Monday, April 21, 2003

شوك و وحشت در عراق....


عكس از واشينگتن پست.

اين دو هفته گذشته به خوبي وضعيت عراق را نشان داد. عراق يك كشور اشغال شده است نه يك كشور آزاد شده .از تمام اخباري كه در باره مناقصه هاي مختلف كه بدون رقيب به شركت هاي امريكايي واگذار ميشوند........احتمال خروج عراق از اوپك...جايگزيني دلار به جاي دينار... انتصاب فرماندار امريكايي...جلوگيري از ورد مجدد بازرسان سازمان ملل....هرج و مرج در شهرهاي مختلف...آتش گشودن سربازان امريكايي به روي تظاهر كنندگان عراقي (‌دمكراسي خوب است اما براي همسايه!!)از بين بردن منابع تاريخي مانند موزه و كتابخانه ملي توسط غارتگران غربي كه بايد بيشتر در باره اش نوشت...و ضعيت وخيم مردم عراق..وضعيت آوارگان عراقي و ....

خلاصه كلام اينكه امريكا آمد و زد و كشت وخراب كرد و اشغال كرد. حالا صدام هم مانند بن لادن در گوشه اي از اين دنيا براي خودش ميگردد. آن كه بايد بماند و نانش را از سربازان امريكايي گدايي كند مردم عراق هستند...

اينها را بايد ديد و بررسي كرد. سرنوشت غم بار مردم عراق بايد براي آنها كه آرزوي حمله امريكا به ايران و آزادي از طريق ؛‌اسكندر؛ را دارند تجربه باشد. بايد بدانند كه آزادي و حقوق بشر امريكايي همين است. فقط براي امريكايي ها تعريف ميشود. هيج كس در اين دنيا براي كسي مجاني كاري نميكند. آنهم دولت فخيمه امريكا.....

در خبر ديگري خواندم كه دولت اسراييل خواهان نفت عراق شده است. . در جاي ديگر خواندم كه در عين حال كه اسراييل از اين موقعيت استفاده كرده و به نواز غزه حمله كرده است سربازان اسراييلي نيز وارد عراق شده اند و به شكار مبارزان فلسطيني پرداخته اند.
دولت فخيمه ما هم نيروهاي خود را در پشت مرز بسيج كرده و درحال درگيري با نيروهاي مجاهدين است. واشنگتن پست در مقاله اي نوشته است كه دولت امريكا به دولت ايران در ازاي بي طرفي در جنگ قول داده بود كه پايگاههاي مجاهدين را بمباران كند. فعلااوضاع معلوم نيست. مجاهدين مي گويند كه فرماندهانشان با فرماندهان امريكايي در حال مذاكره هستند.اين حملات و بمباران هاي پايگاههاي محاهدين باعث شد كه نيروها ي مخالف در يك جبهه گرد هم آيند. هنرمنداني مثل مينا اسدي و هادي خرسندي و سازمان هاي مختلف اين حملات رامحكوم كرده اند. اخبار مربوطه را مي توانيد از سايت ديدگاه بخوانيد.. .

××××××××

خبر ديگري كه ديشب در بي بي سي خواندم دستگيري سينا مطلبي نويسنده وبلاگ ؛‌وبگرد؛ بود. بي بي سي به نقل از فرناز قاضي زاده همسر سينا مطلبي نوشته:
كه همسرش در اين بازجويی ‌ها به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق اقدامات هنری و همچنين به خاطر مطالب مندرج در وبلاگ خود تفهيم اتهام و
بازجويی شده است

ببينيد امنيت ملي ما در چه روز ي است كه نوشته هاي روزانه يك خبرنگار اصلاح طلب هم ميتواند آن را به خطر بيندازد. سينا مطلبي بايد هر چه زودتر آزاد شود. هيچكس نبايد به خاطر بيان عقيده اش دستگير شود...





پوزش ....

..از همه دوستان گرامي كه در چند(ين!) روز گذشته به اين وبلاگ سر زدند و دست خالي برگشتند عذر ميخواهم.
متاسفانه چون نتوانستم ساعات روز را از 24 ساعت به 48 ساعت افزايش بدهم مجبور شدم به دليل برخي گرفتاري هاي شخصي مدتي نوشتن و حتي خواندن وبلاگ ها را به تاخير بيندازم.اين بار علاوه بر اينكه در نبود من زمين به دور خورشيد چرخيد آنقدر اتفاقات مهم پيش آمد كه اميدوارم بتوانم در برگشت به همه شان بپردازم.

از تك تك مهرباناني كه پيغام گذاشتند متشكرم. اين دلگرمي هاست كه انسان را به نوشتن تشويق ميكند..

گل كو

Tuesday, April 08, 2003

از قضاي روزگار....

. . !بعضي تصادفات! بعضي وقتها يعني بيشتر وقتها خيلي عجيب و غريب با نظم خاصي اتفاق مي افتند.......
مثلادر يازده سپتامبر 2001 سه هزارانسان بيگناه در برخورد هواپيماها با مركز تجارت جهاني كشته شدند. (اتفاقا!)...دولت امريكا كه هيچ قصد جنگ نداشت و كالين پاول و رامسفلد را براي رفع بيكاري سر كار آورده بود و اقتصادش هم خراب نبود و زد و بندي هم در شركتهاي بزرگ نداشت تصميم گرفت با تروريستها مقابله كند. . به دنبال بن لادن فرزند ناخلفش تا افغانستان رفت و جنگ ضد تروريسم شد جنگ آزادي بخش براي مردم افغانستان. بعد بن لادن فراموش شدو جنگ با تروريسم رفت پي كارش و جنگ آزادي بخش عراق شروع شد كه صد البته كه منظور فقط آزادي مردم عراق است.... بعضي ها باورشان نمي شود كه ممكن است كشوري 300 هزار سرباز بفرستد به منطقه اي و 80 ميليارد دلار يك قلم خرج اوليه جنگ كند و بودجه اش را 400ميليارد دلار زير قرض ببرد تا مردم كشوري را در آن سر دنيا آزاد كند كه از قضاي روز گار منابع غني نفت هم دارند.

اباز هم قضا(‌غذا؟)ي روزگار را ببينيد كه در اين ميان كه از هر دو طرف كشته ميشوند و بيمارستانها براي مصدومين عراقي جا ندارند و مردم هزار هزار آواره اند...شركت هالي برتون كه آقاي ديك چيني قبلا رييسش بوده و حا لا هم ازش سهم سالانه ميگيرد مناقصه خاموش كردن چاههاي نفت عراق(‌كه معلوم نيست كي تصادفا آتش زده!!!) را به مبلغ يك ميليارد دلار ميبرد. نيوزويك 7 آوريل مينويسد كه اين مناقصه توسط ارتش و بدون گرفتن قيمت از شركتهاي رقيب به هالي برتون واگذار شذه است.

درراستاي همين تصادفات عجيب اپوزيسيون عراقي اعلام كرد كه انحصار دولت را در امر استخراج نفت از بين خواهدبرد. به گزارش ياهو دارا عطارمتخصص نفت و يكي از 15 نفري كه از سوي امريكا براي اداره عراق تعيين شده اند بعداز مذاكراتي در لندن اعلام كردكه دولت جديد عراق كه تحت نظر امريكا اداره خواهدشد در نظر دارد به شركتهاي خارجي اجازه استخراج نفت را بدهد. . او همجنين گفت كه عراق از طرف اوپك اجازه استخراج 3.2 ميليون بشكه در روز را دارد ومقدار استخراج فعلي عراق 2.2 ميليون بشكه است. اما دولت جيد عراق سقف اوپك را رعايت نخواهدكرد و هدفش رسيدن به استخراج 6 ميليون بشكه در روز در 6-8 سال آينده خواهد بود..
(سازمان ملل ديگر آدم حساب نميشود چه برسد به اوپك...)

تظاهرات ضد جنگ
اعتراض به جنگ همجنان ادامه دارد. . اين آحر هفته پليس در كاليفرنيا به تظاهر كنندگان دربندري در اوكلند كه راه ورودبه بندر را به عنوان اعتراض
بسته بودند با گلوله هاي پلاستيكي وگاز اشك آور حمله كرد
و حدود 50 زخمي وخيلي ها دستگير شدند. 1-2.
هفته پيش يك سازمان به نام اقدام مستقيم براي توقف جنگ اعلام كرده بود كه روز دوشنبه حركات نافرماني مدني در امريكا انجام خواهدداد. يكي از اهداف بستن بندر .اوكلند بود كه گفته ميشد لااقل يكي از شركتهاي آن ازتجارت در جنگ بر عليه عراق سود ميبرند. .

طبق يك خبر ديگر در ايالت اورگان امريكا قانوني ارائه شده كه در صورت تصويب دستگير شدگان در تظاهرات ضد جنگ به عنوان تروريست محاكمه خواهند شد .. جرمي كه لااقل 25 سال زندان رابه دنبال خواهد داشت.

باز بگوييد گفتگوي تمدن ها بي تا ثير است...





Tuesday, April 01, 2003

واقعيت جنگ

مردي ميان سال با زير شلوار كه از سر تا پا غرق خون است. دختري خردسال شايد چهار ساله را با گاري به اتاق عمل مي آورند كه به كپه روده هايش در سمت چپ شكمش خيره شده است. پزشكي با اونيفورم آبي رنگ با مهرباني روده هاي دختر را با آب ميشويد و به آرامي وي را باندپيچي ميكند تا نوبت عملش برسد. زني سياه جامه از درد زخمي كه ظاهرا در شكم دارد شيون ميكند در حاليكه پزشكان مي كوشند براي بردن به اتاق عمل لختش كنند.
در تصاوير ديگر خطي از خون بيننده را تا تركشي انگليسي ميكشاند. در كنار حفره اي كه در اثر انفجار به وجود آمده يك جفت دمپايي به چشم ميخورد..

از گزارش رابرت فيسك.




عكس ها از ياهو و ديدگاه

سالها قبل يك فيلم در باره جنگ جهاني دوم ديده بودم. خلبانان ژاپني با سرعت و شهامت به طرف هواپيماهايشان مي دويدند. يكي از افسران ژاپني به ديگري گفت: :: اين سربازان خيلي شجاعند. افسر دومي گفت . بله قربان . براي اينكه تا به حال نجنگيده اند....

جنگ يك واژه است. حكم و دستوري كه بر طبق آن اين بميرد و آن يكي زنده بماند. سر اين ياآن فلان بمب ريخته شود...اما واقعيت اين است كه جنگ خرابي است. قتل و كشتار است. آنچه ار بين ميرود ميرود جان انسان هاي واقعي است.

جنگ واقعي شباهتي به فيلم هاي هاليوود ندارد. فيلم هايي كه در آن امريكاييها نه با انسان هاي زميني بلكه با موجودات فضايي و با تكنولوژي فوق بشري مي جنگند و دست آخر جناب پرزيدنت با دست خالي كشور و دنيا را نجات ميدهد.اين جنگ نشان داد كه هنوز تا آن روزها خيلي مانده است و هنوز امريكا و انگليس با آنهمه سلاح و سرباز و بمب در برابر صدام تكريتي و مردم پابرهنه عراق در مانده اند.در اين موردزيتون هم خيلي خوب نوشته است.. تصاوير اسراي جنگي امريكايي و كشته شدگان از هر دوطرف به امريكايي ها واقعيت جنگ را نشان داد .اين كه امريكايي ها هم انسان هستند و از گوشت و پوست ساخته شده اند. درست مانند مردم بيگناه عراق.
تفاوتشان در اين است كه مردم عراق 12 سال است غذاي درست و حسابي نخورده اند. لباس و ماسك ضد گاز و جليقه ضد گلوله ندارند...

سربازان امريكايي و انگليسي هم مثل مردم عراق قرباني هستند. قربانيان جنگ طلبي امريكا و انگليس. قرباني سياست هاي سياستمداراني كه از كاخ هايشان فرمان كشتن و كشته شدن ميدهند. كاش اين سربازان فكر ميكردندكه آيا ارزش دارد جانشان رادر راه بوش و توني بلر و ديك چيني از دست بدهند؟

مايكل مور كارگردان امريكايي كه درمراسم اسكار با شهامت بر عليه جنگ سخنراني كرد در سايتش نامه اي به جرج بوش نوشته كه خواندني است. از جمله مي نويسد :
...(اين لينك را هم ببينيد). مسلما تو شخصا در اين جنگ شركت نخواهي كرد. همانطور كه از رفتن به جنگ ويتنام هم دررفتي و امريكاييهاي نگون بخت به جاي تو فرستاده شدند.

از ميان 535 نماينده كنگره و سنا فقط يك نفر هست كه فرزندش در اين جنگ شركت دارد. . آنها كه در اين جنگ كشته خواهندشد مردم عادي امريكا هستند . آقاي بوش اگر راست ميگويي دخترهاي خودت را هم به كويت بفرست . .....


امريكا و انگليس روزهاست كه كنترل بيشتر مناطق زميني عراق و حدود 95 در صد مرز هوايي عراق را تحت كنترل دارند. در اين مدت اعلام كرده اند كه 3000 يونيفورم مخصوص مواد شيميايي پيدا كرده اند. هنوز از سلاح هايي كه حودشان خبرش را داشتند و به سازمان ملل جايش را نمي گفتند حبري نيست. مردم عراق هم هنوز با گل وبلبل به استقبالشان نيامدند. رسانه هاي امريكايي و بي بي سي تئوري پشت تئوري مي بافند:‌شايد مردم را شست وشوي مغزي كرده اند...شايد عراق ها حيلي وطن پرست هستند و مانمي دانستيم....

به فكرشان نميرسد كه شايد مردم عراق هم حافظه داشته باشند. شايد به ياد بياورند كه در سال 1963 امريكا به همين آقاي صدام كمك كرد تا اولين جمهوري عراق را سرنگون كند و حزب بعث را بر سر كار بياورد.
در سال 1988 وقتي عراق حلبچه را بمباران شيميايي كرد و 5000 نفر را كشت همين آقايان حاميانش بودند و سر سوزني اعتراض نكردند!
در سال 1991 وقتي مردم بعد از جنگ عليه صدام قيام كردند نه امريكا ونه انگليس به سركوب و كشتار مردم اعتراض نكردند.
حالا چرا بايد به امريكااعتماد كنند؟بگذريم از اينكه رفتار سربازان امريكايي و انگليسي با مردم عراق بسيار وحشيانه بوده است. همين جند روز پيش سربازان امريكايي جلو دوربين فيلمبرداران به يك ميني بوس آتش كشودندو هفت زن و كودمك را كشتند. . . به گفته خودشان هر كس را كه به دستورات آنها عمل نكند ؛خطر بالقوه؛ ميدانند و به رويش آتش خواهند گشود.


جنگ به روايت تصوير:



گرفته شده اند. عكسها از زاگرس و ديدگاه


اخبار جنگ توسط رسانه هاي غربي سانسور ميشود.. . پيتر آرنت خبرنگار شبكه ان بي سي روز دوشنبه به دليل مصاحبه اي كه با تلويزيون عراق كرده بود از اين شبكه اخراج شد. آرنت در مصاحبه اش گفته بود كه نيروهاي امريكايي و انكليسي به دليل مقاومت عراقي ها در اين جنگ شكست خورده اند.
آرنت به دليل اين حرف از مردم امريكا عذر خواهي كرد اما اين عذرخواهي مانع اخراج او نشد.. شبكه هاي ديگر مانند فاكس نيوز و اي بي سي گفته اند كه به خبرنگارانشان اجازه مصاحبه نميدهند.

امريكا حتي به شبكه هاي عربي مانند الجزيره نيز براي پخش تصاوير جنگ ايراد مي گيرد.

ديدگا ه عكسهاي وحشتناكي از اجساد زنان و كودكان در بمباران بازار بغداد( گرفته شده از تلويزيون الجزيره) راگذاشته است. اين تصاوير ممكن است خيلي ناراحتتان كند. اما اينها واقعيت جنگ است. مرگ و خرابي
. بمب و گلوله آدم ميكشد....به همين سادگي .
واقعيت جنگ را ميتوانيددر اين لينك ها ببينيد:

1
2

رابرت فيسك يك روزنامه نگار انگليسي گزارشي از يك فيلم خام جنگي نوشته كه توسط علي اصغر بهروزيان به فارسي برگردانده شده است و در اين لينك از ديدگاه ميتوانيد بخوانيد..

اين مقاله هم خواندني است::
هزينه جنگ امريكا در عراق

پيامدهاي جنگ براي ايران:
در اوايل جنگ دولت ايران به وحشت افتاده بود. هنوز هم زمزمه هاي اينكه كدام كشور هدف بعدي امريكا خواهد بود بر سر زبان ها جاري است. هر روز كه ميگذرد و اخبار وحشت آور جنگ بيشتر منتظر ميشود اميداينكه ؛فرشته نجاتي؛ بيايد و ما را نجات بدهد كمتر ميشود. هر جنگي در ايران حداقل به همين اندازه خرابي به بار خواهد آورد و ايران را ساليان سال به عقب خواهد برد. سرنوشت ما بايد به دست خودمان تعيين شود نه امريكا.( مقاله شبح را در اين مورد بخوانيد) در اين جنگ هم صدام نيست كه آسيب ميبيند مردم عادي عراق هستند كه كشته و آواره ميشوند. اگر تعيين سرنوشتمان را به ديگران بدهيم لاجرم بايد سرنوشتي را كه آنان تعيين ميكنند قبول كنيم. در اين دنيا كسي براي ديگري مجاني كار نميكند آن هم انگليس و امريكا! با سوابق درخشانشان!!

اما جنگي با اين شدت در منطقه براي كشورهاي مرتجع مانند ايران و اسراييل نعمت است. وقتي تمام اخبار جهان تحت الشعاع اخبار جنگ است ديگر نقض حقوق بشر..اعدام هاي خياباني و از بين بردن محالفان..رواج فقر و فحشا و غارت اموال عمومي و فروش آب و خاك كشور در درجه دوم قرار ميگيرد.
همانطور كه اسراييل دارد از اين فرصت براي كشتار فلسطينيان و اشغال مجدد نوار غزه استفاده ميكند..همانطور كه تركيه دارد با پشتيباني مخفي كشورهاي اروپايي شمال عراق را اشغال ميكند دولت ايران هم ميخواهد از اين فرصت براي از بين بردن مخالفان خود استفاده كند. بيانيه هاي مختلفي در ديدگاه منتشر شده است مبني بر ايكه دولت ايران و سلطنت طلبان قصد دارند از اين آب گل آلود ماهي بگيرند و به قرارگاههاي مجاهدين و همچنين قرارگاههاي كومله در كردستان عراق حمله كنند و يا با زد و بند با امريكا و انگليس آنها را مورد هدف قرار دهند.
جمعي از هنرمندان نويسندگان و شاعران از جمله مينا اسدي..نيلوفر بيضايي..اسفنديار منفرد زاده و گيسو شاكري اطلاعيه اي در اين باره منتشر كرده اند كه در اينجا ميتوانيد بخوانيد






Thursday, March 27, 2003

يك توضيح و گله از سايت روشنگري:

امروز در كانترم ديدم كه از سايت روشنگري هم به اين سايت لينك داده شده. مطلب پايين(‌جنگ راشل) را لطف كرده اند و در سايتشان گذاشته اند. تااينجاي كار هيچ ايرادي ندارد. مطالب اين سايت گاهي در سايت هاي ديگر مثل ايران چابار يا روزنه درج ميشود و هميشه اين به انتخاب خودشان بوده است. اما ديدم دوستان سايت روشنگري اين جمله را بالاي مطلب گذاشته اند:

http://golku.blogspot.com : ارسالى از وبلاگ

كه به هيچوجه درست نيست.

مسلم است كه مطالب نوشته شده در اينجا در هر جا كه گذاشته شوند و خوانندگان بيشتري داشته باشند منتي است بر سر من. اما اگر لطف كنند و توضيح نادرست در كنارش نگذارند ازشان بيشتر ممنون خواهم شد.

×××××

:پي نوشتديروز پس از درج اين گله از سايت روشنگري ايي ميلي دريافت كردم به اين مضمون:
دوست گرامى با سلام
ضمن ابراز تاسف از بابت سو تفاهمى كه در رابطه با درج مطلب شما , با توضيحى كه در آغاز مقاله از طرف من به آن افزوده شده بود, ايجاد شده است
ما معمولا در ستون سمت راست سايت روشنگرى مطالبى كه توسط همكارانمان تهيه مىشوند را مىگذاريم. اما گاهى از وبلاگها و سايتهاى ديگر مطالبى از طرف گردانندگان
آنها برايمان ارسال مىشود كه اگر مطلب مناسب باشد در ستون سمت راست مىآوريم
تا ضمن اينكه تعداد بيشترى به آن دست مىيابند درعين حال كمكى براى معرفي وبلاگ يا سايت مربوطه باشد. متاسفانه شخصى كه مطلب شما را برايم فرستاد غير از لينك به وبلاگ شما توضيح ديگرى در پيامش نبود , و من طبق روال گذشته اصل را
براين گذاشتم كه ايشان گرداننده سايت گُل كو هستند , به هر حال, ضمن پوزش از شما مطلب را برداشتم
برايتان سال خوبى آرزو مىكنم


من هم از دقت و حساسيت گردانندگان سايت روشنگري متشكرم.

Tuesday, March 25, 2003

جنگ راشل
به ياد راشل كوري
Rachel Corrie (1979-2003)



روز يكشنبه 16 مارچ يك فعال 23 ساله حقوق بشر به نام راشل كوري در حاليكه سعي ميكرد از تخريب خانه يك دكتر فلسطيني توسط ارتش اسراييل در نوار غزه جلوگيري
كند توسط بولدوزر ارتش اسراييل كشته شد.

قتل وحشيانه راشل به دست ارتش اسراييل در امريكا انعكاس بسيار كمي پيدا كرد. هيچ يك از شبكه هاي تلويزيوني قتل يك دختر 23 ساله صلح طلب را قابل پخش ندانستند!. دولت امريكا به پدر و مادرش به بهانه جنگ اجازه رفتن به اسراييل را نداد ..
مراسم يادبود راشل در نوار غزه توسط پليس اسراييل به هم ريخته شد(گاردين ) . در حين مراسم يك ستون خودرو به بهانه خراب كردن ساختمانهايي در اطراف مراسم را به هم زد. بولدوزري كه راشل را به قتل رسانده بودنيز در بين آنها ديده ميشد.

اطلاعيه داوطلبان ؛‌حركت همبستگي بين المللي جزييات قتل راشل را چنين توضيح ميدهد:

16 مارچ 2003
امروز در رافا-نوار غزه- راشل كوري يك زن 23 ساله امريكايي اهل المپيا-واشنگتن كه يك داوطلب گروه ؛حركت همبستگي بين المللي؛‌(آي-اس- ام)بود توسط ارتش اسراييل كشته شد. راشل جلو راه بولدورزي ايستاده بود كه به طرف او مي آمد. وقتي كه (راننده) ‌بولدوزر حاضر به توقف يا تعيير مسير نشد او از تل خاكي كه جلوي بولدوزر بود بالا رفت.. (راشل)‌يك كت فلورسانت به تن داشت و مستقيم به راننده اي كه داشت به طرف او مي آمد نگاه ميكرد. بولدوزر به راه خود ادامه دادو (راشل)را زير گرفت. پس از اينكه راشل كاملا از نظرها پنهان شد راننده به حركت خود ادامه داد و بولدوزر را كاملا روي راشل قرار داد.راننده تيغ بولدوزر را بلند نكرد و راشل زير بولدوزر له شد.سپس راننده عقب عقب آمد و دوباره از روي او عبور كرد. هفت نفر ديگر از گروه آي -اس-ام كه در آنجا بودند به طرف اودويدند تاتنش رااز زير خاك بيرون بكشند. او توسط يك آمبولانس به بيمارستان ال-نجار برده شد و در آنجا در گذشت..
...متن كامل اطلاعيه را در اينجا ميتوانيد ببينيد.
نقل ماجرا از زبان شاهدان عيني را در اينجا ميتوانيد بخوانيد.

عكسهاي اين جنايت را ميتوانيد در پايين و همچنين در اين صفحه ببينيد. راشل كت قرمز به تن و بلندگو به دست دارد.



. . روزنامه گاردين ايي ميل هايي را كه راشل براي دوستان و خانواده اش نوشته در دو سايت جمع آوري كرده. هر كدام از اين ايي ميل ها دنيايي از پاكي و محبت و احساس مسئوليت هستند. ايي ميل ها رنج دروني راشل را نشان ميدهند. او از بي خبري امريكايي ها شكوه ميكند...از اينكه كشورش به ؛ نسل كشي؛ ‌فلسطيني ها كمك ميكند اظهار شرم ميكند و ميگويد كه هرگز زندگيش مثل قبل نخواهد شد.
در نامه اي(7 فوريه) به مادرش مينويسد:

دو هفته و يك ساعت است كه در فلسطين به سر ميبرم و هنوز قادر نيستم آنچه را كه ميبينم در قالب كلمات بيان كنم. ....نميدانم چند كودك در اينجا هستند كه در خانه هايي بدون سوراخ گلوله توپ بزرگ شده اند يا بدون برج هايي كه مدام آنها را تحت نظر دارند.. .....

..امروز سعي كردم بگويم بوش يك وسيله است اما نميدانم درست ترجمه كردم يا نه. به هر جهت اينجاكودكان 8 ساله اي هستند كه جيلي بيشتر از آنچه من همين چند سال پيش حاليم ميشد در باره ساختار قدرت در جهان آگاهي دارند.
...
درباره اين واقعيت فكر ميكنم كه هيچ حجمي از خواندن يا شركت در كنفرانسها يا ديدن فيلم هاي مستند و شنيدن واقعيات از زبان ديگران نمي تواند كسي را براي روبرو شدن با واقعيت اينجا آماده كند. تانبيني نمي تواني تصورش رابكني و حتي در آن هنگام باز ميداني كه تجربه تو واقعي نيست. مثلا براي ارتش اسراييل شليك به طرف يك امريكايي دردسر آفرين است...يا مثلا من پول كافي دارم كه وقتي ارتش اسراييل چاه ها را خراب مي كند آب بخرم و صد البته من ميتوانم هر وقت دلم خواست اينجا را ترك كنم.. هيچ كس در خانواده من هنگامي كه در حال رانندگي بوده توسط راكتي كه از يك برج مراقبت در انتهاي خيابان اصلي شهر شليك شده جانش را از دست نداده.
من يك خانه دارم. اجازه دارم بروم و اقيانوس راببينم. احتمالش خيلي كم است كه مرا ( براي اينكه سفيد و امريكايي هستم)‌براي ماهها و حتي سالها بدون محاكمه در زندان نگاه دارند.. وقتي به كار يا مدرسه ميروم اطمينان دارم كه يك سرباز با سلاح سنگين در نيمه راه المپيا و مادبي در يك ايستگاه بازرسي منتظر نيست تا تصميم بگيرد من ميتوانم امروز دنبال كار
خودم بروم يا نه و آيا حق دارم كه وقتي كارم تمام شد دوباره به خانه برگردم يا نه.........
وقتي من كه براي مدت كوتاهي وارد زندگي اين كودكان شده ام با برخورد با واقيعت هاي زندگي آنها اينهمه ناراحت و عصباني ميشوم دوست دارم بدانم عكس العمل آنها هنگام ورود به دنياي من چه خواهد بود....

در ايي ميل ديگري به تاريح 72 فوريه به مادرش مينويسد:

در باره حرفت در تلفن كه گفتي خشونت فلسطيني ها اوضاع رابدتر ميكند خيلي فكر كردم.

دوسال پيش شصت هزار كارگر فلسطيني از رافا(Rafah) در اسراييل كار ميكردند و حالا فقط 600 نفر مي توانند براي كار به اسراييل بروند. از اين 600 نفر خيلي ها رفته اند براي اينكه بين اينجا و آشكلون ( نزديكترين شهر اسراييلAshkelon, ) سه ايستگاه بازرسي وجود دارد. بازرسي كه قبلا 40 دقيقه طول ميكشيد حالا يك سفر 12 ساعته است. بعلاوه هر آنچه كه در سال 1999 به عنوان سرچشمه اقتصاد رافا شناخته ميشد بطور كامل تخريب شده است . (مثلا)
-فرودگاه بين المللي غزه: راهها تخريب شده و فرودگاه بطور كامل بسته شده است.
- مرز تجارت با مصر: حالا در وسط راه يك برج مراقبت اسراييلي با سربازان تك تير زن قرار دارد.
-دسترسي به اقيانوس:در دوسال گذشته كاملا قطع شده. يك ايستگاه بازرسي و شهرك يهودي نشين گوش كاتيف (Gush Katif) مابين اقيانوس و رافا ساخته شده است.
.-از شروع انتفاضه جديد تا بحال نزديك به 600 خانه در رافا تخريب شده است.(خانه هاي) مردمي كه(حتي) ارتباط مستقيم با مقاومت فلسطين ندارند و فقط در مرز زندگي ميكرده اند.گمان ميكنم اكنون به طور رسمي رافا فقيرترين محل دنياست. تا چند وقت پيش مردم اينجا زندگي متوسطي داشتند
قبلا هم گزارشاتي دريافت كرده بوديم كه كشتي هاي حامل گل كه از غزه به اروپا فرستاده ميشدند در ؛ارز: دو هفته براي بازرسي نگاه داشته ميشدند.به همين دليل اين بازار هم از بين رفت. و بعد بولدوزرها مزارع و باغچه هاي سبزيجات مردم را هم تخريب كردند. براي اين مردم چه باقي ماند؟اگر چيزي به فكرت ميرسد بگو....به ذهن من كه چيزي نميرسد...
اگر زندگي و رفاه ما را كاملااز بين برده بودند...اگر با بچه هايمان در جايي زندگي ميكرديم كه هر روز كوچك تر ميشد...هر روز تانك ها و بولدوزرها ميتوانستند به دنبالمان بيايند و گلخانه هايمان را كه در آنها براي ساليان كشت ميكرديم تخريب كنند و در حال تخريب مارا كتك ميزدند و همراه 149 نفر ديگر ساعت ها ما رادر حبس نگاه ميداشتند..فكر ميكني آيا ما براي نجات هر چيز كوچكي كه باقيمانده بودبه خشونت متوسل نمي شديم؟. وقتي باغ ها و گلخانه ها و در ختان ميوه را مي بينم كه پس از ساليان سال مراقبت ومواظبت تخريب شده اند بيشتر به اين مسئله فكر ميكنم. به تو فكر ميكنم. به اين كه چقدر زمان و چقدر كار توام با عشق لازم است تا چيزي رشد كند. فكر ميكنم در موقعيتي مشابه بيشتر مردم به هر وسيله كه بتوانند سعي ميكنند از خود دفاع كنند.ميدانم كه عمو كريگ اين كاررا خواهد كرد . فكر ميكنم مادر بزرگ هم همين كاررا خواهد كرد و فكر ميكنم من هم همين كاررا ميكردم.

در باره مقاومت بدون خشونت از من پرسيده بودي..
ديروز وقتي آن بمب خنثي شد تمام شيشه هاي خانه شكست . در آن وقت يكي داشت به من چاي تعارف ميكرد و من داشتم با دو بچه كوچك بازي ميكردم. براي من خيلي سخت است. مشكل است كه همواره از طرف مردمي مورد محبت بي شائبه قرار مي گيرم كه خودشان هر روز نفرين ميشوند.ميدانم كه از امريكا اينها همه بزرگنمايي به نظر ميرسد راستش حيلي وقت ها محبت بيدريغ اين مردم و تخريب وحشيانه زندگيشان به نظر من غير واقعي مي آيد. نمي توانم باور كنم كه همه اينها در اين دنيا صورت ميگيرد و هيح عكس العمل واقعي در برابرش نشان داده نميشود. اين مرااذيت ميكند. همانطور كه قبلاهم اين احساس مراآزار ميداد كه چطور ما ميگذاريم دنيااينقدر وحشتناك باشد.

بعد از اينكه با تو حرف زدم فكر كردم شايد همه حرفهاي مرا باور نكرده اي. راستش فكر ميكنم زياد هم بد نيست اگر باور نكرده باشي. من به تفكر مستقل و انتقاد آميز عقيده دارم و و ممكن است وقتي با تو حرف ميزدم براي تمام حرفهايم دليل كافي ارائه نكرده باشم. بيشترش براي اين است كه ميدانم تو خودت ميروي و در باره شان تحقيق ميكني. اما اين موضوع كمي مرا در باره(كيفيت) كاري كه ميكنم نگران ميكند.همه چيزهايي كه در بالا نوشتم و چيزهاي ديگرتخريب تدريجي و اغلب پنهان اما بسيار عظيم توانايي هاي گروهي از مردم براي زندگي است.اين چيزي است كه من در اينجا مي بينم. ترورها...حملات موشكي و شليك به كودكان وحشيگري است. اما ميترسم با تمركز بر روي آنه از مدار اصلي خارج شوم. قشر عظيمي از مردم نمي توانند اينجا را ترك كنند. حتي اگر توان مالي اش را داشتند و حتي اگر حاضر بودند زمينشان را ترك كنند (كه به نظر ميرسد اين يكي از اهداف شارون است).حتي نميتوانند براي گرفتن ويزا به اسراييل بروند. حتي كشورهاي مقصد به اينها اجازه ورود نميدهند. (هم كشور ما و هم كشورهاي عربي)
بنابراين فكر ميكنم تمام راههاي نجات به روي اين مردم بسته شده. گمان ميكنم بنا بر قوانين بين الملي متعارف اينها براي واژه ؛نسل كشي ؛كفايت ميكند. الآن درست به خاطر ندارم.
اميدوارم كه بتوانم اين را نشان بدهم. دوست ندارم كلمات جهت دار استفاده كنم. فكر ميكنم تو اين را در باره من ميداني. من به معناي كلمات احترام ميگذارم.

صفحه يادبود راشل كوري را در اينجا مي توانيد ببينيد.
ايي ميل خانواده راشل:
rachelsmessage@the-corries.com

به نقل از شاهدان عيني بولدوزري كه باعث قتل راشل شد متعلق به شركت كاترپيلار امريكا بود . آنها ميگويند اين بولدوزرها با 12 ميليارددلار وام سالانه امريكا به اسراييل خريداري ميشود و فروش بولدوزرها به اسراييل بايد متوقف گردد.

لازم به گفتن است كه 4 روز پس از قتل راشل امريكا پرداخت 10 ميليارد دلار كمك مالي به اسراييل موافقت كرد. كانداليزا رايس گفت كه دولت امريكا حتي يك ميليارد دلار به مبلغ وام اضافه كرده براي اينكه به شدت تحت تاثير طرحهاي اقتصادي اسراييل قرار گرقته است.

اين كمك شامل يك ميليارد دلار كمك مستقيم نظامي است.





.

Monday, March 24, 2003

اين مقاله از ديدگاه را در صفحه داور عزيز حتما بخوانيد.

تکرار "حماقت جمعی"؟
بررسی هواداری بخشی از ايرانيان از جنگ آمريکا عليه بشريت!
نوشته مجيد تمجيدي.
اخبار جنگ:
امريكا دارد براي پنجمين روز بغداد رابمباران ميكند. سايت ايران نبرد نوشته است كه هيچ شهر عراق از جمله ناصريه هنوز سقوط نكرده بلكه امريكاييها با دور زدن شهرها دارند پيشروي ميكنند.
به گزارش زاگرس و روزنه (‌به نقل از خبرنامه دانشجويان دانشكاه اميركبير) چند راكت نيز به آبادان اصابت كرده و باعث تخريب مركز پتروشيمي شده است.. .

ديروز يك سرباز امريكايي در كويت با پرتاب نارنجك ه چادر سربازان باعث كشته شدن حداقل يك نفر و زحمي شدن 15 نفر شد.

گفتني است كه امريكا به تلويزيون الجزيره براي پخش صحنه ها و آثار جنگ اعتراض كرده است (نقل از گاردين). تلويزيون الجزيره صحنه اي از سر شكافته شده يك كودك 12 ساله را نشان داد كه در اثر موشك باران بصره جان خود را از دست داده بود. الجزيره همجنين مصاحبه با سربازان دستگير شده امريكايي را پخش كرد كه مورداعتراض شديد رامسفلد قرار گرقت. رامسفلد گفت كه الجزيره قراردادر ژنورانقض كرده است. سخنگوي الحزيره جواب داد: ببينيد كي از نقض قانون حرف ميزند. اين تصاوير را ما درست نكرده ايم. اينها آثار جنگ است. بايد اخبار از همه جهت به مردم نشان داده شوند.
گاردين همچنين مينويسد كه در جنگ افغانستان نيز الجزيره با نشان دادن پيام هاي بن لادن خشم امريكا رابرانگيخت و دوساعت قبل از تسخير كابل مقر الجزيره توسط موشك هاي امريكايي تخريب شد. امريكا بعد اعلام كرد كه عمدي نبوده. در بغداد اما تلويزيون الجزيره براي جلوگيري از تكرار اين اشتباه! مختصات جغرافيايي دفترش در بغداد و كد ماهواره اي اش را به امريكا داده است.

در اين ميان تظاهرات بر عليه جنگ ادامه دارد. در نيويورك 250 هزار نفر روز شنبه در تظاهرات ضد جنگ شركت كردند. . تظاهرات در اروپا نيز ادامه دارد. در مراسم جوايز اسكار نيز مايكل مور كارگردان فيلم ؛بولينگ براي كلمباين؛ به شدت به اين جنگ اعتراض كرد. او در سخنانش گقت؛
ما با اين جنگ مخالفيم. شرم بر تو باد جرج بوش؛.

براي خواندن اخبار تظاهرات ضد جنگ به سايت اتحاد براي صلح مراجعه كنيد.




.
مخالفت با جنگ به معناي موافقت با صدام نيست!

آيا به نظر شما مخالفت با جنگ به معناي موافقت با صدام است؟
مخالفت باجنگ مخالفت با سلطه امريكا بر منطقه است.
مخالفت با جنگ به معناي مخالفت با كشتار هزاران انسان بيگناه است

مخالفت با جنگ به معناي موافقت با سياست هاي صدام نيست...

بياييد يك مثال نزديك تر بزنيم. ايران خودمان

تمام دلايلي كه امريكا براي جنگ با عراق مي آورد به طور شديد تر براي ايران كاربرد دارد:
1-تلاش براي دسترسي به سلاح هاي كشتار جمعي
2-كشتار و شكنجه مردم..نقض شديد حقوق بشر
.از اعدام هاي خياباني ودر ملا عام گرفته تا تعداد فزاينده زندانيان..تا كشتارهاي دسته جمعي سال 1367. ..تا قتل هاي زنجيره اي..و سركوب اعتراضات مردمي. .. حتي رژيم عراق به اندازه رژيم ايران براي نقض حقوق بشر توسط سازمان ملل محكوم نشده.
3- ايجاد خطر براي منطقه و صدور تروريسم بين المللي
رژيم ايران در اين زمينه ركورددار است. سران دولت فحيمه در دادگاه ميكونوس و به تازگي در دادگاهي در آرژانتين محكوم شده اند و حكم جلب بين المللي دارند.
4- اختلال در صلح منطقه
كمك هاي رژيم به گروههاي تروريستي و نقش ايران در بحران فلسطين و افغانستان پوشيده نيست.

اگر فردا امريكا با همين بهانه ها خواست ايران رابمباران كند به بهانه اينكه ميخواهددر ايران آزادي و دمكراسي برقرار كند آيااجازه خواهيد داد؟‌آيا به رژيمي كه امريكا براي شما برقرار كند اعتماد خواهيد كرد؟

گذشته دخالت هاي امريكا وانگليس در اين منطقه بر همه روشن است. چرافكرميكنيم حالا عوض شده اند و دلشان براي ما سوخته و اهدافشان انسان دوستانه شده؟‌اين به گمان من ساده انديشي است.

فكر ميكنيد نقض حقوق بشر درعراق بيشتر است يا در فلسطين؟‌چراامريكا و انگليس كشتار هر روزه مردم فلسطين را محكوم نميكنند؟همين چندروز پيش امريكا پرداخت يك وام 10 ميليارددلاري را به اسراييل تصويب كرد. ‌چراهمين معامله را با شارون نميكنند؟
دوستاني كه صحبت جنگ هشت ساله را پيش ميكشند حتما يادشان هست كه امريكا يكي از حاميان سرسخت صدام بود حتي در بمباران شيميايي حلبچه هيچ عكس العملي نشان نداد.
چطور ميتوان در اين جنگ طرفدار امريكا بود؟

مخالفت با سياست هاي صدام آيا بايد به معناي موافقت با كشتار مردم عراق باشد؟
آيا مردم عراق خودشان حق تعيين سرنوشت حود را ندارند؟
از كجا معلوم كه بعد از عراق نوبت ايران نباشد؟
آيا با بمباران وتخريب و تجزيه ايران و آمدن يك رژيم دست نشانده امريكا يا انگليس موافقيد؟
تعيين سرنوشت هر كشوري به عهده مردم خود آن كشور است . دخالت هر نيروي بيگانه اي فقط براي حفظ منافع همان نيرو است نه براي حفظ منافع مردم.





(زندگی( اثر بیژن جزنی

نامه فرزاد کمانگر معلم کرد به دانش آموزانش

بابا آب داد !؟
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .


رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386

اعضای پن لاگ

Blog Archive