Saturday, September 29, 2012

در یادبود راشل کوری- دختری که توسط بولدوزرهای اسراییلی کشته شد.

In memory of Rachel Corrie (1979-2003)

مروز دوستی برایم پتیشنی در باره راشل کوری فرستاد که این پایین است و خواهش میکنم همه امضا کنید. 


راشل کوری یک دختر 24 ساله امریکایی بود که  در سن 24 سالگی جلو بولدوزرهای اسراییلی که میخواستند خانه های فلسطینی ها را در شهر رفح خراب کنند ایستاد. راننده بولدوزر با خونسردی راشل را زیر کرد و او را کشت. این جنایت در امریکا انعکاس خیلی کمی پیدا کرد و هنوز هم پرونده این قتل عمد بسته نشده است. 

در سال 2003 پس از مرگ راشل نامه های او توسط روزنامه گاردین منتشر شد که من در آن هنگام در وبلاگم ترجمه اش را گذاشته بودم . لینک نامه های او را اینجا میگذارم . وقتی این نامه ها را میخوانید به یاد بیاورید که نویسنده این نامه ها یک دختر 24 ساله بود که خانه  را تنها برای خودش نمی خواست. دختری که از امریکا بلند شد و به فلسطین رفت تا از کشته شدن کودکان فلسطینی جلوگیری کند. حتما خیلی ها او را و خانواده اش را برای مرگ او سرزنش کرده اند و خواهند کرد. از همان دسته که میگویند چرا باید کسی برای آزادی ایران مبارزه کند؟ چرا اصلا طرف سیاست برویم؟ از آن قماش که میگویند این تقصیر زندانی سیاسی است که اعدام میشود . گناه از اشرفی است که مورد حمله نیروهای عراقی قرار میگیرد. تقصیر 
از ندا بود که جلو گلوله ایستاد و گناه از پناهنده سیاسی است ا

در طول تاریخ اکثریت  انسانها سرشان به کار خودشان است و دنبال یک زندگی عادی هستند. انسانهای انگشت شماری هستند که زندگی خود را وقف بهبود زندگی دیگران میکنند. اینها عجیب هستند. اینها انسانهای غیر عادی هستند و فهمیدن انگیزه آنها برای انسانهای معمولی سخت است. اما همه پیشرفت بشریت توسط همین عده خاص به وجود آمده است. آنها که از صف روزمرگی بیرون آمدند و مهر خود را بر بشریت زدند. روزی هشت ساعت کار- بیمه بیکاری- تساوی حقوق زن و مرد در کشورهای پیشرفته و عدم تبعیض نژادی...همه دستاورد مبارزه این دسته از انسانها است. 

راشل کوری هم یکی از این ستارگان بود و هست. یادش گرامی باد.

نامه هایش را اینحا بخوانید:

Friday, September 28, 2012

حسنی هایی که روز جمعه به مکتب میروند!



بالاخره پس از پانزده سال کارزار حقوقی  و پس از بارها مراجعه به دادگاه ...پس از دو بار حکم دادگاه و به تعویق انداختن اجرای آن توسط خانم کلینتون. به بهانه های مختلف...بالاخره امروز حکم اصلی صادر شد و نام سازمان مجاهدین و  شورای ملی مقاومت رسما از لیست تروریستی دولت امریکا خارج شد.

همانقدر که لیست گذاری مجاهدین مضحک و کاملا سیاسی بود در آوردن نام مجاهدین از لیست هم تبدیل به یک کارزار سیاسی شد. . یادمان نمیرود که هر بار که قرار بود گشایشی در این کار شود فورا نایاک و ایادیش شروع به دادن بیانیه های عریض و طویل میکردند و علنا میگفتند که برداشتن مجاهدین از لیست به رابطه با رژیم ایران صدمه  خواهد زد! حتی سی و هفت نفر از جمله فاطمه حقیقت جو( نماینده سابق مجلس قبلی- پروفسور فعلی ) محسن کدیور ( ملای عمامه به سر قبلی--پروفسور فعلی)   شخص تریتا پاریس....و گری سیک و ...نامه نوشتند که اگر !مجاهدین را از لیست در بیاورید  فلان و بهمان میشود....

خوشبختانه سیستم قضایی امریکا با سیستم جمهوری اسلامی فرق دارد. کسانی مثل تریتا پارسی و اعوان و انصار فکر میکردند امریکا هم جمهوری اسلامی است که به حرف اینان بچه های مردم را بگذارند دم دیوار و اعدام کنند. مجاهدین با استفاده از سیستم حقوقی امریکا یک کارزار بزرگ به راه انداختند و خواستند که یا اتهاماتشان اثبات شود و یا نامشان از لیست در بیاید.  اگر یادتان باشد مالکی با تکیه به همین لیست گذاری بیش از پنجاه مجاهد را شهید کرد. در همان زمان هر بار نمایندگان کنگره از نماینده وزارت خارجه سوال میکردند که لیست چه شد..جوابهای سر بالا میگرفتند. تا اینکه دادگاه عالی اولتیماتوم داد که وزارت خارجه یا باید مدرک ارائه کند و یا مجاهدین را از لیست بیرون بیاورد . امروز نام مجاهدین از لیست بیرون آمد.

غرض از این نوشته این بود که آنها که خبر ندارند بدانند که این نامگذاری نه یک شبه بوده و نه بیرون آمدن از لیست یک امر ناگهانی بوده. الآن میبینم که در شبکه های اجتماعی  کسانی که ادبیاتشان کاملا معلوم است از کدام پایگاه بسیج می آیدشروع به فحاشی و زدن اتهامات دروغین به مجاهدین کرده اند. الیته که در این میان آیت الله بی بی سی هرگز عقب نمانده و نمی ماند و با همان ادبیات خاص خودش به مجاهدین همکاری با صدام و   کشتن دوازده هزار نفر در ایران  متهم کرده است. تازه از خوانندگان هم نظر میخواهد که آیا با بیرون آمدن  مجاهدین از لیست مخالفید یا موافق! 

این یادداشت را برای این مینویسم که به آیت الله بی بی سی و اصحاب نایاک و ابواب جمهوری اسلامی بگویم یک پانزده سالی دیر کرده اید. همه جا جمهوری اسلامی نیست. در کشورهای متمدن دنیا قانون وجود دارد. اگر وزارت امور خارجه امریکا مدرکی دال بر  اثبات یکی از این اتهامات داشت مجاهدین در لیست می ماندند. . به مصداق حسنی که  روزهای جمعه به مدرسه میرفت شماها هم پانزده سال دیر کرده اید. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.....هر اتهامی که به مجاهدین زدید همه تو زرد از آب در آمد. حالا هم جرات ندارید این ها را در یک دادگاه رسمی بیان کنید در سایت .هایتان به  هذیان گویی افتاده اید. 

انتخاب با شماست . این یک سرفصل جدید در مبارزات مردم ایران است. مبارزه کسانی که حقشان را از حلقوم اژدها بیرون میکشند.. شما اگر .هنوز هم میخواهید روی رژیم پا به گور شرط بندی کنید بدانید که از حالا شرط  را باخته اید.

!خورشید آزادی بر ایران تابیدن گرفته است. آنها که از نور میترسند میتوانند چشمهای خود را ببندند.

Sunday, September 23, 2012

رفسنجانی ها ...سوپاپ اطمینان جدید برای رژیم رو به زوال؟




چند روز است که خبرگزاری های وابسته به رژیم به طور مرتب و ساعتی از سفر مهدی هاشمی به ایران و  احتمال دستگیری او مینویسند. از این که اوباش بسیجی در

 فرودگاه جمع شده اند  تا آقا مهدی را دادگاهی کنند و ....پیام میرسد از آقا مهدی که " امروز نتونستم فردا میام!"...بعد خبر میرسد که فائزه   رفسنجانی را دستگیر کرده اند و در اوصاف فائزه خانم مینویسند که در راهچیمایی ها بوده و رییس سازمان ورزش بوده و  اذیتش کرده اند و اله و بله ...واویلا...

 روز بعد مینویسند که ایشان را برده اند زندان اوین...خبر بعدی اینکه حالا رفسنجانی باید برود زندان اوین دیدن فرزندش.....یکی دیگر نوشته که وای دیدن پیرمرد ( یعنی رفسنجانی) در این حال چقدر بد است.....خلاصه امروز در آخر زنجیره خبرها آمد که بالاخره آقا مهدی از دوبی به  تهران پرواز کرد...حالا منتظر باشید که رادیوفردا و بی بی سی   و اینور نیوز و آنور خبر از این سفر و دستگیری و ...گزارش لحظه به لحظه تهیه کنند ....لابد بعد از مدتی هم فائزه رفسنجانی و آقامهدی به لطف کمپین های پیاپی سازمانهای حقوق بشری دنیا آزاد میشوند و به آنور آب میروند و دهها جایزه میگیرند و میشوند آلترناتیو جدید.....

این سناریو را ما بارها دیده ایم. از خاتمی تا اکبر گنجی  تا موسوی و کروبی....این رژیم رو به زوال برای سر پا ماندن مثل مور و ملخ از درون خودش آلترناتیو درست میکند..این هم بعید نیست که یک سناریوی تکراری دیگر باشد.

البته که  هجوم به خانه یک انسان حتی اگر فائزه هاشمی باشد محکوم است و کسی نباید به دلیل مخالفت با رژیم یا ابراز عقیده به زندان برود. این یک اصل بدیهی است. اما مگر در زندانهای ایران کسانی مثل خانواده جوشن یا کبری امیرخیزی نیستند که حتی اجازه درمان هم ندارند؟ مگر محسن دگمه چی از عدم درمان سرطان در زندان فوت نکرد؟ مگر همسرش اکنون در زندان نیست ؟ چرا از او ننویسیم؟  مگر سی و شش جوان به جرم کمک به زلزله زدگان آذربایجان بازداشت و زندانی نشدند؟ مگر حسین رونقی ملکی را با خونریزی کلیه به اوین نبردند؟ مگر سعید ماسوری نیست که  یازده سال است یک روز مرخصی نداشته؟ مگر منصور آروند را به جرم واهی به اعدام محکوم نکرده اند؟ مگر غلامرضا خسروی به جرم تماس تلفنی با تلویزیون اپوزیسیون به اعدام محکوم نشده است؟ مگر شیرین الم هولی بیگناه اعدام نشد؟ چرا او قهرمان نباشد؟ مگر گناه فرزاد کمانگر و یعقوب مهرنهاد چه بود؟   از زینب جلالی چه خبر؟ از شیرکوه معارفی؟ از زندانیان بلوچ و عرب؟ از زندانیان رن در زندان قرچک ورامین؟......چرا فائره و مهدی باید قهرمان سازی بشوند؟ چون که فائزه و مهدی در همین نظام بودند و به ملت خیانت کرده اند و  ماندن همین نظام را میخواهند.

جان کلام در این است که دستگیری هر انسانی به جرم عقیده محکوم است . این که مهدی چقدر اختلاس کرده و چقدر از پول ملت را خورده در دعواهای رژیم معلوم خواهد شد. اما در این میان حواسمان به هدف اصلی باشد . ایران آزاد و دمکراتیک و سکولار. نه یک کلام بیشتر و نه یک کلام کمتر. دوران آلترناتیوهای رژیمی دیگر به سر آمده است.

Monday, September 05, 2011

Thursday, February 04, 2010

.نیست تردید زمستان گذرد....

  • اگر سر به سر تن به کشتن دهیم........ از آن به که کشور به دشمن دهیم..
    از آخرین نامه آرش رحمانی پور جوان 20 ساله به پدرش

    آرش رحمانی پور و محمدرضا علی زمانی اعدام شدند... به همین سادگی....

    من کلمات را گم کرده ام. دیگر نمی دانم چه باید گفت. دیگر نمیدانم بگریم یا بخندم یا از اینهمه سبعیت وحشت کنم ...همه این احساس ها با هم در وجودم...نه در اعماق وجودم...در تک تک سلول های بدنم...غلیان میکند. میخواهم داد بزنم. میخواهم گریه کنم...میخواهم فراموش کنم. میخواهم بلند شوم و ببینم همه زندگی من یک کابوس وحشتناک بوده. میخواهم در عالم واقعیت یک روز...فقط یک روز مثل یک انسان معمولی زندگی کنم .میخواهم نگران نباشم. میخواهم مقایسه نکنم...

    رژیم کاملا به فلاکت افتاده است.. شکنجه و کشتار انسانهای دست بسته فقط عمق ترس و وحشت این دولت را از مردم نشان میدهد. . این دو جوان قبل از انتخابات دستگیر شده بودند اما برای ترساندن مردم اعدام شدند. جنتی امام جمعه تهران از قوه قضاییه تشکر کرد و گفت اگر همان اول چند نفر را دار زده بودید حالا اینطوری نمی شد امیدوارم بقیه را هم اعدام کنید. یعنی این دو جوان به جرم کرده های خود اعدام نشدند بلکه برای زهرچشم گرفتن از مردم در آستانه 22 بهمن قربانی شدند. جنایت از این بالاتر؟

    اما آیا از جمهوری اسلامی انتظار دیگری هم میرفت؟ نه!
    آری غمگینم. عصبانیم اما متعجب نیستم. از حکومت مرگ انتظار دیگری هم نمی رفت!

از درون شب تار

میشکوفد گل صبح

خنده برلب گل خورشید کند...جلوه بر کوه بلند

نیست تردید زمستان گذرد

وز پی اش پیک بهار...با هزاران گل سرخ

بی گمان می آید

در گذرگاه شب تار به دروازه نور

گل مینای جوان....گل بیفشانده تمام

روی دیوار زمان

لاله ها نیز نهادند به دل ...همگی داغ سیاه

...

گر چه شب هست هنوز...با سیه چنگ بر این بام آونگ

آسمان غرق ستاره است ولیک...آسمان غرق ستاره است هنوز

خوشه ها بسته ستاره گل گل.....

خوشه اختر سرخ...با تپش های سترگ

عاقبت کوره خورشید گدازان گردد

عاقبت کوره خورشید گدازان گردد.....

( سرود گل مینا. از سرودهای چریک های فدایی خلق ایران)

Sunday, December 20, 2009

به بهانه فقدان آقای منتظری

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ما است
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جا است



امروز خبر فوت آقای منتظری در اینترنت به سرعت منتشر شد و در کنار آن واکنش های متفاوتی از هر طرف را بر انگیخت. از خامنه ای و وزارت اطلاعات چه انتظاری به جز سرکوب هست و از مردم چه انتظاری به جز قدر دانستن از کسی که نخواست با خمینی در یک مسیر باشد؟

اما برخی واکنش ها از طرف کسانی که خود را پیشرو میدانند اما مانند خمینی انسانها را فقط با لباسشان ارزیابی میکنند ناراحت کننده است اگر چه متاسفانه تعجب آور نیست !

انسانها را باید با اعمالشان قضاوت کرد و نه با لباسشان. فراموش نکنیم که بزرگترین خیانت های تاریخ معاصر به مردم ایران را کسانی کردند که خود را کمونیست می نامیدند و در قالب حزب توده و اکثریت با رژیم ارتجاعی ایران همکاری میکردند. حتی اکنون هم کوبا و چین و روسیه از طرفداران پر و پا قرص احمدی نژاد هستند. آقای چاوز را فراموش کردم.

بنابر این قضاوت انسانها بر اساس آنچه وانمود می کنند هستند درست نیست. آیت الله منتظری جانشین خمینی بود و به دلیل مخالفت با سیاست های سرکوبگرانه او و به دلیل افشای کشتار زندانیان سیاسی و بعدها چاپ کردن فتوای او در کتابش همیشه مورد غضب بود. هرگز از خامنه ای پشتیبانی نکرد و از مردم حمایت کرد. او تز "حکومت به هر قیمت " را بارها مورد انتقاد قرار داد.

منتظری با اینکه یک روحانی مسلمان بود و دوست داشت در ایران حکومت اسلامی برقرار باشد اما نمی خواست پایه های این حکومت بر کشتار و سرکوب استوار باشند و همان جا راه خود را از مسیری که به زباله دان تاریخ منتهی میشد و اکنون خمینی و فردا خامنه ای و اعوان و انصارش را در خود جا خواهد داد ؛ جدا کرد.

مردم به رغم بسیجی ها و وزارت اطلاعاتی ها از همین حالا در خیابانها هستند و یادش را گرامی میدارند.



مطمئنم اگر خامنه ای مرده بود وضع کاملا فرق میکرد و این است که مهم است.
با احترام به منتظری و با تسلیت به خانواده و یارانش.

در یادبود راشل کوری- دختری که توسط بولدوزرهای اسراییلی کشته شد.

In memory of Rachel Corrie (1979-2003)

مروز دوستی برایم پتیشنی در باره راشل کوری فرستاد که این پایین است و خواهش میکنم همه امضا کنید. 


راشل کوری یک دختر 24 ساله امریکایی بود که  در سن 24 سالگی جلو بولدوزرهای اسراییلی که میخواستند خانه های فلسطینی ها را در شهر رفح خراب کنند ایستاد. راننده بولدوزر با خونسردی راشل را زیر کرد و او را کشت. این جنایت در امریکا انعکاس خیلی کمی پیدا کرد و هنوز هم پرونده این قتل عمد بسته نشده است. 

در سال 2003 پس از مرگ راشل نامه های او توسط روزنامه گاردین منتشر شد که من در آن هنگام در وبلاگم ترجمه اش را گذاشته بودم . لینک نامه های او را اینجا میگذارم . وقتی این نامه ها را میخوانید به یاد بیاورید که نویسنده این نامه ها یک دختر 24 ساله بود که خانه  را تنها برای خودش نمی خواست. دختری که از امریکا بلند شد و به فلسطین رفت تا از کشته شدن کودکان فلسطینی جلوگیری کند. حتما خیلی ها او را و خانواده اش را برای مرگ او سرزنش کرده اند و خواهند کرد. از همان دسته که میگویند چرا باید کسی برای آزادی ایران مبارزه کند؟ چرا اصلا طرف سیاست برویم؟ از آن قماش که میگویند این تقصیر زندانی سیاسی است که اعدام میشود . گناه از اشرفی است که مورد حمله نیروهای عراقی قرار میگیرد. تقصیر 
از ندا بود که جلو گلوله ایستاد و گناه از پناهنده سیاسی است ا

در طول تاریخ اکثریت  انسانها سرشان به کار خودشان است و دنبال یک زندگی عادی هستند. انسانهای انگشت شماری هستند که زندگی خود را وقف بهبود زندگی دیگران میکنند. اینها عجیب هستند. اینها انسانهای غیر عادی هستند و فهمیدن انگیزه آنها برای انسانهای معمولی سخت است. اما همه پیشرفت بشریت توسط همین عده خاص به وجود آمده است. آنها که از صف روزمرگی بیرون آمدند و مهر خود را بر بشریت زدند. روزی هشت ساعت کار- بیمه بیکاری- تساوی حقوق زن و مرد در کشورهای پیشرفته و عدم تبعیض نژادی...همه دستاورد مبارزه این دسته از انسانها است. 

راشل کوری هم یکی از این ستارگان بود و هست. یادش گرامی باد.

نامه هایش را اینحا بخوانید:

حسنی هایی که روز جمعه به مکتب میروند!



بالاخره پس از پانزده سال کارزار حقوقی  و پس از بارها مراجعه به دادگاه ...پس از دو بار حکم دادگاه و به تعویق انداختن اجرای آن توسط خانم کلینتون. به بهانه های مختلف...بالاخره امروز حکم اصلی صادر شد و نام سازمان مجاهدین و  شورای ملی مقاومت رسما از لیست تروریستی دولت امریکا خارج شد.

همانقدر که لیست گذاری مجاهدین مضحک و کاملا سیاسی بود در آوردن نام مجاهدین از لیست هم تبدیل به یک کارزار سیاسی شد. . یادمان نمیرود که هر بار که قرار بود گشایشی در این کار شود فورا نایاک و ایادیش شروع به دادن بیانیه های عریض و طویل میکردند و علنا میگفتند که برداشتن مجاهدین از لیست به رابطه با رژیم ایران صدمه  خواهد زد! حتی سی و هفت نفر از جمله فاطمه حقیقت جو( نماینده سابق مجلس قبلی- پروفسور فعلی ) محسن کدیور ( ملای عمامه به سر قبلی--پروفسور فعلی)   شخص تریتا پاریس....و گری سیک و ...نامه نوشتند که اگر !مجاهدین را از لیست در بیاورید  فلان و بهمان میشود....

خوشبختانه سیستم قضایی امریکا با سیستم جمهوری اسلامی فرق دارد. کسانی مثل تریتا پارسی و اعوان و انصار فکر میکردند امریکا هم جمهوری اسلامی است که به حرف اینان بچه های مردم را بگذارند دم دیوار و اعدام کنند. مجاهدین با استفاده از سیستم حقوقی امریکا یک کارزار بزرگ به راه انداختند و خواستند که یا اتهاماتشان اثبات شود و یا نامشان از لیست در بیاید.  اگر یادتان باشد مالکی با تکیه به همین لیست گذاری بیش از پنجاه مجاهد را شهید کرد. در همان زمان هر بار نمایندگان کنگره از نماینده وزارت خارجه سوال میکردند که لیست چه شد..جوابهای سر بالا میگرفتند. تا اینکه دادگاه عالی اولتیماتوم داد که وزارت خارجه یا باید مدرک ارائه کند و یا مجاهدین را از لیست بیرون بیاورد . امروز نام مجاهدین از لیست بیرون آمد.

غرض از این نوشته این بود که آنها که خبر ندارند بدانند که این نامگذاری نه یک شبه بوده و نه بیرون آمدن از لیست یک امر ناگهانی بوده. الآن میبینم که در شبکه های اجتماعی  کسانی که ادبیاتشان کاملا معلوم است از کدام پایگاه بسیج می آیدشروع به فحاشی و زدن اتهامات دروغین به مجاهدین کرده اند. الیته که در این میان آیت الله بی بی سی هرگز عقب نمانده و نمی ماند و با همان ادبیات خاص خودش به مجاهدین همکاری با صدام و   کشتن دوازده هزار نفر در ایران  متهم کرده است. تازه از خوانندگان هم نظر میخواهد که آیا با بیرون آمدن  مجاهدین از لیست مخالفید یا موافق! 

این یادداشت را برای این مینویسم که به آیت الله بی بی سی و اصحاب نایاک و ابواب جمهوری اسلامی بگویم یک پانزده سالی دیر کرده اید. همه جا جمهوری اسلامی نیست. در کشورهای متمدن دنیا قانون وجود دارد. اگر وزارت امور خارجه امریکا مدرکی دال بر  اثبات یکی از این اتهامات داشت مجاهدین در لیست می ماندند. . به مصداق حسنی که  روزهای جمعه به مدرسه میرفت شماها هم پانزده سال دیر کرده اید. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.....هر اتهامی که به مجاهدین زدید همه تو زرد از آب در آمد. حالا هم جرات ندارید این ها را در یک دادگاه رسمی بیان کنید در سایت .هایتان به  هذیان گویی افتاده اید. 

انتخاب با شماست . این یک سرفصل جدید در مبارزات مردم ایران است. مبارزه کسانی که حقشان را از حلقوم اژدها بیرون میکشند.. شما اگر .هنوز هم میخواهید روی رژیم پا به گور شرط بندی کنید بدانید که از حالا شرط  را باخته اید.

!خورشید آزادی بر ایران تابیدن گرفته است. آنها که از نور میترسند میتوانند چشمهای خود را ببندند.

رفسنجانی ها ...سوپاپ اطمینان جدید برای رژیم رو به زوال؟




چند روز است که خبرگزاری های وابسته به رژیم به طور مرتب و ساعتی از سفر مهدی هاشمی به ایران و  احتمال دستگیری او مینویسند. از این که اوباش بسیجی در

 فرودگاه جمع شده اند  تا آقا مهدی را دادگاهی کنند و ....پیام میرسد از آقا مهدی که " امروز نتونستم فردا میام!"...بعد خبر میرسد که فائزه   رفسنجانی را دستگیر کرده اند و در اوصاف فائزه خانم مینویسند که در راهچیمایی ها بوده و رییس سازمان ورزش بوده و  اذیتش کرده اند و اله و بله ...واویلا...

 روز بعد مینویسند که ایشان را برده اند زندان اوین...خبر بعدی اینکه حالا رفسنجانی باید برود زندان اوین دیدن فرزندش.....یکی دیگر نوشته که وای دیدن پیرمرد ( یعنی رفسنجانی) در این حال چقدر بد است.....خلاصه امروز در آخر زنجیره خبرها آمد که بالاخره آقا مهدی از دوبی به  تهران پرواز کرد...حالا منتظر باشید که رادیوفردا و بی بی سی   و اینور نیوز و آنور خبر از این سفر و دستگیری و ...گزارش لحظه به لحظه تهیه کنند ....لابد بعد از مدتی هم فائزه رفسنجانی و آقامهدی به لطف کمپین های پیاپی سازمانهای حقوق بشری دنیا آزاد میشوند و به آنور آب میروند و دهها جایزه میگیرند و میشوند آلترناتیو جدید.....

این سناریو را ما بارها دیده ایم. از خاتمی تا اکبر گنجی  تا موسوی و کروبی....این رژیم رو به زوال برای سر پا ماندن مثل مور و ملخ از درون خودش آلترناتیو درست میکند..این هم بعید نیست که یک سناریوی تکراری دیگر باشد.

البته که  هجوم به خانه یک انسان حتی اگر فائزه هاشمی باشد محکوم است و کسی نباید به دلیل مخالفت با رژیم یا ابراز عقیده به زندان برود. این یک اصل بدیهی است. اما مگر در زندانهای ایران کسانی مثل خانواده جوشن یا کبری امیرخیزی نیستند که حتی اجازه درمان هم ندارند؟ مگر محسن دگمه چی از عدم درمان سرطان در زندان فوت نکرد؟ مگر همسرش اکنون در زندان نیست ؟ چرا از او ننویسیم؟  مگر سی و شش جوان به جرم کمک به زلزله زدگان آذربایجان بازداشت و زندانی نشدند؟ مگر حسین رونقی ملکی را با خونریزی کلیه به اوین نبردند؟ مگر سعید ماسوری نیست که  یازده سال است یک روز مرخصی نداشته؟ مگر منصور آروند را به جرم واهی به اعدام محکوم نکرده اند؟ مگر غلامرضا خسروی به جرم تماس تلفنی با تلویزیون اپوزیسیون به اعدام محکوم نشده است؟ مگر شیرین الم هولی بیگناه اعدام نشد؟ چرا او قهرمان نباشد؟ مگر گناه فرزاد کمانگر و یعقوب مهرنهاد چه بود؟   از زینب جلالی چه خبر؟ از شیرکوه معارفی؟ از زندانیان بلوچ و عرب؟ از زندانیان رن در زندان قرچک ورامین؟......چرا فائره و مهدی باید قهرمان سازی بشوند؟ چون که فائزه و مهدی در همین نظام بودند و به ملت خیانت کرده اند و  ماندن همین نظام را میخواهند.

جان کلام در این است که دستگیری هر انسانی به جرم عقیده محکوم است . این که مهدی چقدر اختلاس کرده و چقدر از پول ملت را خورده در دعواهای رژیم معلوم خواهد شد. اما در این میان حواسمان به هدف اصلی باشد . ایران آزاد و دمکراتیک و سکولار. نه یک کلام بیشتر و نه یک کلام کمتر. دوران آلترناتیوهای رژیمی دیگر به سر آمده است.

.نیست تردید زمستان گذرد....

  • اگر سر به سر تن به کشتن دهیم........ از آن به که کشور به دشمن دهیم..
    از آخرین نامه آرش رحمانی پور جوان 20 ساله به پدرش

    آرش رحمانی پور و محمدرضا علی زمانی اعدام شدند... به همین سادگی....

    من کلمات را گم کرده ام. دیگر نمی دانم چه باید گفت. دیگر نمیدانم بگریم یا بخندم یا از اینهمه سبعیت وحشت کنم ...همه این احساس ها با هم در وجودم...نه در اعماق وجودم...در تک تک سلول های بدنم...غلیان میکند. میخواهم داد بزنم. میخواهم گریه کنم...میخواهم فراموش کنم. میخواهم بلند شوم و ببینم همه زندگی من یک کابوس وحشتناک بوده. میخواهم در عالم واقعیت یک روز...فقط یک روز مثل یک انسان معمولی زندگی کنم .میخواهم نگران نباشم. میخواهم مقایسه نکنم...

    رژیم کاملا به فلاکت افتاده است.. شکنجه و کشتار انسانهای دست بسته فقط عمق ترس و وحشت این دولت را از مردم نشان میدهد. . این دو جوان قبل از انتخابات دستگیر شده بودند اما برای ترساندن مردم اعدام شدند. جنتی امام جمعه تهران از قوه قضاییه تشکر کرد و گفت اگر همان اول چند نفر را دار زده بودید حالا اینطوری نمی شد امیدوارم بقیه را هم اعدام کنید. یعنی این دو جوان به جرم کرده های خود اعدام نشدند بلکه برای زهرچشم گرفتن از مردم در آستانه 22 بهمن قربانی شدند. جنایت از این بالاتر؟

    اما آیا از جمهوری اسلامی انتظار دیگری هم میرفت؟ نه!
    آری غمگینم. عصبانیم اما متعجب نیستم. از حکومت مرگ انتظار دیگری هم نمی رفت!

از درون شب تار

میشکوفد گل صبح

خنده برلب گل خورشید کند...جلوه بر کوه بلند

نیست تردید زمستان گذرد

وز پی اش پیک بهار...با هزاران گل سرخ

بی گمان می آید

در گذرگاه شب تار به دروازه نور

گل مینای جوان....گل بیفشانده تمام

روی دیوار زمان

لاله ها نیز نهادند به دل ...همگی داغ سیاه

...

گر چه شب هست هنوز...با سیه چنگ بر این بام آونگ

آسمان غرق ستاره است ولیک...آسمان غرق ستاره است هنوز

خوشه ها بسته ستاره گل گل.....

خوشه اختر سرخ...با تپش های سترگ

عاقبت کوره خورشید گدازان گردد

عاقبت کوره خورشید گدازان گردد.....

( سرود گل مینا. از سرودهای چریک های فدایی خلق ایران)

به بهانه فقدان آقای منتظری

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ما است
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جا است



امروز خبر فوت آقای منتظری در اینترنت به سرعت منتشر شد و در کنار آن واکنش های متفاوتی از هر طرف را بر انگیخت. از خامنه ای و وزارت اطلاعات چه انتظاری به جز سرکوب هست و از مردم چه انتظاری به جز قدر دانستن از کسی که نخواست با خمینی در یک مسیر باشد؟

اما برخی واکنش ها از طرف کسانی که خود را پیشرو میدانند اما مانند خمینی انسانها را فقط با لباسشان ارزیابی میکنند ناراحت کننده است اگر چه متاسفانه تعجب آور نیست !

انسانها را باید با اعمالشان قضاوت کرد و نه با لباسشان. فراموش نکنیم که بزرگترین خیانت های تاریخ معاصر به مردم ایران را کسانی کردند که خود را کمونیست می نامیدند و در قالب حزب توده و اکثریت با رژیم ارتجاعی ایران همکاری میکردند. حتی اکنون هم کوبا و چین و روسیه از طرفداران پر و پا قرص احمدی نژاد هستند. آقای چاوز را فراموش کردم.

بنابر این قضاوت انسانها بر اساس آنچه وانمود می کنند هستند درست نیست. آیت الله منتظری جانشین خمینی بود و به دلیل مخالفت با سیاست های سرکوبگرانه او و به دلیل افشای کشتار زندانیان سیاسی و بعدها چاپ کردن فتوای او در کتابش همیشه مورد غضب بود. هرگز از خامنه ای پشتیبانی نکرد و از مردم حمایت کرد. او تز "حکومت به هر قیمت " را بارها مورد انتقاد قرار داد.

منتظری با اینکه یک روحانی مسلمان بود و دوست داشت در ایران حکومت اسلامی برقرار باشد اما نمی خواست پایه های این حکومت بر کشتار و سرکوب استوار باشند و همان جا راه خود را از مسیری که به زباله دان تاریخ منتهی میشد و اکنون خمینی و فردا خامنه ای و اعوان و انصارش را در خود جا خواهد داد ؛ جدا کرد.

مردم به رغم بسیجی ها و وزارت اطلاعاتی ها از همین حالا در خیابانها هستند و یادش را گرامی میدارند.



مطمئنم اگر خامنه ای مرده بود وضع کاملا فرق میکرد و این است که مهم است.
با احترام به منتظری و با تسلیت به خانواده و یارانش.