آمارهاي وحشتناك در باره اعتياد
اين عنوان مقاله اي است به قلم محمد حسين رحماني كه در ديدگاه آورده شده است. نويسنده با آوردن ارقام از زبان مسئولان مملكتي به ابعاد وحشتناك اعتياد در ايران اشاره ميكند. از جمله
دكتر آفرين رحيمي موقر، در همايش علمي اعتياد كه اخيرا برگزار شد، اظهار ميدارد: «ايران نخستين كشور از نظر مواد مخدر در جهان است.»:
....
احمدي، عضو جمعيت مبارزه با اعتياد ايران نيز با اعلام آماري تقريبا همسان با آمار رييس سازمان بهزيستي، چنين ميگويد: «2 ميليون معتاد در ايران ركورد جهاني است. حدود 220 ميليون نفر در جهان درگير سوء مصرف انواع مواد مخدر، محرك و توهمزا هستند و كارايي سامانه مبارزه با اعتياد نزديك به صفر است. بنابراين، وجود 2 ميليون معتاد براي جمعيت 60 ميليوني ايران، رقمي بسيار بالاست.»
...
متوسط سن اعتياد در سرزمينمان، از 40 سال به 15 سال كاهش يافته است
خيابان خوابي 20 هزار نفر درتهران از بركت «دولت كريمه
عنوان مقاله اي است از زينت ميرهاشمي كه باز در ديدگاه آمده. در باره كودكان خياباني و برخورد مسئولين. مينويسد:
بنا به اظهارات سرپرست دفتر آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي، در روزنامه اعتماد، شماره 28 دي، «تنها 100 هزار نفر از ميان بيش از يك ميليون و 100 هزار زن سرپرست خانوار جامعه را تحت پوشش قرار داده و اكثر اين افراد از خدمات و حمايتهاي اجتماعي محروم هستند.»
علاوه بر كودكان خياباني، يك ميليون و 800 هزار كودك در ايران به کار اشتغال دارند. آنها با كار در خيابانها، بار زندگي خانواده و پدر و مادر بيكار خود را بر دوش ميكشند. خرابتر شدن وضعيت اقتصادي،وجود 17 در صد بيكار ازبين جمعيت فعال و وجود 3 ميليون نفر زير خط فقر، ورود كودكان به بازارهاي كار را بدون هيچگونه تامين قانوني، هر چه بيشتر گسترش مي دهد.
محمد رضا راه چمني از بركت همين «دولت كريمه» و رايگان بودن خيابانها براي خواب و كار در مورد كودكان كارورز مي گويد: «هيچ مرجعي به ما حكم نكرده است كه اينها نبايد در خيابانها باشند.»
همين جمله آخر را بايد قاب كرد و به عنوان سند خيانت و بي شرمي ثبت كرد. مسئولاني كه جيبشان تا خرخره پر است معلوم است كه به خوابيدن يا مردن بچه ها در خيابان ..به تن فروشي دختر يازده ساله..به اعتياد فراگير در ميان كودكان اهميت نميدهند. تازه با از بين رفتن اين كودكان با ؛بلاياي طبيعي ؛آقايان پول طناب دار و گلوله هايي كه مي خواهند چند سال ديگر براي اينها خرج كنند راهم در جيبشان ميگذارند. مگر نه اينكه هر ايراني يك مجرم و مخالف بالقوه است؟
.
اين مطلب را در كنار نوشته شبح در باره بي لياقتي و بي توجهي دولت در برابر سوانح رانندگي و نوشته پروين در باره ابعاد فحشا در ميان نوجوانان بخوانيد. تا ابعاد فاجعه اي را كه اينها بر ايران تحميل كرده اند درك كنيد.
Monday, January 20, 2003
خوش آمدي جواد عزيز
ازاينكه جواد طواف آزاد شد خيلي خوشحالم.البته نوشته كه به قيد 2 ميليون تومان وثيقه آزاد شده. به اميد آزادي تمام كساني كه به خاطر انديشه شان در بند هستند. جواد قضيه دستگيري اش را در وبلاگش نوشته و تا حالا كه من ديدم
123 تا خوش آمد برايش نوشته اند.
من آمار دقيق كساني را كه هر روز به جرايم واهي دستگير ميشوند نميدانم. اما از هر خانواده اي كه ميشناسم لااقل يك نفر حداقل يكبار با دولت در گيري پيدا كرده. اين نشان ميدهد كه حكومت چقدر ؛مردمي ؛ است.
دولت ميخواهد تمام جوانب زندگي انسان ها منجمله طرز فكرشان راكنترل كند. هر كس از اين ؛كد؛ ها سرپيچي كند مجرم است. بقيه هم اگر با دولت همكاري نكنند مجرم بالقوه هستند.اين را ميشود از تعداد نيروهايي كه به منظور كنترل مردم در خدمت دولت هستند تخمين زد.از پولي كه براي خريد پاترول ها..درست كردن زندان ها ..ترتيب دادن گشت ها و بازرسي هاي مختلف...گرداندن هليكوپتر بالاي خانه هاي مردم و...خرج ميكنند.
شبح عزيز مطلب جالبي در باره آمار تلفات در تصادفات رانندگي در ايران نوشته. سالي 20 هزار نفر!!در جاده ها مي ميرند...اما پولي كه بايد براي سازندگي خرج شود خرج سركوب مردم ميشود
دولتي كه در عمل خودش خودش را نقض ميكند و با اعمال سركوبگرانه اش به شكست سياست هايش اعتراف ميكند...
ازاينكه جواد طواف آزاد شد خيلي خوشحالم.البته نوشته كه به قيد 2 ميليون تومان وثيقه آزاد شده. به اميد آزادي تمام كساني كه به خاطر انديشه شان در بند هستند. جواد قضيه دستگيري اش را در وبلاگش نوشته و تا حالا كه من ديدم
123 تا خوش آمد برايش نوشته اند.
من آمار دقيق كساني را كه هر روز به جرايم واهي دستگير ميشوند نميدانم. اما از هر خانواده اي كه ميشناسم لااقل يك نفر حداقل يكبار با دولت در گيري پيدا كرده. اين نشان ميدهد كه حكومت چقدر ؛مردمي ؛ است.
دولت ميخواهد تمام جوانب زندگي انسان ها منجمله طرز فكرشان راكنترل كند. هر كس از اين ؛كد؛ ها سرپيچي كند مجرم است. بقيه هم اگر با دولت همكاري نكنند مجرم بالقوه هستند.اين را ميشود از تعداد نيروهايي كه به منظور كنترل مردم در خدمت دولت هستند تخمين زد.از پولي كه براي خريد پاترول ها..درست كردن زندان ها ..ترتيب دادن گشت ها و بازرسي هاي مختلف...گرداندن هليكوپتر بالاي خانه هاي مردم و...خرج ميكنند.
شبح عزيز مطلب جالبي در باره آمار تلفات در تصادفات رانندگي در ايران نوشته. سالي 20 هزار نفر!!در جاده ها مي ميرند...اما پولي كه بايد براي سازندگي خرج شود خرج سركوب مردم ميشود
دولتي كه در عمل خودش خودش را نقض ميكند و با اعمال سركوبگرانه اش به شكست سياست هايش اعتراف ميكند...
Friday, January 17, 2003
دستگيري يك وبلاگ نويس:
خبر را اولين بار در يادداشت ها خواندم:
...جواد طواف، نويسنده وب لاگ پرخواننده «رنگين كمان»، يك فارغ التحصيل رشته مهندسي صنايع
دانشگاه صنعتي امير كبير، و از اعضاي سابق انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه، روز سه شنبه توسط ماموران دادسراي نظامي تهران بازداشت شد....
جواد طواف، نويسنده وب لاگ پرخواننده «رنگين كمان»، يك فارغ التحصيل رشته مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي امير كبير، و از اعضاي سابق انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه، روز سه شنبه توسط ماموران دادسراي نظامي تهران بازداشت شد. وي در گذشته نيز دو بار بازداشت شده بود. مهدي حبيبي، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير در گفتگو با راديو فردا مي گويد: بازداشت جواد طواف با يادداشت هاي روزانه وي در وب لاگ او به نام رنگين كمان بي ارتباط نيست، براي اينكه در اين وب لاگ اطلاعرساني مي كند و عملا يك پايگاه خبري ايجاد كرده است. از زمان بازداشت تاكنون فقط يك ارتباط تلفني با خانه اش داشته است. وي مي افزايد طواف قبلا هم به او گفته بود ماموران چند بار به منزل او مراجعه كرده بودند. حبيبي مي افزايد: اولين اقدام انجمن اسلامي اين بود كه خبر بازداشت او را منتشر كنيم، چون بازداشت وي كاملا غير منتظره بود
حسن آقا و مهشيد عزيز هم در اين باره نوشته اند. .حبر از منابع ديگر هم در آهوي سه گوش درج شده..
××××××
من با نوشته هاي اين دوست آشنايي زيادي نداشتم . بعد از خواندن خبر به رنگين كمان سر زدم .يك صفحه ديگر هم در بلاگ اسپات دارد و نوشته اش با نام وبلاگ نويسي، جستجوي فرديت گمشده خواندني است.
دستگيري يك وبلاگ نويس كه فقط حرف دل خودش را ميزند نشان از ضعف بيش از اندازه دولت در مقابل مشكلات مملكت را دارد. وقتي نميتوانند جوابگوي خواست هاي مردم باشند به سركوب و زور رو مي آورند.غافل از اينكه دستشان بدتر رو ميشود.
اما فكر ميكنيد قدرت پليدي ها بي انتهاست؟ به شهادت تاريخ نه!
خبر را اولين بار در يادداشت ها خواندم:
...جواد طواف، نويسنده وب لاگ پرخواننده «رنگين كمان»، يك فارغ التحصيل رشته مهندسي صنايع
دانشگاه صنعتي امير كبير، و از اعضاي سابق انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه، روز سه شنبه توسط ماموران دادسراي نظامي تهران بازداشت شد....
جواد طواف، نويسنده وب لاگ پرخواننده «رنگين كمان»، يك فارغ التحصيل رشته مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي امير كبير، و از اعضاي سابق انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه، روز سه شنبه توسط ماموران دادسراي نظامي تهران بازداشت شد. وي در گذشته نيز دو بار بازداشت شده بود. مهدي حبيبي، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير در گفتگو با راديو فردا مي گويد: بازداشت جواد طواف با يادداشت هاي روزانه وي در وب لاگ او به نام رنگين كمان بي ارتباط نيست، براي اينكه در اين وب لاگ اطلاعرساني مي كند و عملا يك پايگاه خبري ايجاد كرده است. از زمان بازداشت تاكنون فقط يك ارتباط تلفني با خانه اش داشته است. وي مي افزايد طواف قبلا هم به او گفته بود ماموران چند بار به منزل او مراجعه كرده بودند. حبيبي مي افزايد: اولين اقدام انجمن اسلامي اين بود كه خبر بازداشت او را منتشر كنيم، چون بازداشت وي كاملا غير منتظره بود
حسن آقا و مهشيد عزيز هم در اين باره نوشته اند. .حبر از منابع ديگر هم در آهوي سه گوش درج شده..
××××××
من با نوشته هاي اين دوست آشنايي زيادي نداشتم . بعد از خواندن خبر به رنگين كمان سر زدم .يك صفحه ديگر هم در بلاگ اسپات دارد و نوشته اش با نام وبلاگ نويسي، جستجوي فرديت گمشده خواندني است.
دستگيري يك وبلاگ نويس كه فقط حرف دل خودش را ميزند نشان از ضعف بيش از اندازه دولت در مقابل مشكلات مملكت را دارد. وقتي نميتوانند جوابگوي خواست هاي مردم باشند به سركوب و زور رو مي آورند.غافل از اينكه دستشان بدتر رو ميشود.
اما فكر ميكنيد قدرت پليدي ها بي انتهاست؟ به شهادت تاريخ نه!
Wednesday, January 15, 2003
بر حال دولتي بايد گريست
كه به جاي دزد و قاچاقچي ميفته دنبال كاريكاتوريست!
اين چند خبر بي بي سي را با هم مقايسه كنيد:
چاپ يک کاريکاتور و پايان آرزوی وفاق در ايران
قاچاق کودکان ايرانی به افغانستان
33 هزار حکم تبرئه برای قاچاق کالا
از 43 هزار پرونده قاچاق 33 هزارش تبرئه شده اند امادست و پاي جوان 22 ساله را به جرم در آوردن لولاي در قطع ميكنند. برايشان مهم نيست كه كودكانمان را ميدزدند تا اعضاي بدنشان رابفروشند...آلودگي هوا...نبود آب..فقر...فحشا....اينها اصلا اهميتي ندارد. اما چاپ يك كاريكاتور كه تازه يك امريكايي در 50 سال پيش آن را كشيده پايه هاي نظام را به لرزه در آورده!
خوشا به حال نظامي كه استقرارش به يك كاريكاتور بند باشد.
كه به جاي دزد و قاچاقچي ميفته دنبال كاريكاتوريست!
اين چند خبر بي بي سي را با هم مقايسه كنيد:
چاپ يک کاريکاتور و پايان آرزوی وفاق در ايران
قاچاق کودکان ايرانی به افغانستان
33 هزار حکم تبرئه برای قاچاق کالا
از 43 هزار پرونده قاچاق 33 هزارش تبرئه شده اند امادست و پاي جوان 22 ساله را به جرم در آوردن لولاي در قطع ميكنند. برايشان مهم نيست كه كودكانمان را ميدزدند تا اعضاي بدنشان رابفروشند...آلودگي هوا...نبود آب..فقر...فحشا....اينها اصلا اهميتي ندارد. اما چاپ يك كاريكاتور كه تازه يك امريكايي در 50 سال پيش آن را كشيده پايه هاي نظام را به لرزه در آورده!
خوشا به حال نظامي كه استقرارش به يك كاريكاتور بند باشد.
از وبلاگ هاي ديگر:باز هم
از وبلاگ هادي خرسندي:
انشاهاي صادق صداقت------------------------
........
اگر جاي پرزيدنت بوش بوديد چه ميکرديد؟
ما دانش آموزان عزيز اگر جاي پرزيدنت بوش بوديم يک مقدار تأسيسات اتمي
درست ميکرديم نصف شب يواشکي ميبرديم توي عراق کار ميگذاشتيم صبحش
پا ميشديم ميديديم انگليس به عراق حمله کرده.
____________
اگر جاي پرزيدنت خاتمي بوديد چه ميکرديد؟
اینجانب صادق صداقت اگر جاي پرزيدنت خاتمي بوديم ميرفتيم از ناطق نوري
ميپرسيديم که اگر جاي ما بود چکار ميکرد؟ آنوقت همان کار را ميکرديم بلکه
ملت و دولت و جبهه ي مشارکت و رهبر و آمريکا از ما راضي باشند.
____________
اگر جاي رضاپهلوي بوديد چکار ميکرديد؟
اينجانب صادق صداقت اگر جاي رضا پهلوي بوديم خودمان را داوطلب
پادشاهي در چند کشور مختلف اعلام ميکرديم بلکه شانس به سلطنت رسيدن
خود را بيشتر نمائيم. اينجانب ضمناً نام ايران را هم در ليست ميگذاشتيم،
خدا را چه ديدي!
.....
بقيه اش را در اينجا بخوانيد.
اين هم جالب است:
جرج بوش، راننده ي کاميون، صدام، پسرک دهاتي
از وبلاگ سايه:گزارش از سطح شهر:
سه شنبه - ساعت 2-ميدون محسنی :دوتا دختر رو گرفتن و انداختن توی مينی بوس.اندازه يه ارتش آدم مسلح و ماشين اوردن.جريان چيه؟مبارزه با کشف حجاب!
نتيجه:بعضی سيستمها هستند توی بعضی کشورها که به يک مو بند هستند.
چهارشنبه -ساعت 6-خيابون 16 آذر:توی خيابون يه بوی خاصی مياد.يه ترکيبيه از بوی جوراب وگلاب.هر چی فکر کردم نفهميدم چه جوری اين بو پيچيده تو فضای باز.همون تعداد سربازهم اينجا هستند.جريان هم هنوزهمون کشف حجابه!
نتيجه:همون نتيجه قبلی.
نکته:اين بويی که گفتم يه حالت نوستالژيک داره وفقط مخصوص مملکت گل و بلبله.پروسه توليدش هم که معلومه.فقط من واقعا نمی دونم چرا توفضای باز پيچيده بود؟
از وبلاگ داور:
تحقير وترور شخصيت سنگ بناي استراتژي جمهوري اسلامي
....سياست تحقيروترور شخصيت بعنوان بازمانده اي از دوران ستمشاهي وتيم هاي باز جويي ساواك وثابتي وهمپالگيهايش نقش مسلط پيدا كرد. روزي كه آيت الله شريعتمداري بعنوان روحاني ومرجع تقليد با نفوذ مردم پاي سيماي جمهوري اسلامي به گناهان ناكرده اعتراف كرد وابروي هفتاد ساله خويش را فديه جمهوري نوپاي اسلامي كرد بانگ هشدار باشي بودكه اين نظام به هيچ كس رحم نخواهد كرد.....
از وبلاگ هادي خرسندي:
انشاهاي صادق صداقت------------------------
........
اگر جاي پرزيدنت بوش بوديد چه ميکرديد؟
ما دانش آموزان عزيز اگر جاي پرزيدنت بوش بوديم يک مقدار تأسيسات اتمي
درست ميکرديم نصف شب يواشکي ميبرديم توي عراق کار ميگذاشتيم صبحش
پا ميشديم ميديديم انگليس به عراق حمله کرده.
____________
اگر جاي پرزيدنت خاتمي بوديد چه ميکرديد؟
اینجانب صادق صداقت اگر جاي پرزيدنت خاتمي بوديم ميرفتيم از ناطق نوري
ميپرسيديم که اگر جاي ما بود چکار ميکرد؟ آنوقت همان کار را ميکرديم بلکه
ملت و دولت و جبهه ي مشارکت و رهبر و آمريکا از ما راضي باشند.
____________
اگر جاي رضاپهلوي بوديد چکار ميکرديد؟
اينجانب صادق صداقت اگر جاي رضا پهلوي بوديم خودمان را داوطلب
پادشاهي در چند کشور مختلف اعلام ميکرديم بلکه شانس به سلطنت رسيدن
خود را بيشتر نمائيم. اينجانب ضمناً نام ايران را هم در ليست ميگذاشتيم،
خدا را چه ديدي!
.....
بقيه اش را در اينجا بخوانيد.
اين هم جالب است:
جرج بوش، راننده ي کاميون، صدام، پسرک دهاتي
از وبلاگ سايه:گزارش از سطح شهر:
سه شنبه - ساعت 2-ميدون محسنی :دوتا دختر رو گرفتن و انداختن توی مينی بوس.اندازه يه ارتش آدم مسلح و ماشين اوردن.جريان چيه؟مبارزه با کشف حجاب!
نتيجه:بعضی سيستمها هستند توی بعضی کشورها که به يک مو بند هستند.
چهارشنبه -ساعت 6-خيابون 16 آذر:توی خيابون يه بوی خاصی مياد.يه ترکيبيه از بوی جوراب وگلاب.هر چی فکر کردم نفهميدم چه جوری اين بو پيچيده تو فضای باز.همون تعداد سربازهم اينجا هستند.جريان هم هنوزهمون کشف حجابه!
نتيجه:همون نتيجه قبلی.
نکته:اين بويی که گفتم يه حالت نوستالژيک داره وفقط مخصوص مملکت گل و بلبله.پروسه توليدش هم که معلومه.فقط من واقعا نمی دونم چرا توفضای باز پيچيده بود؟
از وبلاگ داور:
تحقير وترور شخصيت سنگ بناي استراتژي جمهوري اسلامي
....سياست تحقيروترور شخصيت بعنوان بازمانده اي از دوران ستمشاهي وتيم هاي باز جويي ساواك وثابتي وهمپالگيهايش نقش مسلط پيدا كرد. روزي كه آيت الله شريعتمداري بعنوان روحاني ومرجع تقليد با نفوذ مردم پاي سيماي جمهوري اسلامي به گناهان ناكرده اعتراف كرد وابروي هفتاد ساله خويش را فديه جمهوري نوپاي اسلامي كرد بانگ هشدار باشي بودكه اين نظام به هيچ كس رحم نخواهد كرد.....
Tuesday, January 14, 2003
از وبلاگ هاي ديگر:
همه جا سخن ازجنگ افزارهاي کشتارجمعي عراق است اما همچنان اين ايالات متحده ي امريکا است که مي تواندحيات راازروي کره زمين محوکند......
اين نوشته بامداد در باره جنگ امريكا عليه عراق رابخوانيد.
همه جا سخن ازجنگ افزارهاي کشتارجمعي عراق است اما همچنان اين ايالات متحده ي امريکا است که مي تواندحيات راازروي کره زمين محوکند......
اين نوشته بامداد در باره جنگ امريكا عليه عراق رابخوانيد.
Monday, January 13, 2003
اسامي كشته شدگان در آتش سوزي زندان گرگان
ديدگاه اسامي 27 زنداني را كه در آتش سوزي زندان گرگان كشته شدند نوشته است. . گفتني است كه 22 نفر از اين زندانيان سياسي بوده اند و در آتش سوزي بنا به گفته مقامات فقط زنداني ها كشته شدندو به هيچ زندانباني آسيب نرسيده!
حلق آويز کردن قريب الوقوع يک مادر جوان و پسر ۱۶ساله اش به جرم قتل
صدور حكم اعدا م براي يك جوان بر مبناي شهادت 50 شاهد
بهار(۱۶دی) از صدور صدور حکم اعدام برای يک زندانی جوان به نام حسين خبرداد.وی که از شش سال پيش در زندان بسر می برد، متهم است که ۱۱سال پيش در يک مسابقه فوتبال دوستش علی را به قتل رسانده است. وی در تمام مراحل بازجويی و محاکمه اين اتهام را کاملا رد کرده و بر بيگناهی خود اصرار می ورزيده ، اما سرانجام قاضی دادگاه با احضار ۵۰نفر از خانواده مقتول به دادگاه از آنها خواست سوگند ياد کنند که حسين ، علی را به قتل رسانده است و تنها بر مبنای اين سوگند توسط کسانی که هيچيک شاهد قتل نبوده اند، حکم اعدام اين زندانی را صادر کرد.
صدور حكم اعدام براي يك جوان 19 ساله به جرم مشروب خواري
فكر ميكنم مغزم در برابر فجايعي كه هر روز مي بينيم و مي شنويم دارد بي حس ميشود. سوزاندن جوان هاي مردم.يا اعدام يك جوان 19 ساله به جرم مشروب خواري ( يا هر جرم ديگري)...مناظر دار زدن در ملا عام...شلاق زن..چشم در آوردن..دست و پا قطع كردن...
اگر گفتگوي تمدن ها اين است مي خواهم هزار سال با كسي گفتگو نكنيم. اينها نتيجه مماشات اتحاديه اروپا و كوتاه آمدن هايشان در برابر ايران است. اگر يادتان باشد امسال بعد از 23 سال ايران در كميسيون حقوق بشر محكوم نشد و تازه گقفتند كه چقدر هم حقوق بشر درايران پيشرفت كرده. بااين چراغ سبز آقايا ن شروع كردند به غذا دادن به مارهاي روي دوششان.
گاهي فكر ميكنم كاش اينها يك كابوس بزرگ باشد اماافسوس كه واقعي است و غير از بيدار شدن از اين كابوس چاره اي نيست.
ديدگاه اسامي 27 زنداني را كه در آتش سوزي زندان گرگان كشته شدند نوشته است. . گفتني است كه 22 نفر از اين زندانيان سياسي بوده اند و در آتش سوزي بنا به گفته مقامات فقط زنداني ها كشته شدندو به هيچ زندانباني آسيب نرسيده!
حلق آويز کردن قريب الوقوع يک مادر جوان و پسر ۱۶ساله اش به جرم قتل
صدور حكم اعدا م براي يك جوان بر مبناي شهادت 50 شاهد
بهار(۱۶دی) از صدور صدور حکم اعدام برای يک زندانی جوان به نام حسين خبرداد.وی که از شش سال پيش در زندان بسر می برد، متهم است که ۱۱سال پيش در يک مسابقه فوتبال دوستش علی را به قتل رسانده است. وی در تمام مراحل بازجويی و محاکمه اين اتهام را کاملا رد کرده و بر بيگناهی خود اصرار می ورزيده ، اما سرانجام قاضی دادگاه با احضار ۵۰نفر از خانواده مقتول به دادگاه از آنها خواست سوگند ياد کنند که حسين ، علی را به قتل رسانده است و تنها بر مبنای اين سوگند توسط کسانی که هيچيک شاهد قتل نبوده اند، حکم اعدام اين زندانی را صادر کرد.
صدور حكم اعدام براي يك جوان 19 ساله به جرم مشروب خواري
فكر ميكنم مغزم در برابر فجايعي كه هر روز مي بينيم و مي شنويم دارد بي حس ميشود. سوزاندن جوان هاي مردم.يا اعدام يك جوان 19 ساله به جرم مشروب خواري ( يا هر جرم ديگري)...مناظر دار زدن در ملا عام...شلاق زن..چشم در آوردن..دست و پا قطع كردن...
اگر گفتگوي تمدن ها اين است مي خواهم هزار سال با كسي گفتگو نكنيم. اينها نتيجه مماشات اتحاديه اروپا و كوتاه آمدن هايشان در برابر ايران است. اگر يادتان باشد امسال بعد از 23 سال ايران در كميسيون حقوق بشر محكوم نشد و تازه گقفتند كه چقدر هم حقوق بشر درايران پيشرفت كرده. بااين چراغ سبز آقايا ن شروع كردند به غذا دادن به مارهاي روي دوششان.
گاهي فكر ميكنم كاش اينها يك كابوس بزرگ باشد اماافسوس كه واقعي است و غير از بيدار شدن از اين كابوس چاره اي نيست.
يك صفحه ديگر براي صمد بهرنگي:
دوستي ايي ميل زده و خبر داده كه او هم صفحه اي به نام صمد بهرنگي باز كرده و قصد دارد داستان ها و مقالات صمد را در آنجا بگذارد. فعلا ميتوانيد داستانهاي كوراوغلو و كچل حمزه و 24 ساعت در خواب و بيداري را در آنجا بخوانيد.
دوستي ايي ميل زده و خبر داده كه او هم صفحه اي به نام صمد بهرنگي باز كرده و قصد دارد داستان ها و مقالات صمد را در آنجا بگذارد. فعلا ميتوانيد داستانهاي كوراوغلو و كچل حمزه و 24 ساعت در خواب و بيداري را در آنجا بخوانيد.
Sunday, January 12, 2003
حيفم آمد كه اين نوشته مهشيد را (از نظر خواهي مطلب 5 ژانويه) اينجا ننويسم:
رئیس جمهور ما منو به ياد جنگجویی ميندازه که در ميدان بهش ميگن چرا نمی جنگی؟ می گه يک دستم شمشيره يک دستم سپر . آخر چگونه بجنگم ؟ با کدام دست ؟
رئیس جمهور ما منو به ياد جنگجویی ميندازه که در ميدان بهش ميگن چرا نمی جنگی؟ می گه يک دستم شمشيره يک دستم سپر . آخر چگونه بجنگم ؟ با کدام دست ؟
Saturday, January 11, 2003
جنگ.... جنگ و ديگر هيچ.....
بازرسان سازمان ملل اعلام كرده اند كه هيچ دليلي دال بر وجود سلاح هاي كشتار جمعي در عراق پيدا نكرده اند. اما كره شمالي ميگويد كه هم سلاح اتمي دارد و هم تحريم اقتصادي را اعلان جنگ از طرف امريكا ميداند....
امريكا براي صدام جنگ را در نظر گرفته اما به كره شمالي پيشنهاد مذاكره ميكند..
در فيلم هاي امريكايي دشمنان امريكا هميشه بد و پر قدرت و پولدار هستند. اما قهرمان امريكايي با شجاعت تمام بر تما م سختي ها پيروز ميشود و با دست خالي كشور كه هيچ تمام دنيا را نجات ميدهد.
درواقعيت اما اينطور نيست. سربازان امريكايي مجهز به بهترين تسليحات...با تغذيه خوب..پشتيباني كامل به جنگ گرسنگان ميروند. تا ديروز در افغانستان غارها را بمباران ميكردند. . حالا در عراق به جنگ مردمي ميروند كه ماه به ماه غذاي درست و حسابي نميخورند و از كمبود مواد غذايي پوست تن فرزندانشان مي ريزد.
شايد فردا هم نوبت گرسنگان افريقا باشد...
امريكا به بهانه مبارزه با تروريسم دنيا را به جنگ ميكشد. در صورتيكه واقعه يازده سپتامبر در مالزي طراحي شده بود و يازده نفر از 16 نفر شركت كنندگان در عمليات تروريستي به عنوان اتباع عربستان سعودي شناسايي شده بودند. اماامريكا و انگليس ميخواهند منطقه را با طلاي سياهش به دست بگيرند.
هر روز فوج فوج سرباز و تسليحات به خليج فارس فرستاده ميشود. . ميگويند يك احمق سنگي رادر چاه مي اندازد كه هزار تا عاقل هم نميتوانند درش بياورند. بوش براي انحراف افكار مردم امريكا از وضعيت اقتصادي (بدترين وضعيت از سال 1954) و براي بدست آوردن نفت ميخواهد كاري را كه بوش پدر آغاز كرده بود تمام كند. با همان هدف و همان مقامات كه براي پدر ش هم خدمت كرده بودند. با اين تفاوت كه بار اول در سال 1991 دنيا فريب خورد و باامريكا همراه شد اما اكنون مقاصد امريكا در اين جنگ بر همه مشخص است. مطمئن هستيم كه :انسان دوستي و نجات مردم عراق ؛جزو اين مقاصد نيست.
در جنگ سال 1991 نيروگاه هاي برق.. كارخانه هاي تصفيه آب وفاضلاب..سدهاي مختلف (8 سد) ...بمباران شدند.وزير خارجه وقت امريكا مادلين آلبرايت در مصاحبه اي در سال 1996 درباره مرگ 500000 كودك عراقي گفت:ارزشش را داشت....
تصاوير كودكان عراقي از اين سايت و اين سايت گرفته شده.
شير داريد؟غذا داريد ؟ خدمات درماني داريد؟
آنهاندارند....
در همين رابطه:
چكونه امريكا يك ملت را نابود ميكند
انتقاد گونتر گراس نويسنده آلماني از بوش
بازرسان سازمان ملل اعلام كرده اند كه هيچ دليلي دال بر وجود سلاح هاي كشتار جمعي در عراق پيدا نكرده اند. اما كره شمالي ميگويد كه هم سلاح اتمي دارد و هم تحريم اقتصادي را اعلان جنگ از طرف امريكا ميداند....
امريكا براي صدام جنگ را در نظر گرفته اما به كره شمالي پيشنهاد مذاكره ميكند..
در فيلم هاي امريكايي دشمنان امريكا هميشه بد و پر قدرت و پولدار هستند. اما قهرمان امريكايي با شجاعت تمام بر تما م سختي ها پيروز ميشود و با دست خالي كشور كه هيچ تمام دنيا را نجات ميدهد.
درواقعيت اما اينطور نيست. سربازان امريكايي مجهز به بهترين تسليحات...با تغذيه خوب..پشتيباني كامل به جنگ گرسنگان ميروند. تا ديروز در افغانستان غارها را بمباران ميكردند. . حالا در عراق به جنگ مردمي ميروند كه ماه به ماه غذاي درست و حسابي نميخورند و از كمبود مواد غذايي پوست تن فرزندانشان مي ريزد.
شايد فردا هم نوبت گرسنگان افريقا باشد...
امريكا به بهانه مبارزه با تروريسم دنيا را به جنگ ميكشد. در صورتيكه واقعه يازده سپتامبر در مالزي طراحي شده بود و يازده نفر از 16 نفر شركت كنندگان در عمليات تروريستي به عنوان اتباع عربستان سعودي شناسايي شده بودند. اماامريكا و انگليس ميخواهند منطقه را با طلاي سياهش به دست بگيرند.
هر روز فوج فوج سرباز و تسليحات به خليج فارس فرستاده ميشود. . ميگويند يك احمق سنگي رادر چاه مي اندازد كه هزار تا عاقل هم نميتوانند درش بياورند. بوش براي انحراف افكار مردم امريكا از وضعيت اقتصادي (بدترين وضعيت از سال 1954) و براي بدست آوردن نفت ميخواهد كاري را كه بوش پدر آغاز كرده بود تمام كند. با همان هدف و همان مقامات كه براي پدر ش هم خدمت كرده بودند. با اين تفاوت كه بار اول در سال 1991 دنيا فريب خورد و باامريكا همراه شد اما اكنون مقاصد امريكا در اين جنگ بر همه مشخص است. مطمئن هستيم كه :انسان دوستي و نجات مردم عراق ؛جزو اين مقاصد نيست.
در جنگ سال 1991 نيروگاه هاي برق.. كارخانه هاي تصفيه آب وفاضلاب..سدهاي مختلف (8 سد) ...بمباران شدند.وزير خارجه وقت امريكا مادلين آلبرايت در مصاحبه اي در سال 1996 درباره مرگ 500000 كودك عراقي گفت:ارزشش را داشت....
تصاوير كودكان عراقي از اين سايت و اين سايت گرفته شده.
شير داريد؟غذا داريد ؟ خدمات درماني داريد؟
آنهاندارند....
در همين رابطه:
چكونه امريكا يك ملت را نابود ميكند
انتقاد گونتر گراس نويسنده آلماني از بوش
باز هم جنايت:
قطع انگشتان دست دو نفر در كرمان به جرم دزدي.
بي بي سي در يك اقدام بي سابقه ! از نقض حقوق بشر در ايران خبر ميدهد. . به نقل از كيهان در باره اين حكم مي نويسد:
روزنامه کيهان روز چهارشنبه هشتم ژانويه به نقل از روابط عمومی دادگستری استان كرمان نوشت: "اين دوسارق حرفه ای كه عبدالقهار-ف و محمدرضا - ع نام دارند و دارای سابقه كيفری نيز هستند، به روش های مختلف، از جمله خراب كردن ديوار محل سرقت به وسيله كلنگ و يا كشيدن لولای درهای ورودی و يا شكستن قفل های محل سرقت اقدام به بيش از 20 فقره سرقت كرده و مقدار زيادی از اموال مردم را به سرقت برده اند."
شدت!!!جرايم را ديديد؟خراب كردن ديوار با كلنگ....
هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا
آنچه اين نامردمان باجان انسان ميكنند....
قطع انگشتان دست دو نفر در كرمان به جرم دزدي.
بي بي سي در يك اقدام بي سابقه ! از نقض حقوق بشر در ايران خبر ميدهد. . به نقل از كيهان در باره اين حكم مي نويسد:
روزنامه کيهان روز چهارشنبه هشتم ژانويه به نقل از روابط عمومی دادگستری استان كرمان نوشت: "اين دوسارق حرفه ای كه عبدالقهار-ف و محمدرضا - ع نام دارند و دارای سابقه كيفری نيز هستند، به روش های مختلف، از جمله خراب كردن ديوار محل سرقت به وسيله كلنگ و يا كشيدن لولای درهای ورودی و يا شكستن قفل های محل سرقت اقدام به بيش از 20 فقره سرقت كرده و مقدار زيادی از اموال مردم را به سرقت برده اند."
شدت!!!جرايم را ديديد؟خراب كردن ديوار با كلنگ....
هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا
آنچه اين نامردمان باجان انسان ميكنند....
Sunday, January 05, 2003
با كشورم چه رفته است
با كشورم چه رفته است
كه زندان ها از شبنم و شقايق سرشارند
و بازماندگان شهيدان
انبوه ابرهاي پريشان و سوگوار
در سوگ لاله هاي سوخته
مي بارند
با كشورم چه رفته است
كه دل ها همه داغدارند؟
زنده ياد سعيد سلطان پور
فيلم اسلايد يك سوال از سايت ديدگاه.
×××××××××
ايجاد رعب و وحشت! از طرف كي؟
ننگي ديگر بر دامان دولت:
قطع دست راست و پاي چپ 4 جوان 22 و 23 ساله به جرم سرقت مسلحانه و ايجاد رعب و وحشت!!
بااين آمار اعدام (6 اعدام در 4 روز اخير) وآمار زنداني ها و معتادين و ....به نظر ميرسد كه همه مردم ايران گناهكار هستند. همه دزد و قاتل و شرور و راهزن و محارب شده ايم و خودمان خبر نداريم....
من مانده ام كه حكومت اسلامي در اين 23 سال چه كار ميكرده (عير از پر كردن جيب و حساب هاي بانكي شخصي). مگر نه اينكه رسالتش اين بوده كه مردم را به راه راست هدايت كند؟اين هم يك پارادايم جالب. اگر سركوب كند خودش را دارد نقض ميكند و به شكست خود اعتراف ميكند. اگر سركوب نكند ديگر وجود نخواهد داشت!...
يك كم دور و برمان رانگاه كنيم. هليكوپتر براي پيداكردن ديش ماهواره. ماشين هاي گشت براي مرتب كردن حجاب زنان...پليس 110 و 111 و الي آخر براي كنترل مردم و مخالفان..بستن روزنامه ها ...زندان ..زندانبان..جلاد ..شكنجه
همه اينها پول هايي است كه از جيب من و شما و كارمند و معلم و كارگرو... در مي آيد. اين پول ها بايد خرج سازندگي بشود.خرج تامين اجتماعي.....خرج آموزش مردم... اين هزينه هاي هنگفت كه براي سركوب مردم بيگناه خرج ميشود اگر در جاي درست استفاده شده بود ببينيد چقدر پيشرفت كرده بوديم.
در جايي خواندم كه رييس جمهور كافر و تازه انتخاب شده برزيل 760 ميليون دلار از بودجه تسليحاتي كشور كم كرده و براي تامين غدا براي فقيران و تامين اجتماعي اختصاص داده. ميگويد اگر تا پايان دوره رياست جمهوريم هر برزيلي سه وعده غذا بخورد من به هدفم رسيده ام. باز ميگويد در كشوري كه مردم نان ندارند بخورند ناوگان جديد براي نيروي هوايي چه فايده اي دارد.
با خودم فكر كردم گرچه رييس جمهور ما كلي وعده داد و به هيجكدام هم عمل نكرد. گرچه داريم زير فشار فقر و بدبختي و خفقان و نكبت له ميشويم و ؛فله اي ؛گناهكار و مجرم و واجب القتل ؛هستيم اما در عوض ؛ گفتگوي تمدن ها؛كه داريم. تازه لبخند رييس جمهور محترم ما خيلي هم قشنگ تر است بخصوص وقتي عباي توري سفيد تن مباركشان ميكنند.!!!
با كشورم چه رفته است
كه زندان ها از شبنم و شقايق سرشارند
و بازماندگان شهيدان
انبوه ابرهاي پريشان و سوگوار
در سوگ لاله هاي سوخته
مي بارند
با كشورم چه رفته است
كه دل ها همه داغدارند؟
زنده ياد سعيد سلطان پور
فيلم اسلايد يك سوال از سايت ديدگاه.
×××××××××
ايجاد رعب و وحشت! از طرف كي؟
ننگي ديگر بر دامان دولت:
قطع دست راست و پاي چپ 4 جوان 22 و 23 ساله به جرم سرقت مسلحانه و ايجاد رعب و وحشت!!
بااين آمار اعدام (6 اعدام در 4 روز اخير) وآمار زنداني ها و معتادين و ....به نظر ميرسد كه همه مردم ايران گناهكار هستند. همه دزد و قاتل و شرور و راهزن و محارب شده ايم و خودمان خبر نداريم....
من مانده ام كه حكومت اسلامي در اين 23 سال چه كار ميكرده (عير از پر كردن جيب و حساب هاي بانكي شخصي). مگر نه اينكه رسالتش اين بوده كه مردم را به راه راست هدايت كند؟اين هم يك پارادايم جالب. اگر سركوب كند خودش را دارد نقض ميكند و به شكست خود اعتراف ميكند. اگر سركوب نكند ديگر وجود نخواهد داشت!...
يك كم دور و برمان رانگاه كنيم. هليكوپتر براي پيداكردن ديش ماهواره. ماشين هاي گشت براي مرتب كردن حجاب زنان...پليس 110 و 111 و الي آخر براي كنترل مردم و مخالفان..بستن روزنامه ها ...زندان ..زندانبان..جلاد ..شكنجه
همه اينها پول هايي است كه از جيب من و شما و كارمند و معلم و كارگرو... در مي آيد. اين پول ها بايد خرج سازندگي بشود.خرج تامين اجتماعي.....خرج آموزش مردم... اين هزينه هاي هنگفت كه براي سركوب مردم بيگناه خرج ميشود اگر در جاي درست استفاده شده بود ببينيد چقدر پيشرفت كرده بوديم.
در جايي خواندم كه رييس جمهور كافر و تازه انتخاب شده برزيل 760 ميليون دلار از بودجه تسليحاتي كشور كم كرده و براي تامين غدا براي فقيران و تامين اجتماعي اختصاص داده. ميگويد اگر تا پايان دوره رياست جمهوريم هر برزيلي سه وعده غذا بخورد من به هدفم رسيده ام. باز ميگويد در كشوري كه مردم نان ندارند بخورند ناوگان جديد براي نيروي هوايي چه فايده اي دارد.
با خودم فكر كردم گرچه رييس جمهور ما كلي وعده داد و به هيجكدام هم عمل نكرد. گرچه داريم زير فشار فقر و بدبختي و خفقان و نكبت له ميشويم و ؛فله اي ؛گناهكار و مجرم و واجب القتل ؛هستيم اما در عوض ؛ گفتگوي تمدن ها؛كه داريم. تازه لبخند رييس جمهور محترم ما خيلي هم قشنگ تر است بخصوص وقتي عباي توري سفيد تن مباركشان ميكنند.!!!
Friday, January 03, 2003
خبرگزاري ايسنا از قول نوام چامسكي مي نويسد:
من حدس ميزنم آنها (آمريكاييها) به جنگ ديگري كشيده ميشوند كه اين جنگ احتمالا عليه سوريه يا ايران خواهد بود. حقيقت اين است كه جنگ با ايران امري است كه احتمالا در شرف وقوع است. اين امر كاملا آشكار شده است كه 12 درصد از نيروي هوايي اسراييل در حال حاضر در جنوب شرق تركيه مستقر شدهاند و علت اين حضور، كسب آمادگي براي حمله به ايران است. آنها اهميتي به عراق نميدهند؛عراق در نظر آنها كشوري است كه خيلي زود شكست خواهد خورد؛اما ايران هميشه مشكلي براي اسراييل بوده است.ايران تنها كشوري در منطقه است كه آنها نتوانستهاند از عهدهي آن برآيند و آنها به دنبال آمريكاييها در پي اين هستند كه درسالهاي آينده ايران را ازپاي درآورند. بر اساس گزارشي، نيروهاي هوايي اسراييل براي شناسايي و تحريك و غيره در حال حاضر مشغول پرواز در مناطق مرزي ايران است و اين نيرو، نيروي كوچكي نيست. در واقع نيروي هوايي اسراييل از نيروي هوايي انگليس بزرگتر است و حتي از نيروي هوايي ساير قدرتهاي ناتو و حتي آمريكا نيز بزرگتر است. به همين دليل جنگ احتمالا در شرف وقوع خواهد بود. ادعاهايي وجود دارد مبني بر اين كه تلاشهايي براي برانگيختن جدايي طلبان آذري در حال انجام است.اين كاري است كه روسها سعي كردند درسال 1946 انجام دهند و اين جدايي طلبان را از ايران جدا كنند؛ يا اين كه ايران را از منابع نفتي درياي خزر محروم سازند. اين امر نيز احتمالا در شرف وقوع است.» .. البته ايسنا اين خبر را براي اثبات قدرت! و حقانيت! جمهوري اسلامي آورده است. اما اين تحليل نشان ميدهد كه نگراني براي حمله امريكا شايدبي دليل هم نباشد. امريكا 250000 نيرو در خليج پياده كرده است. براي رويارويي با كشوري كه در فقر و گرسنگي دست و پا ميزند.در ضمن كشورهاي عربي به طور ضمني از صدام پشتيباني ميكنند و در اخبار هم گاه و بيگاه صحبت از سخنراني پاپ بر عليه جنگ يا تبعيد صدام به كشورهاي ديگر ميشود.از آن گذشته آشكار شدن حمايت امريكا از صدام و حتي سفر رامسفلد در زمان بوش پدر و ملاقاتش با صدام براي واشنگتن رسوايي تازه اي به بار آورده (گزارش واشنگتن پست)
در مقابل ايران با تمام حمايتش از گروه هاي تروريستي و بذل و بخشش از كيسه خليفه در جهان كاملا تنهاست. به يمن...گروگان گيري اعضاي سفارت امريكا.... فتواي قتل سلمان رشدي..جريان لاكربي..آرژانتين....ترور مخالفانش در خارج..و محكوميت سران مملكت فخيمه به جرم تروريسم در دادگاه ميكونوس..طومار بزرگي از سابقه تروريسم بين المللي دارد. .( كه البته اينهادفاع از اسلام بوده و اين از خدا بيخبرها اسمش را تروريسم گذاشته اند).
نه اينكه امريكا هم براي ما دل بسوزاند اما ميخواهد به منابع نفتي دست پيدا كند. چه بهانه اي بهتر از مبارزه با تروريسم؟
يك بار نوشته بودم كه ممكن است مااز مشكلات فرار كنيم و سرمان را در برف فرو كنيم اما مشكلات دنبال ما خواهند آمد. وقتي به دولتي بااينهمه جنايت اطمينان كنيم وفكركنيم حالا كه باما كاري ندارد به جهنم كه چه بلايي سر ديگران مي آورد... دنبال اصلاح از درون بگرديم و بگوييم انشاالله گربه است..خاتمي نشد يزدي...يزدي نشد سحابي...سحابي نشد يكي ديگر....
فقط داريم سر خودمان را كلاه ميگذاريم. فكر مي كنيد اگر امريكا تصميم به حمله بگيرد نشست بعدي مجلس شورا در كجا خواهد بود؟مطمئنا ضرر واقعي به مردم خواهد رسيد نه به دولتيان كه براي هفت پشتشان هم آينده نگري كرده اند. بايد مردم حسابشان را با اين دولت جدا كنند. از طرف ديگر جنگ بايد به كلي نفي شود نه براي خودمان بخواهيم و نه براي مردم ستمديده عراق
در اين راستا استحاله كساني مثل بهزاد نبوي آدم را ياد ماجراي ماهي اوزون بورون مي اندازد كه بنابرمصلحت فلس در آورد..
من حدس ميزنم آنها (آمريكاييها) به جنگ ديگري كشيده ميشوند كه اين جنگ احتمالا عليه سوريه يا ايران خواهد بود. حقيقت اين است كه جنگ با ايران امري است كه احتمالا در شرف وقوع است. اين امر كاملا آشكار شده است كه 12 درصد از نيروي هوايي اسراييل در حال حاضر در جنوب شرق تركيه مستقر شدهاند و علت اين حضور، كسب آمادگي براي حمله به ايران است. آنها اهميتي به عراق نميدهند؛عراق در نظر آنها كشوري است كه خيلي زود شكست خواهد خورد؛اما ايران هميشه مشكلي براي اسراييل بوده است.ايران تنها كشوري در منطقه است كه آنها نتوانستهاند از عهدهي آن برآيند و آنها به دنبال آمريكاييها در پي اين هستند كه درسالهاي آينده ايران را ازپاي درآورند. بر اساس گزارشي، نيروهاي هوايي اسراييل براي شناسايي و تحريك و غيره در حال حاضر مشغول پرواز در مناطق مرزي ايران است و اين نيرو، نيروي كوچكي نيست. در واقع نيروي هوايي اسراييل از نيروي هوايي انگليس بزرگتر است و حتي از نيروي هوايي ساير قدرتهاي ناتو و حتي آمريكا نيز بزرگتر است. به همين دليل جنگ احتمالا در شرف وقوع خواهد بود. ادعاهايي وجود دارد مبني بر اين كه تلاشهايي براي برانگيختن جدايي طلبان آذري در حال انجام است.اين كاري است كه روسها سعي كردند درسال 1946 انجام دهند و اين جدايي طلبان را از ايران جدا كنند؛ يا اين كه ايران را از منابع نفتي درياي خزر محروم سازند. اين امر نيز احتمالا در شرف وقوع است.» .. البته ايسنا اين خبر را براي اثبات قدرت! و حقانيت! جمهوري اسلامي آورده است. اما اين تحليل نشان ميدهد كه نگراني براي حمله امريكا شايدبي دليل هم نباشد. امريكا 250000 نيرو در خليج پياده كرده است. براي رويارويي با كشوري كه در فقر و گرسنگي دست و پا ميزند.در ضمن كشورهاي عربي به طور ضمني از صدام پشتيباني ميكنند و در اخبار هم گاه و بيگاه صحبت از سخنراني پاپ بر عليه جنگ يا تبعيد صدام به كشورهاي ديگر ميشود.از آن گذشته آشكار شدن حمايت امريكا از صدام و حتي سفر رامسفلد در زمان بوش پدر و ملاقاتش با صدام براي واشنگتن رسوايي تازه اي به بار آورده (گزارش واشنگتن پست)
در مقابل ايران با تمام حمايتش از گروه هاي تروريستي و بذل و بخشش از كيسه خليفه در جهان كاملا تنهاست. به يمن...گروگان گيري اعضاي سفارت امريكا.... فتواي قتل سلمان رشدي..جريان لاكربي..آرژانتين....ترور مخالفانش در خارج..و محكوميت سران مملكت فخيمه به جرم تروريسم در دادگاه ميكونوس..طومار بزرگي از سابقه تروريسم بين المللي دارد. .( كه البته اينهادفاع از اسلام بوده و اين از خدا بيخبرها اسمش را تروريسم گذاشته اند).
نه اينكه امريكا هم براي ما دل بسوزاند اما ميخواهد به منابع نفتي دست پيدا كند. چه بهانه اي بهتر از مبارزه با تروريسم؟
يك بار نوشته بودم كه ممكن است مااز مشكلات فرار كنيم و سرمان را در برف فرو كنيم اما مشكلات دنبال ما خواهند آمد. وقتي به دولتي بااينهمه جنايت اطمينان كنيم وفكركنيم حالا كه باما كاري ندارد به جهنم كه چه بلايي سر ديگران مي آورد... دنبال اصلاح از درون بگرديم و بگوييم انشاالله گربه است..خاتمي نشد يزدي...يزدي نشد سحابي...سحابي نشد يكي ديگر....
فقط داريم سر خودمان را كلاه ميگذاريم. فكر مي كنيد اگر امريكا تصميم به حمله بگيرد نشست بعدي مجلس شورا در كجا خواهد بود؟مطمئنا ضرر واقعي به مردم خواهد رسيد نه به دولتيان كه براي هفت پشتشان هم آينده نگري كرده اند. بايد مردم حسابشان را با اين دولت جدا كنند. از طرف ديگر جنگ بايد به كلي نفي شود نه براي خودمان بخواهيم و نه براي مردم ستمديده عراق
در اين راستا استحاله كساني مثل بهزاد نبوي آدم را ياد ماجراي ماهي اوزون بورون مي اندازد كه بنابرمصلحت فلس در آورد..
هيچ زندانباني نسوخته است:
در سايت امروز آمده:
يكي از نمايندگان استان گلستان گفت: براساس اطلاعاتي كه به نمايندگان استان رسيده ظاهراً تمامي زندانبانها از معركه جان سالم به در بردهاند و تنها زندانيان در بند، دچار آتشسوزي شدند و جان باختند.
وليپور افزود: براي روشن شدن ابعاد مبهم اين مسأله نمايندگان استان گلستان درصدد تهيه طرحي جهت تحقيق و تفحص از ماجراي آتشسوزي زندان گرگان هستند.همچنين برخي از مطبوعات ديروز از كاهش شمار مجروحان حادثه خبر دادند و به اخبار ضد و نقيض منتشر شده از سوي مسؤولان انتقاد كردند
يعني حداقل 27 كشته و 50 زخمي همه به طور ؛تصادفي:؛از زندانيان نگون بخت بوده اند.
دستگيري يك نويسنده ديگر
يك عضو كانون نویسندگان گفت: يكي از اعضاي اين كانون (عليرضا جباري) ديروز از سوي افراد ناشناس بازداشت شد.
جواد مجابي افزود: اين سومين عضو كانون است كه طي اين روزها بازداشت ميشود. احتمالاً وي را به مجتمع قضايي بردهاند.
اين در حالي است كه به گفته همسر عليرضا جباري، هيچ نهاد امنيتي و حكومتي حاضر به پذيرش مسؤوليت بازداشت وي نشده است. دختر اين نويسنده نيز از بازرسي كامل خانه توسط افراد ناشناسي كه به همراه پدرش به خانه آمده بودند، خبر داد
سايت اخبار روز از قول همسر عليرضا جباري نوشته كه به او گفته اند همسرش توسط پليس 110 دستگير شده!
دهمين روز شورش مردم اهواز
از قرار تظاهرات مردم اهواز كه به بهانه يورش ماموران انتظامي براي جمع آوري ماهواره ها شروع شده بود براي دهمين روز متوالي ادامه دارد. گروه هاي مختلف حبر داده اند كه كارگران لوله سازي اهواز نيز اعتصاب كرده اند. خبرگزاري زاگرس مينويسد كه لوله انتقال بنزين از اهواز به شوش نيز آتش گرقته و بعضي ها اين را نشانه حمايت كارگران صنعت نفت از تظاهرات مردم اهواز ميدانند.
تظاهرات دانشجويان دانشگا ه فردوسي
تجمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت تهران تظاهرات دانشجويان دانشگاه هنر اصفهان
جالب است (البته دور از انتظار نيست)كه تمام تيترهاي
ايسنا (خبرگزاري دانشجويان )را زير و رو كنيد هيچ خبري از نارضايتي دانشجويان يا تحصن و تظاهراتشان نمي بينيد.
×××××××××
البته اوضاع به اين بدي هاهم كه فكر ميكنيدنيست. . اين خبر رااز جناب بي بي سي بخوانيد:
مصوبه مجلس برای تامين آزادی های مردممجلس ايران روز چهارشنبه، يکم ژانويه، کليات طرحی را تصويب کرد که طبق آن، مجازات هايی برای هريک از مقام ها يا ماموران دستگاه های حکومتی که مردم را از حقوقشان محروم کند، درنظرگرفته خواهد شد.
طبق اين طرح، "هر يك از مقامات و مامورين وابسته به نهادها و دستگاههای حكومتی كه برخلاف قانون، آزادی شخصی افراد ملت را سلب می كند يا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نمايد، علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت يك تا 5 سال از مشاغل
لطفا به كلمات ؛بر خلاف قانون؛ توجه بفرماييد.
مثلا :
برخورد با سايت هاي اينترنتي يا جمع آوري سي دي و ماهواره قانوني است.
نويسنده ها هم كه طبق قانون دستگير و ناپديد ميشوند
شلاق زدن و اعدام هم كه قانوني است. همينطور است چشم در آوردن..از بالاي كوه پرت كردن...سنگسار...
ريختن به خانه هاي مردم ..مراسم تولد و عروسي را به هم زدن...حتي تا بالاي كوه به پرو پاي جوان ها پيجيدن
پيشنهاد ميكنم به اين قانون يك تبصره اضافه شود و در آن قيد شود كدام طرق مزاحمت براي مردم غير قانوني است؟
در سايت امروز آمده:
يكي از نمايندگان استان گلستان گفت: براساس اطلاعاتي كه به نمايندگان استان رسيده ظاهراً تمامي زندانبانها از معركه جان سالم به در بردهاند و تنها زندانيان در بند، دچار آتشسوزي شدند و جان باختند.
وليپور افزود: براي روشن شدن ابعاد مبهم اين مسأله نمايندگان استان گلستان درصدد تهيه طرحي جهت تحقيق و تفحص از ماجراي آتشسوزي زندان گرگان هستند.همچنين برخي از مطبوعات ديروز از كاهش شمار مجروحان حادثه خبر دادند و به اخبار ضد و نقيض منتشر شده از سوي مسؤولان انتقاد كردند
يعني حداقل 27 كشته و 50 زخمي همه به طور ؛تصادفي:؛از زندانيان نگون بخت بوده اند.
دستگيري يك نويسنده ديگر
يك عضو كانون نویسندگان گفت: يكي از اعضاي اين كانون (عليرضا جباري) ديروز از سوي افراد ناشناس بازداشت شد.
جواد مجابي افزود: اين سومين عضو كانون است كه طي اين روزها بازداشت ميشود. احتمالاً وي را به مجتمع قضايي بردهاند.
اين در حالي است كه به گفته همسر عليرضا جباري، هيچ نهاد امنيتي و حكومتي حاضر به پذيرش مسؤوليت بازداشت وي نشده است. دختر اين نويسنده نيز از بازرسي كامل خانه توسط افراد ناشناسي كه به همراه پدرش به خانه آمده بودند، خبر داد
سايت اخبار روز از قول همسر عليرضا جباري نوشته كه به او گفته اند همسرش توسط پليس 110 دستگير شده!
دهمين روز شورش مردم اهواز
از قرار تظاهرات مردم اهواز كه به بهانه يورش ماموران انتظامي براي جمع آوري ماهواره ها شروع شده بود براي دهمين روز متوالي ادامه دارد. گروه هاي مختلف حبر داده اند كه كارگران لوله سازي اهواز نيز اعتصاب كرده اند. خبرگزاري زاگرس مينويسد كه لوله انتقال بنزين از اهواز به شوش نيز آتش گرقته و بعضي ها اين را نشانه حمايت كارگران صنعت نفت از تظاهرات مردم اهواز ميدانند.
تظاهرات دانشجويان دانشگا ه فردوسي
تجمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت تهران تظاهرات دانشجويان دانشگاه هنر اصفهان
جالب است (البته دور از انتظار نيست)كه تمام تيترهاي
ايسنا (خبرگزاري دانشجويان )را زير و رو كنيد هيچ خبري از نارضايتي دانشجويان يا تحصن و تظاهراتشان نمي بينيد.
×××××××××
البته اوضاع به اين بدي هاهم كه فكر ميكنيدنيست. . اين خبر رااز جناب بي بي سي بخوانيد:
مصوبه مجلس برای تامين آزادی های مردممجلس ايران روز چهارشنبه، يکم ژانويه، کليات طرحی را تصويب کرد که طبق آن، مجازات هايی برای هريک از مقام ها يا ماموران دستگاه های حکومتی که مردم را از حقوقشان محروم کند، درنظرگرفته خواهد شد.
طبق اين طرح، "هر يك از مقامات و مامورين وابسته به نهادها و دستگاههای حكومتی كه برخلاف قانون، آزادی شخصی افراد ملت را سلب می كند يا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نمايد، علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت يك تا 5 سال از مشاغل
لطفا به كلمات ؛بر خلاف قانون؛ توجه بفرماييد.
مثلا :
برخورد با سايت هاي اينترنتي يا جمع آوري سي دي و ماهواره قانوني است.
نويسنده ها هم كه طبق قانون دستگير و ناپديد ميشوند
شلاق زدن و اعدام هم كه قانوني است. همينطور است چشم در آوردن..از بالاي كوه پرت كردن...سنگسار...
ريختن به خانه هاي مردم ..مراسم تولد و عروسي را به هم زدن...حتي تا بالاي كوه به پرو پاي جوان ها پيجيدن
پيشنهاد ميكنم به اين قانون يك تبصره اضافه شود و در آن قيد شود كدام طرق مزاحمت براي مردم غير قانوني است؟
Monday, December 30, 2002
از وبلاگ خاوران:
● دست از عمل ضد بشري اعدام برداريد!بنا به گزارش دريافتي ، صبح ديروز جواني به نام شاهين سعيدپور در ملا عام با جراثقال حلق آويز شد. نيروهاي حكومتي از ترس واكنش مردم تمام منطقه را تحت كنترل خود درآورده بودند و حتي در پشت بامها نيز نيروهاي مسلح خود را مستقر ساخته بودند. شاهين سعيدپور جوان محكوم قادر به ايستادن نبود و دو گماشته حكومتي زير بغل وي را گرفته و با جراثقال بالا كشيدند. در ميان مردم شايع بود كه وي در موقع اعدام سكته كرده بود. نيروهاي سركوبگر جسد وي را تا ساعت ده و نيم بالاي جراثقال نگهداشتند.
بنا بر گزارش هاي رسيده نيروهاي حكومتي براي متفرق كردن مردم خشمگين به خشونت و ضرب و شتم آنها دست زدند. جوانان خشمگين در كمربندي ماهشهر بسوي نيروهاي دولتي سنگ پرتاب كرده و اعتراض خود را نسبت به ددمنشي بي پايان سركوبگران نظام حاكم ابراز داشتند. از سوي ديگر اعلام شد كه مزدوران نظام استبدادي حاكم دو جوان را در منطقه شهردشتي و يك زن را در تهران به اعدام محكوم كرده اند. ( خبر به نقل از دادنامه )
● زندان در آتش
خبرگزاری ايرنا گزارش داد امروز صبح در آتش سوزی مهيبی که در زندان گرگان روی داد حداقل 27 نفر کشته و 50 نفر زخمی شده اند. عباسعلی عرب رئيس زندان گرگان گفت که همه کشته شدگان مرد بوده و بين 20 تا 69 سا له بودند. گفته ميشود در حدود ساعت 10:30 شب گذشته صدای انفجارهائی از داخل زندان شنيده شده است.
● دست از عمل ضد بشري اعدام برداريد!بنا به گزارش دريافتي ، صبح ديروز جواني به نام شاهين سعيدپور در ملا عام با جراثقال حلق آويز شد. نيروهاي حكومتي از ترس واكنش مردم تمام منطقه را تحت كنترل خود درآورده بودند و حتي در پشت بامها نيز نيروهاي مسلح خود را مستقر ساخته بودند. شاهين سعيدپور جوان محكوم قادر به ايستادن نبود و دو گماشته حكومتي زير بغل وي را گرفته و با جراثقال بالا كشيدند. در ميان مردم شايع بود كه وي در موقع اعدام سكته كرده بود. نيروهاي سركوبگر جسد وي را تا ساعت ده و نيم بالاي جراثقال نگهداشتند.
بنا بر گزارش هاي رسيده نيروهاي حكومتي براي متفرق كردن مردم خشمگين به خشونت و ضرب و شتم آنها دست زدند. جوانان خشمگين در كمربندي ماهشهر بسوي نيروهاي دولتي سنگ پرتاب كرده و اعتراض خود را نسبت به ددمنشي بي پايان سركوبگران نظام حاكم ابراز داشتند. از سوي ديگر اعلام شد كه مزدوران نظام استبدادي حاكم دو جوان را در منطقه شهردشتي و يك زن را در تهران به اعدام محكوم كرده اند. ( خبر به نقل از دادنامه )
● زندان در آتش
خبرگزاری ايرنا گزارش داد امروز صبح در آتش سوزی مهيبی که در زندان گرگان روی داد حداقل 27 نفر کشته و 50 نفر زخمی شده اند. عباسعلی عرب رئيس زندان گرگان گفت که همه کشته شدگان مرد بوده و بين 20 تا 69 سا له بودند. گفته ميشود در حدود ساعت 10:30 شب گذشته صدای انفجارهائی از داخل زندان شنيده شده است.
Saturday, December 28, 2002
توقف مجازات سنگسار در ايران (تا اطلاع ثانوي)
سايت زنان ايران ضمن اعلام اين خبر نوشته :
در دور اول گفت و گوهای حقوق بشر که پشت درهای بسته در تهران انجام شد، اروپايی ها شرط و شروط سختی گذاشتند که يکی از آنها مجازات سنگسار بود. يکی ديگر از مواردی که اروپايی ها خيلی بر روی آن تاکيد داشتند، پيوستن بدون قيد و شرط ايران به کنوانسيون جهانی رفع همه گونه تبعيض عليه زنان بود.
وی افزود: برخلاف آنچه در مصاحبه های مقامات ايرانی اعلام شده، آنها در گفت و گوهای غير علنی تمام شرايط اروپايی ها را پذيرفته اند
البته يك بار هم يكي از دولتيان طرح داده بود كه سنگسار پشت درهاي بسته اجرا شود تا مخالفان نتوانند عليه دولت از آن استفاده كنند. اين پس از وقتي بود كه ويديوي سنگسار توسط مخالفان از ايران بيرون برده شد و در سازمان ملل به نمايش گذاشته شد.
اميدوارم كه اين مجازات شنيع به همراه همه مجازات هاي غير انساني به تاريخ بپيوندد.. .اين نشان دهنده ضعف كامل دولت در اين شرايط بحراني است و نشان دهنده اين كه اقدامات و اعتراضات مردم و افشاگري هاي داخل و خارج از كشور تا چه حدميتواند موثر باشد. نه اينكه دل اتحاديه اروپا به حال مردم ايران سوخته باشد و تازه بعداز 24 سال ياد حقوق بشر اقتاده باشند. نه . براي اين است كه اگر بخواهند منابع ايران را غارت كنند بايدبه افكار عمومي خودشان در قبال برقراري رابطه با دولتي كه به تروريسم و نقض حقوق بشر معروف است توضيح بدهند. .
به هر حال نوشيدن اين يكي جام زهر توسط آقايان هم بر مردم مبارك باد.
لازم به گفتن است كه اين خبر رادر بي بي سي هم خواندم و فكر كردم اگر ايرنا به دلايلي نتواند كارش راادامه بدهد بهترين جايگزينش اين بي بي سي خواهد بود. مي نويسد:
هر چند اعمال حکم سنگسار برای زن هايی که به زنا محکوم می شوند قانونی است، اما در عمل در موارد بسيار نادر اجرا می شود. برای مثال در نيمه نخست سال 2001 برای نخستين بار پس از سال های متمادی دو مورد حکم سنگسار اجرا شد، اما از آن زمان تاکنون هيچ موردی گزارش نشده است.
به ويژه اصلاح طلبان ايران با اجرای چنين مجازاتی مخالفت می ورزند
در 5 سال گذشته 23 مورد و سال گذشته حداقل 3 موردسنگسار توسط دولت اعلام شده. يكي در آبان ماه در يزدو دو نفر ديگر(گلي نيك خو و يونس اسدي) در نقده در 21 مهر 1381 آن هم پس از 15 سال زندان. .
جدا كه دروغگويي و وقاحت هم حدي دارد.
سايت زنان ايران ضمن اعلام اين خبر نوشته :
در دور اول گفت و گوهای حقوق بشر که پشت درهای بسته در تهران انجام شد، اروپايی ها شرط و شروط سختی گذاشتند که يکی از آنها مجازات سنگسار بود. يکی ديگر از مواردی که اروپايی ها خيلی بر روی آن تاکيد داشتند، پيوستن بدون قيد و شرط ايران به کنوانسيون جهانی رفع همه گونه تبعيض عليه زنان بود.
وی افزود: برخلاف آنچه در مصاحبه های مقامات ايرانی اعلام شده، آنها در گفت و گوهای غير علنی تمام شرايط اروپايی ها را پذيرفته اند
البته يك بار هم يكي از دولتيان طرح داده بود كه سنگسار پشت درهاي بسته اجرا شود تا مخالفان نتوانند عليه دولت از آن استفاده كنند. اين پس از وقتي بود كه ويديوي سنگسار توسط مخالفان از ايران بيرون برده شد و در سازمان ملل به نمايش گذاشته شد.
اميدوارم كه اين مجازات شنيع به همراه همه مجازات هاي غير انساني به تاريخ بپيوندد.. .اين نشان دهنده ضعف كامل دولت در اين شرايط بحراني است و نشان دهنده اين كه اقدامات و اعتراضات مردم و افشاگري هاي داخل و خارج از كشور تا چه حدميتواند موثر باشد. نه اينكه دل اتحاديه اروپا به حال مردم ايران سوخته باشد و تازه بعداز 24 سال ياد حقوق بشر اقتاده باشند. نه . براي اين است كه اگر بخواهند منابع ايران را غارت كنند بايدبه افكار عمومي خودشان در قبال برقراري رابطه با دولتي كه به تروريسم و نقض حقوق بشر معروف است توضيح بدهند. .
به هر حال نوشيدن اين يكي جام زهر توسط آقايان هم بر مردم مبارك باد.
لازم به گفتن است كه اين خبر رادر بي بي سي هم خواندم و فكر كردم اگر ايرنا به دلايلي نتواند كارش راادامه بدهد بهترين جايگزينش اين بي بي سي خواهد بود. مي نويسد:
هر چند اعمال حکم سنگسار برای زن هايی که به زنا محکوم می شوند قانونی است، اما در عمل در موارد بسيار نادر اجرا می شود. برای مثال در نيمه نخست سال 2001 برای نخستين بار پس از سال های متمادی دو مورد حکم سنگسار اجرا شد، اما از آن زمان تاکنون هيچ موردی گزارش نشده است.
به ويژه اصلاح طلبان ايران با اجرای چنين مجازاتی مخالفت می ورزند
در 5 سال گذشته 23 مورد و سال گذشته حداقل 3 موردسنگسار توسط دولت اعلام شده. يكي در آبان ماه در يزدو دو نفر ديگر(گلي نيك خو و يونس اسدي) در نقده در 21 مهر 1381 آن هم پس از 15 سال زندان. .
جدا كه دروغگويي و وقاحت هم حدي دارد.
مهشيد عزيز دو مطلب نوشته بودكه از وبلاگ آهو-زنان به دلايلي ديليت شد. من به نوبه خودم اين واقعه تاسف بار را به آهو تسليت ميگويم.
البته لازم به گفتن است كه خورشيدخانم بعداز ديليت هر دو مطلب را دروبلاگ خودش گذاشت تا ديگران هم بخوانند. اين در عين حال كه شايد كار پسنديده اي باشد باز جبران مافات رانميكند.به گمان من دليل بر اين است كه خورشيدخانم عزيز هم ميدانست كه هر دو مطلب بايدخوانده شوند براي اينكه هر دو مطلب به طور اخص به زنان و به طور اعم به همه وبلاگستان و كل جامعه مربوط ميشود.
مطلب اول در باره طرز برخورد مردسالارانه با زنان و تحقير زنان است و مطلب دوم در باره اپيدمي اتهامات سنگين اما بي اساس است كه در وبلاگستان مد شده و غير از شبح عزيز خود مهشيد و قاصدك هم ازش بي بهره نبوده اند. اگر
آهو اگر اين دو مطلب را به مسائل زنان مربوط نميداند به گمان من در اشتباه است. در ضمن اين راميتواند از نظراتي كه دروبلاگ مهشيد از طرف زنان نوشته شده هم ارزيابي كند
سايت زنان ايران ليستي دارداز وبلاگ هاي زنان وبه همراه گزارشات و اخبار زنان در ايران وجهان. آهو-زنان اگر ميخواهد جاي مخصوص به خودراداشته باشد بايد يك قدم فراتر بگذارد و اجازه بدهد كه به جز خبرساني از وبلاگ هاي زنان مسائل و مشكلات زنان نيز بحث و بررسي بشوند..
البته لازم به گفتن است كه خورشيدخانم بعداز ديليت هر دو مطلب را دروبلاگ خودش گذاشت تا ديگران هم بخوانند. اين در عين حال كه شايد كار پسنديده اي باشد باز جبران مافات رانميكند.به گمان من دليل بر اين است كه خورشيدخانم عزيز هم ميدانست كه هر دو مطلب بايدخوانده شوند براي اينكه هر دو مطلب به طور اخص به زنان و به طور اعم به همه وبلاگستان و كل جامعه مربوط ميشود.
مطلب اول در باره طرز برخورد مردسالارانه با زنان و تحقير زنان است و مطلب دوم در باره اپيدمي اتهامات سنگين اما بي اساس است كه در وبلاگستان مد شده و غير از شبح عزيز خود مهشيد و قاصدك هم ازش بي بهره نبوده اند. اگر
آهو اگر اين دو مطلب را به مسائل زنان مربوط نميداند به گمان من در اشتباه است. در ضمن اين راميتواند از نظراتي كه دروبلاگ مهشيد از طرف زنان نوشته شده هم ارزيابي كند
سايت زنان ايران ليستي دارداز وبلاگ هاي زنان وبه همراه گزارشات و اخبار زنان در ايران وجهان. آهو-زنان اگر ميخواهد جاي مخصوص به خودراداشته باشد بايد يك قدم فراتر بگذارد و اجازه بدهد كه به جز خبرساني از وبلاگ هاي زنان مسائل و مشكلات زنان نيز بحث و بررسي بشوند..
Wednesday, December 25, 2002
از وبلاگ هاي ديگر:
اين را از وبلاگ ؛از بالاي ديوار ؛ بخوانيد:
چند شب پيشا داشتم شام می خوردم که مامانم گفت اون روز که بارندگی شده تو تهران يه بچه جلوی چشم مادرش توی جوب آب غرق شده. با يه بارندگی بايد همچين اتفاقی بيفته تو يه شهر بزرگ؟ اين شهر که داره مثل يه بافت سرطانی رشد می کنه تا کی می خواد قربانی بگيره؟ می خوام ببينم شهرداری يک شهر چقدر بايد بی کفايت و يه شهر چقدر بايد بی در و پيکر باشه که يه بچه تو جوب آب غرق بشه؟؟؟؟ که يه ماشين با سرنيشن هاش توی متروی نيمه کاره - که يه قرنه نيمه کاره مونده - فرو بره؟ بازم هست حتماً يا من نشنيدم يا يادم نمياد.
......
..... کسی بهم می گه :« زياد فکر اين چيزها رو نکن.. آره بابا ! فکر اين چيزها رو نکنيم. برای ما که هيچ وقت قرار نيست اتفاق بيفته!
×××××××
از وبلاگ نوشي و جوجه هايش:
شب خشک
روی پسرک رو بوسيدم و رفتم که چراغ رو خاموش کنم... گفت: شب خشک! خندهام گرفت، گفتم: آقايی، شب خشک نه! شب خوش. خميازه کشيد و گفت: بذار زندگيمونو بکنيم، حالا چه فرقی میکنه واسه تو! برگشتم يه بوس ديگه ازش بگيرم که ديدم خوابش برده.
××××××
از وبلاگ زنانه ها:
....
نيمه پنهان حس تلخی به من داد. بعد از فيلم دو زن از تهمينه ميلانی که بارها گفته است من فيلم فمينيستی می سازم ، فيلمی که درد های زنان را مطرح کند ، انتظار اينکه او در نقش 20 سال پيش آقای مخملباف فرو رود برايم بسيار تلخ بود.
در جمهوری اسلامی نمی شود حقيقت را گفت. فيلم و هنر بشدت تحت فشار اند. بسياری از فيلم سازان برای اينکه بازی خوردگان اين جماعت نباشند ،خانه نشين ، مستند ساز. فيلمهای تبليغاتی دستمال حرير می سازند. بسياری هم سعی می کنند در کنار جامعه حرکت کنند و به مسائلی که بودار هستند و صدای دولتيان را در می آورند نپردازند. هنر را به خاطر هنر پيش می برند و موفق هم هستند. فيلم نيمه پنهان اما اگر به سفارش جمهوری اسلامی ساخته می شد هم فکر نمی کنم می توانست تبليغی بهتر از اين باشد.
.......
فيلم نيمه پنهان گذشته مرا نشان داد. اما از حال من، از حال تو و از بيان وضع فعلی جامعه ما سکوت می کند . به جای آن ثباتی را نشان می دهد که وجود خارجی ندارد و امنيتی که در خواب هم نمی شود ديد.
فيلم نيمه پنهان نيمی از حقيقت است. نيمه ديگر اين فيلم پنهان کردن حقيقت است. همين و نه بيش
از وبلاگ سايه:
٭ به طور اتفاقی به دو تا دانشجوی خارجی برخوردم.يکيشون لبنانی بود و اون يکی ژاپنی.اينجا توی دانشگاه تهران درس می خوندن .می دونيد از من چی پرسيدن؟"شما اينجا جشن نداريد؟"
....
شادی يواشکی چه فايده داره؟می دونين، دلم سوخت واسه خودمون ،وقتی ديدم سرشون رو با تاسف تکون می دن وبا اون لهجه جالبشون (باهم ديگه فارسی حرف می زدن)می گن اينا جشن ندارن.دلم سوخت که فرهنگ غم وغصه زورش بيشتره ازفرهنگ جشن و شادی.
اين را از وبلاگ ؛از بالاي ديوار ؛ بخوانيد:
چند شب پيشا داشتم شام می خوردم که مامانم گفت اون روز که بارندگی شده تو تهران يه بچه جلوی چشم مادرش توی جوب آب غرق شده. با يه بارندگی بايد همچين اتفاقی بيفته تو يه شهر بزرگ؟ اين شهر که داره مثل يه بافت سرطانی رشد می کنه تا کی می خواد قربانی بگيره؟ می خوام ببينم شهرداری يک شهر چقدر بايد بی کفايت و يه شهر چقدر بايد بی در و پيکر باشه که يه بچه تو جوب آب غرق بشه؟؟؟؟ که يه ماشين با سرنيشن هاش توی متروی نيمه کاره - که يه قرنه نيمه کاره مونده - فرو بره؟ بازم هست حتماً يا من نشنيدم يا يادم نمياد.
......
..... کسی بهم می گه :« زياد فکر اين چيزها رو نکن.. آره بابا ! فکر اين چيزها رو نکنيم. برای ما که هيچ وقت قرار نيست اتفاق بيفته!
×××××××
از وبلاگ نوشي و جوجه هايش:
شب خشک
روی پسرک رو بوسيدم و رفتم که چراغ رو خاموش کنم... گفت: شب خشک! خندهام گرفت، گفتم: آقايی، شب خشک نه! شب خوش. خميازه کشيد و گفت: بذار زندگيمونو بکنيم، حالا چه فرقی میکنه واسه تو! برگشتم يه بوس ديگه ازش بگيرم که ديدم خوابش برده.
××××××
از وبلاگ زنانه ها:
....
نيمه پنهان حس تلخی به من داد. بعد از فيلم دو زن از تهمينه ميلانی که بارها گفته است من فيلم فمينيستی می سازم ، فيلمی که درد های زنان را مطرح کند ، انتظار اينکه او در نقش 20 سال پيش آقای مخملباف فرو رود برايم بسيار تلخ بود.
در جمهوری اسلامی نمی شود حقيقت را گفت. فيلم و هنر بشدت تحت فشار اند. بسياری از فيلم سازان برای اينکه بازی خوردگان اين جماعت نباشند ،خانه نشين ، مستند ساز. فيلمهای تبليغاتی دستمال حرير می سازند. بسياری هم سعی می کنند در کنار جامعه حرکت کنند و به مسائلی که بودار هستند و صدای دولتيان را در می آورند نپردازند. هنر را به خاطر هنر پيش می برند و موفق هم هستند. فيلم نيمه پنهان اما اگر به سفارش جمهوری اسلامی ساخته می شد هم فکر نمی کنم می توانست تبليغی بهتر از اين باشد.
.......
فيلم نيمه پنهان گذشته مرا نشان داد. اما از حال من، از حال تو و از بيان وضع فعلی جامعه ما سکوت می کند . به جای آن ثباتی را نشان می دهد که وجود خارجی ندارد و امنيتی که در خواب هم نمی شود ديد.
فيلم نيمه پنهان نيمی از حقيقت است. نيمه ديگر اين فيلم پنهان کردن حقيقت است. همين و نه بيش
از وبلاگ سايه:
٭ به طور اتفاقی به دو تا دانشجوی خارجی برخوردم.يکيشون لبنانی بود و اون يکی ژاپنی.اينجا توی دانشگاه تهران درس می خوندن .می دونيد از من چی پرسيدن؟"شما اينجا جشن نداريد؟"
....
شادی يواشکی چه فايده داره؟می دونين، دلم سوخت واسه خودمون ،وقتی ديدم سرشون رو با تاسف تکون می دن وبا اون لهجه جالبشون (باهم ديگه فارسی حرف می زدن)می گن اينا جشن ندارن.دلم سوخت که فرهنگ غم وغصه زورش بيشتره ازفرهنگ جشن و شادی.
Sunday, December 22, 2002
توهين..افترا ..يا ترور شخصيت؟
اين نوشته باكره را بخوانيد(18 دسامبر) و نظرتان را لطفا بنويسيد. نظر شبح هم در صفحه اش نوشته شده.
لحن باكره جاي تعجب ندارد. هر كس هر جور كه به شخصيتش مربوط است مي نويسد. قسمتي كه براي من سوال برانگيز است اين است كه باكره بدون هيچ دليل و مدركي براي شبح پاپوش درست ميكند و او را عنصر اطلاعاتي و مسئول تصفيه دانشحويان ميخواند
مينويسد:
همون آقاياني كه يه زماني تا نافشان ريش ميذاشتند و راه بر مردم مي بستند، چون ديگر از اين كار نوني گيرشان نمي آيد حالا دم از حقوق زنان و براندازي قصاص مي زنند
اينطوري كه باكره نوشته انگار هم شغل شبح را ميداند( اطلاعاتي...مسئول تصفيه دانشجويان..) و هم قيافه اش را ديده (چه در زمان تصفيه دانشجويان و وقتي راه بر مردم مي بسته!!)و چه حالا!
باكره بايد براي اين حرف ها دليل و مدرك بياورد.من در نظر خواهي اش هم ازش خواستم كه همانطور كه انتظار داشتم از زيرش دررفت. اگر تو شبح را ديده اي و ميشناسي و ميداني كه اطلاعاتي است يا راه بر مردم مي بسته بايد با دليل و مدرك براي همه بنويسي و افشا كني . و گرنه اين ها تهمت هاي بزرگي است كه زده اي .دليلش را نميدانم. كينه..ناراحتي..حسادت؟؟هر چه كه باشد دليل بر تهمت و افترا نميشود.
اينجا همه حرفشان را ميزنند. ما ممكن است خوشمان بيايد يا بدمان بيايد. نميشود با حرف هاي چاله ميداني و افتراهاي اين چنيني به ميدان آمد. حرفت را با دليل و منطق بزني خيلي بيشتر خريدار خواهد داشت .
اين ها اتهامات سنگيني است و شوخي بردار نيست.مخالفت با كسي دليل بر انگ و برچسب زدن نميشود...
من دليل سكوت خيلي ها را هم نمي فهمم. امروز شبح فردا ديگران. محيط وبلاگستان نبايد اينطور آلوده شود.
گمان ميكنم كه خيلي ها يا اصلا حرف باكره را جدي نمي گيرند يا مي ترسند آنها هم مورد توهين واقع شوند. به هر دليل اگر بخواهيم با دوتا فحش و بد و بيراه دهانمان را ببنديم كه ديگر هيچي. . اگر با تهمت و انگ زدن مخالف هستيد و براي اين اتهامات دليل ميخواهيد با دو خط در وبلاگتان ابرازش كنيد و گرنه اين ميشود مد جديد در وبلاگستان.
به نظرمن باكره اگر از روي عصبانيت اينها رانوشته يك عذرخواهي بزرگ به شبح بدهكار است.
اين نوشته باكره را بخوانيد(18 دسامبر) و نظرتان را لطفا بنويسيد. نظر شبح هم در صفحه اش نوشته شده.
لحن باكره جاي تعجب ندارد. هر كس هر جور كه به شخصيتش مربوط است مي نويسد. قسمتي كه براي من سوال برانگيز است اين است كه باكره بدون هيچ دليل و مدركي براي شبح پاپوش درست ميكند و او را عنصر اطلاعاتي و مسئول تصفيه دانشحويان ميخواند
مينويسد:
همون آقاياني كه يه زماني تا نافشان ريش ميذاشتند و راه بر مردم مي بستند، چون ديگر از اين كار نوني گيرشان نمي آيد حالا دم از حقوق زنان و براندازي قصاص مي زنند
اينطوري كه باكره نوشته انگار هم شغل شبح را ميداند( اطلاعاتي...مسئول تصفيه دانشجويان..) و هم قيافه اش را ديده (چه در زمان تصفيه دانشجويان و وقتي راه بر مردم مي بسته!!)و چه حالا!
باكره بايد براي اين حرف ها دليل و مدرك بياورد.من در نظر خواهي اش هم ازش خواستم كه همانطور كه انتظار داشتم از زيرش دررفت. اگر تو شبح را ديده اي و ميشناسي و ميداني كه اطلاعاتي است يا راه بر مردم مي بسته بايد با دليل و مدرك براي همه بنويسي و افشا كني . و گرنه اين ها تهمت هاي بزرگي است كه زده اي .دليلش را نميدانم. كينه..ناراحتي..حسادت؟؟هر چه كه باشد دليل بر تهمت و افترا نميشود.
اينجا همه حرفشان را ميزنند. ما ممكن است خوشمان بيايد يا بدمان بيايد. نميشود با حرف هاي چاله ميداني و افتراهاي اين چنيني به ميدان آمد. حرفت را با دليل و منطق بزني خيلي بيشتر خريدار خواهد داشت .
اين ها اتهامات سنگيني است و شوخي بردار نيست.مخالفت با كسي دليل بر انگ و برچسب زدن نميشود...
من دليل سكوت خيلي ها را هم نمي فهمم. امروز شبح فردا ديگران. محيط وبلاگستان نبايد اينطور آلوده شود.
گمان ميكنم كه خيلي ها يا اصلا حرف باكره را جدي نمي گيرند يا مي ترسند آنها هم مورد توهين واقع شوند. به هر دليل اگر بخواهيم با دوتا فحش و بد و بيراه دهانمان را ببنديم كه ديگر هيچي. . اگر با تهمت و انگ زدن مخالف هستيد و براي اين اتهامات دليل ميخواهيد با دو خط در وبلاگتان ابرازش كنيد و گرنه اين ميشود مد جديد در وبلاگستان.
به نظرمن باكره اگر از روي عصبانيت اينها رانوشته يك عذرخواهي بزرگ به شبح بدهكار است.
Subscribe to:
Posts (Atom)
نامه فرزاد کمانگر معلم کرد به دانش آموزانش
بابا آب داد !؟
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .
رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .
رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386
Blog Archive
-
►
2006
(43)
-
►
May
(9)
- ولی الله فیض مهدوی را آزاد کنید! امروز 26 ار...
- ****
- 8 روز به اعدام ولی الله فیض مهدوی فراخوان سایت د...
- دوازده روز به اعدام ولی الله فیض مهدوی ولی الل...
- مطالب رسیده و گزیده های اینترنتنشریه دانشجویی بذر...
- فیلم - موزیک سرزمین شمالی (North Country-2005) کا...
- معرفی کتاب - داستان های کوتاه نردبان( از مجموعه ط...
- حجت زمانی جاودانه شد (صفحه ای برای حجت زمانی) (...
- کاش این هیولا هزار سر می داشت( وبلاگی در باره ص...
-
►
March
(8)
- اعدام زندانیان سیاسی- انتقام گیری دولت جمهوری اسلا...
- ولی الله فیض مهدوی قهرمان شکنجه گاه های ایران ( من...
- گزیده های اینترنت خاطرات احمدی نژاد-( دوره دوم - ق...
- مطالب رسیده گزارشی کوتاه از برنامه چهارمین جشنوا...
- فیلم - موزیک V for Vendetta این فیلم که را...
- معرفی کتاب - داستان های کوتاه كلاس درس غلامحسين ...
- حجت زمانی جاودانه شد (صفحه ای برای حجت زمانی) دوم...
- کاش این هیولا هزار سر می داشت( وبلاگی در باره ص...
-
►
February
(9)
- شب ندارد سر خواب من ندارم سر یاس ****************...
- گزارش از نحوه اعدام حجت زماني گزارش از نحوه اعدام...
- صبحت از سوزاندن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان میک...
- حجت زمانی جاودانه شد... در میان توفان هم پیمان ...
- زندانیان سیاسی ایران در خطر قتل عام ... تیتر خبر...
- ای آزادی..... سرود آزادی را از اینجا میتوانید دان...
-
►
May
(9)
-
▼
2003
(115)
-
▼
January
(20)
- سابقه بشردوستي هاي دولت امريكا ژاپني ژاپني است....
- چند كلمه: (مقدمه داستان كچل كفتر باز- صمد بهرنگي...
- اين هم از يك دوست: عنوان كاريكاتور زير اين است: ...
- پاييز زودرس در افغانستان: ممنوعيت فعاليت كمونيس...
- ديوار انساني براي دفاع از مردم عراق . كن ...
- آمارهاي وحشتناك در باره اعتياد اين عنوان مقاله ...
- خوش آمدي جواد عزيز ازاينكه جواد طواف آزاد شد خ...
- دستگيري يك وبلاگ نويس: خبر را اولين بار در ياد...
- بر حال دولتي بايد گريست كه به جاي دزد و قاچاقچي م...
- از وبلاگ هاي ديگر:باز هم از وبلاگ هادي خرسندي: ...
- از وبلاگ هاي ديگر: همه جا سخن ازجنگ افزارهاي کش...
- اسامي كشته شدگان در آتش سوزي زندان گرگان ديدگاه...
- يك صفحه ديگر براي صمد بهرنگي: دوستي ايي ميل زده...
- حيفم آمد كه اين نوشته مهشيد را (از نظر خواهي مطلب ...
- ماهي سياه كوچولو نشر تدبير متن داستان ماهي سياه ك...
- جنگ.... جنگ و ديگر هيچ..... بازرسان سازمان ملل ...
- باز هم جنايت: قطع انگشتان دست دو نفر در كرمان به ...
- با كشورم چه رفته است با كشورم چه رفته است كه ز...
- خبرگزاري ايسنا از قول نوام چامسكي مي نويسد: م...
- هيچ زندانباني نسوخته است: در سايت امروز آمده: ...
-
▼
January
(20)