Sunday, August 31, 2003


آن فرو ريخته گل هاي پريشان در باد




. پدرش تازه از زندان شاه آزاد شده بود.آمدند ديدن ما. از ماشين پياده نشد. باخواهرش داشتيم بازي ميكرديم و حرف ميزديم كه ديدم يكي ديگر هم توي ماشينشان نشسته و در آن گرما حاضر به بيرون آمدن هم نيست. از روي كنجكاوي رفتم پيشش نشستم. سنش كم بود اما خيلي سرش ميشد. شروع كرد براي من از امريكا و امپرياليسم حرف زدن. چيزهاي كه من تا بحال نشنيده بودم. بالاخره راضي شد كه بيايد تو. . به كمك او اتاق شلوغ و درهممان را جمع كرديم و بعد نشستيم پاي صحبت دوستي كه شايد به زحمت ده يازده سال داشت اما دنيايش از دنياي يك كودك يازده ساله خيلي دور بود...

يكي دو روز پس از سي خرداد شصت در خانه شان دستگير شد. مادرش به ما ميگفت كه دعا كنيم. ميگفت وقتي دستگيرش كردند پاسداري كه او را ميبرد به مادرش گفته بود شما نگران نباشيد ما حسابي خدمتش ميرسيم. همه مان نگران بوديم اما از عمق جنايت و وحشتي كه در آن سياه چالها ميگذشت خبر نداشتيم.

هيچ جرمي مرتكب نشده بود. به خاطر يك آشنا كه آدرسش را نمي داد به 15 سال زندان محكوم شد. وقتي خبر اعدامش را شنيدم باورم نميشد.مگر جرمش چه بود؟‌تازه مگر محاكمه نشده بود و مگر بهش زنداني نداده بودند؟ پس از 7 سال شكنجه حالا چرا اعدام؟ . آخرين بار كه مادرش او را ديده بود ميگفت همه موهاي سرش ريخته و بشدت لاغر شده بود و نمي توانست راه برود. ميخواست كه برايش دعا كنيم.

پس از سالها كه نامش را در ليست زندانيان قتل عام شده ديديم نوشته بود علت مرگ
انفجار در زندان اوين


منبع عكس
***********
متن فتواي خميني براي قتل عام زندانيان:
(پيوست شماره 152 در کتاب خاطرات حسينعلی منتظری):

بسم اله الرحمن الرحيم
از آنجا كه منافقين خائن به هيجوجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مي گويند از روي حيله و نفاق آنهاست و به قرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده اند و با توجه به محارب بودن آنها و جنگهاي كلاسيك آنها در شمال و غرب و جنوب كشور با همكاريهاي حزب بعث عراق و نيز جاسوسي براي صدام عليه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استكبار جهاني و ضربات ناحوانمردانه آنها از ابتداي تشكيل نظام جمهوري اسلامي تاكنون كساني كه در زندانهاي سراسر كشور بر موضع نفاق خود پا فشاري كرده و ميكنند محارب و محكوم به اعدام مي باشندو تشخيص موضوع نيز در تهران با راي اكثريت آقايان حجه الاسلام نيري دامت افاضاته جناب آقاي اشراقي و نمايند ه اي از وزارت اطلاعات مي باشد. اگر چه احتياط در اجماع است. و همين طور در زندانهاي مراكز استان كشور راي اكثريت آقايان قاضي شرع دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع مي باشد. رحم بر محاربين ساده انديشي است. اميدوارم با خشم و كينه انقلابي خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نماييد. آقاياني كه تشخيص موضوع بر عهده آنهاست وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعي كنند اشداء علي الكفار باشند. ترديد در مسائل قضايي اسلام انقلابي ناديده گرفتن خون پاك و مطهر شهدا مي باشد
والسلام
روح الله الموسوي الخميني

سوال احمد خميني در باره زندانياني كه حكم قبلا در باره شان صادر شده است و جواب آن:

سوال:

1-آيا اين حكم مربوط است به آنها كه در زندانها بوده اند و محاكمه شده اند ولي تغيير موضع نداده اند و هنوز هم حكم در مورد آنها اجرا نشده است يا آنهايي كه هنوز مجاكمه هم نشده اند محكوم به اعدامند؟

2- آيا منافقيني كه قبلا محكوم به زندان محدودي شده اند و و مقداري از زندانشان را هم كشيده اند ولي بر سر موضع نفاق مي باشند مجكوم به اعدام مي باشند

3-در مورد رسيدگي به وضع منافقين آيا پرونده ةاي منافقيني كه در شهرستانهايي كه حود استقلال قضايي دارند و تابع مركز استان نيستند بايد به مراكز استان ارسال گردد يا خود مي توانند مستقلا عمل كنند

فرزند شما احمد


بسمه تعالي
هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سريعا دشمنان اسلام را نابود کنيد. در مورد رسيدگي به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سريع تر انجام گردد، همان مورد نظر است.
روح الله موسوي خميني





يادشان گرامي باد

لينك ها:

متن فتوا با دستخط خميني
شرح قتل عام از وبلاگ توكاي عزيز
اسامي 4484 تن از شهيدان سال 1367
1 2 اسامي 3210 تن از مجاهدين اعدام شده در سال 1367 و عكس 201 تن.
اعلام نگراني سازمان عفو بين الملل در سال 67 از اخبار اعدام گسترده زندانيان
)ترجمه فارسي را در مطلب بعدي خواهم آورد.(
نوشته پارسال...



اگر شما هم ميخواهيد به يادبود اين عزيزان شمعي روشن كنيد ميتوانيد لينك شمع را از كنار اين صفحه يا بالاي اين مطلب كپي كنيد.






پ.ن: اگر دروبلاگتان در باره اين قتل عام نوشته ايد مي توانيد لينك را ارسال كنيد تا در مطلب بعدي قرار بدهم.

Friday, August 29, 2003

دو پناهجوي ايراني به ايران برگردانده شدند.

خبر ازراديو فردا:

متن:
در پي افشاي خبر بازگرداندن دو ايراني از سوي حزب سبزهاي استراليا و تظاهرات گروه هاي طرفدار پناهندگان، به ويژه پناهجويان ايراني در سيدني، دولت استراليا سکوت خود را در اين مورد شکست و آقاي فيليپ راداک Philip Ruddock، وزير مهاجرات استراليا که به سختگيري شهرت دارد، اعلام کرد که دو پناهجوي ايراني را بر خلاف خواسته شان از بازداشتگاه بکستر Baxter در جنوبي استراليا به پرت انتقال داده اند و به هنگام سوار کردن يکي از پناهجويان که از خود مقاومت شديد نشان مي داد، ماموران مجبور شدند دست و پاي او را ببندند و سوار هواپيما کنند تا به ايران بازگردانده شود. تصميم به بازگرداندن پناهجويان ايراني، در پي نشست هاي ماه مارس دو هيئت ايراني و مقامات استراليايي در کامبرا صورت گرفت. هر چند دولت استراليا سفر اين دو هيئت را در اين راستا تکذيب کرد، اما اعلام شد که در گفتگو با مقامات ايراني، مسئله امنيت پناهجويان در نظر گرفته شده است و گفته شد که استرداد آنها برايشان خطر جاني در بر نخواهد داشت. همچنين وزارت مهاجرت استراليا به پناهجويان ايراني پيشنهاد کرد که در صورت توافق براي بازگشت، مبلغي نيز به آنان پرداخت خواهد شد که اين پيشنهاد با مخالفت پناهجويان ايراني مواجه گشت.

تعداد پناهجويان ايراني که امکان بازگرداندن آنان قريب الوقوع به نظر مي رسد، 83 تن اعلام شده بود و سخنگوي وزارت مهاجرت استراليا اعلام کرد که در روزهاي آتي، 20 پناهجوي ديگر به ايران بازگردانده خواهند شد. رفتار خشونت آميز نسبت به پناهجويان از نظر خبرنگاران استراليايي به دور نمي ماند و از جمله 43 روز بازداشت انفرادي يک پناهجوي ايراني و بازگرداندن دختر وي به ايران که باعث اختلالات رواني براي وي شده است، در مطبوعات استراليا انعکاس يافت. فيليپ راداک در مورد اين پناهجو مي گويد: وي با تصميم خود از ديگران جدا مانده و پيشنهاد ماموران بازداشتگاه را براي زندگي در جمع نپذيرفته است.

از گفته فيليپ راداک که اعلام کرد امتناع و سرسختي پناهجويان از بازگردانده شدن به وطنشان، هيچگونه تاثيري در تصميم اداره مهاجرت استراليا ندارد، چنين به نظر مي رسد که در روزهاي آتي تعداد ديگري از ايرانيان پناهجو به ايران بازگردانده خواهند شد.
**************

اگر در ايران دولتي دمكراتيك حاكم بود هيچكدام از اين انسانها حاضر نمي شدند كه با بدترين و غير انساني ترين شرايط بسازند. اردوگاههاي پناهندگي استراليا ساليان سال است كه مورد انتقاد فعالين حقوق بشر است. در گذشته مقامات استراليا حتي به قيمت آمپول بيهوشي زدن به پناهجويان آنها را به كشورشان باز گردانده اند و برايشان مهم نيست كه درهنگام بازگشت چه بلايي سر اين پناهجويان خواهد آمد. طبق همين خبر اين ديپورتها نتيجه مذاكرات مستقيم دولتهاي ايران و استراليا است. در جاي ديگر خواندم كه حتي مقامات ايراني به كمپ ها راه داده شده اند و در خواست پس گرفتن اشخاص بخصوصي را كرده اند.

اينها هموطنان ما هستند. من شخصا فكر مكنم اگر كسي اينقدر در وطنش آزار د يده كه حاضر ميشود همه علائقش را در كشورش به .
. كناري بگذارد و دست از همه زندگيش بشويد و ماهها در انبارهاي كشتي ها بماند و بعد سالها زندگي در اردوگاه پناهندگي را قبول كند براي اينكه بتواند روزي مثل يك انسان عادي زندگي حق پناهندگي دارد.

مي پرسيد گناه دولتهاي خارجي چيست؟ آنها با دست گذاشتن در دست حكومتهاي ديكتاتوري مثل ايران و ترجيج دادن نفت ارزان به حقوق بشرو با چشم پوشي بر جنايات روزانه آنها در همين جنايات سهيم ميشوند اما ميخواهند فقط بچاپندو ببرند و دور از مشكلات انسانهاي جهان سوم زندگي راحت خودشان را بگذرانند. اما پناهنذگي آن روي ديگر سكه است. هر چه كشورهاي جهان سوم دمكراتكيك تر باشند و شرايط زندگي در آنها بهتر باشد انسانها بيشتر در كشور خودشان مي مانند.

حتما ميگوييد نرود ميخ آهني در سنگ. مي گوييد مگر دولت استراليا به اي ميل هاي ما توجه ميكند؟ شايد نكند. اما به آنها نشان ميدهد كه حيلي ها هستند كه با اين اقدام دولت استراليا موافق نميكنند. به حز ب سبزهاي استراليا كه براي نجات جان اين پناهندگان مبارزه ميكنند و ايرانيان و شهروندان استراليايي كه در برابراردوگاههاي پناهندگي و وزارتحانه ها اعتراض ميكنندنشان ميدهد كه تنها نيستند و نشان ميدهد كه ما در برابر سرنوشت هموطنانمان بر حلاف آنچه دولت ايران ميگويد بي تفاوت نيستيم و تصميمات اين دولت تصميمات مردمش نيست.


فرهنگ عزيز در نظرخواهي نوشته بود كه ايي ميل هايي كه به آدرسهاي مطلب قبلي فرستاده برگشت خورده است واحتمالا اين ايي ميل ها بلوك شده اند. ميتوانيد از آدرسهاي زير استفاده كنيد . فقط نام و آدرس ايي ميلتان لازم است. ميتوانيد مطلب را بگذاريد و ايي ميل كنيد.
اگر دنبال متني هستيد كه كپي كنيد ميتوانيد از متن انگليسي نوشته شده در اينجا استفاده كنيد.

از اين صفحه ميتوانيد به نحست وزير استراليا ايي ميل بزنيد:
http://www.pm.gov.au/email.cfm

از اين صفحه ميتوانيد به وزير مهاجرت استراليا ايي ميل بزنيدhttp://www.minister.immi.gov.au/contact/index.htm#email





Monday, August 25, 2003

پناهجويان ايراني در خطر ديپورت:

هنوز از سرنوشت دو پناهنده ايراني كه به طور قانوني براي ديدن حانواده شان به سوريه مسافرت كرده بودند و توسط دولت سوريه به ايران تحويل داده شدند خبري نيست. حالا دولت استراليا ميخواهد همين معامله را با پناهجويان ايراني در استراليا كندو در برابر بخشش هاي دولت ايران از كيسه ملت پناهندگان ايراني را به ايران تحويل دهد. يعني پول مردم ايران كه بايد براي بهبود وضع كشور خرج شود يك بار ديگر خرج شكنجه و اعدام فرزندانشان ميشود.

به گزارش كميته نحات پناهندگان به درخواست مستقيم دولت ايران سه پناهجوي ايراني به اسامي حميد بيژني..فرشيد مختاري و غلامرضا سلامي شبانه از اردوگاه باكستر به محل ديگري منتقل شده اند تا به اردوگاه وومرا و سپس به ايران منتقل شوند. طبق گزارش بي بي سي سي نفر پناهنده ديگر و طبق گزارش كميته نجات پناهندگان 277 پناهنده ديگر در خطر ديپورت به ايران قرار دارندو اين جزيي از قرارداد جديد بين ايران و استرالياست. در نوشته كميته نجات آمده است كه هزاران تن از مردم استراليا به طرف اردوگاه پرت هدلند حركت كرده اند تا ازا اين اقدام جلو گيري كنند.در عوض دولت استراليا نيز پناهجويان را به شهر ديگري انتقال داده است. ما نيز به سهم خود ميتوانيم با ايي ميل زدن به آدرس هاي زير اعتراض خودمان را بيان كنيم.

ميتوانيد متن انگليسي نوشته شده در اين مطلب را كپي كرده و به آدرس هاي زير بفرستيد.

نگذاريم پناهجويان ايراني قرباني معاملات كثيف اقتصادي بشوند. حداقل كاري كه از دست ما بر ميآيد اعتراض است. اين پناهجويان در .صورت برگشت به ايران در خطر شكنجه و اعدام قرار دارند.

primeminsters@naa.gov.au

libadm@liberal.org.au




Friday, August 22, 2003

از وبلاگهاي ديگر
وبلاگ گردي زنجيره اي!

نميدانم لقب زنجيره اي خوب است يا نه. آدم راياد قتل هاي زنجيره اي مي اندازد! . در سايه دولت نامردان ما خيلي از اسم ها و صفت ها معنايشان وارونه شده . ( اوين =دانشگاه...دانشجو=اراذل و اوباش...و ..)
بعشي از صفات و اسم ها هم هست كه به خودي خود معناي بدي ندارند اما در حكومت اسلامي استحاله شده اند. مثلا خاتم قبلا آدم را ياد قاب خاتم يا هنزهاي دستي مي انداخت اما خاتمي داستاني ديگر است.. يا مثلا مصلحت به خودي خود كلمه بدي نيست اما اين آقايان كاري كرده اند كه آدم حالش از شنيدن اين حرفها به هم ميخورد به خصوص اگر بعدش هم نظام بيايد.....

به هر حال ربط اينها به وبلاگ گردي زنجيره اي اين است كه شبح عزيز در وبلاگ گردي آدينه اش به مطلبي در اينجا لينك داده. من هم به مطالب دوستان ديگر لينك ميدهم. اميدوارم آنها هم به يكي ديگر لينك بدهند الي آخر .... . .
براي اطلاع دوستاني كه اولين بار اينجا مي ايند اين مطالب به طور كامل در وبلاگ : ا ز وبلاگهاي ديگر؛ نيز درج ميشود.

از وبلاگ هادي خرسندي ..بدون شرح بقيه اش را خودتان بخوانيد.
در رابطه با نوهَ امام" نوهَ امام " که ميگويند آدم خيال ميکند لابد موجودي است قدري بزرگتر از بچهَ
شاه. " نوه " معمولاً کوچولوست اما اين نوه را من ديده ام. انصافاً سُر ومُر و
گنده است.
برخلاف بعضي روزنامه نويساني که هميشه همه جا بوده اند، من به خاطر
بي عرضگي در کار ژورناليسم، هيچوقت هيچ جا نبوده ام. پيش از انقلاب هم
هر وقت دکتر نوري زاده عکسي را که با محمود جعفريان – معاون راديو
تلويزيون- در جيب داشت و در ميآورد و نشان ميداد و ما را ميترساند من
هميشه حسوديم ميشد که چرا يک عکس با شاه يا شهبانو- سرش را بخورد –
با رئيس کلانتري محل - ندارم که روي او را کم کنم.

........
******


.. . عكس بالا را به همراه عكسهاي بسيار زيباي ديگري از مردم و طبيعت ميهنمان ميتوانيد در وبلاگ ارغواني تيره ببينيد. اينها حاصل سفرهاي متناوب حميد عزيز به قله ها و دشت هاي ايران است و خوشحالم كه با ما اين يادگارهاي زيبا را تقسيم ميكند.

حتما وبلاگ درد دل فرزند اعدام را ديده ايد. اين وبلاگ را محسن سلطانپور مي نويسد . .شايان عزيز در نظر خواهي شبح ماحراي آمدن محسن به ايران و زنداني شدنش را نوشته بود. پس از اين ماجرا طبق نوشته شايان محسن در لندن اقدام به خودكشي كرده بود و مدتي در بيمارستان بستري بود. حوشحالم كه تصميم گرفت زنده بماند و بنويسد. مگر داغ از دست دادن سه سلطانپور كم است كه يكي ديگرش هم دامن مان را بگيرد. :

؛گيرم يكي را شعله ي تنور خاموش كرده باشد، گيرم يک بي وجود مثل من ببرد گيرم که مثل سگ بترسم و فراموش کنم من هم ميتوانم به نوعي مبارزه کنم اما يكي را مثله كرده باشند، يكي را پوست كنده باشند، يكي را گردن زده باشند، ديگري را با آمپول هوا خاموش كرده باشند، چند تني را در اين جنگل و آن زندان به گلوله بسته باشند و ... تا امروز و بيشك تا فردا ...
تا انسان هست اين شعله را خاموشي نيست.
؛


.گلناز خيلي زيبا و گيرا مينويسد. من تعجب ميكنم كه چطور تا بحال پيدايش نكرده بودم. در آخرين مطلبش خاطره اي را از مادري نقل ميكند كه زنداني سياسي بوده و شاهد اعدام شدن دختران نوجواني كه نبايد به بهشت ميرفتند...:

در سلول باز و او وارد شد . حالت چهره اش كاملا با چند لحظه ي قبل كه آمده بودند و بيرون برده بودندش تغيير كرده بود .؛
از صورتش هيچ چيز نميشد فهميد . چشمانش به نقطه اي دور خيره شده بود . براي چند ثانيه سكوت همه ي صدا ها را بلعيد . بعد آرام آرام آمد به سمت مادر ، حلقه ي نقره اي نامزدي اش را دراورد و به مادر داد و با صداي خش دار گفت : من فردا اعدام مي شوم .بعد رفت كنج سلول نشست و پشت شلاق خورده اش را به ديوار سرد و گچي سلول سپرد و زانوهاي لاغرش را بغل كرد؛


داستان نسخه پيش از چاپ شادي صدر را كه ميدانيد.. . . وقتي مطالبش را ديدم برايم شد آميزه اي از قدرت نويسندگي و نيروي حق طلبي. اميدوارم كه بدون مانع و ؛ مصلحت؛ هايي كه در ؛نظام؛ پبيش مي آيد بتواند به راه خود ادامه بدهد.
آحرين مطلبش در باره افسانه نوروزي است به نام ؛‌قانون كرم از خود درخت؛
.
6 سال پيش، در جزيره كيش، زني به نام افسانه نوروزي مردي را به قتل رساند كه دوست شوهرش بود.سه سال بعد جلسه دادگاه تشكيل شد. افسانه در دفاعيات خود گفت: مقتول قصد داشته به او تجاوز كند و او از خود دفاع كرده است. اما پرونده اي كه مي توانست يك مورد ساده ؛دفاع مشروع؛ تلقي شود و با صدور قرار منع تعقيب متهم به پايان رسد، شش سال در دادگاههاي مختلف چرخيد تا اينكه ديوان عالي كشور حكم دادگاه استان را كه قتل را از مصاديق دفاع مشروع ندانسته بود، تاييد كرد. به اين ترتيب افسانه نوروزي، شوهر و دو دختر او منتظر اجراي حكم اعدام هستند. اين حكم يكي از همين روزها اجرا خواهد شد.
در واقع هسته اصلي اين پرونده مساله اقدامات قاتل (زن) در فراهم آوردن مقدمات و موجبات تجاوز است. در اطلاعيه اي كه دادگستري استان هرمزگان در پاسخ به دفاعيات وكيل افسانه كه در مطبوعات چاپ شده بود آمده است: دليل صدور حكم اعدام از سوي دادگاه بدوي، اقدامات قاتل در فراهم آوردن مقدمات تجاوز است.


*********
شبی سياه و هراس آور
تر ا صدا کردند
و قاضيان قاتل
که پنجه های خونيشان را
به جامه های عزيز تو پاک ميکردند
چو سنگها نگاهت کردند
و درميان خنده های مشمئز سردشان
ترا نشان دادند
به قاتلان دگر

......
اين قسمتي است از شعري كه پروين عزيز براي مادر زهرا كاظمي سروده است.
مادر ي كه ميگويد من فقط قاتل فرزندم را ميخواهم.

به عنوان وبلاگ نويسان فكر ميكنم ما در اين مسئله كوتاهي كرديم. براي فرستادن پارازيت. توسط اريكسون..براي آزادي سينا مطلبي..براي سانسور در اينترنت ..همبستگي نشان داديم اما بر ظلمي كه به زهرا كاظمي شد و وقاحتي كه دولت و خاتمي در برابر آن نشان دادند ساكت مانديم . جاي آن داشت كه لااقل بنري هم به نام زهرا كاظمي درست ميكرديم و همراه با نامه اي اعتراض آميز بر وبلاگها يمان حتي براي مدت كوتاهي هم كه شده ميگذاشتيم. دوستاني كه با بنر درست كردن آشنا هستند ميتوانند بنري براي حمايت از خواست استفان هاشمي براي گرفتن جسد مادرش و مجكو م كردن اقدام دولت ايران تهيه كنند . استفان هاشمي هنوز درصدد بردن جسد مادرش به كاناداست. هنوز اين كارزار تمام نشده است. وكيل اودر مصاحبه با راديو فردا گفت كه احتمالا به جسد زهرا كاظمي مواد شيميايي تزريق شده تا در مدت كوتاهي تجزيه شود.

اخبار مربوط به زهرا كاظمي در وبلاگ زهرا كاظمي دات كام به تفسير آمده است.

*********
از وبلاگ آتش عزيز:
نمی دونم چراخورشید مامثه خورشید اونطرف دشت نبود... به تیکه زمین درختهای خشکیده ومریض بار می اورد ... بابا هر چه می کاشت زرد می شد واطرافش رو پشه می گرفت... منم در عالم بچگی با خوشحالی تصویر بابا رو می کشیدم که زندگی رو گروگذاشته ویه باغ بزرگ با درختهای پرسیب خریده ... هرروز عصربا سه چرخه وسبد های پراز میوه به شهر می روم وبا غرور به مردم میگم محصول ماست محصول ماست ...
نميدانم آتش نظرخواهيش را كلا برداشته يا هر وقت من ميروم سراغ وبلاگش غيب ميشود. . خيلي دلم ميخواست برايش بنويسم كه نوشته هايش هم مثل نام وبلاگش پر از شور است.

************

پرياي خط خطي كه يك دختر شانزده ساله است ميگه:‌
فکر کردين که داريم تو چه دوره و زمانی بهترين روز های زندگيمون رو سپری می کنيم . به نظر من هم نسل پيش از ما هم نسل بعد از ما از ما بهتر زندگی کردن و از زندگيشون و جونيشون بيشتر لذت بردند.

آخه ما الان با این همه محدوديت در همه ی زمينه ها, از لباس پوشيدن و نوع حرف زدن و با کی حرف زدن و کجا رفتن و چه جوری رفتن حتی با چه وسيله ای رفتن(اتوبوس يا تا کسی!!!!!) گرفته تا کدوم کتاب خوندن يا به چه رشته ی تحصيلی علاقه داشتن و چه جوری فکرکردن. بعضی و قت ها فکر می کنم ما از خودمون هيچ اراده ای نداریم مخصو صا اگر دختر باشيم که همه حق دارن به ما بگن چی کار بکن يا چی کار نکن ؟!!!

جدا در قرن بيست و يكم چقدر ميشه انسانها را در جهالت نگهداشت و بهشان حكم رد و در خصوصي ترين مسائل زندگيشان دخالت كرد؟ نوشته هاي وبلاگ نويسان جوان نشان ميدهد كه اينها به هيچوجه نتوانسته اند ذهن جستجوگر اين بچه ها را خاموش كنند. تازه اگر وبلاگ گربه سرخ و نوشته هاي سارا و آرش را نخوانده ايد كه ديگر نيم عمرتان بر فناست. ..

مطالب وبلاگشان حيلي متنوع است. از هيچكاك و شاملو تا مدارس خصوصي و مربيان فوتبال. فقط اگر جزو قوم ؛ باباها؛ هستيد فعلا سر نزنيد!
*********
وبگردي هاي يك ثانيه اي(‌بدون حق كپي رايت از شبح!)


آواي آزاد يك سايت ادبي است كه در آن اشعار و مقالات مختلف ادبي را ميتوانيد پيدا كنيد.

متاسفانه در يك ثانيه فقط تونستم يه يك سايت سر بزنم. !



Thursday, August 21, 2003

اين دو خبر را در سايت ايران ليبرتي ديدم. فعلا لينكش را ميگذارم تا بعددر باره شان بنويسم. فقط بنويسم كه در باره تجاوز به زهرا كاظمي اين را قبلا هم شنيده بودم كه دليل به حاك سپردن او با اين سرعت و وحشت همين بوده چون ميدانستند كه در اثر كالبد شكافي تجاوز و بقيه شكنجه ها مشخص خواهد شد.

1-دولت کوبا: پارازيت در يک مکان ديپلماتيک متعلق به ايران توليد می شده است
2-نتيجه تحقيقات وكيلان بدون مرز كانادا (مصاحبه حميد مجتهدي وكيل رسمي دادگاههاي كانادا، تهران با راديو فردا)



Tuesday, August 19, 2003

بيست و هشت مرداد


هر بار كه ملت ايران خواسته است در برابر بيگانگان و عواملشان قد علم كند جنبش به بيراهه رفته است .انقلاب مشروطه...ملي شدن صنعت نفت و قيام ضد سلطنتي. اينها فرصتهاي طلايي بودند كه از ما دزديده شدند. . هر بار پس از اين قيام ها استعمار از طريق عوامل داخلي اش خون از شريان هاي ما كشيده است.نفت و منابع طبيعي ما را سالهاست كه دارند به اسامي و عناوين مختلف غارت ميكنند و مي برند. در عوض ملت ما بايد در فقر و فحشا و يدبختي زندگي كنند. ديگر بس است. نبايد گول بيگانگان را بخوريم. در هر كدام از اين قيام ها اولين هدف استعمار بد بين كردن مردم به انقلابيون بوده است . ازمشروعه خواهان گرفته تا رضا خان تا محمدرضا شاه و حكومت فعلي ....به اولين .چيزي كه حمله برده اند اعتماد مردم نسبت به انقلابيون بوده است. هميشه ما را از بدتر ترسانده اند تا جرات نداشته باشيم حقمان را بخواهيم. سعي كرده اند كه ملت را در جهل و خرافات نگاه دارند تا خودمان به جان هم بيفتيم و كار آنها را آسان تر كنيم.

كسي براي ما كاري نميكند.بايد چشمهايمان را باز كنيم. بايد از انفعال بيرون بياييم.خودمان دنبال حقايق برويم و نگذاريم منابع خبري ما شايعاتي باشند كه عوامل رژيم به خوردمان ميدهند . نگذاريم يك اقليت براي دهها سال ديگر با باج دادن به حكومت هاي غارتگر بر ما حكومت كند.

خواست هر انسان يك زندگي عادي و معمولي است. يك سرپناه و حداقل امكانات زندگي. حداقل آزادي هاي فردي كه در منشور حقوق بشر آمده است. از دست كساني كه بچه هاي ما را گروه گروه اعدام كردند و در گورهاي دسته جمعي انداحتند و حالا اصلاح طلب شده اند براي ما كاري بر نمي آيد. استعمار دوباره نقشه كشيده است تا با حذف كردن نيروهاي مردمي و به احتمال زياد حمله به ايران در ايران عراقي ديگر بسازد و رضا پهلوي را مثل چلبي وارد ايران كند. مبارزان در تمام دنيا محدود ميشوند در حالي كه دولت امريكا براي فرستادن پارازيت روي برنامه هاي سلطنت طلبان به كوبا اعتراض ميكند و در مجلس براي كمك به آتاباي 50 ميليون دلار بودجه تصويب ميكند.

براي اينكه ايران نفت داردو براي اينكه امريكايي ها اين نفت را ارزان ميخواهند. براي اينكه اروپا سر نفت ايران با امريكا رقابت دارد. براي اينكه حقوق بشر فقط مال غربي هاست اگر لازم باشد بمب اتم بيندازند تا بتواند نفت را مجاني ببرند اين كاررا خواهندكرد. تنها راهش اين است كه از اين تفرقه و تشتت در بياييم. از افعي توقع اصلاح طلبي نداشته باشيم. قيامها نشان مي دهند كه مردم ايران مي خواهند مستقل باشند و استعمار نشان داد كه به هر بهايي مي خواهد جلوي استقلال ايرانيان را بگيرد. كودتاي 28 مرداد سال 1332 يك نمونه بارز بود.

همين چند روز پيش دادگاهي در آرژانتين براي 8 مقام ايران از جمله سفير ايران در آرژانتين حكم جلب بين المللي صاد ركرد. سران القاعده در ايران نگهداري مي شوند. زني به نام شهناز به سنگسار محكوم شده است. سرنوشت هزاران دانشجو در سياه چالهاي رژيم نامعلوم است .هنوز خون زهرا كاظمي خشك نشده است . در شيراز دو دانشجو به اعدام محكوم شده اند. اين تابستان پانزدهمين سالگرد قتل عام هزاران زنداني سياسي است. اما دولت امريكا با مقامات ايراني و سپاه پاسداران به مذاكره مي نشيند. به دولت ايران دوباره باج ميدهدو دفاتر شوراي ملي مقاومت را در امريكا مي بندد. اين اتفاق پس از حملاتي است كه در استراليا و آلمان و فرانسه به منازل پناهندگان صورت گرفته است. مسلما گروههاي ديگر هم در امان نيستند. دولت ايران هيچ مخالفي را تاب نمي آورد ودولتهاي خارجي تا اين خوان نعمت باز است براي هر كشتار و قتل و عام دولت ايران يك كلاه شرعي درست ميكنند و دوباره مثل صفحه ضرب خورده گرامافون ميروند سر گفتگوي انتقادي.....

هر قيام حتي اگر سركوب شود يك تجربه است و چراغي است براي آيندگان. هر قيام نشان ميدهد . كه هنوز در اين مرزو بوم انسانهاي آزاده فراوانند.پس از هر قيام انسانها بيشتر فكر ميكنند و ناخودآگاه به تحليل و بررسي مي نشينند. هر قيام خمودگي را در جامعه مي شكند و به ظاهر پوشالي حاكمان يك ضربه ديگر ميزند.

سال 1354 اوج قدرت شاه بود. چه كسي فكر ميكرد كه او با آنهمه كبكبه و دبدبه و دستگاه عريض و و طويل و آن ساواك مخوف روزي سرنگون شود؟‌همين جناب كالين پاول در سال 1978 ميلادي چند ماه قبل از قيام ضد سلطنتي به ايران تشريف آورده بودند و توسط شاه از او و هيئت امريكايي پذيرايي درخشاني شده بود و حتي ارتش و نيروي هوايي مانور داده بودند تا قدرت و ثبات شاه را نشان بدهند. اما شاه چند ماه بعد سرنگون شد. حالا هم اگر صد تا امريكا و اروپا و كانادا و استراليا بخواهند از اين دولت قرون وسطايي حمايت كنند باز اراده مردم پيروز خواهد شد. ..

شايد فردا شايد چند ماه ديگر يا شايد چند سال ديگر. براي اينكه در قرن بيست و يكم ديگر نميشود مردم را در جهل نگاه داشت. براي اينكه دست استعمار ديگر رو شده است. براي اينكه كوله بار مردم ما از تجربه مبارزه خالي نيست. براي اينكه اراده مردم را نبايد دست كم گرفت. براي اينكه هنوز آزاديخواهان در سرزمين ما نمرده اند و هستند كساني كه تا پاي جان براي آزادي ملتشان مبارزه ميكنند. براي اينكه مردم ما با اينهمه فشار و فقر و خفقان و زجر و شكنجه و كشتار ديگر جز زنجيرهايشان چيزي براي از دست دادن ندارند.
..

در پنجاهمين سالگرد كودتاي ننگين 28 مرداد ياد دكتر مصدق و همراهانش بخصوص دكتر فاطمي كه رذيلانه به قتل رسيد گرامي باد...
********
سايت ديدگاه صفحه اولش را سياه كرده و مطالب جالبي گذاشته است كه من قسمتي اش را در اينجا كپي ميكنم:

کودتاي 28 مرداد
برگي سياه در تاريخ کشورمان

محمدرضا پهلوي با تن دادن به طرح کودتا پذيرفت
که همچون پدرش، بدون کمک جهانخواران جايي در کشور ندارد
به سيستم پارلمانتاريسم و مشروطه اعتقاد ندارد
و براي کسب قدرت حاضر به همکاري با ارتجاع است

با گزينش شعار خدا، شاه، ميهن
سکولاريسم را رد کرد
نظام را بر دوپايه استبداد مذهبي و فاشيسم استوار کرد

با اسارت و قتل رهبران سياسي
راه خميني را هموار کرد
مردم را در حداقل آگاهي سياسي نگاهداشت

با تن دادن به قرار دادهاي تجاري و نظامي
دست جهانخواران را در تاراج منابع ملي آزاد گذاشت





آن فرو ريخته گل هاي پريشان در باد




. پدرش تازه از زندان شاه آزاد شده بود.آمدند ديدن ما. از ماشين پياده نشد. باخواهرش داشتيم بازي ميكرديم و حرف ميزديم كه ديدم يكي ديگر هم توي ماشينشان نشسته و در آن گرما حاضر به بيرون آمدن هم نيست. از روي كنجكاوي رفتم پيشش نشستم. سنش كم بود اما خيلي سرش ميشد. شروع كرد براي من از امريكا و امپرياليسم حرف زدن. چيزهاي كه من تا بحال نشنيده بودم. بالاخره راضي شد كه بيايد تو. . به كمك او اتاق شلوغ و درهممان را جمع كرديم و بعد نشستيم پاي صحبت دوستي كه شايد به زحمت ده يازده سال داشت اما دنيايش از دنياي يك كودك يازده ساله خيلي دور بود...

يكي دو روز پس از سي خرداد شصت در خانه شان دستگير شد. مادرش به ما ميگفت كه دعا كنيم. ميگفت وقتي دستگيرش كردند پاسداري كه او را ميبرد به مادرش گفته بود شما نگران نباشيد ما حسابي خدمتش ميرسيم. همه مان نگران بوديم اما از عمق جنايت و وحشتي كه در آن سياه چالها ميگذشت خبر نداشتيم.

هيچ جرمي مرتكب نشده بود. به خاطر يك آشنا كه آدرسش را نمي داد به 15 سال زندان محكوم شد. وقتي خبر اعدامش را شنيدم باورم نميشد.مگر جرمش چه بود؟‌تازه مگر محاكمه نشده بود و مگر بهش زنداني نداده بودند؟ پس از 7 سال شكنجه حالا چرا اعدام؟ . آخرين بار كه مادرش او را ديده بود ميگفت همه موهاي سرش ريخته و بشدت لاغر شده بود و نمي توانست راه برود. ميخواست كه برايش دعا كنيم.

پس از سالها كه نامش را در ليست زندانيان قتل عام شده ديديم نوشته بود علت مرگ
انفجار در زندان اوين


منبع عكس
***********
متن فتواي خميني براي قتل عام زندانيان:
(پيوست شماره 152 در کتاب خاطرات حسينعلی منتظری):

بسم اله الرحمن الرحيم
از آنجا كه منافقين خائن به هيجوجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مي گويند از روي حيله و نفاق آنهاست و به قرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده اند و با توجه به محارب بودن آنها و جنگهاي كلاسيك آنها در شمال و غرب و جنوب كشور با همكاريهاي حزب بعث عراق و نيز جاسوسي براي صدام عليه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استكبار جهاني و ضربات ناحوانمردانه آنها از ابتداي تشكيل نظام جمهوري اسلامي تاكنون كساني كه در زندانهاي سراسر كشور بر موضع نفاق خود پا فشاري كرده و ميكنند محارب و محكوم به اعدام مي باشندو تشخيص موضوع نيز در تهران با راي اكثريت آقايان حجه الاسلام نيري دامت افاضاته جناب آقاي اشراقي و نمايند ه اي از وزارت اطلاعات مي باشد. اگر چه احتياط در اجماع است. و همين طور در زندانهاي مراكز استان كشور راي اكثريت آقايان قاضي شرع دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع مي باشد. رحم بر محاربين ساده انديشي است. اميدوارم با خشم و كينه انقلابي خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نماييد. آقاياني كه تشخيص موضوع بر عهده آنهاست وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعي كنند اشداء علي الكفار باشند. ترديد در مسائل قضايي اسلام انقلابي ناديده گرفتن خون پاك و مطهر شهدا مي باشد
والسلام
روح الله الموسوي الخميني

سوال احمد خميني در باره زندانياني كه حكم قبلا در باره شان صادر شده است و جواب آن:

سوال:

1-آيا اين حكم مربوط است به آنها كه در زندانها بوده اند و محاكمه شده اند ولي تغيير موضع نداده اند و هنوز هم حكم در مورد آنها اجرا نشده است يا آنهايي كه هنوز مجاكمه هم نشده اند محكوم به اعدامند؟

2- آيا منافقيني كه قبلا محكوم به زندان محدودي شده اند و و مقداري از زندانشان را هم كشيده اند ولي بر سر موضع نفاق مي باشند مجكوم به اعدام مي باشند

3-در مورد رسيدگي به وضع منافقين آيا پرونده ةاي منافقيني كه در شهرستانهايي كه حود استقلال قضايي دارند و تابع مركز استان نيستند بايد به مراكز استان ارسال گردد يا خود مي توانند مستقلا عمل كنند

فرزند شما احمد


بسمه تعالي
هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سريعا دشمنان اسلام را نابود کنيد. در مورد رسيدگي به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سريع تر انجام گردد، همان مورد نظر است.
روح الله موسوي خميني





يادشان گرامي باد

لينك ها:

متن فتوا با دستخط خميني
شرح قتل عام از وبلاگ توكاي عزيز
اسامي 4484 تن از شهيدان سال 1367
1 2 اسامي 3210 تن از مجاهدين اعدام شده در سال 1367 و عكس 201 تن.
اعلام نگراني سازمان عفو بين الملل در سال 67 از اخبار اعدام گسترده زندانيان
)ترجمه فارسي را در مطلب بعدي خواهم آورد.(
نوشته پارسال...



اگر شما هم ميخواهيد به يادبود اين عزيزان شمعي روشن كنيد ميتوانيد لينك شمع را از كنار اين صفحه يا بالاي اين مطلب كپي كنيد.






پ.ن: اگر دروبلاگتان در باره اين قتل عام نوشته ايد مي توانيد لينك را ارسال كنيد تا در مطلب بعدي قرار بدهم.

دو پناهجوي ايراني به ايران برگردانده شدند.

خبر ازراديو فردا:

متن:
در پي افشاي خبر بازگرداندن دو ايراني از سوي حزب سبزهاي استراليا و تظاهرات گروه هاي طرفدار پناهندگان، به ويژه پناهجويان ايراني در سيدني، دولت استراليا سکوت خود را در اين مورد شکست و آقاي فيليپ راداک Philip Ruddock، وزير مهاجرات استراليا که به سختگيري شهرت دارد، اعلام کرد که دو پناهجوي ايراني را بر خلاف خواسته شان از بازداشتگاه بکستر Baxter در جنوبي استراليا به پرت انتقال داده اند و به هنگام سوار کردن يکي از پناهجويان که از خود مقاومت شديد نشان مي داد، ماموران مجبور شدند دست و پاي او را ببندند و سوار هواپيما کنند تا به ايران بازگردانده شود. تصميم به بازگرداندن پناهجويان ايراني، در پي نشست هاي ماه مارس دو هيئت ايراني و مقامات استراليايي در کامبرا صورت گرفت. هر چند دولت استراليا سفر اين دو هيئت را در اين راستا تکذيب کرد، اما اعلام شد که در گفتگو با مقامات ايراني، مسئله امنيت پناهجويان در نظر گرفته شده است و گفته شد که استرداد آنها برايشان خطر جاني در بر نخواهد داشت. همچنين وزارت مهاجرت استراليا به پناهجويان ايراني پيشنهاد کرد که در صورت توافق براي بازگشت، مبلغي نيز به آنان پرداخت خواهد شد که اين پيشنهاد با مخالفت پناهجويان ايراني مواجه گشت.

تعداد پناهجويان ايراني که امکان بازگرداندن آنان قريب الوقوع به نظر مي رسد، 83 تن اعلام شده بود و سخنگوي وزارت مهاجرت استراليا اعلام کرد که در روزهاي آتي، 20 پناهجوي ديگر به ايران بازگردانده خواهند شد. رفتار خشونت آميز نسبت به پناهجويان از نظر خبرنگاران استراليايي به دور نمي ماند و از جمله 43 روز بازداشت انفرادي يک پناهجوي ايراني و بازگرداندن دختر وي به ايران که باعث اختلالات رواني براي وي شده است، در مطبوعات استراليا انعکاس يافت. فيليپ راداک در مورد اين پناهجو مي گويد: وي با تصميم خود از ديگران جدا مانده و پيشنهاد ماموران بازداشتگاه را براي زندگي در جمع نپذيرفته است.

از گفته فيليپ راداک که اعلام کرد امتناع و سرسختي پناهجويان از بازگردانده شدن به وطنشان، هيچگونه تاثيري در تصميم اداره مهاجرت استراليا ندارد، چنين به نظر مي رسد که در روزهاي آتي تعداد ديگري از ايرانيان پناهجو به ايران بازگردانده خواهند شد.
**************

اگر در ايران دولتي دمكراتيك حاكم بود هيچكدام از اين انسانها حاضر نمي شدند كه با بدترين و غير انساني ترين شرايط بسازند. اردوگاههاي پناهندگي استراليا ساليان سال است كه مورد انتقاد فعالين حقوق بشر است. در گذشته مقامات استراليا حتي به قيمت آمپول بيهوشي زدن به پناهجويان آنها را به كشورشان باز گردانده اند و برايشان مهم نيست كه درهنگام بازگشت چه بلايي سر اين پناهجويان خواهد آمد. طبق همين خبر اين ديپورتها نتيجه مذاكرات مستقيم دولتهاي ايران و استراليا است. در جاي ديگر خواندم كه حتي مقامات ايراني به كمپ ها راه داده شده اند و در خواست پس گرفتن اشخاص بخصوصي را كرده اند.

اينها هموطنان ما هستند. من شخصا فكر مكنم اگر كسي اينقدر در وطنش آزار د يده كه حاضر ميشود همه علائقش را در كشورش به .
. كناري بگذارد و دست از همه زندگيش بشويد و ماهها در انبارهاي كشتي ها بماند و بعد سالها زندگي در اردوگاه پناهندگي را قبول كند براي اينكه بتواند روزي مثل يك انسان عادي زندگي حق پناهندگي دارد.

مي پرسيد گناه دولتهاي خارجي چيست؟ آنها با دست گذاشتن در دست حكومتهاي ديكتاتوري مثل ايران و ترجيج دادن نفت ارزان به حقوق بشرو با چشم پوشي بر جنايات روزانه آنها در همين جنايات سهيم ميشوند اما ميخواهند فقط بچاپندو ببرند و دور از مشكلات انسانهاي جهان سوم زندگي راحت خودشان را بگذرانند. اما پناهنذگي آن روي ديگر سكه است. هر چه كشورهاي جهان سوم دمكراتكيك تر باشند و شرايط زندگي در آنها بهتر باشد انسانها بيشتر در كشور خودشان مي مانند.

حتما ميگوييد نرود ميخ آهني در سنگ. مي گوييد مگر دولت استراليا به اي ميل هاي ما توجه ميكند؟ شايد نكند. اما به آنها نشان ميدهد كه حيلي ها هستند كه با اين اقدام دولت استراليا موافق نميكنند. به حز ب سبزهاي استراليا كه براي نجات جان اين پناهندگان مبارزه ميكنند و ايرانيان و شهروندان استراليايي كه در برابراردوگاههاي پناهندگي و وزارتحانه ها اعتراض ميكنندنشان ميدهد كه تنها نيستند و نشان ميدهد كه ما در برابر سرنوشت هموطنانمان بر حلاف آنچه دولت ايران ميگويد بي تفاوت نيستيم و تصميمات اين دولت تصميمات مردمش نيست.


فرهنگ عزيز در نظرخواهي نوشته بود كه ايي ميل هايي كه به آدرسهاي مطلب قبلي فرستاده برگشت خورده است واحتمالا اين ايي ميل ها بلوك شده اند. ميتوانيد از آدرسهاي زير استفاده كنيد . فقط نام و آدرس ايي ميلتان لازم است. ميتوانيد مطلب را بگذاريد و ايي ميل كنيد.
اگر دنبال متني هستيد كه كپي كنيد ميتوانيد از متن انگليسي نوشته شده در اينجا استفاده كنيد.

از اين صفحه ميتوانيد به نحست وزير استراليا ايي ميل بزنيد:
http://www.pm.gov.au/email.cfm

از اين صفحه ميتوانيد به وزير مهاجرت استراليا ايي ميل بزنيدhttp://www.minister.immi.gov.au/contact/index.htm#email





پناهجويان ايراني در خطر ديپورت:

هنوز از سرنوشت دو پناهنده ايراني كه به طور قانوني براي ديدن حانواده شان به سوريه مسافرت كرده بودند و توسط دولت سوريه به ايران تحويل داده شدند خبري نيست. حالا دولت استراليا ميخواهد همين معامله را با پناهجويان ايراني در استراليا كندو در برابر بخشش هاي دولت ايران از كيسه ملت پناهندگان ايراني را به ايران تحويل دهد. يعني پول مردم ايران كه بايد براي بهبود وضع كشور خرج شود يك بار ديگر خرج شكنجه و اعدام فرزندانشان ميشود.

به گزارش كميته نحات پناهندگان به درخواست مستقيم دولت ايران سه پناهجوي ايراني به اسامي حميد بيژني..فرشيد مختاري و غلامرضا سلامي شبانه از اردوگاه باكستر به محل ديگري منتقل شده اند تا به اردوگاه وومرا و سپس به ايران منتقل شوند. طبق گزارش بي بي سي سي نفر پناهنده ديگر و طبق گزارش كميته نجات پناهندگان 277 پناهنده ديگر در خطر ديپورت به ايران قرار دارندو اين جزيي از قرارداد جديد بين ايران و استرالياست. در نوشته كميته نجات آمده است كه هزاران تن از مردم استراليا به طرف اردوگاه پرت هدلند حركت كرده اند تا ازا اين اقدام جلو گيري كنند.در عوض دولت استراليا نيز پناهجويان را به شهر ديگري انتقال داده است. ما نيز به سهم خود ميتوانيم با ايي ميل زدن به آدرس هاي زير اعتراض خودمان را بيان كنيم.

ميتوانيد متن انگليسي نوشته شده در اين مطلب را كپي كرده و به آدرس هاي زير بفرستيد.

نگذاريم پناهجويان ايراني قرباني معاملات كثيف اقتصادي بشوند. حداقل كاري كه از دست ما بر ميآيد اعتراض است. اين پناهجويان در .صورت برگشت به ايران در خطر شكنجه و اعدام قرار دارند.

primeminsters@naa.gov.au

libadm@liberal.org.au




از وبلاگهاي ديگر
وبلاگ گردي زنجيره اي!

نميدانم لقب زنجيره اي خوب است يا نه. آدم راياد قتل هاي زنجيره اي مي اندازد! . در سايه دولت نامردان ما خيلي از اسم ها و صفت ها معنايشان وارونه شده . ( اوين =دانشگاه...دانشجو=اراذل و اوباش...و ..)
بعشي از صفات و اسم ها هم هست كه به خودي خود معناي بدي ندارند اما در حكومت اسلامي استحاله شده اند. مثلا خاتم قبلا آدم را ياد قاب خاتم يا هنزهاي دستي مي انداخت اما خاتمي داستاني ديگر است.. يا مثلا مصلحت به خودي خود كلمه بدي نيست اما اين آقايان كاري كرده اند كه آدم حالش از شنيدن اين حرفها به هم ميخورد به خصوص اگر بعدش هم نظام بيايد.....

به هر حال ربط اينها به وبلاگ گردي زنجيره اي اين است كه شبح عزيز در وبلاگ گردي آدينه اش به مطلبي در اينجا لينك داده. من هم به مطالب دوستان ديگر لينك ميدهم. اميدوارم آنها هم به يكي ديگر لينك بدهند الي آخر .... . .
براي اطلاع دوستاني كه اولين بار اينجا مي ايند اين مطالب به طور كامل در وبلاگ : ا ز وبلاگهاي ديگر؛ نيز درج ميشود.

از وبلاگ هادي خرسندي ..بدون شرح بقيه اش را خودتان بخوانيد.
در رابطه با نوهَ امام" نوهَ امام " که ميگويند آدم خيال ميکند لابد موجودي است قدري بزرگتر از بچهَ
شاه. " نوه " معمولاً کوچولوست اما اين نوه را من ديده ام. انصافاً سُر ومُر و
گنده است.
برخلاف بعضي روزنامه نويساني که هميشه همه جا بوده اند، من به خاطر
بي عرضگي در کار ژورناليسم، هيچوقت هيچ جا نبوده ام. پيش از انقلاب هم
هر وقت دکتر نوري زاده عکسي را که با محمود جعفريان – معاون راديو
تلويزيون- در جيب داشت و در ميآورد و نشان ميداد و ما را ميترساند من
هميشه حسوديم ميشد که چرا يک عکس با شاه يا شهبانو- سرش را بخورد –
با رئيس کلانتري محل - ندارم که روي او را کم کنم.

........
******


.. . عكس بالا را به همراه عكسهاي بسيار زيباي ديگري از مردم و طبيعت ميهنمان ميتوانيد در وبلاگ ارغواني تيره ببينيد. اينها حاصل سفرهاي متناوب حميد عزيز به قله ها و دشت هاي ايران است و خوشحالم كه با ما اين يادگارهاي زيبا را تقسيم ميكند.

حتما وبلاگ درد دل فرزند اعدام را ديده ايد. اين وبلاگ را محسن سلطانپور مي نويسد . .شايان عزيز در نظر خواهي شبح ماحراي آمدن محسن به ايران و زنداني شدنش را نوشته بود. پس از اين ماجرا طبق نوشته شايان محسن در لندن اقدام به خودكشي كرده بود و مدتي در بيمارستان بستري بود. حوشحالم كه تصميم گرفت زنده بماند و بنويسد. مگر داغ از دست دادن سه سلطانپور كم است كه يكي ديگرش هم دامن مان را بگيرد. :

؛گيرم يكي را شعله ي تنور خاموش كرده باشد، گيرم يک بي وجود مثل من ببرد گيرم که مثل سگ بترسم و فراموش کنم من هم ميتوانم به نوعي مبارزه کنم اما يكي را مثله كرده باشند، يكي را پوست كنده باشند، يكي را گردن زده باشند، ديگري را با آمپول هوا خاموش كرده باشند، چند تني را در اين جنگل و آن زندان به گلوله بسته باشند و ... تا امروز و بيشك تا فردا ...
تا انسان هست اين شعله را خاموشي نيست.
؛


.گلناز خيلي زيبا و گيرا مينويسد. من تعجب ميكنم كه چطور تا بحال پيدايش نكرده بودم. در آخرين مطلبش خاطره اي را از مادري نقل ميكند كه زنداني سياسي بوده و شاهد اعدام شدن دختران نوجواني كه نبايد به بهشت ميرفتند...:

در سلول باز و او وارد شد . حالت چهره اش كاملا با چند لحظه ي قبل كه آمده بودند و بيرون برده بودندش تغيير كرده بود .؛
از صورتش هيچ چيز نميشد فهميد . چشمانش به نقطه اي دور خيره شده بود . براي چند ثانيه سكوت همه ي صدا ها را بلعيد . بعد آرام آرام آمد به سمت مادر ، حلقه ي نقره اي نامزدي اش را دراورد و به مادر داد و با صداي خش دار گفت : من فردا اعدام مي شوم .بعد رفت كنج سلول نشست و پشت شلاق خورده اش را به ديوار سرد و گچي سلول سپرد و زانوهاي لاغرش را بغل كرد؛


داستان نسخه پيش از چاپ شادي صدر را كه ميدانيد.. . . وقتي مطالبش را ديدم برايم شد آميزه اي از قدرت نويسندگي و نيروي حق طلبي. اميدوارم كه بدون مانع و ؛ مصلحت؛ هايي كه در ؛نظام؛ پبيش مي آيد بتواند به راه خود ادامه بدهد.
آحرين مطلبش در باره افسانه نوروزي است به نام ؛‌قانون كرم از خود درخت؛
.
6 سال پيش، در جزيره كيش، زني به نام افسانه نوروزي مردي را به قتل رساند كه دوست شوهرش بود.سه سال بعد جلسه دادگاه تشكيل شد. افسانه در دفاعيات خود گفت: مقتول قصد داشته به او تجاوز كند و او از خود دفاع كرده است. اما پرونده اي كه مي توانست يك مورد ساده ؛دفاع مشروع؛ تلقي شود و با صدور قرار منع تعقيب متهم به پايان رسد، شش سال در دادگاههاي مختلف چرخيد تا اينكه ديوان عالي كشور حكم دادگاه استان را كه قتل را از مصاديق دفاع مشروع ندانسته بود، تاييد كرد. به اين ترتيب افسانه نوروزي، شوهر و دو دختر او منتظر اجراي حكم اعدام هستند. اين حكم يكي از همين روزها اجرا خواهد شد.
در واقع هسته اصلي اين پرونده مساله اقدامات قاتل (زن) در فراهم آوردن مقدمات و موجبات تجاوز است. در اطلاعيه اي كه دادگستري استان هرمزگان در پاسخ به دفاعيات وكيل افسانه كه در مطبوعات چاپ شده بود آمده است: دليل صدور حكم اعدام از سوي دادگاه بدوي، اقدامات قاتل در فراهم آوردن مقدمات تجاوز است.


*********
شبی سياه و هراس آور
تر ا صدا کردند
و قاضيان قاتل
که پنجه های خونيشان را
به جامه های عزيز تو پاک ميکردند
چو سنگها نگاهت کردند
و درميان خنده های مشمئز سردشان
ترا نشان دادند
به قاتلان دگر

......
اين قسمتي است از شعري كه پروين عزيز براي مادر زهرا كاظمي سروده است.
مادر ي كه ميگويد من فقط قاتل فرزندم را ميخواهم.

به عنوان وبلاگ نويسان فكر ميكنم ما در اين مسئله كوتاهي كرديم. براي فرستادن پارازيت. توسط اريكسون..براي آزادي سينا مطلبي..براي سانسور در اينترنت ..همبستگي نشان داديم اما بر ظلمي كه به زهرا كاظمي شد و وقاحتي كه دولت و خاتمي در برابر آن نشان دادند ساكت مانديم . جاي آن داشت كه لااقل بنري هم به نام زهرا كاظمي درست ميكرديم و همراه با نامه اي اعتراض آميز بر وبلاگها يمان حتي براي مدت كوتاهي هم كه شده ميگذاشتيم. دوستاني كه با بنر درست كردن آشنا هستند ميتوانند بنري براي حمايت از خواست استفان هاشمي براي گرفتن جسد مادرش و مجكو م كردن اقدام دولت ايران تهيه كنند . استفان هاشمي هنوز درصدد بردن جسد مادرش به كاناداست. هنوز اين كارزار تمام نشده است. وكيل اودر مصاحبه با راديو فردا گفت كه احتمالا به جسد زهرا كاظمي مواد شيميايي تزريق شده تا در مدت كوتاهي تجزيه شود.

اخبار مربوط به زهرا كاظمي در وبلاگ زهرا كاظمي دات كام به تفسير آمده است.

*********
از وبلاگ آتش عزيز:
نمی دونم چراخورشید مامثه خورشید اونطرف دشت نبود... به تیکه زمین درختهای خشکیده ومریض بار می اورد ... بابا هر چه می کاشت زرد می شد واطرافش رو پشه می گرفت... منم در عالم بچگی با خوشحالی تصویر بابا رو می کشیدم که زندگی رو گروگذاشته ویه باغ بزرگ با درختهای پرسیب خریده ... هرروز عصربا سه چرخه وسبد های پراز میوه به شهر می روم وبا غرور به مردم میگم محصول ماست محصول ماست ...
نميدانم آتش نظرخواهيش را كلا برداشته يا هر وقت من ميروم سراغ وبلاگش غيب ميشود. . خيلي دلم ميخواست برايش بنويسم كه نوشته هايش هم مثل نام وبلاگش پر از شور است.

************

پرياي خط خطي كه يك دختر شانزده ساله است ميگه:‌
فکر کردين که داريم تو چه دوره و زمانی بهترين روز های زندگيمون رو سپری می کنيم . به نظر من هم نسل پيش از ما هم نسل بعد از ما از ما بهتر زندگی کردن و از زندگيشون و جونيشون بيشتر لذت بردند.

آخه ما الان با این همه محدوديت در همه ی زمينه ها, از لباس پوشيدن و نوع حرف زدن و با کی حرف زدن و کجا رفتن و چه جوری رفتن حتی با چه وسيله ای رفتن(اتوبوس يا تا کسی!!!!!) گرفته تا کدوم کتاب خوندن يا به چه رشته ی تحصيلی علاقه داشتن و چه جوری فکرکردن. بعضی و قت ها فکر می کنم ما از خودمون هيچ اراده ای نداریم مخصو صا اگر دختر باشيم که همه حق دارن به ما بگن چی کار بکن يا چی کار نکن ؟!!!

جدا در قرن بيست و يكم چقدر ميشه انسانها را در جهالت نگهداشت و بهشان حكم رد و در خصوصي ترين مسائل زندگيشان دخالت كرد؟ نوشته هاي وبلاگ نويسان جوان نشان ميدهد كه اينها به هيچوجه نتوانسته اند ذهن جستجوگر اين بچه ها را خاموش كنند. تازه اگر وبلاگ گربه سرخ و نوشته هاي سارا و آرش را نخوانده ايد كه ديگر نيم عمرتان بر فناست. ..

مطالب وبلاگشان حيلي متنوع است. از هيچكاك و شاملو تا مدارس خصوصي و مربيان فوتبال. فقط اگر جزو قوم ؛ باباها؛ هستيد فعلا سر نزنيد!
*********
وبگردي هاي يك ثانيه اي(‌بدون حق كپي رايت از شبح!)


آواي آزاد يك سايت ادبي است كه در آن اشعار و مقالات مختلف ادبي را ميتوانيد پيدا كنيد.

متاسفانه در يك ثانيه فقط تونستم يه يك سايت سر بزنم. !



اين دو خبر را در سايت ايران ليبرتي ديدم. فعلا لينكش را ميگذارم تا بعددر باره شان بنويسم. فقط بنويسم كه در باره تجاوز به زهرا كاظمي اين را قبلا هم شنيده بودم كه دليل به حاك سپردن او با اين سرعت و وحشت همين بوده چون ميدانستند كه در اثر كالبد شكافي تجاوز و بقيه شكنجه ها مشخص خواهد شد.

1-دولت کوبا: پارازيت در يک مکان ديپلماتيک متعلق به ايران توليد می شده است
2-نتيجه تحقيقات وكيلان بدون مرز كانادا (مصاحبه حميد مجتهدي وكيل رسمي دادگاههاي كانادا، تهران با راديو فردا)



بيست و هشت مرداد


هر بار كه ملت ايران خواسته است در برابر بيگانگان و عواملشان قد علم كند جنبش به بيراهه رفته است .انقلاب مشروطه...ملي شدن صنعت نفت و قيام ضد سلطنتي. اينها فرصتهاي طلايي بودند كه از ما دزديده شدند. . هر بار پس از اين قيام ها استعمار از طريق عوامل داخلي اش خون از شريان هاي ما كشيده است.نفت و منابع طبيعي ما را سالهاست كه دارند به اسامي و عناوين مختلف غارت ميكنند و مي برند. در عوض ملت ما بايد در فقر و فحشا و يدبختي زندگي كنند. ديگر بس است. نبايد گول بيگانگان را بخوريم. در هر كدام از اين قيام ها اولين هدف استعمار بد بين كردن مردم به انقلابيون بوده است . ازمشروعه خواهان گرفته تا رضا خان تا محمدرضا شاه و حكومت فعلي ....به اولين .چيزي كه حمله برده اند اعتماد مردم نسبت به انقلابيون بوده است. هميشه ما را از بدتر ترسانده اند تا جرات نداشته باشيم حقمان را بخواهيم. سعي كرده اند كه ملت را در جهل و خرافات نگاه دارند تا خودمان به جان هم بيفتيم و كار آنها را آسان تر كنيم.

كسي براي ما كاري نميكند.بايد چشمهايمان را باز كنيم. بايد از انفعال بيرون بياييم.خودمان دنبال حقايق برويم و نگذاريم منابع خبري ما شايعاتي باشند كه عوامل رژيم به خوردمان ميدهند . نگذاريم يك اقليت براي دهها سال ديگر با باج دادن به حكومت هاي غارتگر بر ما حكومت كند.

خواست هر انسان يك زندگي عادي و معمولي است. يك سرپناه و حداقل امكانات زندگي. حداقل آزادي هاي فردي كه در منشور حقوق بشر آمده است. از دست كساني كه بچه هاي ما را گروه گروه اعدام كردند و در گورهاي دسته جمعي انداحتند و حالا اصلاح طلب شده اند براي ما كاري بر نمي آيد. استعمار دوباره نقشه كشيده است تا با حذف كردن نيروهاي مردمي و به احتمال زياد حمله به ايران در ايران عراقي ديگر بسازد و رضا پهلوي را مثل چلبي وارد ايران كند. مبارزان در تمام دنيا محدود ميشوند در حالي كه دولت امريكا براي فرستادن پارازيت روي برنامه هاي سلطنت طلبان به كوبا اعتراض ميكند و در مجلس براي كمك به آتاباي 50 ميليون دلار بودجه تصويب ميكند.

براي اينكه ايران نفت داردو براي اينكه امريكايي ها اين نفت را ارزان ميخواهند. براي اينكه اروپا سر نفت ايران با امريكا رقابت دارد. براي اينكه حقوق بشر فقط مال غربي هاست اگر لازم باشد بمب اتم بيندازند تا بتواند نفت را مجاني ببرند اين كاررا خواهندكرد. تنها راهش اين است كه از اين تفرقه و تشتت در بياييم. از افعي توقع اصلاح طلبي نداشته باشيم. قيامها نشان مي دهند كه مردم ايران مي خواهند مستقل باشند و استعمار نشان داد كه به هر بهايي مي خواهد جلوي استقلال ايرانيان را بگيرد. كودتاي 28 مرداد سال 1332 يك نمونه بارز بود.

همين چند روز پيش دادگاهي در آرژانتين براي 8 مقام ايران از جمله سفير ايران در آرژانتين حكم جلب بين المللي صاد ركرد. سران القاعده در ايران نگهداري مي شوند. زني به نام شهناز به سنگسار محكوم شده است. سرنوشت هزاران دانشجو در سياه چالهاي رژيم نامعلوم است .هنوز خون زهرا كاظمي خشك نشده است . در شيراز دو دانشجو به اعدام محكوم شده اند. اين تابستان پانزدهمين سالگرد قتل عام هزاران زنداني سياسي است. اما دولت امريكا با مقامات ايراني و سپاه پاسداران به مذاكره مي نشيند. به دولت ايران دوباره باج ميدهدو دفاتر شوراي ملي مقاومت را در امريكا مي بندد. اين اتفاق پس از حملاتي است كه در استراليا و آلمان و فرانسه به منازل پناهندگان صورت گرفته است. مسلما گروههاي ديگر هم در امان نيستند. دولت ايران هيچ مخالفي را تاب نمي آورد ودولتهاي خارجي تا اين خوان نعمت باز است براي هر كشتار و قتل و عام دولت ايران يك كلاه شرعي درست ميكنند و دوباره مثل صفحه ضرب خورده گرامافون ميروند سر گفتگوي انتقادي.....

هر قيام حتي اگر سركوب شود يك تجربه است و چراغي است براي آيندگان. هر قيام نشان ميدهد . كه هنوز در اين مرزو بوم انسانهاي آزاده فراوانند.پس از هر قيام انسانها بيشتر فكر ميكنند و ناخودآگاه به تحليل و بررسي مي نشينند. هر قيام خمودگي را در جامعه مي شكند و به ظاهر پوشالي حاكمان يك ضربه ديگر ميزند.

سال 1354 اوج قدرت شاه بود. چه كسي فكر ميكرد كه او با آنهمه كبكبه و دبدبه و دستگاه عريض و و طويل و آن ساواك مخوف روزي سرنگون شود؟‌همين جناب كالين پاول در سال 1978 ميلادي چند ماه قبل از قيام ضد سلطنتي به ايران تشريف آورده بودند و توسط شاه از او و هيئت امريكايي پذيرايي درخشاني شده بود و حتي ارتش و نيروي هوايي مانور داده بودند تا قدرت و ثبات شاه را نشان بدهند. اما شاه چند ماه بعد سرنگون شد. حالا هم اگر صد تا امريكا و اروپا و كانادا و استراليا بخواهند از اين دولت قرون وسطايي حمايت كنند باز اراده مردم پيروز خواهد شد. ..

شايد فردا شايد چند ماه ديگر يا شايد چند سال ديگر. براي اينكه در قرن بيست و يكم ديگر نميشود مردم را در جهل نگاه داشت. براي اينكه دست استعمار ديگر رو شده است. براي اينكه كوله بار مردم ما از تجربه مبارزه خالي نيست. براي اينكه اراده مردم را نبايد دست كم گرفت. براي اينكه هنوز آزاديخواهان در سرزمين ما نمرده اند و هستند كساني كه تا پاي جان براي آزادي ملتشان مبارزه ميكنند. براي اينكه مردم ما با اينهمه فشار و فقر و خفقان و زجر و شكنجه و كشتار ديگر جز زنجيرهايشان چيزي براي از دست دادن ندارند.
..

در پنجاهمين سالگرد كودتاي ننگين 28 مرداد ياد دكتر مصدق و همراهانش بخصوص دكتر فاطمي كه رذيلانه به قتل رسيد گرامي باد...
********
سايت ديدگاه صفحه اولش را سياه كرده و مطالب جالبي گذاشته است كه من قسمتي اش را در اينجا كپي ميكنم:

کودتاي 28 مرداد
برگي سياه در تاريخ کشورمان

محمدرضا پهلوي با تن دادن به طرح کودتا پذيرفت
که همچون پدرش، بدون کمک جهانخواران جايي در کشور ندارد
به سيستم پارلمانتاريسم و مشروطه اعتقاد ندارد
و براي کسب قدرت حاضر به همکاري با ارتجاع است

با گزينش شعار خدا، شاه، ميهن
سکولاريسم را رد کرد
نظام را بر دوپايه استبداد مذهبي و فاشيسم استوار کرد

با اسارت و قتل رهبران سياسي
راه خميني را هموار کرد
مردم را در حداقل آگاهي سياسي نگاهداشت

با تن دادن به قرار دادهاي تجاري و نظامي
دست جهانخواران را در تاراج منابع ملي آزاد گذاشت