مادر همه بمب ها
MOAB (Massive Ordenance Air Blast), (Mother Of All Bombs)
امريكا روز سه شنبه يك بمب ده تني(21000 پاند) را در فلوريدا آزمايش كرد. اين بمب قويترين بمب غير اتمي در دنياست و به گفته يك مقام امريكايي ( ريجارد مايرز) احتمال دارد كه در عراق هم به كار گرفته شود. . كار دنيا راببينيد كه تصادفا در زماني كه امريكا جايي را براي تست كردن بمب ها و سلاح هاي جديدش لازم دارد جنگ آزاديخواهانه!! باعراق پيش مي آيد!. .
اين بمب كه به طور غير رسمي مادر همه بمب هانام گرفته نوع پيشرفته تر بمب بلو -82 است كه يك بمب 7.5 تني است و در جنگ سال 1991 عراق و در افغانستان هم به كار برده شده است.
MOAB با ماهواره هدايت شده و در سطح زمين منفجر ميشود. انفجار حاصل هر موحود زنده اي راتاشعاع صدها متر از بين خواهد برد و تا شعاع بيشتري نيز به موجودات زنده صدمه هاي جدي وارد خواهد كرد.
عكس بمب MOAB را مي توانيد در اينجا ببينيد.
اين در حالي است كه از عراق مي خواهند كه موشك هاي الصمود را كه 30 مايل از حد مجاز بيشتر برد دارند را نابود كند.
امتحان و احتمال به كار بردن اين بمب نشان ميدهد كه جنگ امريكا براي رفاه و آزادي مردم عراق نيست. بلكه بر عليه مردم عراق است. . امريكا در نظر دارد اين بمب را به منظور ترساندن مردم عراق و مجبور كردنشان به عقب نشيني استفاده كند.
راستي اين بمب ها از مريخ نمي آيند. اينها را دانشمنداني طراحي ميكنند و مي سازند كه پول و شهرت برايشان از جان انسان هاي بيگناه خيلي مهم تر است. اگر اينها وجدان داشتند خيلي از مشكلات دنيا اصلا پيش نمي آمد.
Thursday, March 13, 2003
Wednesday, March 12, 2003
فرهنگ عزاداري
اين روزها باز مراسم عزاداري به پاست. محرم ...صفر ..تاسوعا و عاشورا...
علم ها...پارچه هاي سياه ...مراسم سينه زني ...دعا ... گريه.....قمه زني...پوشاندن عكس زنان....
مراسم روضه خواني و گريه براي امام حسين و همراهانش..
بنا به روايات حسين انساني بود كه بر عليه ظلم و جور زمان خودش قيام كرد. با لشگر كوچكي كه داشت در برابر بارگاه ظلم و ستم ايستاد و جانش را فدا كرد.. اين طرز عزاداري نميدانم چه نشاني از حسيني دارد كه ما در باره اش شنيده ايم.
اگر قرار باشد همه در برابر ظلم و ستم بنشينند و گريه كنند كه خوشا به حال ظالمان. اين مراسم عزاداري دقيقا نقطه اي است كه خيلي ها با حكومتي كه تسمه از گرده شان كشيده متحد ميشوند.
زنجير زدن و يا قمه زدن يا در خيابان ها راه رفتن و گريه كردن يا پاي روضه نشستن و گريه كردن چه دردي دوا ميكند؟چه مرهمي بر زخم هاي جامعه ميزند؟غير ازاين است كه مريضي هاي مختلف از جمله ايدز از طريق همين قمه ها كه از شقيقه ا ي به شقيقه ديگر ميرود منتقل ميشود؟آدم بزرگ ها به كنار بچه هاي كوچك هم قرباني ميشوند. .
فكر ميكنيد اگر حسين زنده بود در برابر اين طرز رفتار چه واكنشي نشان ميداد؟در جايي كه فقر و بدبختي و فحشا مملكت را گرفته مردم به جاي اينكه براي دردهايشان درمان پيدا كنند ياكاري كنند وقت وجان و امكانات خودشان را اينطوري به هدر ميدهند. زنجير زدن و زخمي كردن سر و صورت چه طرز يادبود يك انسان است؟آنهم انساني كه جانش را در راه مبارزه از دست داده است؟
حسين و همراهانش به انفعال كشيده نشدند بلكه عمل كردند.
؛. فرهنگ عزاداري ما فرهنگ انفعال است. بر همه جا پارچه سياه كشيدن....در روضه ها بر احوال حسين و ابوالفضل گريه كردن...غذاي مجاني خوردن ...فردايش هم سر كار و زندگي هميشگي رفتن.
بدون اينكه هيچ واقعيتي در زندگي تعيير كند. فرهنگ عزاداري فرهنگ تظاهر است . هر كس بلند تر گريه كند يا بيشتر زنجير بزند يا سرش را بيشتر زخمي كند عزادارتر و لاجرم انسان بهتري است..
به اميد روزي كه اين فرهنگ ريا و تظاهر و انفعال در جامعه از بين برود. . اگر نام حسين را با آزادگي قرينه ميدانيم پس براي بزرگداشتش در تاسوعا و عاشورا بايد بر عليه ظلم فرياد كنيم نه اينكه در كنار ظالمان بر حال خودمان گريه كنيم..
. ميدانم كه عده معدودي هم هستند كه بنابر اعتقاداتشان اين ماه را فرصتي براي ياري به ديگران ميدانند.امااينها ارزش هايي است كه از پدرانمان به ما رسيده واگر بيشتر فكر كنيم مي بينيم كه ما بدون اينكه در درست يا غلط بودنش تعمق كنيم براي پذيرفته شدن در جامعه اجرايش ميكنيم. متاسفانه اين فرهنگ در سال هاي بعد از انقلاب هم غليظ تر شده.مثلا به روضه خواني و سينه زني حالا قمه زني و پوشاندن عكس هاي زنان هم اضافه شده. . مطمئن هستم اين دوستان حرف مرا متوجه خواهندشد.
احسان واقعي اين است كه تلاش كنيم كه در كشورمان تبعيض و خفقان نباشد. براي همه كارباشد و همه از ثروت عمومي كشور به يك اندازه برخوردار باشند .بخواهيم كه تامين اجتماعي و امكانات زندگي براي همه به طور يكسان فراهم باشد. به اميد آن روز.. .
اين روزها باز مراسم عزاداري به پاست. محرم ...صفر ..تاسوعا و عاشورا...
علم ها...پارچه هاي سياه ...مراسم سينه زني ...دعا ... گريه.....قمه زني...پوشاندن عكس زنان....
مراسم روضه خواني و گريه براي امام حسين و همراهانش..
بنا به روايات حسين انساني بود كه بر عليه ظلم و جور زمان خودش قيام كرد. با لشگر كوچكي كه داشت در برابر بارگاه ظلم و ستم ايستاد و جانش را فدا كرد.. اين طرز عزاداري نميدانم چه نشاني از حسيني دارد كه ما در باره اش شنيده ايم.
اگر قرار باشد همه در برابر ظلم و ستم بنشينند و گريه كنند كه خوشا به حال ظالمان. اين مراسم عزاداري دقيقا نقطه اي است كه خيلي ها با حكومتي كه تسمه از گرده شان كشيده متحد ميشوند.
زنجير زدن و يا قمه زدن يا در خيابان ها راه رفتن و گريه كردن يا پاي روضه نشستن و گريه كردن چه دردي دوا ميكند؟چه مرهمي بر زخم هاي جامعه ميزند؟غير ازاين است كه مريضي هاي مختلف از جمله ايدز از طريق همين قمه ها كه از شقيقه ا ي به شقيقه ديگر ميرود منتقل ميشود؟آدم بزرگ ها به كنار بچه هاي كوچك هم قرباني ميشوند. .
فكر ميكنيد اگر حسين زنده بود در برابر اين طرز رفتار چه واكنشي نشان ميداد؟در جايي كه فقر و بدبختي و فحشا مملكت را گرفته مردم به جاي اينكه براي دردهايشان درمان پيدا كنند ياكاري كنند وقت وجان و امكانات خودشان را اينطوري به هدر ميدهند. زنجير زدن و زخمي كردن سر و صورت چه طرز يادبود يك انسان است؟آنهم انساني كه جانش را در راه مبارزه از دست داده است؟
حسين و همراهانش به انفعال كشيده نشدند بلكه عمل كردند.
؛. فرهنگ عزاداري ما فرهنگ انفعال است. بر همه جا پارچه سياه كشيدن....در روضه ها بر احوال حسين و ابوالفضل گريه كردن...غذاي مجاني خوردن ...فردايش هم سر كار و زندگي هميشگي رفتن.
بدون اينكه هيچ واقعيتي در زندگي تعيير كند. فرهنگ عزاداري فرهنگ تظاهر است . هر كس بلند تر گريه كند يا بيشتر زنجير بزند يا سرش را بيشتر زخمي كند عزادارتر و لاجرم انسان بهتري است..
به اميد روزي كه اين فرهنگ ريا و تظاهر و انفعال در جامعه از بين برود. . اگر نام حسين را با آزادگي قرينه ميدانيم پس براي بزرگداشتش در تاسوعا و عاشورا بايد بر عليه ظلم فرياد كنيم نه اينكه در كنار ظالمان بر حال خودمان گريه كنيم..
. ميدانم كه عده معدودي هم هستند كه بنابر اعتقاداتشان اين ماه را فرصتي براي ياري به ديگران ميدانند.امااينها ارزش هايي است كه از پدرانمان به ما رسيده واگر بيشتر فكر كنيم مي بينيم كه ما بدون اينكه در درست يا غلط بودنش تعمق كنيم براي پذيرفته شدن در جامعه اجرايش ميكنيم. متاسفانه اين فرهنگ در سال هاي بعد از انقلاب هم غليظ تر شده.مثلا به روضه خواني و سينه زني حالا قمه زني و پوشاندن عكس هاي زنان هم اضافه شده. . مطمئن هستم اين دوستان حرف مرا متوجه خواهندشد.
احسان واقعي اين است كه تلاش كنيم كه در كشورمان تبعيض و خفقان نباشد. براي همه كارباشد و همه از ثروت عمومي كشور به يك اندازه برخوردار باشند .بخواهيم كه تامين اجتماعي و امكانات زندگي براي همه به طور يكسان فراهم باشد. به اميد آن روز.. .
Sunday, March 09, 2003
به بهانه روز جهاني زن:
در اخبار ديروز و امروز دو مطلب نظرم راجلب كرد. يكي فرمايشات آقاي كامبيز توانا در مراسم بزرگداشت روز زن در فرهنگسراي دانشجو بود. به نقل از سايت زنان ايران ايشان اين گونه فرمودند:
زن روشنفکر ايراني هم قرمه سبزي خوب مي پزد و هم فيلم پست مدرن مي بيند...
اين هم عكس ايشان در حال ايراد اين سخنان گهربار
)
(عكس از سايت زنان ايران گرفته شده است)
يك بار پسر كوچكي به من گفت اگر حرف خوبي براي زدن نداريم ميتوانيم ساكت بمانيم. كاش اين آقا پسر را با آقاي توانا آشنا ميكردم..
×××××××××
خبر دوم را در اين سايت ديدم. در باره پسر 19 ساله ايراني كه در استكهلم به جرم كشتن دوست دختر سوئدي اش دستگير شده است.
دليل قتل ؛حس مالكيت ؛پسر بر دوست دخترش بوده و از طرز زندگي و آزاد بودن او خوشش نمي آمده. وقتي دختر از اين مالكيت به تنگ مي آيد و ميخواهد از او جدا شود پسر خود راناراحت نشان ميدهد و دحتر با ا و تا خانه اش ميرود و 15 دقيقه بعد به قتل ميرسد. . همه جاي اين داستان تكان دهنده است . يه اين قسمت دقت كنيد:
این قاتل ايرانی 19 ساله در بازجويی از جمله گفته است که او بارها شاهد زد و خورد پدر و مادرش بوده که اکنون از هم جدا شده اند. او از جمله گفته است پدرش چنان مادرش را کتک مي زده که از حال ميرفته و سپس پدرش با ريختن آب بر روی او سعی ميکرده که وی را دوباره بهوش بياورد. هنگامی که اين پسر 19 ساله ايرانی کلارای 19 ساله سوئدی را با دست خفه ميکند به تقليد از پدرش که بروی مادرش آب مي ريخته تا وی را بهوش بياورد بر روی کلارا آب مي ريزد اما کلارا زير فشار شديد گلويش جان خود را از دست داده و مرده بود
اين داستان تاسف بار به خوبي نشان ميدهد كه قوانين ضد انساني و ضد زن تنها از زنان قرباني نمي گيرند. مردان نيز قرباني حماقت خود و اسلافشان ميشوند. . يك پسر 19 ساله در يكي از آزادترين كشورهاي جهان با حماقتي بي نظير زندگي يك انسان رااز بين ميبرد و زندگي خودش رانيز نابود ميكند.
لابد پدر غيرتمندش كه او رابا كتك زدن مادرش تربيت كرده ازداشتن پسري چنين با ؛شرف؛ به خود مي بالد حتي اگر قرار باشد اين پسر تا آخر عمر پشت ميله هاي زندان بماند.
××××××××××
زن و مرد اول انسان هستند و بعد مرد يا زن. هر انساني بايد بنا بر توانايي هايش ارزيابي شود نه جنسيتش. . روز زن بر همه زنان و مردان آزاده مبارك باد. به زناني كه از زنجيرها نترسيدند و به توانايي هاي خود باور داشتند و دارند. به مرداني كه قدرت خود رادر ضعف و ناتواني زن نمي جويند. به همه انسانهايي كه زندگي را و نان و آزادي را براي همه ميخواهند مبارك باد...
و در اين روز ياد دختركاني كه به جرم زن بودن قبل از اعدام مورد تجاوز قرار گرفتند و ياد همه زنان آزاده كه هيمه هاي سوزنده شعله هستي ما شدند گرامي باد..... ..
×××××××××
بر اين سرزمين روزي باران خواهد باريد..قطره .. قطره...و ما كه از خشكسالي لبهايمان ترك برداشته باور نخواهيم كرد كه باران ميتوانست اينگونه مهربان باشد....
در اخبار ديروز و امروز دو مطلب نظرم راجلب كرد. يكي فرمايشات آقاي كامبيز توانا در مراسم بزرگداشت روز زن در فرهنگسراي دانشجو بود. به نقل از سايت زنان ايران ايشان اين گونه فرمودند:
زن روشنفکر ايراني هم قرمه سبزي خوب مي پزد و هم فيلم پست مدرن مي بيند...
اين هم عكس ايشان در حال ايراد اين سخنان گهربار
)
(عكس از سايت زنان ايران گرفته شده است)
يك بار پسر كوچكي به من گفت اگر حرف خوبي براي زدن نداريم ميتوانيم ساكت بمانيم. كاش اين آقا پسر را با آقاي توانا آشنا ميكردم..
×××××××××
خبر دوم را در اين سايت ديدم. در باره پسر 19 ساله ايراني كه در استكهلم به جرم كشتن دوست دختر سوئدي اش دستگير شده است.
دليل قتل ؛حس مالكيت ؛پسر بر دوست دخترش بوده و از طرز زندگي و آزاد بودن او خوشش نمي آمده. وقتي دختر از اين مالكيت به تنگ مي آيد و ميخواهد از او جدا شود پسر خود راناراحت نشان ميدهد و دحتر با ا و تا خانه اش ميرود و 15 دقيقه بعد به قتل ميرسد. . همه جاي اين داستان تكان دهنده است . يه اين قسمت دقت كنيد:
این قاتل ايرانی 19 ساله در بازجويی از جمله گفته است که او بارها شاهد زد و خورد پدر و مادرش بوده که اکنون از هم جدا شده اند. او از جمله گفته است پدرش چنان مادرش را کتک مي زده که از حال ميرفته و سپس پدرش با ريختن آب بر روی او سعی ميکرده که وی را دوباره بهوش بياورد. هنگامی که اين پسر 19 ساله ايرانی کلارای 19 ساله سوئدی را با دست خفه ميکند به تقليد از پدرش که بروی مادرش آب مي ريخته تا وی را بهوش بياورد بر روی کلارا آب مي ريزد اما کلارا زير فشار شديد گلويش جان خود را از دست داده و مرده بود
اين داستان تاسف بار به خوبي نشان ميدهد كه قوانين ضد انساني و ضد زن تنها از زنان قرباني نمي گيرند. مردان نيز قرباني حماقت خود و اسلافشان ميشوند. . يك پسر 19 ساله در يكي از آزادترين كشورهاي جهان با حماقتي بي نظير زندگي يك انسان رااز بين ميبرد و زندگي خودش رانيز نابود ميكند.
لابد پدر غيرتمندش كه او رابا كتك زدن مادرش تربيت كرده ازداشتن پسري چنين با ؛شرف؛ به خود مي بالد حتي اگر قرار باشد اين پسر تا آخر عمر پشت ميله هاي زندان بماند.
××××××××××
زن و مرد اول انسان هستند و بعد مرد يا زن. هر انساني بايد بنا بر توانايي هايش ارزيابي شود نه جنسيتش. . روز زن بر همه زنان و مردان آزاده مبارك باد. به زناني كه از زنجيرها نترسيدند و به توانايي هاي خود باور داشتند و دارند. به مرداني كه قدرت خود رادر ضعف و ناتواني زن نمي جويند. به همه انسانهايي كه زندگي را و نان و آزادي را براي همه ميخواهند مبارك باد...
و در اين روز ياد دختركاني كه به جرم زن بودن قبل از اعدام مورد تجاوز قرار گرفتند و ياد همه زنان آزاده كه هيمه هاي سوزنده شعله هستي ما شدند گرامي باد..... ..
×××××××××
بر اين سرزمين روزي باران خواهد باريد..قطره .. قطره...و ما كه از خشكسالي لبهايمان ترك برداشته باور نخواهيم كرد كه باران ميتوانست اينگونه مهربان باشد....
Friday, March 07, 2003
مشكل اصلي آقاي بوش!امروز جناب جرج دبليو كنفرانس مطبوعاتي داشتند در باره جنگ با عراق. طبق معمول همان حرفهاي هميشگي را سر هم كردند كه صدام مردم خودش را شكنجه ميكند ...همسايه هايش را اذيت ميكند.....مصوبات سازمان ملل را به هيچ مي گيرد و سلاح كشتار جمعي دارد. از اين حر فها ...
هيچ رندي نپرسيد كه اولا آقاجان پينوشه و محمدرضاشاه و دولت تركيه و(صد البته دولت فخيمه!) .. هم مردم خودش را شكنجه ميكردند وميكنند شما تا حالا در قبال آنها چه كرده ايد؟
ثانيا همه همسايه هاي صدام با حمله امريكا مخالفند. حرف حساب شما چيست؟
ثالثا اسراييل هرروز دهها فلسطيني را ميكشد و تا به حال به هيچ مصوبه سازمان ملل عمل نكرده...خود امريكا هم بيشتر از همه كشورهاي دنيا سلاح كشتار جمعي دارد. حالا كره شمالي و بقيه را بگذاريم كنار.
اما اصل قضيه ميدانيد كجا بود؛
جرج دبليو در جواب يك خبرنگار گفت: آزادي هديه امريكا به دنيا نيست بلكه هديه خدا به مردم است ..... و ما هر جا ديكتاتوري ببينيم بايد باآن مقابله كنيم....
در جواب خبرنگار ديگري گفت:
اعتقادم به من نيرو ميدهد. من هر روز دعا ميكنم.. از خدا راهنمايي و آگاهي(عقل) و استقامت ميطلبم......
...
مي بينيد كه فقط محمد رضاشاه نيست كه خواب نما ميشود يا فقط وطني ها نيستند كه خودشان را نماينده خدابر روزي زمين مي دانند. مثل اينكه اين خصلت همه قدرت طلبان است كه تا از راي مردم كم ميآورند خودشان را به عرش اعلي ميچسبانند براي اينكه بر عليه عرش اعلي حرف زدن گناهي است كه حتي امريكايي هم باشي نميتواني اززيرش در بروي.
كاش جرج دبليو به دعاهايش ؛ وجدان ؛را هم اضافه ميكرد..
نكته خنده دار ديگر اين بود كه جرج دبليوي عزيز
غصه بجه هاي عراقي را ميخورد(هما ن كودكاني كه در اثر بمباران هاي خود امريكا به امراض عجيب مبتلا شدند و همان ها كه 500 هزارشان در اثر تحريم هاي اقتصادي جان حود را از دست دادند) . و برايشان غذا و دارو خواهد برد. ميگويد وضعيت آنها بعد از صدام خيلي بهتر خواهد شد. انگار نه انگاركه قرار است 3000 موشك به شهر بغداد بيندازند و بعد هم با نيروي زمين حمله كنند. نميدانم بعد از اين سيل موشك و توپ و تانك آيا كسي زنده خواهد ماند كه برايشان غذا ببرند يا نه.
بوش در سخنانش گفت كه براي حمله به عراق نيازي به تاييد سازمان ملل ندارد. اين در حالي است كه چين ...فرانسه...آلمان. و روسيه به احتمال زياد هر قطعنامه اي را كه اجازه حمله به عراق را بدهد وتو خواهند كرد. بوش صريحا اعلام كرد كه به افكار عمومي جهان و مخالفت كشورهاي ديگر وقعي نميگذارد.
.
امروز جنگ طلبي امريكا ديگر چيزي نيست كه در كتاب هاي تاريخ بخواهيم دنبالش بگرديم. صداي چكمه امريكا در هر نقطه جهان به گوش مي رسد. امريكا سازمان ملل و بازرسانش را و افكار عمومي جهان را به هيچ ميگيرد. شايد جاي آن باشد كه سازمان ملل امريكا را به دليل نقض قوانين و حملات خودسرانه محكوم كند.
به گزارش سازمان ملل حداقل 500 هزار انسان بيگناه كشته خواهند شد و لااقل 600 هزار نفر بيخانمان و آواره خواهند گشت. هيچ وجدان بيداري نبايد در برابر اين فاجعه انساني ساكت بماند.
.
متن انگليسي مصاحبه را در اينجا ميتوانيد بخوانيد. :
هيچ رندي نپرسيد كه اولا آقاجان پينوشه و محمدرضاشاه و دولت تركيه و(صد البته دولت فخيمه!) .. هم مردم خودش را شكنجه ميكردند وميكنند شما تا حالا در قبال آنها چه كرده ايد؟
ثانيا همه همسايه هاي صدام با حمله امريكا مخالفند. حرف حساب شما چيست؟
ثالثا اسراييل هرروز دهها فلسطيني را ميكشد و تا به حال به هيچ مصوبه سازمان ملل عمل نكرده...خود امريكا هم بيشتر از همه كشورهاي دنيا سلاح كشتار جمعي دارد. حالا كره شمالي و بقيه را بگذاريم كنار.
اما اصل قضيه ميدانيد كجا بود؛
جرج دبليو در جواب يك خبرنگار گفت: آزادي هديه امريكا به دنيا نيست بلكه هديه خدا به مردم است ..... و ما هر جا ديكتاتوري ببينيم بايد باآن مقابله كنيم....
در جواب خبرنگار ديگري گفت:
اعتقادم به من نيرو ميدهد. من هر روز دعا ميكنم.. از خدا راهنمايي و آگاهي(عقل) و استقامت ميطلبم......
...
مي بينيد كه فقط محمد رضاشاه نيست كه خواب نما ميشود يا فقط وطني ها نيستند كه خودشان را نماينده خدابر روزي زمين مي دانند. مثل اينكه اين خصلت همه قدرت طلبان است كه تا از راي مردم كم ميآورند خودشان را به عرش اعلي ميچسبانند براي اينكه بر عليه عرش اعلي حرف زدن گناهي است كه حتي امريكايي هم باشي نميتواني اززيرش در بروي.
كاش جرج دبليو به دعاهايش ؛ وجدان ؛را هم اضافه ميكرد..
نكته خنده دار ديگر اين بود كه جرج دبليوي عزيز
غصه بجه هاي عراقي را ميخورد(هما ن كودكاني كه در اثر بمباران هاي خود امريكا به امراض عجيب مبتلا شدند و همان ها كه 500 هزارشان در اثر تحريم هاي اقتصادي جان حود را از دست دادند) . و برايشان غذا و دارو خواهد برد. ميگويد وضعيت آنها بعد از صدام خيلي بهتر خواهد شد. انگار نه انگاركه قرار است 3000 موشك به شهر بغداد بيندازند و بعد هم با نيروي زمين حمله كنند. نميدانم بعد از اين سيل موشك و توپ و تانك آيا كسي زنده خواهد ماند كه برايشان غذا ببرند يا نه.
بوش در سخنانش گفت كه براي حمله به عراق نيازي به تاييد سازمان ملل ندارد. اين در حالي است كه چين ...فرانسه...آلمان. و روسيه به احتمال زياد هر قطعنامه اي را كه اجازه حمله به عراق را بدهد وتو خواهند كرد. بوش صريحا اعلام كرد كه به افكار عمومي جهان و مخالفت كشورهاي ديگر وقعي نميگذارد.
.
امروز جنگ طلبي امريكا ديگر چيزي نيست كه در كتاب هاي تاريخ بخواهيم دنبالش بگرديم. صداي چكمه امريكا در هر نقطه جهان به گوش مي رسد. امريكا سازمان ملل و بازرسانش را و افكار عمومي جهان را به هيچ ميگيرد. شايد جاي آن باشد كه سازمان ملل امريكا را به دليل نقض قوانين و حملات خودسرانه محكوم كند.
به گزارش سازمان ملل حداقل 500 هزار انسان بيگناه كشته خواهند شد و لااقل 600 هزار نفر بيخانمان و آواره خواهند گشت. هيچ وجدان بيداري نبايد در برابر اين فاجعه انساني ساكت بماند.
.
متن انگليسي مصاحبه را در اينجا ميتوانيد بخوانيد. :
Tuesday, March 04, 2003
نه! به امريكا
آفرين به مجلس تركيه كه به سي ميليارد دلار امريكا ؛نه؛ گفت
البته احتمال يك راي گيري ديگر هم هست كه ممكن است منفي نباشد اما هنوز كابينه تركيه در اين مورد تصميمي نگرفته است. امريكا خيال ميكرد با پول ميتواند همه دنيا را بخرد بخصوص تركيه را با اقتصاد ورشكسته اش. اما مردم تركيه به اين راضي نبودند و نميخواستند كه در قبال كمك هاي ميلياردي همدست امريكا در كشتار مردم عراق باشند. در روز راي گيري هزاران نفر در جلو مجلس تظاهرات كردندو پس از اعلا م راي در خيابان ها به جشن و سرور پرداختند.
. دوستي در نظر خواهي نوشته بود كه من و امثال من به دن كيشوت ميمانيم. مي بينم كه دن كيشوت ها در دنيا دارند زياد ميشوند. آرمان خواهي به گمان من اشكالي ندارد.اگر بشر آرمان نداشت هميشه در جا ميزد و پيشرفتي نمي كرد .احتمالاامريكا حمله خواهد كرد و مردم بسياري نيز كشته خواهند شد. اما من و بقيه دن كيشوت ها خوشحاليم كه هرگز بر اين كشتار مهر تاييد نزديم. .
اين حرف مرا به ياد آهنگ مشهور جان لنون انداخت:
Imagine
....
در جايي ميگويد:
ميتواني مرا ؛خيالباف؛ بنامي
اما من تنها نيستم
اميدوارم روزي به ما بپيوندي
و همه جهان مثل يك تن واحد باشد
اين آهنگ را از اينجا گوش كنيد.
آفرين به مجلس تركيه كه به سي ميليارد دلار امريكا ؛نه؛ گفت
البته احتمال يك راي گيري ديگر هم هست كه ممكن است منفي نباشد اما هنوز كابينه تركيه در اين مورد تصميمي نگرفته است. امريكا خيال ميكرد با پول ميتواند همه دنيا را بخرد بخصوص تركيه را با اقتصاد ورشكسته اش. اما مردم تركيه به اين راضي نبودند و نميخواستند كه در قبال كمك هاي ميلياردي همدست امريكا در كشتار مردم عراق باشند. در روز راي گيري هزاران نفر در جلو مجلس تظاهرات كردندو پس از اعلا م راي در خيابان ها به جشن و سرور پرداختند.
. دوستي در نظر خواهي نوشته بود كه من و امثال من به دن كيشوت ميمانيم. مي بينم كه دن كيشوت ها در دنيا دارند زياد ميشوند. آرمان خواهي به گمان من اشكالي ندارد.اگر بشر آرمان نداشت هميشه در جا ميزد و پيشرفتي نمي كرد .احتمالاامريكا حمله خواهد كرد و مردم بسياري نيز كشته خواهند شد. اما من و بقيه دن كيشوت ها خوشحاليم كه هرگز بر اين كشتار مهر تاييد نزديم. .
اين حرف مرا به ياد آهنگ مشهور جان لنون انداخت:
Imagine
....
در جايي ميگويد:
ميتواني مرا ؛خيالباف؛ بنامي
اما من تنها نيستم
اميدوارم روزي به ما بپيوندي
و همه جهان مثل يك تن واحد باشد
اين آهنگ را از اينجا گوش كنيد.
نه! بزرگ مردم....
اينان هراسشان ز يگانگي ماست.....
مردم ما ممكن است در خيلي چيزها متفق القول نباشند. ممكن است اعتقاداتشان... نگاهشان به زندگي و طرز نگرششان به آينده با هم مخالف يا متضاد باشد. اما روز نهم اسفند ماه مردم در يك چيز متحد شدند. :
؛نه؛ به فريب و نيرنگ..
اگر دوم خرداد عمر دوباره براي آقايان خريد ..نهم اسفند از زبان حود جناب رييس جمهور ؛زنگ هاي خطر ؛ را برايشان به صدا در آورد. هر دو اين سرفصل ها يك وجه مشترك دارند؛ راي مردم!
نهم اسفند ماه تشييع جنازه فريب دوم خرداد بود. تشييع جنازه نيرنگي كه به نام اصلاح طلبي تسمه از گرده مردم ميكشيد.
خاتمي در حالي بر سر كار آمد كه موقعيت ايران در داخل و خارج بسيار متزلزل بود. اتحاديه اروپا با ميران به دليل كشتن مخالفان در آلمان و محكوميت بالاترين سران كشور! قطع رابطه كرده بود . روي كار آمدن ناطق نوري براي رژيم در آن زمان بسيار خطرناك بود.
با آمدن خاتمي تبليعات روي افكار عمومي جهان شروع شد. به يكباره كشوري كه 4 نفر از سرانش تحت تعقيب بين المللي بودند تبديل به كشوري در حال رفرم شد . سران كشور به دو دسته ؛خوب : و ؛بد؛ تقسيم شدند. همه كارهاي ؛بد؛ به گردن ؛ جناح محافظه كار؛انداخته شدو ؛جناح اصلاح طلب؛شد حامي گفتگوي تمدن ها و رفرم در ايران....
افكار عمومي جهان حالا خيالش راحت بود كه در ايران دارد رفرم ميشود. زنها مي توانند روسريشان را شل تر ببندند . دختران دبستاني حق دارند روپوش رنگي بپوشند. رييس جمهور ايران فوق ليسانس دارد ( اما دكتر بگوييد بهتر است) و كانت و دكارت خوانده و لبخندش هم مليح است و تازه عباي توري هم ميپوشد . ...
بنابراين اشكالي نداشت اگر اتحاديه اروپا دوباره تجارت با ايران را تحت عنوان توخالي گفتگوي انتقادي شروع ميكرد.
كسي كاري به اين نداشت كه كساني كه خودشان را اصلاح طلب جا ميزدند همان كساني بودند كه فرزندان مردم را در كردستان قتل عام كرده بودند(جلايي پور) يا خودشان شكنجه گر و گروگان گير بودند(عبدي و گنجي و حجاريان)يا اينكه به اعدام زندانيان افتخار ميكردند(خلخالي)
خود خاتمي هم در زمان جنگ و در زمان قتل عام زندانيان سياسي وزير ارشاد بود.
اما از آنجا كه هر دروغي روزي بر ملا ميشود دست جنابان اصلاح طلب هم به زودي رو شد. خاتمي در تير 78 يك موقعيت تاريخي را از دست داد و در مرزبندي بين مردم و ولايت فقيه دومي را انتخاب كرد. . دانشجويان را اوباش ناميد و امر به زنداني كردن و سركوبشان داد. احمد باطبي هنوز در زندان است اما من حتي اسم يك لباس شخصي را نشنيده ام كه مجازات شده باشد.
خاتمي در امتحان بعدي هم مردود شد. لاجوردي را خدمتگزار مردم ناميد . اما وقتي شاملوي بزر گ از دنيا رفت نطقش خاموش شد.
پس از آن در ماجراي قتل هاي زنجيره اي به مرگ فجيع نويسندگان و روشنفكران چشم پوشيد و پرونده را ماست مالي كرد...
. پس از آن نوبت رسيد به چپاول اموال مردم.... قراردادهاي نفتي ...بي لياقتي دولت در مذاكرات درياي خزر..فروش آب رود كر خه به كويت
در اين ميان بر سر قشر كارمند و كارگر چه ها آمد؟
فروش كارخانجات و اخراج كارگران...سركوب تظاهرات معلمان..
به اينها بايد رشد فزاينده فقر و اعتياد و فحشا . را اضافه كنم.فحشا ..دزدي و عدم امنيت احتماعي ديگر جزيي از واقعيت هاي جامعه شده. آيااين ننگ نيست كه در كشوري كه روي نفت خوابيده بچه هايش به كشورهاي مجاور براي فروش اعضاي بدنشان برده شوند،يا دختر بچه هايش به شيخ نشين ها صادر شوند؟
اينها همه مشتي از خروارا ست و در اين بحث كوتاه جاي نميگيرد.
القصه خاتمي براي جلب اعتماد مردم فرصت كم نداشت. او هرگز موضع قاطعي نگرفت... آمدن او نه از نظر اقتصادي و نه از نظر اجتماعي نفعي براي مردم نداشت فقط 5 سال ديگر به زجر مردم و غارت و چپاول ايران اضافه كرد. هر جا هم مجبور شد كه از دو پهلو حرف زدن خودداري كند به نفع ولايت موضع گرقت.مردم هيچوقت نفهميدند اين دو جناح چه فرقي با هم دارند.
در خانه هاي قديم يك اتاق را تر و تميز نگه ميداشتند و درش را مي بستند كه اگر مهمان آمد وارد آن اتاق بشود . مهمان ديگر از وضع بقيه خانه خبردار نميشد و شايد هم فكر ميكرد كه همه خانه به همان تميزي و مرتبي است. . جناح اصلاح طلب به اين اتاق مهماني ميماند كه براي فريب افكار عمومي داحل و خارج درست شده بود اما اين فريب ديگر كارساز نيست.
بعضي ها مينويسند كه اينترنت و ماهواره و آزادي هاي ديگر در زمان خاتمي به دست آمد. درست است اما مسببش مردم بودند.خاتمي به همين دليل سر كار آمد كه بتواند سوپاپ اطمينان باشد و در مواقع لازم فشار اجتماعي را كمتر كند. اگر مردم براي حقوقشان پافشاري نمي كردند خاتمي به چنين عقب نشيني هايي دست نميزد.
اگر به نيروي مردم و اثرش بر آقايان شك داريد به همين انتخابات شوراها نگاه كنيد. وقتي بنا به آمار خود دولت كمتر از 9 درصد مردم تهران در انتخابات شركت كرده اند به قول خود خاتمي ديگر ؛زنگ هاي خطر برايشان به صد ا در آمده؛.
مردم به هر دو جناح ؛نه ؛ گفتند. نشان دادند كه ماهيت هر دو جناح را شناخته اند و هيجكدام را قبول ندارند.
اين مسلما به وجهه جهاني دولت لطمه بزرگي خواهد زدو به جهانيان اثبات خواهد كرد كه اين دولت و عملكردهايش را نبايد به حساب مردم ايران بگذارند.
دوران نفت مجاني دارد به پايان ميرسد.....
اينان هراسشان ز يگانگي ماست.....
مردم ما ممكن است در خيلي چيزها متفق القول نباشند. ممكن است اعتقاداتشان... نگاهشان به زندگي و طرز نگرششان به آينده با هم مخالف يا متضاد باشد. اما روز نهم اسفند ماه مردم در يك چيز متحد شدند. :
؛نه؛ به فريب و نيرنگ..
اگر دوم خرداد عمر دوباره براي آقايان خريد ..نهم اسفند از زبان حود جناب رييس جمهور ؛زنگ هاي خطر ؛ را برايشان به صدا در آورد. هر دو اين سرفصل ها يك وجه مشترك دارند؛ راي مردم!
نهم اسفند ماه تشييع جنازه فريب دوم خرداد بود. تشييع جنازه نيرنگي كه به نام اصلاح طلبي تسمه از گرده مردم ميكشيد.
خاتمي در حالي بر سر كار آمد كه موقعيت ايران در داخل و خارج بسيار متزلزل بود. اتحاديه اروپا با ميران به دليل كشتن مخالفان در آلمان و محكوميت بالاترين سران كشور! قطع رابطه كرده بود . روي كار آمدن ناطق نوري براي رژيم در آن زمان بسيار خطرناك بود.
با آمدن خاتمي تبليعات روي افكار عمومي جهان شروع شد. به يكباره كشوري كه 4 نفر از سرانش تحت تعقيب بين المللي بودند تبديل به كشوري در حال رفرم شد . سران كشور به دو دسته ؛خوب : و ؛بد؛ تقسيم شدند. همه كارهاي ؛بد؛ به گردن ؛ جناح محافظه كار؛انداخته شدو ؛جناح اصلاح طلب؛شد حامي گفتگوي تمدن ها و رفرم در ايران....
افكار عمومي جهان حالا خيالش راحت بود كه در ايران دارد رفرم ميشود. زنها مي توانند روسريشان را شل تر ببندند . دختران دبستاني حق دارند روپوش رنگي بپوشند. رييس جمهور ايران فوق ليسانس دارد ( اما دكتر بگوييد بهتر است) و كانت و دكارت خوانده و لبخندش هم مليح است و تازه عباي توري هم ميپوشد . ...
بنابراين اشكالي نداشت اگر اتحاديه اروپا دوباره تجارت با ايران را تحت عنوان توخالي گفتگوي انتقادي شروع ميكرد.
كسي كاري به اين نداشت كه كساني كه خودشان را اصلاح طلب جا ميزدند همان كساني بودند كه فرزندان مردم را در كردستان قتل عام كرده بودند(جلايي پور) يا خودشان شكنجه گر و گروگان گير بودند(عبدي و گنجي و حجاريان)يا اينكه به اعدام زندانيان افتخار ميكردند(خلخالي)
خود خاتمي هم در زمان جنگ و در زمان قتل عام زندانيان سياسي وزير ارشاد بود.
اما از آنجا كه هر دروغي روزي بر ملا ميشود دست جنابان اصلاح طلب هم به زودي رو شد. خاتمي در تير 78 يك موقعيت تاريخي را از دست داد و در مرزبندي بين مردم و ولايت فقيه دومي را انتخاب كرد. . دانشجويان را اوباش ناميد و امر به زنداني كردن و سركوبشان داد. احمد باطبي هنوز در زندان است اما من حتي اسم يك لباس شخصي را نشنيده ام كه مجازات شده باشد.
خاتمي در امتحان بعدي هم مردود شد. لاجوردي را خدمتگزار مردم ناميد . اما وقتي شاملوي بزر گ از دنيا رفت نطقش خاموش شد.
پس از آن در ماجراي قتل هاي زنجيره اي به مرگ فجيع نويسندگان و روشنفكران چشم پوشيد و پرونده را ماست مالي كرد...
. پس از آن نوبت رسيد به چپاول اموال مردم.... قراردادهاي نفتي ...بي لياقتي دولت در مذاكرات درياي خزر..فروش آب رود كر خه به كويت
در اين ميان بر سر قشر كارمند و كارگر چه ها آمد؟
فروش كارخانجات و اخراج كارگران...سركوب تظاهرات معلمان..
به اينها بايد رشد فزاينده فقر و اعتياد و فحشا . را اضافه كنم.فحشا ..دزدي و عدم امنيت احتماعي ديگر جزيي از واقعيت هاي جامعه شده. آيااين ننگ نيست كه در كشوري كه روي نفت خوابيده بچه هايش به كشورهاي مجاور براي فروش اعضاي بدنشان برده شوند،يا دختر بچه هايش به شيخ نشين ها صادر شوند؟
اينها همه مشتي از خروارا ست و در اين بحث كوتاه جاي نميگيرد.
القصه خاتمي براي جلب اعتماد مردم فرصت كم نداشت. او هرگز موضع قاطعي نگرفت... آمدن او نه از نظر اقتصادي و نه از نظر اجتماعي نفعي براي مردم نداشت فقط 5 سال ديگر به زجر مردم و غارت و چپاول ايران اضافه كرد. هر جا هم مجبور شد كه از دو پهلو حرف زدن خودداري كند به نفع ولايت موضع گرقت.مردم هيچوقت نفهميدند اين دو جناح چه فرقي با هم دارند.
در خانه هاي قديم يك اتاق را تر و تميز نگه ميداشتند و درش را مي بستند كه اگر مهمان آمد وارد آن اتاق بشود . مهمان ديگر از وضع بقيه خانه خبردار نميشد و شايد هم فكر ميكرد كه همه خانه به همان تميزي و مرتبي است. . جناح اصلاح طلب به اين اتاق مهماني ميماند كه براي فريب افكار عمومي داحل و خارج درست شده بود اما اين فريب ديگر كارساز نيست.
بعضي ها مينويسند كه اينترنت و ماهواره و آزادي هاي ديگر در زمان خاتمي به دست آمد. درست است اما مسببش مردم بودند.خاتمي به همين دليل سر كار آمد كه بتواند سوپاپ اطمينان باشد و در مواقع لازم فشار اجتماعي را كمتر كند. اگر مردم براي حقوقشان پافشاري نمي كردند خاتمي به چنين عقب نشيني هايي دست نميزد.
اگر به نيروي مردم و اثرش بر آقايان شك داريد به همين انتخابات شوراها نگاه كنيد. وقتي بنا به آمار خود دولت كمتر از 9 درصد مردم تهران در انتخابات شركت كرده اند به قول خود خاتمي ديگر ؛زنگ هاي خطر برايشان به صد ا در آمده؛.
مردم به هر دو جناح ؛نه ؛ گفتند. نشان دادند كه ماهيت هر دو جناح را شناخته اند و هيجكدام را قبول ندارند.
اين مسلما به وجهه جهاني دولت لطمه بزرگي خواهد زدو به جهانيان اثبات خواهد كرد كه اين دولت و عملكردهايش را نبايد به حساب مردم ايران بگذارند.
دوران نفت مجاني دارد به پايان ميرسد.....
Tuesday, February 25, 2003
انتخابات شوراها
در باره انتخابات شوراها شبح عزيز به طور مفصل درمطالب سوم و پنجم اسفند ماه نوشته است. در نوشته سوم اسفند اين انتخابات را به محللي براي حكومت تشبيه كرده كه خيلي خواندني است . . خسن آقاي عزيز هم صفحه اي در مورد تحريم انتخابات درست كرده كه نظرات مختلف را در اين باره مينويسد..
به گمان من همه گفتني ها در اين دو صفحه و بحث هايش گفته شده است.اما امروز خواندم كه ملي-مذهبي ها هم انتخابات را تحريم كرده اند. نميدانم بگويم ساعت خواب يابگويم آفرين به اين موج سواري...
تا حالا كانديدتعيين ميكردند . حالا كه ديدند مردم وقعي بهشان نميگذارند انتخابات را تحريم كردند. به هر حال اين نشان ميدهد كه وقتي مردم بخواهند ميتوانند اراده شان را تحميل كنند. مردم كم كم دارند به قدرت خودشان پي ميبرند و مرزهاي خاكستري روز به روز پررنگ تر و نازك تر ميشوند. ديگر نميشود سر مردم راشيره ماليد. مردم ديگر ميدانند كه كسي كه با تاييداينها بيايد كاري برايشان نخواهد كرد. هنوز منتظرند رييس جمهور خندان و مجلس محترمه به وعده هايشان عمل كنند.. .
در باره انتخابات شوراها شبح عزيز به طور مفصل درمطالب سوم و پنجم اسفند ماه نوشته است. در نوشته سوم اسفند اين انتخابات را به محللي براي حكومت تشبيه كرده كه خيلي خواندني است . . خسن آقاي عزيز هم صفحه اي در مورد تحريم انتخابات درست كرده كه نظرات مختلف را در اين باره مينويسد..
به گمان من همه گفتني ها در اين دو صفحه و بحث هايش گفته شده است.اما امروز خواندم كه ملي-مذهبي ها هم انتخابات را تحريم كرده اند. نميدانم بگويم ساعت خواب يابگويم آفرين به اين موج سواري...
تا حالا كانديدتعيين ميكردند . حالا كه ديدند مردم وقعي بهشان نميگذارند انتخابات را تحريم كردند. به هر حال اين نشان ميدهد كه وقتي مردم بخواهند ميتوانند اراده شان را تحميل كنند. مردم كم كم دارند به قدرت خودشان پي ميبرند و مرزهاي خاكستري روز به روز پررنگ تر و نازك تر ميشوند. ديگر نميشود سر مردم راشيره ماليد. مردم ديگر ميدانند كه كسي كه با تاييداينها بيايد كاري برايشان نخواهد كرد. هنوز منتظرند رييس جمهور خندان و مجلس محترمه به وعده هايشان عمل كنند.. .
بازرسان حقوق بشر در ايران
ميدانيد كه چند روزي است هيئتي از سازمان ملل كه پس از هفت سال اجازه يافتند تا وضعيت حقوق بشر را در ايران بررسي كنند درايران به سر ميبرند.
از همان روزهاي اول خانواده هاي زندانيا ن سياسي در جلو هتل لاله محل اقامت اين هيئت تجمع كردند و تقاضاي ملاقات با اعضاي هيئت راداشتند.كه صد البته جز گاز اشك آور و كتك و دستگيري نصيبشان نشد.
در اين ميان يك زنداني سياسي به نام ساسان آل كنعان در سنندج اعدام شد. . اين حكم در حالي صورت گرفت كه مادرش در مقابل هتل لاله تقاضاي رسيدگي به وضعيت پسرش را داشت
.
عكس از خبرگزاري زاگرس
ديروز نيز دو جوان در خيابان نادري اهواز اعدام شدند.
سايت هاي مختلف گزارش داده اند كه هنوز اين هيئت با هيجكدام از زندانيا ن ملاقات نكرده اند.. بنا بر گزارش بي بي سي خانم الهه هيكس ميگويد
ماموريت ويژه اين گروه بررسی موضوع بازداشت های خودسرانه و غير قانونی در ايران است و گروه های تحقيق ديگر سازمان ملل، از جمله در زمينه های وضعيت آزادی در ايران، شكنجه، خشونت عليه زنان وناپديد شدن افراد، پس از سفر گروه اول، به تدريج به ايران سفر می كنند وهمه موارد نقض حقوق بشر در ايران را بررسی كرده و گزارش خواهند كرد.
سايت دادنامه اخبار اين تظاهرات را بطور مرتب پيگيري ميكند -2-1. از قرار روز سه شنبه نيز از طرف گروه هاي مختلف فراخوان براي تظاهرات داده شده است..
در اخبار همجنين از جابجايي زندانيان سياسي سخن به ميان آمده. متن گفتگوي دكتر حميدي از تهران با راديو فردا در سايت دادنامه آمده كه عينا كپي ميكنم:::
در حالي که هيات اعزامي کميسيون حقوق بشر سازمان ملل به ايران در ادامه ماموريت ۱۲روزه خود، همچنان در تهران به سر مي برد، بستگان دانشجوياني زنداني از جا به جا کردن بعضي رهبران سرشناس جنبش دانشجويي در زندانها و حتي اعدام يک يا چند نفر آنها خبر ميدهند. دکتر فرزاد حميدی، سخنگوي اتحاديه ملي دانشجويان، در تهران، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: امروز ۴ اسفند ساعت ۷ بعداز ظهر، حشمتالله طبرزدي، دبير کل جبهه دموکراتيک را بامهدي سنجري کيانوش، عضو مرکزي جبهه متحد دانشجويي ، به زندان انفرادي ۳۲۵ که متعلق به سپاه پاسداران است، منتقل کردند و ما اين اقدام را که بر ضد حقوق بشر است، بهشدت محکوم مي کنيم. روز جمعه دوم اسفند هم آقاي منوچهر محمدي به خاطر اعتراضي که نسبت به خونريزي لثه هايشان داشتند و اجازه نميدهند که براي جراحي لثه برود، به انفرادي منتقل کردند، اما ايشان را امروز مجددا به بند سياسي برگرداندند . روز شنبه سوم اسفند ماه هم ۱۵نفر را مقابل هتل لاله تهران دستگير کردند. وي مي افزايد: اسامي دستگيرشدگان جبهه متحد دانشجويي، شاخه کرج، از اين قرار است: امير ساران، اسد شقاقي، محمد طبي، صدرنيا و آقاي ابوصدري، سعيد شاه قلعه اي، ولي الله فيض مهدوي، غلامحسين کلبي، سعيد ماسوري، که براي هر چهارتايشان حکم اعدام صادر شده. اينها فعاليت هاي سياسي داشتند. آقاي سعيد شاه قلعه را سه ماه پيش وسايلش را به خانوادهاش تحويل دادند و خودش را بردند هواز، به احتمال ۹۹ درصد اعدام شده. آقاي ولي الله فيض مهدوي را همين سه ماه پيش منتقل کردند به زندان رجاييشهر که اطلاعي از ايشان هم نداريم. احتمال دارد حکم اجرا شده باشد. آقاي غلامحسين کلبي و سعيد ماسوري هم توي بند سياسي هستند و زير حکم هستند و هنوز حکم اجرا نشده و ممکن است هر لحظه اجرا شود.
به نظر من بازرسان سازمان ملل اگر سرشان را از پنجره بيرون بياورند يا كمي روزنامه بخوانند ميتوانند ؛گزارش؛ خود راتكميل كنند.
تا يادم نرفته بگويم كه شوراي نگهبان اعلام كرده كه انفرادي و چشم بند زدن شكنجه محسوب نميشود!
بقيه اش را هم من تكميل ميكنم:
تجاوز قبل از اعدام براي فرستادن زنداني به بهشت است. شلاق هم تعزير محسوب ميشود. پرتاب از بالاي كوه...سه بار بالا و پايين آوردن از بالاي چوبه دار ( سه بار اعدام) ....در آوردن چشم...قطع اعضاي بدن...پاشيدن اسيد به صورت....و .هم قصاص است.ميماند سنگسار كه آن هم حكم شرع است. .
كي گفته در ايران شكنجه وجود دارد؟
زنداني سياسي هم نداريم. مگر هر كه اعدام ميشود به جرم قاچاق و تجاوز و ...اعدام نشده؟
كي ميگويد عفو وجود ندارد؟ به پرونده قتل هاي زنجيره اي نگاه كنيد. حتي ضاربان حجاريان دارند در انتخابات شوراها شركت ميكنند.
ايدز؟ اعتياد در زندان ها؟
باطبي؟
برادران محمدي؟
تابستان 67؟
اي بابا چقدر سوال مي كنيد....
لبخند بزنيد...لبخند
ميدانيد كه چند روزي است هيئتي از سازمان ملل كه پس از هفت سال اجازه يافتند تا وضعيت حقوق بشر را در ايران بررسي كنند درايران به سر ميبرند.
از همان روزهاي اول خانواده هاي زندانيا ن سياسي در جلو هتل لاله محل اقامت اين هيئت تجمع كردند و تقاضاي ملاقات با اعضاي هيئت راداشتند.كه صد البته جز گاز اشك آور و كتك و دستگيري نصيبشان نشد.
در اين ميان يك زنداني سياسي به نام ساسان آل كنعان در سنندج اعدام شد. . اين حكم در حالي صورت گرفت كه مادرش در مقابل هتل لاله تقاضاي رسيدگي به وضعيت پسرش را داشت
.
عكس از خبرگزاري زاگرس
ديروز نيز دو جوان در خيابان نادري اهواز اعدام شدند.
سايت هاي مختلف گزارش داده اند كه هنوز اين هيئت با هيجكدام از زندانيا ن ملاقات نكرده اند.. بنا بر گزارش بي بي سي خانم الهه هيكس ميگويد
ماموريت ويژه اين گروه بررسی موضوع بازداشت های خودسرانه و غير قانونی در ايران است و گروه های تحقيق ديگر سازمان ملل، از جمله در زمينه های وضعيت آزادی در ايران، شكنجه، خشونت عليه زنان وناپديد شدن افراد، پس از سفر گروه اول، به تدريج به ايران سفر می كنند وهمه موارد نقض حقوق بشر در ايران را بررسی كرده و گزارش خواهند كرد.
سايت دادنامه اخبار اين تظاهرات را بطور مرتب پيگيري ميكند -2-1. از قرار روز سه شنبه نيز از طرف گروه هاي مختلف فراخوان براي تظاهرات داده شده است..
در اخبار همجنين از جابجايي زندانيان سياسي سخن به ميان آمده. متن گفتگوي دكتر حميدي از تهران با راديو فردا در سايت دادنامه آمده كه عينا كپي ميكنم:::
در حالي که هيات اعزامي کميسيون حقوق بشر سازمان ملل به ايران در ادامه ماموريت ۱۲روزه خود، همچنان در تهران به سر مي برد، بستگان دانشجوياني زنداني از جا به جا کردن بعضي رهبران سرشناس جنبش دانشجويي در زندانها و حتي اعدام يک يا چند نفر آنها خبر ميدهند. دکتر فرزاد حميدی، سخنگوي اتحاديه ملي دانشجويان، در تهران، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: امروز ۴ اسفند ساعت ۷ بعداز ظهر، حشمتالله طبرزدي، دبير کل جبهه دموکراتيک را بامهدي سنجري کيانوش، عضو مرکزي جبهه متحد دانشجويي ، به زندان انفرادي ۳۲۵ که متعلق به سپاه پاسداران است، منتقل کردند و ما اين اقدام را که بر ضد حقوق بشر است، بهشدت محکوم مي کنيم. روز جمعه دوم اسفند هم آقاي منوچهر محمدي به خاطر اعتراضي که نسبت به خونريزي لثه هايشان داشتند و اجازه نميدهند که براي جراحي لثه برود، به انفرادي منتقل کردند، اما ايشان را امروز مجددا به بند سياسي برگرداندند . روز شنبه سوم اسفند ماه هم ۱۵نفر را مقابل هتل لاله تهران دستگير کردند. وي مي افزايد: اسامي دستگيرشدگان جبهه متحد دانشجويي، شاخه کرج، از اين قرار است: امير ساران، اسد شقاقي، محمد طبي، صدرنيا و آقاي ابوصدري، سعيد شاه قلعه اي، ولي الله فيض مهدوي، غلامحسين کلبي، سعيد ماسوري، که براي هر چهارتايشان حکم اعدام صادر شده. اينها فعاليت هاي سياسي داشتند. آقاي سعيد شاه قلعه را سه ماه پيش وسايلش را به خانوادهاش تحويل دادند و خودش را بردند هواز، به احتمال ۹۹ درصد اعدام شده. آقاي ولي الله فيض مهدوي را همين سه ماه پيش منتقل کردند به زندان رجاييشهر که اطلاعي از ايشان هم نداريم. احتمال دارد حکم اجرا شده باشد. آقاي غلامحسين کلبي و سعيد ماسوري هم توي بند سياسي هستند و زير حکم هستند و هنوز حکم اجرا نشده و ممکن است هر لحظه اجرا شود.
به نظر من بازرسان سازمان ملل اگر سرشان را از پنجره بيرون بياورند يا كمي روزنامه بخوانند ميتوانند ؛گزارش؛ خود راتكميل كنند.
تا يادم نرفته بگويم كه شوراي نگهبان اعلام كرده كه انفرادي و چشم بند زدن شكنجه محسوب نميشود!
بقيه اش را هم من تكميل ميكنم:
تجاوز قبل از اعدام براي فرستادن زنداني به بهشت است. شلاق هم تعزير محسوب ميشود. پرتاب از بالاي كوه...سه بار بالا و پايين آوردن از بالاي چوبه دار ( سه بار اعدام) ....در آوردن چشم...قطع اعضاي بدن...پاشيدن اسيد به صورت....و .هم قصاص است.ميماند سنگسار كه آن هم حكم شرع است. .
كي گفته در ايران شكنجه وجود دارد؟
زنداني سياسي هم نداريم. مگر هر كه اعدام ميشود به جرم قاچاق و تجاوز و ...اعدام نشده؟
كي ميگويد عفو وجود ندارد؟ به پرونده قتل هاي زنجيره اي نگاه كنيد. حتي ضاربان حجاريان دارند در انتخابات شوراها شركت ميكنند.
ايدز؟ اعتياد در زندان ها؟
باطبي؟
برادران محمدي؟
تابستان 67؟
اي بابا چقدر سوال مي كنيد....
لبخند بزنيد...لبخند
Wednesday, February 19, 2003
اينان هراسشان ز يگانگي ماست....
(به مناسبت بيست و نهم بهمن ماه 1352)

سرود پيوستن
بايد كه دوست بداريم ياران!
بايد كه چون خزر بخروشيم
فريادهاي ما اگر چه رسا نيست بايد كه يكي شود
بايد تپيدن هر قلب اينك سرود
بايد سرخي هر خون اينك پرچم
بايد كه قلب ما
سرود ما و پرچم ما باشد
بايد در هر سپيده البرز نزديكتر شويم
بايديكي شويم
اينان هراسشان ز يگانگي ماست
بايد كه سر زند طليعه خاور از چشم هاي ما
بايد كه لوت تشنه ميزبان خزر باشد
بايد كوير فقر
از چشمه هاي شمالي بي نصيب نماند
بايد كه دست هاي خسته بياسايند
بايد كه سفره ها همه رنگين
بايد كه خنده و آينه جاي اشك بگيرد
بايد بهار
در چشم كودكان جاده ري
سبز و شكفته و شاداب
بايد بهار را بشناسند
بايد جواديه بر پل بنا شود
پل
اين شانه هاي ما
بايد كه رنج را بشناسيم
وقتي دختر رحمان
از يك تب دو ساعته مي ميرد
بايد كه دوست بداريم ياران!
بايد كه قلب ما
سرود و پرچم ما باشد.
عكسها و شعر از اين سايت گرفته شده است.
سرود بهاران خجسته باد (شعر از كرامت الله دانشيان)
در باره خسرو گلسرخي
دفاعيات گلسرخي
- فرهنگ پويا و فرهنگ موميايي شده-از خسرو گلسرخي
اشعار خسرو گلسرخي
Tuesday, February 18, 2003
با صدام زورگو چه بايد كرد؟
اين سوالي است كه افشين عزيز در نظرخواهي مطلب پايين از من پرسيده.
قبل از جواب دادن به اين سوال اول اين را روشن كنيم كه قصد امريكا از حمله به عراق نجات مردم عراق از دست صدام نيست. امريكا به دنبال منافع سياسي و اقتصادي است.. رامسفلد در يكي از آحرين مصاجبه هاي مطبوعاتي خود گفت كه امكان استفاده از تجهيزات اتمي (بمب اتمي!) منتفي نيست.! نظر امريكا اشغال بلند مدت عراق براي حداقل دو سال است . امريكا اگر دلش به حال مردم عراق سوخته بود براي 12 سال آنها را از ابتدايي ترين امكانات محروم نميكرد و خانم آلبرايت در جواب اينكه 500 هزار كودك تا سال 1996 جان حود رادر اثر تحريم ها از دست داده اند نمي گفت ؛ارزشش را داشت؛...
در باره عراق بايد بگويم كه مسائل داخلي هر كشوري به عهده مردم خود آن كشور است. اگر كشورهاي اروپايي و امريكا خودشان را كنار بكشند و به ديكتاتوري ها كمك نكنند مردم هر كشوري بلد هستند براي خودشان تصميم بگيرند. همانطور كه ما نميخواهيم كشور ديگري براي ما تصميم بگيرد احتمالا مردم عراق هم نميخواهند سرنوشتشان توسط قدرت هاي خارجي تعيين شود.براي اينكه ميدانند قدرت هاي خارجي دلشان به حال مردم نسوخته...
اين فرق ميكند كه مردم كشوري به خيابان ها بريزند و حق خودشان را بخواهند و مردم يا دولت هاي ديگر از آنها پشتيباني كنند تا اينكه كشوري مثل امريكا با اينهمه سوابق در خشان در حقوق بشر بخواهد تصميم بگيرد كه كي برود و كي جايش بيايد..
تجربه افعانستان را در نظر بگيريد. طالبان رفت اما دولتي كه سركار آمده با طالبان فرق چنداني ندارد. زن ها كماكان نميتوانند در ادارات كار كنند و تاسيس حزب كمونيست ممنوع است.امريكا براي بازسازي افعانستان هنوز هيچ كاري نكرده. اين سياست امريكاست كه براي مدتي ديكتاتوري را در جايي حاكم ميكند و بعد از مدتي به طريقي دست به رفرم ميزند. در واقع چيزي عوض نميشود . حكومت ها همانطور وابسته و مردم همانطور بدبخت ميمانند. به سرنوشت تركيه و شيلي نگاه كنيد.
در همين كتابي كه اشاره كردم در قسمت عراق اين خانم خبرنگار كه خودش هم امريكايي است در عين حال كه ازنفوذ و قدرت صدام و روشهاي ديكتاتورمابانه او مي نويسد از عراق به عنوان يكي از مدرن ترين كشورهاي عربي ياد ميكند و به خصوص از نقش زنان در ادارت مينويسد. مثلا تمام تاسيسات تصفيه آب كه تسط امريكا آلوده شده بود تحت نظر يك زن مهندس در يك سال بازسازي ميشود.در حالي كه كويت كه مثلا توسط امريكا نجات پيدا كرده بود هنوز خرابي هاي جنگ را ترميم نكرده بود (اين كتاب در سال 1995 چاپ شده)
. در آخر اضافه كنم كه امريكااز عراق به عنوان تهديدي براي جهان ياد ميكند اما تظاهرات اخيردر سراسر جهان نشان داد كه مردم دنيا بيشتر از آنكه نگران خطر صدام باشند نگران خطر توسعه طلبي و قلدري هاي امريكا هستند.
اگر مسئله از بين بردن سلاح هاي كشتار جمعي است بايد گذاشت كه بازرسان سازمان ملل به كارشان ادامه بدهند. امريكا از سازمان ملل بالاتر نيست. به علاوه اينكه بايد در درجه اول تمام كارخانه هايي كه سلاح هاي كشتارجمعي توليد ميكنند در تمام جهان بسته شوند. تمام اين تكنولوژي توسط امريكا و آلمان و فرانسه به عراق فروخته شده بود..
اين سوالي است كه افشين عزيز در نظرخواهي مطلب پايين از من پرسيده.
قبل از جواب دادن به اين سوال اول اين را روشن كنيم كه قصد امريكا از حمله به عراق نجات مردم عراق از دست صدام نيست. امريكا به دنبال منافع سياسي و اقتصادي است.. رامسفلد در يكي از آحرين مصاجبه هاي مطبوعاتي خود گفت كه امكان استفاده از تجهيزات اتمي (بمب اتمي!) منتفي نيست.! نظر امريكا اشغال بلند مدت عراق براي حداقل دو سال است . امريكا اگر دلش به حال مردم عراق سوخته بود براي 12 سال آنها را از ابتدايي ترين امكانات محروم نميكرد و خانم آلبرايت در جواب اينكه 500 هزار كودك تا سال 1996 جان حود رادر اثر تحريم ها از دست داده اند نمي گفت ؛ارزشش را داشت؛...
در باره عراق بايد بگويم كه مسائل داخلي هر كشوري به عهده مردم خود آن كشور است. اگر كشورهاي اروپايي و امريكا خودشان را كنار بكشند و به ديكتاتوري ها كمك نكنند مردم هر كشوري بلد هستند براي خودشان تصميم بگيرند. همانطور كه ما نميخواهيم كشور ديگري براي ما تصميم بگيرد احتمالا مردم عراق هم نميخواهند سرنوشتشان توسط قدرت هاي خارجي تعيين شود.براي اينكه ميدانند قدرت هاي خارجي دلشان به حال مردم نسوخته...
اين فرق ميكند كه مردم كشوري به خيابان ها بريزند و حق خودشان را بخواهند و مردم يا دولت هاي ديگر از آنها پشتيباني كنند تا اينكه كشوري مثل امريكا با اينهمه سوابق در خشان در حقوق بشر بخواهد تصميم بگيرد كه كي برود و كي جايش بيايد..
تجربه افعانستان را در نظر بگيريد. طالبان رفت اما دولتي كه سركار آمده با طالبان فرق چنداني ندارد. زن ها كماكان نميتوانند در ادارات كار كنند و تاسيس حزب كمونيست ممنوع است.امريكا براي بازسازي افعانستان هنوز هيچ كاري نكرده. اين سياست امريكاست كه براي مدتي ديكتاتوري را در جايي حاكم ميكند و بعد از مدتي به طريقي دست به رفرم ميزند. در واقع چيزي عوض نميشود . حكومت ها همانطور وابسته و مردم همانطور بدبخت ميمانند. به سرنوشت تركيه و شيلي نگاه كنيد.
در همين كتابي كه اشاره كردم در قسمت عراق اين خانم خبرنگار كه خودش هم امريكايي است در عين حال كه ازنفوذ و قدرت صدام و روشهاي ديكتاتورمابانه او مي نويسد از عراق به عنوان يكي از مدرن ترين كشورهاي عربي ياد ميكند و به خصوص از نقش زنان در ادارت مينويسد. مثلا تمام تاسيسات تصفيه آب كه تسط امريكا آلوده شده بود تحت نظر يك زن مهندس در يك سال بازسازي ميشود.در حالي كه كويت كه مثلا توسط امريكا نجات پيدا كرده بود هنوز خرابي هاي جنگ را ترميم نكرده بود (اين كتاب در سال 1995 چاپ شده)
. در آخر اضافه كنم كه امريكااز عراق به عنوان تهديدي براي جهان ياد ميكند اما تظاهرات اخيردر سراسر جهان نشان داد كه مردم دنيا بيشتر از آنكه نگران خطر صدام باشند نگران خطر توسعه طلبي و قلدري هاي امريكا هستند.
اگر مسئله از بين بردن سلاح هاي كشتار جمعي است بايد گذاشت كه بازرسان سازمان ملل به كارشان ادامه بدهند. امريكا از سازمان ملل بالاتر نيست. به علاوه اينكه بايد در درجه اول تمام كارخانه هايي كه سلاح هاي كشتارجمعي توليد ميكنند در تمام جهان بسته شوند. تمام اين تكنولوژي توسط امريكا و آلمان و فرانسه به عراق فروخته شده بود..
Sunday, February 16, 2003
تظاهرات ميليونها نفر در سراسر دنيا بر عليه جنگ
............
عكس هاي تظاهرات را در اينجا ميتوانيد ببينيد.
اخبار تظاهرات را در سايتهاي اتحاد براي صلح و ياهو ميتوانيد ببينيد.
امروز ميليونها نفر در سراسر جهان به خيابان ها ريختند تا اعتراض خود رانسبت به سياست هاي جنگ طلبانه امريكا و انگليس اعلام كنند. در بسياري از شهرها تعداد تظاهر كنندگان بيشتر از آني بوده كه انتظار ميرفته. مردم در حدود 600 شهر دنيا گفتند كه ؛ اين جنگ جنگ ما نيست؛ ..؛ و مخالفت حود را با حمله احتمالي و قريب الوقوع امريكا به عراق نشان دادند.
جرج بوش و توني بلر در حالي كه ادعا ميكنند نماينده دمكراسي در دنيا هستند به اعتراضات مردم خود و مردم دنيا وقعي نميگذارند. سازمان ملل و شواي امنيت را ناديده ميگيرند و يك تنه به فتح چاه هاي نفت عراق ميروند.
بودن سيستم هاي ارتباطي مثل اينترنت و ماهواره باعث شده است كه اطلاعات خيلي سريع تر رد و بدل شوند. مردم دنيا نشان دادند كه گول تبليغات امريكا و انگليس را نميخورند. . موقعيت امريكا و انگليس اين بار در مقايسه با سال 1991 حيلي ضعيف تر است . . در سال 1991 حمله عراق به كويت بهانه خوبي براي حمله به عراق بود و به تظاهرات مردم بهاي زيادي داده نشد.در آن هنگام امريكا و اروپا متفق بودند. اين بار اما پس از بلاهايي كه خود امريكا سر مردم بيگناه عراق آورده از جمله بمباران تاسيسات زير بنايي مثل سدها ..سيستم هاي تصفيه آب..نيروگاه هاي برق...پس از بكار بردن اورانيم غني شده كه به ناقص الخلقه زاده شدن هزاران كودك عراقي انجاميد..پس از دوازده سال تحريم كه باعث از بين رقتن لااقل 500 هزار كودك عراقي (رقم تا سال 1996)شده...ديگر اشك تمساح ريختن امريكا فايده اي ندارد و كسي را قانع نميكند.
كسي باور نميكند كه دولتي سه تريليون! دلار زير قرض برود كه بخواهد برود ومردم كشور ديگري را آزاد كند!. تازه آنهم امريكا و آنهم جرج بوش!!!.. حتي اگر خود عيسي مسيح هم رييس جمهور بود باز باوركردنش سخت بود!
اقتصاد امريكا از سال 1954 به اين بدي نبوده است.. افتضاح هاي مالي كساني مثل ديك چيني هنوز رو نشده. امريكا براي بيرون رفتن از اين بحران ها ايجاد بحران در كشورهاي ديگر را لازم ميبيند. . از سويي ديگر ذخائر نفت امريكا به كمترين ميزان خود رسيده است جرج بوش پدر در زمان جنگ سال 1991 با عراق گفت كه اگر ما بخواهيم به همين روش زندگي (امريكايي)ادامه بدهيم بايد بتوانيم كنترل نفت خاورميانه را به دست بگيريم. (نقل از كتاب بهاي آبرو-نوشته جن گودوين)
پس از واقعه يازده سپتامبر بوش بلافاصله جنگ با ترور را علم كرد و گفت هر كه با ما نيست بر عليه ماست. اول بن لادني را كه سال ها بود از سيا پول ميگرفت مقصر اعلام كرد. بعد طالبان افغانستان را كه سال ها مورد تاييد و حمايت امريكا بود مقصر دانست و به افعانستان حمله كرد. بعد از آن ديگر بن لادن و يازده سپتامبر به تاريخ پيوستند و دشمن اصلي شد صدام و خاور ميانه. (آنهم صدامي كه سالها متحد امريكا بود)
از شانس خوب بوش و شانس بد مردم دنيا هر وقت بهانه اي براي سركوب بيشتر مردم لازم بود بمبي در جايي منفجر ميشد و مردم بيگناه را به خاك و خون ميكشيد. صد البته همه اينها زير سر ؛بن لادن ؛ بود و هست و خواهد بود.
حالا هم بوش مردم را هر روز به طريقي ميترساند. آماده باش نارنجي ميدهد و ميگويد مردم بايد براي مقابله با ترور آماده باشند!!. اين معماي عجيبي است كه امريكايي كه به قول خودشان ميتواند پلاك ماشين ها را با ماهواره ببيند و وجب و به وجب خاك عراق را زير نظر دارد كساني را كه دوازده سال است يك وعده غذاي سير نخورده اند براي مردم خود تهديد ميداند. هنوز امريكا نتوانسته رابطه اي بين عراق و القاعده پيدا كند. در حالي كه اكثر كساني كه به ادعاي امريكا جزو تروريست هاي يازده سپتامبر بودند از عربستان سعودي آمده بودند و حتي رابطه يك پرنيسس سعودي هم با آنها مشخص شده.
ارتباط پاكستان با طالبان و القاعده هم بر كسي پنهان نيست.
بهانه ديگر امريكا اين است كه عراق قطعنامه هاي شوراي امنيت را اجرا نكرده است. نوام چامسكي در مصاحبه اي گفت اگر عراق هم مثل امريكا قدرت وتو داشت قطعنامه هايي را كه دوست نداشت وتو ميكرد و ديگر به نقض قطعنامه متهم نميشد. در اين سوي جهان اسراييل هر روز فلسطيني ها را قتل عام ميكند و از خانه هايشان بيرون ميريزد و به هيچ مرجعي هم جوابگو نيست و هيچ قطعنامه اي را هم قبول ندارد . اما متحد سرسخت امريكا ست. اين سياست هاي دوگانه ديگر از چشم مردم دنيا دور نمي ماند.
موضع دولت هاي اروپايي مثل آلمان و فرانسه هم جالب توجه است. مسلم است كه اين دولت ها دلشان براي كسي نسوخته. اما اگر امريكا به اين راحتي بخواهد به هر جا كه خواست لشگر كشي كند و بخصوص اگر نفت خاورميانه را به دست بگيرد به عنوان ابر قدرت جهان خواهد توانست پول خود را با ثبات تر كند و قدرت دلار در برابر يورو خيلي بيشتر خواهد شد. اين به معناي ورشكستگي دولت هايي مثل فرانسه و آلمان است كه اقتصادشان به يورو وابسته است. به علاوه اگر امريكا بتواند خاورميانه را به دست بگيرد اروپا يا بايددر برابر امريكا بايستد كه از نظر نظامي جنين قدرتي ندارد يا بايد تبديل شود به عروسك خيمه شب بازي امريكا...
............
عكس هاي تظاهرات را در اينجا ميتوانيد ببينيد.
اخبار تظاهرات را در سايتهاي اتحاد براي صلح و ياهو ميتوانيد ببينيد.
امروز ميليونها نفر در سراسر جهان به خيابان ها ريختند تا اعتراض خود رانسبت به سياست هاي جنگ طلبانه امريكا و انگليس اعلام كنند. در بسياري از شهرها تعداد تظاهر كنندگان بيشتر از آني بوده كه انتظار ميرفته. مردم در حدود 600 شهر دنيا گفتند كه ؛ اين جنگ جنگ ما نيست؛ ..؛ و مخالفت حود را با حمله احتمالي و قريب الوقوع امريكا به عراق نشان دادند.
جرج بوش و توني بلر در حالي كه ادعا ميكنند نماينده دمكراسي در دنيا هستند به اعتراضات مردم خود و مردم دنيا وقعي نميگذارند. سازمان ملل و شواي امنيت را ناديده ميگيرند و يك تنه به فتح چاه هاي نفت عراق ميروند.
بودن سيستم هاي ارتباطي مثل اينترنت و ماهواره باعث شده است كه اطلاعات خيلي سريع تر رد و بدل شوند. مردم دنيا نشان دادند كه گول تبليغات امريكا و انگليس را نميخورند. . موقعيت امريكا و انگليس اين بار در مقايسه با سال 1991 حيلي ضعيف تر است . . در سال 1991 حمله عراق به كويت بهانه خوبي براي حمله به عراق بود و به تظاهرات مردم بهاي زيادي داده نشد.در آن هنگام امريكا و اروپا متفق بودند. اين بار اما پس از بلاهايي كه خود امريكا سر مردم بيگناه عراق آورده از جمله بمباران تاسيسات زير بنايي مثل سدها ..سيستم هاي تصفيه آب..نيروگاه هاي برق...پس از بكار بردن اورانيم غني شده كه به ناقص الخلقه زاده شدن هزاران كودك عراقي انجاميد..پس از دوازده سال تحريم كه باعث از بين رقتن لااقل 500 هزار كودك عراقي (رقم تا سال 1996)شده...ديگر اشك تمساح ريختن امريكا فايده اي ندارد و كسي را قانع نميكند.
كسي باور نميكند كه دولتي سه تريليون! دلار زير قرض برود كه بخواهد برود ومردم كشور ديگري را آزاد كند!. تازه آنهم امريكا و آنهم جرج بوش!!!.. حتي اگر خود عيسي مسيح هم رييس جمهور بود باز باوركردنش سخت بود!
اقتصاد امريكا از سال 1954 به اين بدي نبوده است.. افتضاح هاي مالي كساني مثل ديك چيني هنوز رو نشده. امريكا براي بيرون رفتن از اين بحران ها ايجاد بحران در كشورهاي ديگر را لازم ميبيند. . از سويي ديگر ذخائر نفت امريكا به كمترين ميزان خود رسيده است جرج بوش پدر در زمان جنگ سال 1991 با عراق گفت كه اگر ما بخواهيم به همين روش زندگي (امريكايي)ادامه بدهيم بايد بتوانيم كنترل نفت خاورميانه را به دست بگيريم. (نقل از كتاب بهاي آبرو-نوشته جن گودوين)
پس از واقعه يازده سپتامبر بوش بلافاصله جنگ با ترور را علم كرد و گفت هر كه با ما نيست بر عليه ماست. اول بن لادني را كه سال ها بود از سيا پول ميگرفت مقصر اعلام كرد. بعد طالبان افغانستان را كه سال ها مورد تاييد و حمايت امريكا بود مقصر دانست و به افعانستان حمله كرد. بعد از آن ديگر بن لادن و يازده سپتامبر به تاريخ پيوستند و دشمن اصلي شد صدام و خاور ميانه. (آنهم صدامي كه سالها متحد امريكا بود)
از شانس خوب بوش و شانس بد مردم دنيا هر وقت بهانه اي براي سركوب بيشتر مردم لازم بود بمبي در جايي منفجر ميشد و مردم بيگناه را به خاك و خون ميكشيد. صد البته همه اينها زير سر ؛بن لادن ؛ بود و هست و خواهد بود.
حالا هم بوش مردم را هر روز به طريقي ميترساند. آماده باش نارنجي ميدهد و ميگويد مردم بايد براي مقابله با ترور آماده باشند!!. اين معماي عجيبي است كه امريكايي كه به قول خودشان ميتواند پلاك ماشين ها را با ماهواره ببيند و وجب و به وجب خاك عراق را زير نظر دارد كساني را كه دوازده سال است يك وعده غذاي سير نخورده اند براي مردم خود تهديد ميداند. هنوز امريكا نتوانسته رابطه اي بين عراق و القاعده پيدا كند. در حالي كه اكثر كساني كه به ادعاي امريكا جزو تروريست هاي يازده سپتامبر بودند از عربستان سعودي آمده بودند و حتي رابطه يك پرنيسس سعودي هم با آنها مشخص شده.
ارتباط پاكستان با طالبان و القاعده هم بر كسي پنهان نيست.
بهانه ديگر امريكا اين است كه عراق قطعنامه هاي شوراي امنيت را اجرا نكرده است. نوام چامسكي در مصاحبه اي گفت اگر عراق هم مثل امريكا قدرت وتو داشت قطعنامه هايي را كه دوست نداشت وتو ميكرد و ديگر به نقض قطعنامه متهم نميشد. در اين سوي جهان اسراييل هر روز فلسطيني ها را قتل عام ميكند و از خانه هايشان بيرون ميريزد و به هيچ مرجعي هم جوابگو نيست و هيچ قطعنامه اي را هم قبول ندارد . اما متحد سرسخت امريكا ست. اين سياست هاي دوگانه ديگر از چشم مردم دنيا دور نمي ماند.
موضع دولت هاي اروپايي مثل آلمان و فرانسه هم جالب توجه است. مسلم است كه اين دولت ها دلشان براي كسي نسوخته. اما اگر امريكا به اين راحتي بخواهد به هر جا كه خواست لشگر كشي كند و بخصوص اگر نفت خاورميانه را به دست بگيرد به عنوان ابر قدرت جهان خواهد توانست پول خود را با ثبات تر كند و قدرت دلار در برابر يورو خيلي بيشتر خواهد شد. اين به معناي ورشكستگي دولت هايي مثل فرانسه و آلمان است كه اقتصادشان به يورو وابسته است. به علاوه اگر امريكا بتواند خاورميانه را به دست بگيرد اروپا يا بايددر برابر امريكا بايستد كه از نظر نظامي جنين قدرتي ندارد يا بايد تبديل شود به عروسك خيمه شب بازي امريكا...
براي شهيدان 19بهمن 1349 و19 بهمن 1360
زآنسوي خواب مرداب
اي مرغ هاي توفان. پروازتان بلند.
آرامش گلوله سربي را در خون خويشتن
اينگونه عاشقانه پذيرفتيد
اين گونه مهربان
زانسوي خواب مرداب. آوازتان بلند.
مي خواهم از نسيم بپرسم
بي جزرو مد قلب شما
آه
دريا چگونه مي تپد امروز؟
اي مرغ هاي توفان! پروازتان بلند.
ديدارتان:ترنم بودن
بدرودتان :شكوه سرودن
تاريختان بلند و سرافراز:
آنسان كه گشت نام سردار
زان يار باستاني همرازتان بلند
از كتاب :از كوچه باغ هاي نيشابور-شفيعي كدكني
Subscribe to:
Posts (Atom)
نامه فرزاد کمانگر معلم کرد به دانش آموزانش
بابا آب داد !؟
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .
رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .
رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386
Blog Archive
-
►
2006
(43)
-
►
May
(9)
- ولی الله فیض مهدوی را آزاد کنید! امروز 26 ار...
- ****
- 8 روز به اعدام ولی الله فیض مهدوی فراخوان سایت د...
- دوازده روز به اعدام ولی الله فیض مهدوی ولی الل...
- مطالب رسیده و گزیده های اینترنتنشریه دانشجویی بذر...
- فیلم - موزیک سرزمین شمالی (North Country-2005) کا...
- معرفی کتاب - داستان های کوتاه نردبان( از مجموعه ط...
- حجت زمانی جاودانه شد (صفحه ای برای حجت زمانی) (...
- کاش این هیولا هزار سر می داشت( وبلاگی در باره ص...
-
►
March
(8)
- اعدام زندانیان سیاسی- انتقام گیری دولت جمهوری اسلا...
- ولی الله فیض مهدوی قهرمان شکنجه گاه های ایران ( من...
- گزیده های اینترنت خاطرات احمدی نژاد-( دوره دوم - ق...
- مطالب رسیده گزارشی کوتاه از برنامه چهارمین جشنوا...
- فیلم - موزیک V for Vendetta این فیلم که را...
- معرفی کتاب - داستان های کوتاه كلاس درس غلامحسين ...
- حجت زمانی جاودانه شد (صفحه ای برای حجت زمانی) دوم...
- کاش این هیولا هزار سر می داشت( وبلاگی در باره ص...
-
►
February
(9)
- شب ندارد سر خواب من ندارم سر یاس ****************...
- گزارش از نحوه اعدام حجت زماني گزارش از نحوه اعدام...
- صبحت از سوزاندن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان میک...
- حجت زمانی جاودانه شد... در میان توفان هم پیمان ...
- زندانیان سیاسی ایران در خطر قتل عام ... تیتر خبر...
- ای آزادی..... سرود آزادی را از اینجا میتوانید دان...
-
►
May
(9)
-
▼
2003
(115)
-
▼
March
(12)
- يك توضيح و گله از سايت روشنگري: امروز در كانترم...
- جنگ راشل به ياد راشل كوري Rachel Corrie (1979-2...
- اين مقاله از ديدگاه را در صفحه داور عزيز حتما بخو...
- اخبار جنگ: امريكا دارد براي پنجمين روز بغداد رابم...
- مخالفت با جنگ به معناي موافقت با صدام نيست! آيا...
- و سالي ديگر فرا ميرسد.... استقبال كردن از سال ن...
- مادر همه بمب ها MOAB (Massive Ordenance Air Blast...
- فرهنگ عزاداري اين روزها باز مراسم عزاداري به پا...
- به بهانه روز جهاني زن: در اخبار ديروز و امروز د...
- مشكل اصلي آقاي بوش!امروز جناب جرج دبليو كنفرانس مط...
- نه! به امريكا آفرين به مجلس تركيه كه به سي ميلي...
- نه! بزرگ مردم.... اينان هراسشان ز يگانگي ماست.......
-
▼
March
(12)
