Tuesday, February 18, 2003

با صدام زورگو چه بايد كرد؟

اين سوالي است كه افشين عزيز در نظرخواهي مطلب پايين از من پرسيده.
قبل از جواب دادن به اين سوال اول اين را روشن كنيم كه قصد امريكا از حمله به عراق نجات مردم عراق از دست صدام نيست. امريكا به دنبال منافع سياسي و اقتصادي است.. رامسفلد در يكي از آحرين مصاجبه هاي مطبوعاتي خود گفت كه امكان استفاده از تجهيزات اتمي (‌بمب اتمي!) منتفي نيست.! نظر امريكا اشغال بلند مدت عراق براي حداقل دو سال است . امريكا اگر دلش به حال مردم عراق سوخته بود براي 12 سال آنها را از ابتدايي ترين امكانات محروم نميكرد و خانم آلبرايت در جواب اينكه 500 هزار كودك تا سال 1996 جان حود رادر اثر تحريم ها از دست داده اند نمي گفت ؛‌ارزشش را داشت؛...

در باره عراق بايد بگويم كه مسائل داخلي هر كشوري به عهده مردم خود آن كشور است. اگر كشورهاي اروپايي و امريكا خودشان را كنار بكشند و به ديكتاتوري ها كمك نكنند مردم هر كشوري بلد هستند براي خودشان تصميم بگيرند. همانطور كه ما نميخواهيم كشور ديگري براي ما تصميم بگيرد احتمالا مردم عراق هم نميخواهند سرنوشتشان توسط قدرت هاي خارجي تعيين شود.براي اينكه ميدانند قدرت هاي خارجي دلشان به حال مردم نسوخته...
اين فرق ميكند كه مردم كشوري به خيابان ها بريزند و حق خودشان را بخواهند و مردم يا دولت هاي ديگر از آنها پشتيباني كنند تا اينكه كشوري مثل امريكا با اينهمه سوابق در خشان در حقوق بشر بخواهد تصميم بگيرد كه كي برود و كي جايش بيايد..

تجربه افعانستان را در نظر بگيريد. طالبان رفت اما دولتي كه سركار آمده با طالبان فرق چنداني ندارد. زن ها كماكان نميتوانند در ادارات كار كنند و تاسيس حزب كمونيست ممنوع است.امريكا براي بازسازي افعانستان هنوز هيچ كاري نكرده. اين سياست امريكاست كه براي مدتي ديكتاتوري را در جايي حاكم ميكند و بعد از مدتي به طريقي دست به رفرم ميزند. در واقع چيزي عوض نميشود . حكومت ها همانطور وابسته و مردم همانطور بدبخت ميمانند. به سرنوشت تركيه و شيلي نگاه كنيد.

در همين كتابي كه اشاره كردم در قسمت عراق اين خانم خبرنگار كه خودش هم امريكايي است در عين حال كه ازنفوذ و قدرت صدام و روشهاي ديكتاتورمابانه او مي نويسد از عراق به عنوان يكي از مدرن ترين كشورهاي عربي ياد ميكند و به خصوص از نقش زنان در ادارت مينويسد. مثلا تمام تاسيسات تصفيه آب كه تسط امريكا آلوده شده بود تحت نظر يك زن مهندس در يك سال بازسازي ميشود.در حالي كه كويت كه مثلا توسط امريكا نجات پيدا كرده بود هنوز خرابي هاي جنگ را ترميم نكرده بود (‌اين كتاب در سال 1995 چاپ شده)

. در آخر اضافه كنم كه امريكااز عراق به عنوان تهديدي براي جهان ياد ميكند اما تظاهرات اخيردر سراسر جهان نشان داد كه مردم دنيا بيشتر از آنكه نگران خطر صدام باشند نگران خطر توسعه طلبي و قلدري هاي امريكا هستند.

اگر مسئله از بين بردن سلاح هاي كشتار جمعي است بايد گذاشت كه بازرسان سازمان ملل به كارشان ادامه بدهند. امريكا از سازمان ملل بالاتر نيست. به علاوه اينكه بايد در درجه اول تمام كارخانه هايي كه سلاح هاي كشتارجمعي توليد ميكنند در تمام جهان بسته شوند. تمام اين تكنولوژي توسط امريكا و آلمان و فرانسه به عراق فروخته شده بود..



Sunday, February 16, 2003

تظاهرات ميليونها نفر در سراسر دنيا بر عليه جنگ

............

عكس هاي تظاهرات را در اينجا ميتوانيد ببينيد.

اخبار تظاهرات را در سايتهاي اتحاد براي صلح و ياهو ميتوانيد ببينيد.

امروز ميليونها نفر در سراسر جهان به خيابان ها ريختند تا اعتراض خود رانسبت به سياست هاي جنگ طلبانه امريكا و انگليس اعلام كنند. در بسياري از شهرها تعداد تظاهر كنندگان بيشتر از آني بوده كه انتظار ميرفته. مردم در حدود 600 شهر دنيا گفتند كه ؛ اين جنگ جنگ ما نيست؛ ..؛ و مخالفت حود را با حمله احتمالي و قريب الوقوع امريكا به عراق نشان دادند.
جرج بوش و توني بلر در حالي كه ادعا ميكنند نماينده دمكراسي در دنيا هستند به اعتراضات مردم خود و مردم دنيا وقعي نميگذارند. سازمان ملل و شواي امنيت را ناديده ميگيرند و يك تنه به فتح چاه هاي نفت عراق ميروند.
بودن سيستم هاي ارتباطي مثل اينترنت و ماهواره باعث شده است كه اطلاعات خيلي سريع تر رد و بدل شوند. مردم دنيا نشان دادند كه گول تبليغات امريكا و انگليس را نميخورند. . موقعيت امريكا و انگليس اين بار در مقايسه با سال 1991 حيلي ضعيف تر است . . در سال 1991 حمله عراق به كويت بهانه خوبي براي حمله به عراق بود و به تظاهرات مردم بهاي زيادي داده نشد.در آن هنگام امريكا و اروپا متفق بودند. اين بار اما پس از بلاهايي كه خود امريكا سر مردم بيگناه عراق آورده از جمله بمباران تاسيسات زير بنايي مثل سدها ..سيستم هاي تصفيه آب..نيروگاه هاي برق...پس از بكار بردن اورانيم غني شده كه به ناقص الخلقه زاده شدن هزاران كودك عراقي انجاميد..پس از دوازده سال تحريم كه باعث از بين رقتن لااقل 500 هزار كودك عراقي (‌رقم تا سال 1996)شده...ديگر اشك تمساح ريختن امريكا فايده اي ندارد و كسي را قانع نميكند.
كسي باور نميكند كه دولتي سه تريليون! دلار زير قرض برود كه بخواهد برود ومردم كشور ديگري را آزاد كند!. تازه آنهم امريكا و آنهم جرج بوش!!!.. حتي اگر خود عيسي مسيح هم رييس جمهور بود باز باوركردنش سخت بود!


اقتصاد امريكا از سال 1954 به اين بدي نبوده است.. افتضاح هاي مالي كساني مثل ديك چيني هنوز رو نشده. امريكا براي بيرون رفتن از اين بحران ها ايجاد بحران در كشورهاي ديگر را لازم ميبيند. . از سويي ديگر ذخائر نفت امريكا به كمترين ميزان خود رسيده است جرج بوش پدر در زمان جنگ سال 1991 با عراق گفت كه اگر ما بخواهيم به همين روش زندگي (امريكايي)‌ادامه بدهيم بايد بتوانيم كنترل نفت خاورميانه را به دست بگيريم. (‌نقل از كتاب بهاي آبرو-نوشته جن گودوين)

پس از واقعه يازده سپتامبر بوش بلافاصله جنگ با ترور را علم كرد و گفت هر كه با ما نيست بر عليه ماست. اول بن لادني را كه سال ها بود از سيا پول ميگرفت مقصر اعلام كرد. بعد طالبان افغانستان را كه سال ها مورد تاييد و حمايت امريكا بود مقصر دانست و به افعانستان حمله كرد. بعد از آن ديگر بن لادن و يازده سپتامبر به تاريخ پيوستند و دشمن اصلي شد صدام و خاور ميانه. (‌آنهم صدامي كه سالها متحد امريكا بود)
از شانس خوب بوش و شانس بد مردم دنيا هر وقت بهانه اي براي سركوب بيشتر مردم لازم بود بمبي در جايي منفجر ميشد و مردم بيگناه را به خاك و خون ميكشيد. صد البته همه اينها زير سر ؛‌بن لادن ؛ بود و هست و خواهد بود.
حالا هم بوش مردم را هر روز به طريقي ميترساند. آماده باش نارنجي ميدهد و ميگويد مردم بايد براي مقابله با ترور آماده باشند!!. اين معماي عجيبي است كه امريكايي كه به قول خودشان ميتواند پلاك ماشين ها را با ماهواره ببيند و وجب و به وجب خاك عراق را زير نظر دارد كساني را كه دوازده سال است يك وعده غذاي سير نخورده اند براي مردم خود تهديد ميداند. هنوز امريكا نتوانسته رابطه اي بين عراق و القاعده پيدا كند. در حالي كه اكثر كساني كه به ادعاي امريكا جزو تروريست هاي يازده سپتامبر بودند از عربستان سعودي آمده بودند و حتي رابطه يك پرنيسس سعودي هم با آنها مشخص شده.
ارتباط پاكستان با طالبان و القاعده هم بر كسي پنهان نيست.

بهانه ديگر امريكا اين است كه عراق قطعنامه هاي شوراي امنيت را اجرا نكرده است. نوام چامسكي در مصاحبه اي گفت اگر عراق هم مثل امريكا قدرت وتو داشت قطعنامه هايي را كه دوست نداشت وتو ميكرد و ديگر به نقض قطعنامه متهم نميشد. در اين سوي جهان اسراييل هر روز فلسطيني ها را قتل عام ميكند و از خانه هايشان بيرون ميريزد و به هيچ مرجعي هم جوابگو نيست و هيچ قطعنامه اي را هم قبول ندارد . اما متحد سرسخت امريكا ست. اين سياست هاي دوگانه ديگر از چشم مردم دنيا دور نمي ماند.

موضع دولت هاي اروپايي مثل آلمان و فرانسه هم جالب توجه است. مسلم است كه اين دولت ها دلشان براي كسي نسوخته. اما اگر امريكا به اين راحتي بخواهد به هر جا كه خواست لشگر كشي كند و بخصوص اگر نفت خاورميانه را به دست بگيرد به عنوان ابر قدرت جهان خواهد توانست پول خود را با ثبات تر كند و قدرت دلار در برابر يورو خيلي بيشتر خواهد شد. اين به معناي ورشكستگي دولت هايي مثل فرانسه و آلمان است كه اقتصادشان به يورو وابسته است. به علاوه اگر امريكا بتواند خاورميانه را به دست بگيرد اروپا يا بايددر برابر امريكا بايستد كه از نظر نظامي جنين قدرتي ندارد يا بايد تبديل شود به عروسك خيمه شب بازي امريكا...





براي شهيدان 19بهمن 1349 و19 بهمن 1360

زآنسوي خواب مرداب


اي مرغ هاي توفان. پروازتان بلند.
آرامش گلوله سربي را در خون خويشتن
اينگونه عاشقانه پذيرفتيد
اين گونه مهربان
زانسوي خواب مرداب. آوازتان بلند.

مي خواهم از نسيم بپرسم
بي جزرو مد قلب شما
آه
دريا چگونه مي تپد امروز؟
اي مرغ هاي توفان! پروازتان بلند.

ديدارتان:‌ترنم بودن
بدرودتان :‌شكوه سرودن
تاريختان بلند و سرافراز:
آنسان كه گشت نام سردار
زان يار باستاني همرازتان بلند

از كتاب :‌از كوچه باغ هاي نيشابور-شفيعي كدكني



Saturday, February 01, 2003

گل كو به مرخصي ميرود!

دوستان عزيز تا دو هفته ديگر در اينجا مطلبي نخواهم نوشت. براي اينكه كليكتان هدر نرود برايتان گلچيني از وبلاگ هاي ديگر انتخاب كرده ام كه در پايين همين مطلب آمده است..

(جاي خالي لوگوي اعتراض به اريكسون*)

....تا دوهفته ديگر شب و روزتان خوش باد




---------
چرا لوگوي اعتراض به اريكسون را برداشتم؟
دوستان عزيز. دوهفته و اندي پيش تصميم گرفته شد كه به عمل شركت اريكسون در مورد نصب دستگاههاي اختلال بر ماهواره و اينترنت و تلفن همراه در هفت نقطه تهران در وبلاگ ها بطور همگاني اعتراض كنيم. خبري كه در صفحه اعتراض به اريكسون آمده از قول ؛ يك مقام قضايي؛‌نقل شده كه حتي نام و مقامش هم نقل نشده است. . محل هيچكدام از اين دستگاهها هم هنوز مشخص نيست. منبع اصلي خبر هم معلوم نيست و نقل قول از پيك نت است.
البته در نظر خواهي كه در صفحه اعتراض به اريكسون موجود است چند نفر بر اين حبر صحه گذاشته اند و حتي گفته اند كه در نصب اين دستگاهها دست داشته اند اما محل هيچكدام را ذكر نكرده اند.
اين ها به معني پايين آوردن ارزش كار خسن آقاي گرامي و نوجوان عزيز نيست كه در تلاش براي اتحاد وبلاگي ها و هماهنگ كردن اعتراضات هستند. اين ضعف همگي ماست . اگر سندي داريم بايد ارائه كنيم و در پيشرفت اين اعتراض بكوشيم و گر نه اين خبر هيچ استنادي ندارد.
يكي از ايراداتي كه به دولت فخيمه ميگيريم همين است كه اول سر ميبرد و بعد دنبال دليل ميگردد. ما اگر مخالف اين روش ها هستيم بايد متضاد آن راعمل كنيم و تا دليلي نداريم كسي را متهم نكنيم.
به احتمال زياد اين خبر صحت دارد. من در حسن نظر خسن آقاي عزيز شكي ندارم. از شركت هاي بزرگ هم بعيد نميدانم كه براي پول كاري نكنند. اما در اعتراضي كه مبتني بر دليل و مدرك كافي نباشد نمي توانم شركت كنم. در نظر خواهي خسن آقا در دو هفته پيش هم خواهش كردم كه اين مسائل پيگيري شوند. در دو هفته گذشته نيز به همين اميد اين لوگو رادر اين صفحه گذاشتم و به محض اينكه مدركي ارائه شود دوباره در اعتراض شركت خواهم كرد.. . .

26 بهمن 1381



از وبلاگ هاي ديگر:

بامداد عزيز متني نوشته به نام انسانيت مهم تر است. مي نويسد:
به راستي آن چه که سبب مي شودانساني براي مان گيرايي داشته باشد چيست؟!!زيبايي ؟!!هوش مندي؟!!براي من که اين گونه نيست!!. .

به گمان من آن كه باعث ميشود انساني برايمان گيرايي داشته باشد اين است كه خود را در برابر او چطور احساس كنيم. هر چه بتوانيم در حضور انساني راحت تر و شادتر باشيم و به قول معروف خودمان باشيم شخصيت او برايمان گيراتر و جذاب تر خواهدبود. مسلما قيافه و هوش و چيزهاي ديگر ممكن است كه در وهله اول جذاب باشند اما مهم شخصيت انسان هاست كه مسلما هر چه ؛‌انسان؛‌تر باشند به انسان ها نزديكترند.
*****
مهشيد عزيز در نقد زيبايش براي فيلم من ترانه 15 سال دارم مينويسد:
بازی فوق العاده ترانه عليدوستی در فيلم چشمگير است اما فيلم بسيار غير واقعی است. در تمام مدت فيلم به خود می گفتم آخر چگونه ؟ اين دختر از کدام منبع احساسی تغذيه می شود دختر بچه 15 ساله ای که هيچ کسی را در دنيا ندارد بجز پدری که همه چيزش را با او در ميان می گذاشته اما در مورد بچه سکوت می کند و اين ارتباط را هم از دست می دهد. در جامعه ای پهناور و بی در و پيکر و بدون امنيت ، بدون همدم و همراهی. بدون دوست و رفيق همزبانی ، چگونه می تواند نشکند. چگونه می تواند دوام بياورد. عزيزی که با من به تماشای فيلم نشسته بود ، شايد غم را در چهره ام ديد و شايد نگرانی که گفت: مهشيد..فيلمه بابا...
*******
خاوران مثل يك سايت خبري است. اكثر اخبار را ميشود در آنجا پيدا كرد. . عنوان آخرين نوشته اش اين است:
آقاي خاتمي! دانشجويان در حوادث خرم آباد زنداني شدند اما چماق به دستان آزادند

پرويز مرادي در نامه خود نوشته است: به‌وجود آورندگان حادثه خرم‌آباد، كساني كه فرودگاه خرم‌آباد را بهم ريخته و دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار دادند باوجود آنكه همگي از طرف ضابطين دادگاه دستگير شده بودند، آزاد شدند.
**********
ناصرالدين شاه آسوده بخواب . خاتمي بيدار است.

خسن آقاي عزيز مطلب جالبي در باره فروش آب كرخه به كويت نوشته كه خواندني است. مردم خودمان دارند از بي آبي مي ميرند. آقايان آب را براي سي سال آينده فروخته اند.. خسن آقا مي نويسد:

همين چند ماه پيش بود كه به نحوه دريافت سهميه آب استحقاقي ايران از افغانستان اعتراض كرديم و در مورد فروش آب كرخه به كويت تذكر داديم كه امروز ميشنويم كه آب كرخه بمدت سي سال با مبلغ نامعلوم از طرف ايران به كشور كويت فروخته شده است .
***********
پروين عزيز مي نويسد:

ما جنگ نميخواهيم . برای هيچ انسان بيگناهی بمب و راکت و موشک نميخواهيم. انديشيدن به اينکه يک ماه بعد چه ميزان جسد اززير آوارها بيرون بايد کشيد. چه ميزان مردم گرسنه تر و آواره تر خواهند شد قلب هر آدمی را به درد ميآورد. نفرين به جنگ و آنکه برآورد نای جنگ


ودر تازه ترين مطلبش سرقت اميد و اعتماد مردم را با زيبايي تمام توصيف ميكند::

ما ايستاده بوديم دم در و منتظر به آسمان خيره مينگريستيم و همه ميدانستيم که ديگر گرسنگی نخواهد بود و فقر و بيماری و سرما و زندان نخواهد بود . و ناگاه ابری بزرگ و سياه ...همه آسمان را پوشاند طوفان شد و رعد و برق و ديوی سياه با عمامه ای سياه از آسمان آمد همه مارها و مارمولک ها و گرگ ها و کفتار ها از سوراخ هايشان بيرون خزيدند ما بچه ها در آغوش مادران ميگريستيم و پدران بر جنازه های جوانان .غول سياه تمام شهر را تاريک کرد و سرد .و شاديها را کشت و جوان ها را به سلول های زندان و جوخه های اعدام فرستاد. برادرم اولين اعدامی بود .ديگر مادرم خواب امام زمان نمی بيند او حتی يکبار هم ديگر لبخند نزد و خواهرم هنوز طعم پپسی را نمی شناسد. پدرم هنوز غصه ذغال زمستان را ميخورد.
***********
آرش عزيز نقد جالبي نوشته بر فيلم ؛‌عصر جديد؛ ‌از چارلي چاپلين.
اولين بار كه صفحه تااطلاع ثانوي را ديدم براي آرش ايي ميل زدم كه من باورم نميشود تو 14 ساله باشي! ... اگر نوشته ها..نقدها وترجمه هايش رابخوانيد به من حق خواهيد داد. اين نسل جديد از ما خيلي عاقل تر و پيشرفته تر است.
***********
مگر ميشود از نسل جديد حرف زد و جاي ضمير پنجم را خالي نكرد؟‌يك روز كه خيلي بي حوصله بودم ديدم ضمير پنجم نوشته من دلم گل كو ميخواهد. همان جمله به من قدرت دوباره داد براي نوشتن.
حالا من هم دلم ضمير پنجم ميخواهد. اميدوارم اين بار در وبلاگ جديدي حلول كني و بي دردسر بتواني افكار زيبايت را با ما تقسيم كني.
*************
ميتوانيد فكر كنيد كه يك جوان 18-20 ساله بايد در اوج جواني و انرژي برود و دوسال عمر نازنينش را در سرباز خانه تلف كند؟‌در ايران چند سرباز وظيفه داريم ؟‌وظايفشان چيست؟‌دو ما ه آموزشي دارند و بعد يا راننده ميشوند يا بايد بيگاري كنند يا كشيك الكي بدهند. بايد شانس بياورند و از امراض مختلف پوستي ..يرقان..اعتياد.. و هزاران مرض ديگر قصردر بروند.
يا مثلا در تظاهرات با خواهران و برادران خودشان بجنگند به اسم انجام وظيفه. البته شايد براي پر كردن نماز ها و دعاهاي اجباري هم لازمند!
خلاصه اينكه من با سربازي اجباري مخالفم..
. اميدوارم برادر نازي عزيز و همه برادرانمان هر چه زودتر به خانه ها باز گردند.... راستي من با كنكورهم مخالفم!
يك روز در باره كنكور و سر بازي خواهم نوشت.
**********
نوشته هاي آخر داور عزيز راهم بخوانيد. اميدوارم بانوي شعرش هم توفيق خواندن پيدا كند.
*********
صحبت از شعر شد. دوست عزيزي كه صفحه داستان هاي صمد بهرنگي را درست كرده صفحه ديگري هم دارد به نام گزيده شعر پارسي. از دست ندهيد.
به عزم اين دوستمان آفرين ميگويم.
***********

به چند وبلاگ ديگر هم ميخواهم اشاره كنم اما بلاگر بازي در مي آورد. شبح عزيز به رسم هر آدينه خود وبگردي و ديگر وب گردي كرده كه حتما خواندنش را توصيه ميكنم.







Friday, January 31, 2003

سابقه بشردوستي هاي دولت امريكا

ژاپني ژاپني است. هيچ راهي وجود ندارد كه بتوان وفادار بودن آنها را تضمين كرد. اين سواحل در خطر جدي هستند. هيچ ژاپني نبايد به اين سواحل بازگردد مگر اينكه از دفتر من اجازه مخصوص داشته باشد. ژنرال دوويت-فرمانده دفاع منطقه غربي- در سخنراني در كميته اي در كنگره امريكا.13 آوريل 1943





پس از حمله ژاپن به پرل هاربر در سال 1944 دولت امريكا با اين ادعا كه ممكن است ژاپن اين بار سواحل غربي را مورد حمله قرار دهد و با اين فرض كه تمام ژاپني ها جاسوس بالقوه هستند!( چه كلمات آشنايي) در يك روز 1200 مرد ژاپني را دستگير كرد و به جاهاي نامعلوم فرستاد.
در 18 مارچ سال 1942 روزولت فرمان شماره 9102 راامضا كرد كه بر طبق آن 5.5 ميليون دلار براي ؛تغيير مكان:؛خانواده هاي ژاپني منظور شده بود. پس از اين فرمان براي ؛تغيير مكان ؛داوطلبانه 45 خانواده درشهر سياتل مهلتي در حدود يك هفته تعيين شد. در 27 مارچ ارتش حكم شماره 4 را صادر كرد . بر طبق آن ؛ تعيير مكان ؛داوطلبانه لغو شد. ژاپني ها به كمپ هاي مختلف برده شدند كه از نظر امكانات بسيار محدود بود و با تانك و سيم خاردار و برج هاي مراقبت ازشان محافظت ميشد. كمپ ها سيستم حرارتي و آب گرم نداشتند. از نظر بهداشتي امكانات كمي داشتند و بيماري هاي پوستي و شپش در آنها بسيار معمول بود.براي هر خانواده يك اتاق در نظر گرفته شده بود. رفتار با ساكنين كمپ بسيار خشن بود و اگر كسي اقدام به فرار ميكرد توسط نگهبانان به قتل ميرسيد.در جايي نوشته شده كه اين كمپ ها به منظور گروگان گرفتن ژاپني ها در برابر حملات بعدي دولت ژاپن بوده است. هايكو اسامي برخي از ا

نقشه زير(‌از اين سايت) محل اين كمپ ها را نشان ميدهد.



120هزار ژاپني كه اكثرا مقيم امريكا بودند و خودشان راامريكايي ميدانستند فقط به دليل ژاپني بودن تا سال 1946 در اين كمپ ها ماندند. در حالي كه آلمان ميلياردهادلار غرامت به يهوديان پرداخته دولت امريكا در برابر اينهمه ناراحتي..از دست دادن شغل و..خانه و زندگي...زندگي در شرايط زندان و فشارهاي روحي و جسمي تا سال 1990 از پرداحت غرامت خودداري كرد. در سال 1990 قرار شد كه به هر فرد باقيمانده ! ( نه خانواده هايشان) 20000 دلار غرامت داده شود. اين غرامت در آن سال طي مراسمي به 9 نفر پرداخت شد. از جمله يك مرد107 ساله از ايالت كاليفرنيا.
عكس ها و مقالات مربوط به اين كمپ ها را ميتواند در سايتهاي مختلف پيداكنيد از جمله: 1, 2, 3, 4و5 .

يك نگاه كوتاه به گذشته كافي است كه بدانيم امريكا هيچوقت به فكر ؛حقوق بشر؛ نبوده است. ...



Friday, January 24, 2003

چند كلمه:
(مقدمه داستان كچل كفتر باز- صمد بهرنگي)

بچه ها بي شك آينده در دست شماست و خوب و بدش هم مال شماست. شما خواه ناخواه بزرگ ميشويد و همپاي زمان پيش مي رويد. پشت سر پدران و بزرگهايتان مي آييد و جاي آنها را مي گيريد و همه چيز را به دست مي آوريد. زندگي اجتماعي را با همه ي خوب و بدش صاحب مي شويد. فقر..ظلم..زور..عدالت..شادي و اندوه ..بيكسي...كتك ..كار و بيكاري..زندان و آزادي..مرض و بي دوايي.گرسنگي و پا برهنگي و صدها خوشي و ناخوشي اجتماعي ديگر مال شما مي شود
مي دانيم كه براي درمان ناخوشيها اول بايد علت آن را پيدا كرد. مثلا دكترها براي معالجه ي مريض هاشان اول دنبال ميكرب آن مرض مي گردند و بعد دواي ضد آن ميكرب را به مريضهاشان ميدهند . براي از بين بردن ناخوشي هاي اجتماعي هم بايد همين كار ا كرد. مي دانيم كه در بدن سالم هيچوقت مرض نيست. در اجتماع سالم هم نبايد نشاني از ناخوشي باشد . ورشكستگي ...زور گفتن...دروغ..دزدي و جنگ هم ناخوشي هايي هستند كه فقط در اجتماع ناسالم ديده مي شوند. براي درمان اين همه ناخوشي بايد علت آنها را پيدا كنيم. هميشه از خودتان بپرسيد چرا رفيق همكلاسم را به كارخانه ي قاليبافي فرستادند؟چرا بعضي ها دزدي مي كنند؟ چرا اينجا و آنجا جنگ و خونريزي و جود دارد؟بعد از مردن چه ميشوم؟پيش از زندگي چه بوده ام؟ دنيا آخرش چه ميشود؟جنگ و فقر و گرسنگي چه روزي تمام خواهد شد؟
و هزاران هزار سوال ديگر بايد بكنيد تا اجتماع و دردهايش را بشناسيد. اين راهم بدانيد كه اجتماع چهار ديواري خانه تان نيست. اجتماع هر آن نقطه اي است كه هموطنان ما زندگي ميكنند. از روستاهاي دوردست تا شهرهاي بزرگ و كوچك. با همه ي كوچه هاي پر از يهن و لجن روستا تا خيبان هاي تر و تميز شهر. با كلبه هاي تنگ و تاريك و پر از مگس روستاييان فقير تا قصرهاي شيك و درخشان شهري هاي دولتمند. بابچه هاي كشاورزو قاليباف مزدور و ژنده پوش تا بچه هايي كه كمترين غذايشان چلو مرغ و بوقلمون و موز و پرتقال است. اينها همه اجتماعي است كه شما از پدرانتان به ارث خواهيد برد. شما نبايد ميراث پدرانتان را دست نخورده به فرزندان خود برسانيد. شمابايد از بديها كم كنيد يا آنها را نابود كنيد. بر خوبيها بيفزاييد و دواي ناخوشيها را پيدا كنيد يا آنها را نابود كنيد. اجتماع امانتي نيست كه عينا حفظ مي شود.
براي شناختن اجتماع و جواب يافتن به پرسشها چند راه وجود دارد. يكي از اين راه ها اين است كه به روستاها و شهرها سفر كنيد و با مردم مختلف نشست و برخاست داشته باشيد. راه ديگرش كتاب خواندن است. البته نه هر كتابي. بعضي هامي گويند هر كتابي به يك بار خواندش مي ارزد. اين حرف چرند است . در دنيا آنقدر كتاب خوب داريم كه عمر ما براي خواندن نصف نصف آنها هم كافي نيست. از ميان كتاب ها بايد خوب ها را انتخاب كنيم. كتابهايي را انتخاب كنيم كه به پرسش هاي جوراجور ما جواب هاي درست مي دهند. ما را با اجتماع خودمان و ملت هاي ديگر آشنا مي كنند و ناخوشي هاي اجتماعي را به ما مي شناسانند. كتاب هايي كه ما را فقط سرگرم ميكنند يا فريب مي دهند به درد پاره كردن و سوختن مي خورند.
بچه ها قصه و داستان را با ميل مي خوانند. قصه هاي با ارزش مي توانند شما را با مردم و اجتماع و زندگي آشنا كنندو علت ها را شرح دهند. قصه خواندن تنها براي سرگرمي نيست. بدين جهت من هم ميل ندارم كه بچه هاي فهميده قصه هاي مرا تنها براي سرگرمي بخوانند.
بهرنگ

جالب است كه سال ها ميگذرند و درهاي مشترك ما هيچ عوض نميشوند. آنان كه به دنبال درمان هستند يا خودكشي ميشوند! يا بر سر دار ميروند يا در سياه چال ها عمرشان را سپري ميكنند. انگار صمدبهرنگي اينها را براي همين روزگار ما نوشته. به اميد روزي كه اين دردها به تاريخ بپيوندند..




اين هم از يك دوست:
عنوان كاريكاتور زير اين است:

براي اينكه ممكن است روزي ماه توي سرمان بخورد بهتر است از حالا نابودش كنيم!



من كه خيلي خوشم آمد. صفحه اصلي اش هم اينحاست:
.
ترجمه از بالا دست چپ:
1-بوش: براي اينكه ممكن است روزي ماه از مدارش خارج شود و به زمين برخورد كند تصميم گرفته ام كه با تسليحات اتمي مان همين حالا نابودش كنم!
2-مرد لباس آبي به رامسفلد:جناب.شماچه دليلي داريدكه ممكن است ماه زمين رانابود كند؟
رامسفلد: ميتونم بهت بگم امابعدش بايدترا بكشم! ها ها
مرد لباس آبي :‌هاها ها!!
3-شهروندان امريكايي به شدت هراسان شده اند:
مردلباس آبي: ماه اصلا جاي زندگي نيست. اگر ماآنجا زندگي ميكرديم حتما مرده بوديم!
مرد لباس طوسي: در آسمان به يك جنايتكار رواني ميماند!
4- به زودي تخريب ماه تنها راه ممكن به نظر ميرسد:
مرد لباس طوسي:اين لعنتي هر لحظه ممكن است روي سر ماسقوط كند
زن :هر چي زدتر از شر اين تكه سنگ خلاص بشيم بهتره.
5-جند نفر ليبرال باترس ولرز مخالفت خودشان رااعلام ميكنند:
مرد ريشو:ميدونيد ..جدا نميشه گفت كه تخريب ماه چه اثر بدي بر روي اقيانوس ها ميتونه بذاره!
مرد موسفيد: ..آره. هر چي شما بگين...جناب ناجي نهنگ ها...
6-البته براي كسي مهم نيست كه آنها چي فكر ميكنند.
مرد لباس آبي: همه اش در باره تخريب ماه غر ميزنند وشكايت ميكنند. اگه مردن بيان راه حل نشون بدن!
مرد لباس سياه: ميخوان همه منتظر بشينن تا يه روزي ماه بياد و بخوره تو سرمون
مرد لباس آبي: آدم هاي ديوانه عاشق ماه!!!







Wednesday, January 22, 2003

پاييز زودرس در افغانستان:

ممنوعيت فعاليت كمونيستها..ممنوع شدن تلويزيون هاي كابلي(‌ماهواره اي) ....اخراج كارمندان زن در افغانستان
ببينيد آش چقدر شور است كه حتي بي بي سي هم اين اخبار را مينويسد!

اين هم يك يادآوري براي آنان كه فكر ميكنند امريكا به فكر نجات عراق ياافغانستان و يا ايران است. آنها هر كاري ميكنند براي منافع خودشان است. . يك نگاه به عكسهاي كودكان عراقي حساب را به دست آدم ميدهد.






ديوار انساني براي دفاع از مردم عراق

. كن نيكولز اوكيف Ken Nichols O'keefe يك سرباز سابق امريكايي است كه در جنگ سال 1991 هم شركت داشته است. به نظر او امريكا منبع تروريسم در جهان است و به همين دليل نيز تابعيت امريكا يي اش را ترك كرده و اكنون به عنوان شهروند جهاني زندگي ميكند. او در سايتش دلايل رد تابعيت امريكايي اش را نوشته و عكس هاي فجيعي از كودكان عراقي كه به دليل استفاده امريكا از اورانيوم در جنگ خليج به شكل هاي عجيب و ناقص متولد شده اند گذاشته است. (هشدار:‌اين عكس ها بسيار دردناك و فجيع هستند )
كن نيكولز اكنون گروهي به نام ؛‌ما مردم؛ درست كرده و از داوطلبان رفتن به عراق ثبت نام ميكند. اولين گروه 50 نفره در همين ماه وارد عراق خواهند شد و در مواضعي كه ممكن است موردحمله امريكا قرار بگيرد استقرار پيدا خواهند كرد.
در خبر رويتر آمده كه حدود صد نفر از روماني و تعداد ديگري از كشورهاي امريكا..انگليس..دانمارك..نيوزيلند..هلند ..ايرلند ..سويس..اسپانيا وتركيه در اين ديوار انساني خواهندبود.
رويتر همچنين مينويسد حدود صدهزار نفر از اردن نيز اعلام آمادگي كرده اند.
نوام چامسكي زبان شناس امريكايي در مصاحبه با بي بي سي ميگويد:‌هرگز مخالفت با جنگ در دنيا به اين شدت نبوده است. اوهمجنين در پيامي براي كن نيكولز مينويسد:
.
اين اقدام مرا به شدت تحت تاثير قرار داد. عميقا از اين اقدام شجاعانه و انساني تو پشتيباني ميكنم.

كن نيكولز در مصاجبه با رويتر ميگويد:

امكان اينكه قطعات بدن انسان هاي سفيد همراه با بدن عراقي ها به هوا پرت شود شايد باعث شود كه امريكايي ها در اين جنگ امپرياليستي كه فقط به خاطر نفت انجام ميشود تجديد نظر كنند. .
او در مصاحبه با اوبزرور ميگويد:‌ممكن است كه ما در اين راه بميريم يا زخمي بشويم اما ما همان ريسكي را قبول ميكنيم كه مردم بيگناه عراق با آن روبرو هستند. من ترجيح ميدهم در راه برقراري صلح بميرم تااينكه در نتيجه كشتار و جنگ زندگي لوكس و فاخري داشته باشم. اين به معناي حمايت از صدام حسين نيست. (كاري كه كه دولت هاي ما قبلا انجام دادند)اين اقدامي است براي نجات جان مردم بيگناه عراق. ماميخواهيم به آنها بگوييم كه بر خلاف آنچه دولت هاي ما ميخواهند وانمود كنند بيشتر مردم دنيا بااين جنگ و كشتار مخالفند.
.
او مي افزايد:
براي من اين اقدام به معناي يك نوع عذرخواهي از مردم عراق و تبرئه از گذشته است. من در سال 1991 در سن 19 سالگي به عنوان سرباز در جنگ خليج عليه مردم بيگناه عراق شركت كردم. جنگي كه در آن از اورانيوم غني شده استفاده شد. در مقابل اين ؛قهرماني؛ ها ؛‌بوش پدر از مابه عنوان موش آزمايشگاهي استفاده كرد

. ما هنوز كاملا نميدانيم در جنگ خليج چه شد و چند نفر از سربازان امريكايي به دليل استفاده از اورانيوم جان خود را از دست دادند . وقتي سران دولت با ؛‌پسران و دختران ؛‌خود چنين ميكنند مطمئنا به فكر ؛‌دشمن؛‌خود نخواهند بود


صفحه كن نيكولز را در اينجا مي توانيد ببينيد.



Monday, January 20, 2003

آمارهاي وحشتناك در باره اعتياد

اين عنوان مقاله اي است به قلم محمد حسين رحماني كه در ديدگاه آورده شده است. نويسنده با آوردن ارقام از زبان مسئولان مملكتي به ابعاد وحشتناك اعتياد در ايران اشاره ميكند. از جمله
دكتر آفرين‌ رحيمي‌ موقر، در همايش‌ علمي‌ اعتياد كه‌ اخيرا برگزار شد، اظهار مي‌دارد: «ايران‌ نخستين‌ كشور از نظر مواد مخدر در جهان‌ است‌.»:
....
احمدي‌، عضو جمعيت‌ مبارزه‌ با اعتياد ايران‌ نيز با اعلام‌ آماري‌ تقريبا همسان‌ با آمار رييس‌ سازمان‌ بهزيستي‌، چنين‌ مي‌گويد: «2 ميليون‌ معتاد در ايران‌ ركورد جهاني‌ است‌. حدود 220 ميليون‌ نفر در جهان‌ درگير سوء مصرف‌ انواع‌ مواد مخدر، محرك‌ و توهم‌زا هستند و كارايي‌ سامانه‌ مبارزه‌ با اعتياد نزديك‌ به‌ صفر است‌. بنابراين‌، وجود 2 ميليون‌ معتاد براي‌ جمعيت‌ 60 ميليوني‌ ايران‌، رقمي‌ بسيار بالاست‌.»
...
متوسط‌ سن‌ اعتياد در سرزمين‌مان‌، از 40 سال‌ به‌ 15 سال‌ كاهش‌ يافته‌ است‌

خيابان خوابي 20 هزار نفر درتهران از بركت «دولت كريمه
عنوان مقاله اي است از زينت ميرهاشمي كه باز در ديدگاه آمده. در باره كودكان خياباني و برخورد مسئولين. مينويسد:
بنا به اظهارات سرپرست دفتر آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي، در روزنامه اعتماد، شماره 28 دي، «‌تنها 100 هزار نفر از ميان بيش از يك ميليون و 100 هزار زن سرپرست خانوار جامعه را تحت پوشش قرار داده و اكثر اين افراد از خدمات و حمايتهاي اجتماعي محروم هستند.»

علاوه بر كودكان خياباني، يك ميليون و 800 هزار كودك در ايران به کار اشتغال دارند. آنها با كار در خيابانها، بار زندگي خانواده و پدر و مادر بيكار خود را بر دوش مي‌كشند. خرابتر شدن وضعيت اقتصادي،‌وجود 17 در صد بيكار ازبين جمعيت فعال و وجود 3 ميليون نفر زير خط فقر، ورود كودكان به بازارهاي كار را بدون هيچگونه تامين قانوني، هر چه بيشتر گسترش مي دهد.

محمد رضا راه چمني از بركت همين «دولت كريمه» و رايگان بودن خيابانها براي خواب و كار در مورد كودكان كارورز مي گويد: «هيچ مرجعي به ما حكم نكرده است كه اينها نبايد در خيابانها باشند


همين جمله آخر را بايد قاب كرد و به عنوان سند خيانت و بي شرمي ثبت كرد. مسئولاني كه جيبشان تا خرخره پر است معلوم است كه به خوابيدن يا مردن بچه ها در خيابان ..به تن فروشي دختر يازده ساله..به اعتياد فراگير در ميان كودكان اهميت نميدهند. تازه با از بين رفتن اين كودكان با ؛بلاياي طبيعي ؛‌آقايان پول طناب دار و گلوله هايي كه مي خواهند چند سال ديگر براي اينها خرج كنند راهم در جيبشان ميگذارند. مگر نه اينكه هر ايراني يك مجرم و مخالف بالقوه است؟
.
اين مطلب را در كنار نوشته شبح در باره بي لياقتي و بي توجهي دولت در برابر سوانح رانندگي و نوشته پروين در باره ابعاد فحشا در ميان نوجوانان بخوانيد. تا ابعاد فاجعه اي را كه اينها بر ايران تحميل كرده اند درك كنيد.




خوش آمدي جواد عزيز

ازاينكه جواد طواف آزاد شد خيلي خوشحالم.البته نوشته كه به قيد 2 ميليون تومان وثيقه آزاد شده. به اميد آزادي تمام كساني كه به خاطر انديشه شان در بند هستند. جواد قضيه دستگيري اش را در وبلاگش نوشته و تا حالا كه من ديدم
123 تا خوش آمد برايش نوشته اند.

من آمار دقيق كساني را كه هر روز به جرايم واهي دستگير ميشوند نميدانم. اما از هر خانواده اي كه ميشناسم لااقل يك نفر حداقل يكبار با دولت در گيري پيدا كرده. اين نشان ميدهد كه حكومت چقدر ؛مردمي ؛ است.
دولت ميخواهد تمام جوانب زندگي انسان ها منجمله طرز فكرشان راكنترل كند. هر كس از اين ؛كد؛ ها سرپيچي كند مجرم است. بقيه هم اگر با دولت همكاري نكنند مجرم بالقوه هستند.اين را ميشود از تعداد نيروهايي كه به منظور كنترل مردم در خدمت دولت هستند تخمين زد.از پولي كه براي خريد پاترول ها..درست كردن زندان ها ..ترتيب دادن گشت ها و بازرسي هاي مختلف...گرداندن هليكوپتر بالاي خانه هاي مردم و...خرج ميكنند.
شبح عزيز مطلب جالبي در باره آمار تلفات در تصادفات رانندگي در ايران نوشته. سالي 20 هزار نفر!!در جاده ها مي ميرند...اما پولي كه بايد براي سازندگي خرج شود خرج سركوب مردم ميشود
دولتي كه در عمل خودش خودش را نقض ميكند و با اعمال سركوبگرانه اش به شكست سياست هايش اعتراف ميكند...


(زندگی( اثر بیژن جزنی

نامه فرزاد کمانگر معلم کرد به دانش آموزانش

بابا آب داد !؟
بچه ها سلام، دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد . کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم
چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم . کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد
. دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد . پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .


رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان فرزاد کمانگر
- زندان رجايى شهر کرج 9/12/1386

اعضای پن لاگ

Blog Archive