Sunday, January 05, 2003

با كشورم چه رفته است

با كشورم چه رفته است
كه زندان ها از شبنم و شقايق سرشارند
و بازماندگان شهيدان
انبوه ابرهاي پريشان و سوگوار
در سوگ لاله هاي سوخته
مي بارند
با كشورم چه رفته است
كه دل ها همه داغدارند؟

زنده ياد سعيد سلطان پور

فيلم اسلايد يك سوال از سايت ديدگاه.
×××××××××

ايجاد رعب و وحشت! از طرف كي؟
ننگي ديگر بر دامان دولت:
قطع دست راست و پاي چپ 4 جوان 22 و 23 ساله به جرم سرقت مسلحانه و ايجاد رعب و وحشت!!

بااين آمار اعدام (‌6 اعدام در 4 روز اخير) وآمار زنداني ها و معتادين و ....به نظر ميرسد كه همه مردم ايران گناهكار هستند. همه دزد و قاتل و شرور و راهزن و محارب شده ايم و خودمان خبر نداريم....

من مانده ام كه حكومت اسلامي در اين 23 سال چه كار ميكرده (عير از پر كردن جيب و حساب هاي بانكي شخصي). مگر نه اينكه رسالتش اين بوده كه مردم را به راه راست هدايت كند؟‌اين هم يك پارادايم جالب. اگر سركوب كند خودش را دارد نقض ميكند و به شكست خود اعتراف ميكند. اگر سركوب نكند ديگر وجود نخواهد داشت!...

يك كم دور و برمان رانگاه كنيم. هليكوپتر براي پيداكردن ديش ماهواره. ماشين هاي گشت براي مرتب كردن حجاب زنان...پليس 110 و 111 و الي آخر براي كنترل مردم و مخالفان..بستن روزنامه ها ...زندان ..زندانبان..جلاد ..شكنجه

همه اينها پول هايي است كه از جيب من و شما و كارمند و معلم و كارگرو... در مي آيد. اين پول ها بايد خرج سازندگي بشود.خرج تامين اجتماعي.....خرج آموزش مردم... اين هزينه هاي هنگفت كه براي سركوب مردم بيگناه خرج ميشود اگر در جاي درست استفاده شده بود ببينيد چقدر پيشرفت كرده بوديم.

در جايي خواندم كه رييس جمهور كافر و تازه انتخاب شده برزيل 760 ميليون دلار از بودجه تسليحاتي كشور كم كرده و براي تامين غدا براي فقيران و تامين اجتماعي اختصاص داده. ميگويد اگر تا پايان دوره رياست جمهوريم هر برزيلي سه وعده غذا بخورد من به هدفم رسيده ام. باز ميگويد در كشوري كه مردم نان ندارند بخورند ناوگان جديد براي نيروي هوايي چه فايده اي دارد.

با خودم فكر كردم گرچه رييس جمهور ما كلي وعده داد و به هيجكدام هم عمل نكرد. گرچه داريم زير فشار فقر و بدبختي و خفقان و نكبت له ميشويم و ؛فله اي ؛‌گناهكار و مجرم و واجب القتل ؛‌هستيم اما در عوض ؛ گفتگوي تمدن ها؛‌كه داريم. تازه لبخند رييس جمهور محترم ما خيلي هم قشنگ تر است بخصوص وقتي عباي توري سفيد تن مباركشان ميكنند.!!!





Friday, January 03, 2003

خبرگزاري ايسنا از قول نوام چامسكي مي نويسد:

من حدس مي‌زنم آنها (آمريكايي‌ها) به جنگ ديگري كشيده مي‌شوند كه اين جنگ احتمالا عليه سوريه يا ايران خواهد بود. حقيقت اين است كه جنگ با ايران امري است كه احتمالا در شرف وقوع است. اين امر كاملا آشكار شده است كه 12 درصد از نيروي هوايي اسراييل در حال حاضر در جنوب شرق تركيه مستقر شده‌اند و علت اين حضور، كسب آمادگي براي حمله به ايران است. آنها اهميتي به عراق نمي‌دهند؛عراق در نظر آنها كشوري است كه خيلي زود شكست خواهد خورد؛اما ايران هميشه مشكلي براي اسراييل بوده است.ايران تنها كشوري در منطقه است كه آنها نتوانسته‌اند از عهده‌ي آن برآيند و آنها به دنبال آمريكايي‌ها در پي اين هستند كه درسالهاي آينده ايران را ازپاي درآورند. بر اساس گزارشي، نيروهاي هوايي اسراييل براي شناسايي و تحريك و غيره در حال حاضر مشغول پرواز در مناطق مرزي ايران است و اين نيرو، نيروي كوچكي نيست. در واقع نيروي هوايي اسراييل از نيروي هوايي انگليس بزرگتر است و حتي از نيروي هوايي ساير قدرتهاي ناتو و حتي آمريكا نيز بزرگتر است. به همين دليل جنگ احتمالا در شرف وقوع خواهد بود. ادعاهايي وجود دارد مبني بر اين كه تلاش‌هايي براي برانگيختن جدايي طلبان آذري در حال انجام است.اين كاري است كه روسها سعي كردند درسال 1946 انجام دهند و اين جدايي طلبان را از ايران جدا كنند؛ يا اين كه ايران را از منابع نفتي درياي خزر محروم سازند. اين امر نيز احتمالا در شرف وقوع است.» .. البته ايسنا اين خبر را براي اثبات قدرت! و حقانيت! جمهوري اسلامي آورده است. اما اين تحليل نشان ميدهد كه نگراني براي حمله امريكا شايدبي دليل هم نباشد. امريكا 250000 نيرو در خليج پياده كرده است. براي رويارويي با كشوري كه در فقر و گرسنگي دست و پا ميزند.در ضمن كشورهاي عربي به طور ضمني از صدام پشتيباني ميكنند و در اخبار هم گاه و بيگاه صحبت از سخنراني پاپ بر عليه جنگ يا تبعيد صدام به كشورهاي ديگر ميشود.از آن گذشته آشكار شدن حمايت امريكا از صدام و حتي سفر رامسفلد در زمان بوش پدر و ملاقاتش با صدام براي واشنگتن رسوايي تازه اي به بار آورده (گزارش واشنگتن پست)
در مقابل ايران با تمام حمايتش از گروه هاي تروريستي و بذل و بخشش از كيسه خليفه در جهان كاملا تنهاست. به يمن...گروگان گيري اعضاي سفارت امريكا.... فتواي قتل سلمان رشدي..جريان لاكربي..آرژانتين....ترور مخالفانش در خارج..و محكوميت سران مملكت فخيمه به جرم تروريسم در دادگاه ميكونوس..طومار بزرگي از سابقه تروريسم بين المللي دارد. .( كه البته اينهادفاع از اسلام بوده و اين از خدا بيخبرها اسمش را تروريسم گذاشته اند).

نه اينكه امريكا هم براي ما دل بسوزاند اما ميخواهد به منابع نفتي دست پيدا كند. چه بهانه اي بهتر از مبارزه با تروريسم؟ ‌
يك بار نوشته بودم كه ممكن است مااز مشكلات فرار كنيم و سرمان را در برف فرو كنيم اما مشكلات دنبال ما خواهند آمد. وقتي به دولتي بااينهمه جنايت اطمينان كنيم وفكركنيم حالا كه باما كاري ندارد به جهنم كه چه بلايي سر ديگران مي آورد... دنبال اصلاح از درون بگرديم و بگوييم انشاالله گربه است..خاتمي نشد يزدي...يزدي نشد سحابي...سحابي نشد يكي ديگر....

فقط داريم سر خودمان را كلاه ميگذاريم. فكر مي كنيد اگر امريكا تصميم به حمله بگيرد نشست بعدي مجلس شورا در كجا خواهد بود؟مطمئنا ضرر واقعي به مردم خواهد رسيد نه به دولتيان كه براي هفت پشتشان هم آينده نگري كرده اند. بايد مردم حسابشان را با اين دولت جدا كنند. از طرف ديگر جنگ بايد به كلي نفي شود نه براي خودمان بخواهيم و نه براي مردم ستمديده عراق

در اين راستا استحاله كساني مثل بهزاد نبوي آدم را ياد ماجراي ماهي اوزون بورون مي اندازد كه بنابرمصلحت فلس در آورد..



هيچ زندانباني نسوخته است:

در سايت امروز آمده:

يكي از نمايندگان استان گلستان گفت: براساس اطلاعاتي كه به نمايندگان استان رسيده ظاهراً تمامي زندانبان‌ها از معركه جان سالم به در برده‌اند و تنها زندانيان در بند، دچار آتش‌سوزي شدند و جان باختند.
ولي‌پور افزود: براي روشن شدن ابعاد مبهم اين مسأله نمايندگان استان گلستان درصدد تهيه طرحي جهت تحقيق و تفحص از ماجراي آتش‌سوزي زندان گرگان هستند.همچنين برخي از مطبوعات ديروز از كاهش شمار مجروحان حادثه خبر دادند و به اخبار ضد و نقيض منتشر شده از سوي مسؤولان انتقاد كردند


يعني حداقل 27 كشته و 50 زخمي همه به طور ؛‌تصادفي:؛‌از زندانيان نگون بخت بوده اند.

دستگيري يك نويسنده ديگر

يك عضو كانون نویسندگان گفت: يكي از اعضاي اين كانون (عليرضا جباري) ديروز از سوي افراد ناشناس بازداشت شد.

جواد مجابي افزود: اين سومين عضو كانون است كه طي اين روزها بازداشت مي‌شود. احتمالاً وي را به مجتمع قضايي برده‌اند.

اين در حالي است كه به گفته همسر عليرضا جباري، هيچ نهاد امنيتي و حكومتي حاضر به پذيرش مسؤوليت بازداشت وي نشده است. دختر اين نويسنده نيز از بازرسي كامل خانه توسط افراد ناشناسي كه به همراه پدرش به خانه آمده بودند، خبر داد

سايت اخبار روز از قول همسر عليرضا جباري نوشته كه به او گفته اند همسرش توسط پليس 110 دستگير شده!


دهمين روز شورش مردم اهواز
از قرار تظاهرات مردم اهواز كه به بهانه يورش ماموران انتظامي براي جمع آوري ماهواره ها شروع شده بود براي دهمين روز متوالي ادامه دارد. گروه هاي مختلف حبر داده اند كه كارگران لوله سازي اهواز نيز اعتصاب كرده اند. خبرگزاري زاگرس مينويسد كه لوله انتقال بنزين از اهواز به شوش نيز آتش گرقته و بعضي ها اين را نشانه حمايت كارگران صنعت نفت از تظاهرات مردم اهواز ميدانند.

تظاهرات دانشجويان دانشگا ه فردوسي
تجمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت تهران تظاهرات دانشجويان دانشگاه هنر اصفهان
جالب است (‌البته دور از انتظار نيست)‌كه تمام تيترهاي
ايسنا (‌خبرگزاري دانشجويان )‌را زير و رو كنيد هيچ خبري از نارضايتي دانشجويان يا تحصن و تظاهراتشان نمي بينيد.

×××××××××
البته اوضاع به اين بدي هاهم كه فكر ميكنيدنيست. . اين خبر رااز جناب بي بي سي بخوانيد:

مصوبه مجلس برای تامين آزادی های مردممجلس ايران روز چهارشنبه، يکم ژانويه، کليات طرحی را تصويب کرد که طبق آن، مجازات هايی برای هريک از مقام ها يا ماموران دستگاه های حکومتی که مردم را از حقوقشان محروم کند، درنظرگرفته خواهد شد.

طبق اين طرح، "هر يك از مقامات و مامورين وابسته به نهادها و دستگاههای حكومتی كه برخلاف قانون، آزادی شخصی افراد ملت را سلب می ‌كند يا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نمايد، علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت يك تا 5 سال از مشاغل


لطفا به كلمات ؛‌بر خلاف قانون؛ ‌توجه بفرماييد.
مثلا :

برخورد با سايت هاي اينترنتي يا جمع آوري سي دي و ماهواره قانوني است.
نويسنده ها هم كه طبق قانون دستگير و ناپديد ميشوند
شلاق زدن و اعدام هم كه قانوني است. همينطور است چشم در آوردن..از بالاي كوه پرت كردن...سنگسار...
ريختن به خانه هاي مردم ..مراسم تولد و عروسي را به هم زدن...حتي تا بالاي كوه به پرو پاي جوان ها پيجيدن

پيشنهاد ميكنم به اين قانون يك تبصره اضافه شود و در آن قيد شود كدام طرق مزاحمت براي مردم غير قانوني است؟


Monday, December 30, 2002

از وبلاگ خاوران:

● دست از عمل ضد بشري اعدام برداريد!بنا به گزارش دريافتي ، صبح ديروز جواني به نام شاهين سعيدپور در ملا عام با جراثقال حلق آويز شد. نيروهاي حكومتي از ترس واكنش مردم تمام منطقه را تحت كنترل خود درآورده بودند و حتي در پشت بامها نيز نيروهاي مسلح خود را مستقر ساخته بودند. شاهين سعيدپور جوان محكوم قادر به ايستادن نبود و دو گماشته حكومتي زير بغل وي را گرفته و با جراثقال بالا كشيدند. در ميان مردم شايع بود كه وي در موقع اعدام سكته كرده بود. نيروهاي سركوبگر جسد وي را تا ساعت ده و نيم بالاي جراثقال نگهداشتند.
بنا بر گزارش هاي رسيده نيروهاي حكومتي براي متفرق كردن مردم خشمگين به خشونت و ضرب و شتم آنها دست زدند. جوانان خشمگين در كمربندي ماهشهر بسوي نيروهاي دولتي سنگ پرتاب كرده و اعتراض خود را نسبت به ددمنشي بي پايان سركوبگران نظام حاكم ابراز داشتند. از سوي ديگر اعلام شد كه مزدوران نظام استبدادي حاكم دو جوان را در منطقه شهردشتي و يك زن را در تهران به اعدام محكوم كرده اند. ( خبر به نقل از دادنامه )

زندان در آتش
خبرگزاری ايرنا گزارش داد امروز صبح در آتش سوزی مهيبی که در زندان گرگان روی داد حداقل 27 نفر کشته و 50 نفر زخمی شده اند. عباسعلی عرب رئيس زندان گرگان گفت که همه کشته شدگان مرد بوده و بين 20 تا 69 سا له بودند. گفته ميشود در حدود ساعت 10:30 شب گذشته صدای انفجارهائی از داخل زندان شنيده شده است.

Saturday, December 28, 2002

توقف مجازات سنگسار در ايران (‌تا اطلاع ثانوي)

سايت زنان ايران ضمن اعلام اين خبر نوشته :
در دور اول گفت و گوهای حقوق بشر که پشت درهای بسته در تهران انجام شد، اروپايی ها شرط و شروط سختی گذاشتند که يکی از آنها مجازات سنگسار بود. يکی ديگر از مواردی که اروپايی ها خيلی بر روی آن تاکيد داشتند، پيوستن بدون قيد و شرط ايران به کنوانسيون جهانی رفع همه گونه تبعيض عليه زنان بود.

وی افزود: برخلاف آنچه در مصاحبه های مقامات ايرانی اعلام شده، آنها در گفت و گوهای غير علنی تمام شرايط اروپايی ها را پذيرفته اند


البته يك بار هم يكي از دولتيان طرح داده بود كه سنگسار پشت درهاي بسته اجرا شود تا مخالفان نتوانند عليه دولت از آن استفاده كنند. اين پس از وقتي بود كه ويديوي سنگسار توسط مخالفان از ايران بيرون برده شد و در سازمان ملل به نمايش گذاشته شد.

اميدوارم كه اين مجازات شنيع به همراه همه مجازات هاي غير انساني به تاريخ بپيوندد.. .اين نشان دهنده ضعف كامل دولت در اين شرايط بحراني است و نشان دهنده اين كه اقدامات و اعتراضات مردم و افشاگري هاي داخل و خارج از كشور تا چه حدميتواند موثر باشد. نه اينكه دل اتحاديه اروپا به حال مردم ايران سوخته باشد و تازه بعداز 24 سال ياد حقوق بشر اقتاده باشند. نه . براي اين است كه اگر بخواهند منابع ايران را غارت كنند بايدبه افكار عمومي خودشان در قبال برقراري رابطه با دولتي كه به تروريسم و نقض حقوق بشر معروف است توضيح بدهند. .

به هر حال نوشيدن اين يكي جام زهر توسط آقايان هم بر مردم مبارك باد.

لازم به گفتن است كه اين خبر رادر بي بي سي هم خواندم و فكر كردم اگر ايرنا به دلايلي نتواند كارش راادامه بدهد بهترين جايگزينش اين بي بي سي خواهد بود. مي نويسد:

هر چند اعمال حکم سنگسار برای زن هايی که به زنا محکوم می شوند قانونی است، اما در عمل در موارد بسيار نادر اجرا می شود. برای مثال در نيمه نخست سال 2001 برای نخستين بار پس از سال های متمادی دو مورد حکم سنگسار اجرا شد، اما از آن زمان تاکنون هيچ موردی گزارش نشده است.

به ويژه اصلاح طلبان ايران با اجرای چنين مجازاتی مخالفت می ورزند


در 5 سال گذشته 23 مورد و سال گذشته حداقل 3 موردسنگسار توسط دولت اعلام شده. يكي در آبان ماه در يزدو دو نفر ديگر(گلي نيك خو و يونس اسدي) در نقده در 21 مهر 1381 آن هم پس از 15 سال زندان. .
جدا كه دروغگويي و وقاحت هم حدي دارد.






مهشيد عزيز دو مطلب نوشته بودكه از وبلاگ آهو-زنان به دلايلي ديليت شد. من به نوبه خودم اين واقعه تاسف بار را به آهو تسليت ميگويم.
البته لازم به گفتن است كه خورشيدخانم بعداز ديليت هر دو مطلب را دروبلاگ خودش گذاشت تا ديگران هم بخوانند. اين در عين حال كه شايد كار پسنديده اي باشد باز جبران مافات رانميكند.به گمان من دليل بر اين است كه خورشيدخانم عزيز هم ميدانست كه هر دو مطلب بايدخوانده شوند براي اينكه هر دو مطلب به طور اخص به زنان و به طور اعم به همه وبلاگستان و كل جامعه مربوط ميشود.
مطلب اول در باره طرز برخورد مردسالارانه با زنان و تحقير زنان است و مطلب دوم در باره اپيدمي اتهامات سنگين اما بي اساس است كه در وبلاگستان مد شده و غير از شبح عزيز خود مهشيد و قاصدك هم ازش بي بهره نبوده اند. اگر
آهو اگر اين دو مطلب را به مسائل زنان مربوط نميداند به گمان من در اشتباه است. در ضمن اين راميتواند از نظراتي كه دروبلاگ مهشيد از طرف زنان نوشته شده هم ارزيابي كند

سايت زنان ايران ليستي دارداز وبلاگ هاي زنان وبه همراه گزارشات و اخبار زنان در ايران وجهان. آهو-زنان اگر ميخواهد جاي مخصوص به خودراداشته باشد بايد يك قدم فراتر بگذارد و اجازه بدهد كه به جز خبرساني از وبلاگ هاي زنان مسائل و مشكلات زنان نيز بحث و بررسي بشوند..



Wednesday, December 25, 2002

از وبلاگ هاي ديگر:

اين را از وبلاگ ؛‌از بالاي ديوار ؛ بخوانيد:

چند شب پيشا داشتم شام می خوردم که مامانم گفت اون روز که بارندگی شده تو تهران يه بچه جلوی چشم مادرش توی جوب آب غرق شده. با يه بارندگی بايد همچين اتفاقی بيفته تو يه شهر بزرگ؟ اين شهر که داره مثل يه بافت سرطانی رشد می کنه تا کی می خواد قربانی بگيره؟ می خوام ببينم شهرداری يک شهر چقدر بايد بی کفايت و يه شهر چقدر بايد بی در و پيکر باشه که يه بچه تو جوب آب غرق بشه؟؟؟؟ که يه ماشين با سرنيشن هاش توی متروی نيمه کاره - که يه قرنه نيمه کاره مونده - فرو بره؟ بازم هست حتماً يا من نشنيدم يا يادم نمياد.
......
..... کسی بهم می گه :« زياد فکر اين چيزها رو نکن.. آره بابا ! فکر اين چيزها رو نکنيم. برای ما که هيچ وقت قرار نيست اتفاق بيفته!
×××××××
از وبلاگ نوشي و جوجه هايش:
شب خشک
روی پسرک رو بوسيدم و رفتم که چراغ رو خاموش کنم... گفت: شب خشک! خنده‌ام گرفت، گفتم: آقايی، شب خشک نه! شب خوش. خميازه کشيد و گفت: بذار زندگيمونو بکنيم، حالا چه فرقی میکنه واسه تو! برگشتم يه بوس ديگه ازش بگيرم که ديدم خوابش برده.
××××××
از وبلاگ زنانه ها:
....
نيمه پنهان حس تلخی به من داد. بعد از فيلم دو زن از تهمينه ميلانی که بارها گفته است من فيلم فمينيستی می سازم ، فيلمی که درد های زنان را مطرح کند ، انتظار اينکه او در نقش 20 سال پيش آقای مخملباف فرو رود برايم بسيار تلخ بود.
در جمهوری اسلامی نمی شود حقيقت را گفت. فيلم و هنر بشدت تحت فشار اند. بسياری از فيلم سازان برای اينکه بازی خوردگان اين جماعت نباشند ،خانه نشين ، مستند ساز. فيلمهای تبليغاتی دستمال حرير می سازند. بسياری هم سعی می کنند در کنار جامعه حرکت کنند و به مسائلی که بودار هستند و صدای دولتيان را در می آورند نپردازند. هنر را به خاطر هنر پيش می برند و موفق هم هستند. فيلم نيمه پنهان اما اگر به سفارش جمهوری اسلامی ساخته می شد هم فکر نمی کنم می توانست تبليغی بهتر از اين باشد.
.......
فيلم نيمه پنهان گذشته مرا نشان داد. اما از حال من، از حال تو و از بيان وضع فعلی جامعه ما سکوت می کند . به جای آن ثباتی را نشان می دهد که وجود خارجی ندارد و امنيتی که در خواب هم نمی شود ديد.
فيلم نيمه پنهان نيمی از حقيقت است. نيمه ديگر اين فيلم پنهان کردن حقيقت است. همين و نه بيش

از وبلاگ سايه:

٭ به طور اتفاقی به دو تا دانشجوی خارجی برخوردم.يکيشون لبنانی بود و اون يکی ژاپنی.اينجا توی دانشگاه تهران درس می خوندن .می دونيد از من چی پرسيدن؟"شما اينجا جشن نداريد؟"
....
شادی يواشکی چه فايده داره؟می دونين، دلم سوخت واسه خودمون ،وقتی ديدم سرشون رو با تاسف تکون می دن وبا اون لهجه جالبشون (باهم ديگه فارسی حرف می زدن)می گن اينا جشن ندارن.دلم سوخت که فرهنگ غم وغصه زورش بيشتره ازفرهنگ جشن و شادی.

Sunday, December 22, 2002

توهين..افترا ..يا ترور شخصيت؟
اين نوشته باكره را بخوانيد(‌18 دسامبر) و نظرتان را لطفا بنويسيد. نظر شبح هم در صفحه اش نوشته شده.
لحن باكره جاي تعجب ندارد. هر كس هر جور كه به شخصيتش مربوط است مي نويسد. قسمتي كه براي من سوال برانگيز است اين است كه باكره بدون هيچ دليل و مدركي براي شبح پاپوش درست ميكند و او را عنصر اطلاعاتي و مسئول تصفيه دانشحويان ميخواند

مينويسد:
همون آقاياني كه يه زماني تا نافشان ريش ميذاشتند و راه بر مردم مي بستند، چون ديگر از اين كار نوني گيرشان نمي آيد حالا دم از حقوق زنان و براندازي قصاص مي زنند

اينطوري كه باكره نوشته انگار هم شغل شبح را ميداند( اطلاعاتي...مسئول تصفيه دانشجويان..) و هم قيافه اش را ديده (‌چه در زمان تصفيه دانشجويان و وقتي راه بر مردم مي بسته!!)‌و چه حالا!

باكره بايد براي اين حرف ها دليل و مدرك بياورد.من در نظر خواهي اش هم ازش خواستم كه همانطور كه انتظار داشتم از زيرش دررفت. اگر تو شبح را ديده اي و ميشناسي و ميداني كه اطلاعاتي است يا راه بر مردم مي بسته بايد با دليل و مدرك براي همه بنويسي و افشا كني . و گرنه اين ها تهمت هاي بزرگي است كه زده اي .دليلش را نميدانم. كينه..ناراحتي..حسادت؟؟هر چه كه باشد دليل بر تهمت و افترا نميشود.
اينجا همه حرفشان را ميزنند. ما ممكن است خوشمان بيايد يا بدمان بيايد. نميشود با حرف هاي چاله ميداني و افتراهاي اين چنيني به ميدان آمد. حرفت را با دليل و منطق بزني خيلي بيشتر خريدار خواهد داشت .
اين ها اتهامات سنگيني است و شوخي بردار نيست.مخالفت با كسي دليل بر انگ و برچسب زدن نميشود...

من دليل سكوت خيلي ها را هم نمي فهمم. امروز شبح فردا ديگران. محيط وبلاگستان نبايد اينطور آلوده شود.
گمان ميكنم كه خيلي ها يا اصلا حرف باكره را جدي نمي گيرند يا مي ترسند آنها هم مورد توهين واقع شوند. به هر دليل اگر بخواهيم با دوتا فحش و بد و بيراه دهانمان را ببنديم كه ديگر هيچي. . اگر با تهمت و انگ زدن مخالف هستيد و براي اين اتهامات دليل ميخواهيد با دو خط در وبلاگتان ابرازش كنيد و گرنه اين ميشود مد جديد در وبلاگستان.

به نظرمن باكره اگر از روي عصبانيت اينها رانوشته يك عذرخواهي بزرگ به شبح بدهكار است.



Thursday, December 19, 2002

كره خاكي ما:

خاصيت ما آدميزادها اين است كه سرمان را مي اندازيم پايين و هر كاري ميخواهيم ميكنيم. مثلا همين كره زمين را در نظر بگيريد. . روزي نيست كه از جنگ
و كشتار خبري نباشد. اگر روزي همه دنيا در آرامش باشداحتمالا صنايع امريكا واروپا ورشكست خواهند شد!
فكر مي كنيد اگر شما ساكن يك كره ديگر بوديد و مثلا در كره هاي ديگر دنبال حيات مي گشتيد با آدم هاي روي زمين ارتباط برقرار ميكرديد؟
كره اي كه در يك سويش براي رفع چاقي دو او درمان تهيه ميكنند و در گوشه ديگرش روزي صد ها هزار انسان از گرسنگي و فقر ميميرند ؟‌ابر قدرت هايش با بمب اتم براي كشورهاي فقير شاخ و شانه مي كشند؟ تا تقي به توقي ميخورد هزاران سرباز را روانه جنگ مي كنند؟
من كه اگر اهل كره ديگري بودم كلاهم هم روي كره زمين مي افتاد نمي آمدم برش دارم.

جنگ امريكا با عراق مثل اينكه جدي جدي دارد اتفاق مي افتد. بامداد يك ليست بلند بالا از عواقب اين جنگ نوشته كه توصيه ميكنم بخوانيد. در اخبار ياهو ديده بودم كه اين جنگ براي امريكا 1.9 تريليون دلار هزينه در بر خواهد داشت..
چند روز پيش هم ديدم كه با وقاحت تمام اعلام كرده اند كه اگر اثبات شود كه بر عليه نيروهاي ما يا هم پيمانانمان از سلاح هاي كشتار جمعي استفاده شده ماهم به خودمان حق ميدهيم از بمب اتمي استفاده كنيم.

در جاي ديگري خوانده بودم كه خيلي از قربانيان كشتار 67 زندانياني بودند كه زير شكنجه ناقص يا ديوانه شده بودند و اعدام آنها حكم از بين بردن مدرك را داشت.
كشتار جمعي عراقي هاي بيگناه با بمب اتم يا سلاح هاي كشتار حمعي هم طوري از بين بردن مدرك است. . اين كه تحريم هاي اقتصادي در عراق فاجعه انساني به بار آورده بر كسي پنهان نيست. اگر امريكا رژيمي به اصطلاح دمكرات در عراق سر كار بياورد بايد كه به خبر نگاران نيز اجازه دهد كه آزادانه خبر تهيه كنند. در آنصورت ابعاد فاجعه را تمام مردم دنيا خواهند فهميد كه براي نقشه هاي بعدي امريكا خوبيت ! ندارد. پس با يك بمب اتم كا رهمه را بسازند بهتر نيست؟


قربانيان چرنوبيل:‌اين كودكان 4 سال پس از چرنوبيل به دليل ابتلا به بيماري هاي گوارشي ناشي از راديو اكتيويته بستري بودند .

در سال 86 نيروگاه اتمي چرنوبيل بر اثر سانحه اي منفجر شد . . هنوز كه هنوز است مواد راديو اكتيو حاصل از آن انفجار در هوا پراكنده هستند و هر سال هزاران انسان مبتلا به سرطان ميشوند. در سالهاي بعد از انفجار به دنيا آمدن بچه هايي با اشكال عجيب و غريب معمول شده بود. .تاشعاع چند هزار كيلومتري چرنوبيل زمين ها قابل استفاده نيستند. حالا ببينيد بمب اتم در عراق براي خود عراقي ها و كشورهاي همسايه چه فجايعي به بار خواهد آورد.
سلاح كشتار جمعي بد است اما براي همسايه...


Monday, December 09, 2002

كاشفان فروتن شوكران



نشر تدبير به مناسبت هفتاد و هفتمين سالروز تولد احمد شاملو متن كاشفان فروتن شوكران را بهصورت پي دي اف در ديدگاه گذاشته.از اينجا مي توانيد دانلود كنيد.


از مقدمه:...قطعه ديگري نيز در اين مجموعه گذاشته شده است كه توضيح مختصري را ايجاب ميكند:
عنوان اين شعر ؛‌با چشم ها؛‌ است و در آن از آفتابي دروغين سخن مي رود. تاريخ آن دقيقا مشخص نيست اما به احتمال زياد بايد اواخر 42 يا اوايل سال 43 نوشته شده باشد . آن آفتاب قلابي ؛‌انقلاب سفيد شاهانه؛‌ بود كه بسياري از ؛‌مبارزين طراز نوين؛ را فريفت و سالهاي دراز مداح رژيم كرد كه ؛‌به! مگر براي همين اصول مبارزه نمي كرديم؟؛
قرار گرفتن اين شعر تقريبا در ميان مرثيه ها آن را از چارچوب خود بيرون كشيده تعميم مي دهد و به صورت حديث نفس زنان و مرداني در مي آورد كه
خون رگان خود را قطره قطره نثار كردند تا خلق
با دو چشم خويش ببينند كه خورشيدشان كجاست...


احمد شاملو





(زندگی( اثر بیژن جزنی

نامه فرزاد کمانگر معلم کرد به دانش آموزانش

بابا آب داد !؟
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .


رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386

اعضای پن لاگ

Blog Archive