Saturday, September 29, 2012
در یادبود راشل کوری- دختری که توسط بولدوزرهای اسراییلی کشته شد.
Friday, September 28, 2012
حسنی هایی که روز جمعه به مکتب میروند!
Sunday, September 23, 2012
رفسنجانی ها ...سوپاپ اطمینان جدید برای رژیم رو به زوال؟
Monday, September 05, 2011
Thursday, February 04, 2010
.نیست تردید زمستان گذرد....
- اگر سر به سر تن به کشتن دهیم........ از آن به که کشور به دشمن دهیم..
از آخرین نامه آرش رحمانی پور جوان 20 ساله به پدرش
آرش رحمانی پور و محمدرضا علی زمانی اعدام شدند... به همین سادگی....
من کلمات را گم کرده ام. دیگر نمی دانم چه باید گفت. دیگر نمیدانم بگریم یا بخندم یا از اینهمه سبعیت وحشت کنم ...همه این احساس ها با هم در وجودم...نه در اعماق وجودم...در تک تک سلول های بدنم...غلیان میکند. میخواهم داد بزنم. میخواهم گریه کنم...میخواهم فراموش کنم. میخواهم بلند شوم و ببینم همه زندگی من یک کابوس وحشتناک بوده. میخواهم در عالم واقعیت یک روز...فقط یک روز مثل یک انسان معمولی زندگی کنم .میخواهم نگران نباشم. میخواهم مقایسه نکنم...
رژیم کاملا به فلاکت افتاده است.. شکنجه و کشتار انسانهای دست بسته فقط عمق ترس و وحشت این دولت را از مردم نشان میدهد. . این دو جوان قبل از انتخابات دستگیر شده بودند اما برای ترساندن مردم اعدام شدند. جنتی امام جمعه تهران از قوه قضاییه تشکر کرد و گفت اگر همان اول چند نفر را دار زده بودید حالا اینطوری نمی شد امیدوارم بقیه را هم اعدام کنید. یعنی این دو جوان به جرم کرده های خود اعدام نشدند بلکه برای زهرچشم گرفتن از مردم در آستانه 22 بهمن قربانی شدند. جنایت از این بالاتر؟
اما آیا از جمهوری اسلامی انتظار دیگری هم میرفت؟ نه!
آری غمگینم. عصبانیم اما متعجب نیستم. از حکومت مرگ انتظار دیگری هم نمی رفت!
از درون شب تار
میشکوفد گل صبح
خنده برلب گل خورشید کند...جلوه بر کوه بلند
نیست تردید زمستان گذرد
وز پی اش پیک بهار...با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید
در گذرگاه شب تار به دروازه نور
گل مینای جوان....گل بیفشانده تمام
روی دیوار زمان
لاله ها نیز نهادند به دل ...همگی داغ سیاه
...
گر چه شب هست هنوز...با سیه چنگ بر این بام آونگ
آسمان غرق ستاره است ولیک...آسمان غرق ستاره است هنوز
خوشه ها بسته ستاره گل گل.....
خوشه اختر سرخ...با تپش های سترگ
عاقبت کوره خورشید گدازان گردد
عاقبت کوره خورشید گدازان گردد.....
( سرود گل مینا. از سرودهای چریک های فدایی خلق ایران)
Sunday, December 20, 2009
به بهانه فقدان آقای منتظری
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جا است
امروز خبر فوت آقای منتظری در اینترنت به سرعت منتشر شد و در کنار آن واکنش های متفاوتی از هر طرف را بر انگیخت. از خامنه ای و وزارت اطلاعات چه انتظاری به جز سرکوب هست و از مردم چه انتظاری به جز قدر دانستن از کسی که نخواست با خمینی در یک مسیر باشد؟
اما برخی واکنش ها از طرف کسانی که خود را پیشرو میدانند اما مانند خمینی انسانها را فقط با لباسشان ارزیابی میکنند ناراحت کننده است اگر چه متاسفانه تعجب آور نیست !
انسانها را باید با اعمالشان قضاوت کرد و نه با لباسشان. فراموش نکنیم که بزرگترین خیانت های تاریخ معاصر به مردم ایران را کسانی کردند که خود را کمونیست می نامیدند و در قالب حزب توده و اکثریت با رژیم ارتجاعی ایران همکاری میکردند. حتی اکنون هم کوبا و چین و روسیه از طرفداران پر و پا قرص احمدی نژاد هستند. آقای چاوز را فراموش کردم.
بنابر این قضاوت انسانها بر اساس آنچه وانمود می کنند هستند درست نیست. آیت الله منتظری جانشین خمینی بود و به دلیل مخالفت با سیاست های سرکوبگرانه او و به دلیل افشای کشتار زندانیان سیاسی و بعدها چاپ کردن فتوای او در کتابش همیشه مورد غضب بود. هرگز از خامنه ای پشتیبانی نکرد و از مردم حمایت کرد. او تز "حکومت به هر قیمت " را بارها مورد انتقاد قرار داد.
منتظری با اینکه یک روحانی مسلمان بود و دوست داشت در ایران حکومت اسلامی برقرار باشد اما نمی خواست پایه های این حکومت بر کشتار و سرکوب استوار باشند و همان جا راه خود را از مسیری که به زباله دان تاریخ منتهی میشد و اکنون خمینی و فردا خامنه ای و اعوان و انصارش را در خود جا خواهد داد ؛ جدا کرد.
مردم به رغم بسیجی ها و وزارت اطلاعاتی ها از همین حالا در خیابانها هستند و یادش را گرامی میدارند.
مطمئنم اگر خامنه ای مرده بود وضع کاملا فرق میکرد و این است که مهم است.
با احترام به منتظری و با تسلیت به خانواده و یارانش.
در یادبود راشل کوری- دختری که توسط بولدوزرهای اسراییلی کشته شد.
حسنی هایی که روز جمعه به مکتب میروند!
رفسنجانی ها ...سوپاپ اطمینان جدید برای رژیم رو به زوال؟
.نیست تردید زمستان گذرد....
- اگر سر به سر تن به کشتن دهیم........ از آن به که کشور به دشمن دهیم..
از آخرین نامه آرش رحمانی پور جوان 20 ساله به پدرش
آرش رحمانی پور و محمدرضا علی زمانی اعدام شدند... به همین سادگی....
من کلمات را گم کرده ام. دیگر نمی دانم چه باید گفت. دیگر نمیدانم بگریم یا بخندم یا از اینهمه سبعیت وحشت کنم ...همه این احساس ها با هم در وجودم...نه در اعماق وجودم...در تک تک سلول های بدنم...غلیان میکند. میخواهم داد بزنم. میخواهم گریه کنم...میخواهم فراموش کنم. میخواهم بلند شوم و ببینم همه زندگی من یک کابوس وحشتناک بوده. میخواهم در عالم واقعیت یک روز...فقط یک روز مثل یک انسان معمولی زندگی کنم .میخواهم نگران نباشم. میخواهم مقایسه نکنم...
رژیم کاملا به فلاکت افتاده است.. شکنجه و کشتار انسانهای دست بسته فقط عمق ترس و وحشت این دولت را از مردم نشان میدهد. . این دو جوان قبل از انتخابات دستگیر شده بودند اما برای ترساندن مردم اعدام شدند. جنتی امام جمعه تهران از قوه قضاییه تشکر کرد و گفت اگر همان اول چند نفر را دار زده بودید حالا اینطوری نمی شد امیدوارم بقیه را هم اعدام کنید. یعنی این دو جوان به جرم کرده های خود اعدام نشدند بلکه برای زهرچشم گرفتن از مردم در آستانه 22 بهمن قربانی شدند. جنایت از این بالاتر؟
اما آیا از جمهوری اسلامی انتظار دیگری هم میرفت؟ نه!
آری غمگینم. عصبانیم اما متعجب نیستم. از حکومت مرگ انتظار دیگری هم نمی رفت!
از درون شب تار
میشکوفد گل صبح
خنده برلب گل خورشید کند...جلوه بر کوه بلند
نیست تردید زمستان گذرد
وز پی اش پیک بهار...با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید
در گذرگاه شب تار به دروازه نور
گل مینای جوان....گل بیفشانده تمام
روی دیوار زمان
لاله ها نیز نهادند به دل ...همگی داغ سیاه
...
گر چه شب هست هنوز...با سیه چنگ بر این بام آونگ
آسمان غرق ستاره است ولیک...آسمان غرق ستاره است هنوز
خوشه ها بسته ستاره گل گل.....
خوشه اختر سرخ...با تپش های سترگ
عاقبت کوره خورشید گدازان گردد
عاقبت کوره خورشید گدازان گردد.....
( سرود گل مینا. از سرودهای چریک های فدایی خلق ایران)
به بهانه فقدان آقای منتظری
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جا است
امروز خبر فوت آقای منتظری در اینترنت به سرعت منتشر شد و در کنار آن واکنش های متفاوتی از هر طرف را بر انگیخت. از خامنه ای و وزارت اطلاعات چه انتظاری به جز سرکوب هست و از مردم چه انتظاری به جز قدر دانستن از کسی که نخواست با خمینی در یک مسیر باشد؟
اما برخی واکنش ها از طرف کسانی که خود را پیشرو میدانند اما مانند خمینی انسانها را فقط با لباسشان ارزیابی میکنند ناراحت کننده است اگر چه متاسفانه تعجب آور نیست !
انسانها را باید با اعمالشان قضاوت کرد و نه با لباسشان. فراموش نکنیم که بزرگترین خیانت های تاریخ معاصر به مردم ایران را کسانی کردند که خود را کمونیست می نامیدند و در قالب حزب توده و اکثریت با رژیم ارتجاعی ایران همکاری میکردند. حتی اکنون هم کوبا و چین و روسیه از طرفداران پر و پا قرص احمدی نژاد هستند. آقای چاوز را فراموش کردم.
بنابر این قضاوت انسانها بر اساس آنچه وانمود می کنند هستند درست نیست. آیت الله منتظری جانشین خمینی بود و به دلیل مخالفت با سیاست های سرکوبگرانه او و به دلیل افشای کشتار زندانیان سیاسی و بعدها چاپ کردن فتوای او در کتابش همیشه مورد غضب بود. هرگز از خامنه ای پشتیبانی نکرد و از مردم حمایت کرد. او تز "حکومت به هر قیمت " را بارها مورد انتقاد قرار داد.
منتظری با اینکه یک روحانی مسلمان بود و دوست داشت در ایران حکومت اسلامی برقرار باشد اما نمی خواست پایه های این حکومت بر کشتار و سرکوب استوار باشند و همان جا راه خود را از مسیری که به زباله دان تاریخ منتهی میشد و اکنون خمینی و فردا خامنه ای و اعوان و انصارش را در خود جا خواهد داد ؛ جدا کرد.
مردم به رغم بسیجی ها و وزارت اطلاعاتی ها از همین حالا در خیابانها هستند و یادش را گرامی میدارند.
مطمئنم اگر خامنه ای مرده بود وضع کاملا فرق میکرد و این است که مهم است.
با احترام به منتظری و با تسلیت به خانواده و یارانش.


.jpg)


