و کابوس وار "نقره" سرگردان مانده است و تدوين ناکارآمد آن نتوانسته يک رابطه منطقی ميان اين دو حالت متضاد به وجود آورد
من نميدانم معيار پذيرش فيلم ها براي فستيوال كان چيست. نميدانم چرا اين فيلم از ايران به كان رفته است. . براي من قبول كردن اين كه كسي كه نه درس سينما خوانده و نه با كارگردان مهمي كار كرده است به صرف اينكه پدرش فيلمساز است و شغل قبلي بابايش بسيار شريف بوده بتواند به عنوان نماينده ايران به كان برود.

حتي اگر اين فرض را قبول كنيم كه ايشان نابغه هستند بايد به سميرا خانم گفت كه در ايران مگرمردم در خرابه ها زندگي نميكنند؟‌ميداني كارگران بهشهر 26 ماه است حقوق نگرفته اند؟ لازم نبود براي ديدن درد و رنج زنان بلند شوي تا افغانستان بروي. در همين تهران خودمان زنهايي هستند كه به دليل فقر مادي از طرف شوهران يا پدرانشان به تن فروشي مجبور ميشوند. دختراني هستند كه به دلايل فراوان از جمله فقر يا آزارهاي جنسي از خانه فرار ميكنند و از پاركها سر در ميآورند و بعد به خانه هاي امن برده ميشوند تا كام از دل از ما بهتران در بياورند.
سميرا خانم مگر همه دختران ايران به مدرسه ميروند؟‌چند دختر 10-12 ساله از طرف پدرانشان به زور شوهر داده ميشوند؟‌
شما كه نگران تفكر طالباني در افعانستان هستيد از ايران چقدر خبر داريد؟ همين ديروز در اصفهان يك دايي سر دختر خواهرش را درخيابان بريد . جرمش اين بود كه با دوست پسرش در خيابان راه ميرفت.
سميرا خانم سالي چند زن در ايران سنگسار ميشوند؟‌ چند زن خودسوزي ميكنند؟‌چند زن نميتوانند از شوهرانشان طلاق بگيرند؟‌كودكان چند زن ازشان گرفته ميشود؟ چند زن نميتوانند از خانه بيرون بروند به دليل اينكه شوهرشان اجازه نمي دهد؟ چند زن يك هو خبردار ميشوند كه شوهرشان زن دوم يا چندم گرفته است؟‌از قوانين ضد زن ايران چقدر ميداني؟‌اينها با تفكر طالباني چقدر فرق دارد؟

ايراني كه سميرا مخملباف در آن زندگي ميكند با ايران واقعي انگار زمين تا آسمان فرق دارد. من هر چه عكس هاي خانم را ديدم نوانستم تشخيص بدهم روسري اش در كجا واقع است!!!اميدوارم هنگام بازگشت به ايران برايش دردسر درست نكند. . در حالي كه در ايران زنها براي بدحجابي مجازات ميشوند ايشان جلوي دوربين هاي كان با حجاب ويژه مخملباف رژه ميرود و به دنيا نشان ميدهد كه زنهاي ايران چه راحتند. نه از تفكر طالباني رنج ميبرند نه از مشكلات زنهاي افغان....بهشتي است كه ازش هر روز يك گوگوش و يك سميرا مخملباف در ميآيد....

اگر سميرا مخملباف به فيلمسازي علاقمند است بايد جدا از پدرش و به طور مستقل به اين كار مشغول شود. آنهم از طريق درست. گارگردان هاي مشهور دنيا مثل اسپيلبرگ و اسكورسيسي و فورمان سالها در دانشگاه درس سينما خوانده اند.شايد به اين دليل كه از داشتن پدري مانند محسن مخملباف با پيشينه مصاحبه با زندانيان قبل از اعدام محروم بوده اند. .سميرا مخملباف در عين ياد گرفتن تكنيك هاي سينمايي و كارگرداني مثل هر هنرمندديگري بايدبداند كه مسئوليتش در درجه اول متوجه كشور خودش است.چراغي كه به خانه رواست مگر به مسجد حرام نيست؟
. ........
تفكر ضد طالباني خوب است اما براي همسايه!

پي نوشت:
پس از نوشتن اين مطلب اين اطلاعيه را در سايت جبهه همبستگي ديدم. از قرار سميرا خانم كانديد جايزه نخل طلايي هم هستند.من همين جا اعلام ميكنم اگر سميرا جان در كان جايزه نگرفت من يك هفته اسم وبلاگم راميگذارم سميرا!!!!
اين نوشته نادر بكتاش را هم بخوانيد.




(زندگی( اثر بیژن جزنی

نامه فرزاد کمانگر معلم کرد به دانش آموزانش

بابا آب داد !؟
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .


رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386

اعضای پن لاگ

Blog Archive